Love Story

Love Story

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Love Story 2026 S01E01 1080p WEB h264-ETHEL
Ein Kommentar von amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2026-02-17
Downloads: 92
Hörgeschädigt: No
FPS: 23.976

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 191 Zeilen.

.این داستان الهام‌گرفته از رویدادهای واقعی است، اما شامل عناصر تخیلی هم می‌شود .هرگونه شباهت به افراد یا نهادهای واقعی صرفاً برای اهداف نمایشی است

‫- کارولین! ‫- کارولین!

‫هی.

‫- کارولین، اینور! ‫- بجنب، کارولین!

‫من یه رنگ دیگه می‌خوام. ببخشید، فقط...

‫این برای جایی که می‌خوام برم ‫جواب نمیده. اونا، آم...

‫یه سایه‌رنگ متفاوت می‌خواید یا...

‫نه.

‫بیایید یه چیز مطمئن انتخاب کنیم. آم...

‫یه رنگ خنثی... یه سایه‌رنگِ رنگِ بدن. ببخشید.

‫خواهر شوهرت طبقه پایینه.

‫بهش بگو من یه دقیقه دیگه میام پایین. ‫فقط باید لباس عوض کنم.

‫ممنون، رزماری.

‫کارولین! کارولین!

‫من نمی‌خوام این آخر هفته رو هم ‫کوفتم کنه

‫مثل هر مراسم خانوادگیِ ‫دیگه‌ای که همین کارو می‌کنه.

‫اون داره تلاش می‌کنه، جان.

‫این مثلاً تلاش کردنشه.

‫فقط یکم باهاش راه بیا.

‫من فقط... به خاطر مسیح، یه عروسیه دیگه.

‫یه جوری رفتار می‌کنه انگار ازش خواستم تو ‫کنوانسیون ملی دموکرات‌ها شرکت کنه.

‫دوباره هتل موندی؟

‫اینطور نیست که داره التماسم می‌کنه ‫برگردم خونه.

‫چی شد؟ ‫قرار بود یه ساعت پیش راه بیفتیم.

‫جمعه‌ی تابستونیه دیگه. ‫تونل عین پارکینگ شده بود. سلام.

‫تو تو کل زندگیت یه روزم آن‌تایم نبودی، ‫اما وقتی برات دردسر میشه...

‫من فقط میگم نوشیدنی‌های ‫خوش‌آمدگویی رو از دست میدیم.

‫خانواده‌م قراره قشقرق به پا کنن.

‫اونا در هر صورت یه بهونه ‫پیدا می‌کنن که قشقرق راه بندازن.

‫- بچه‌ها، من دیگه پایه این بحث نیستم. ‫- خب اگه می‌خوای بحثو به اونجا بکشونی...

‫خیله خب، ما جفت‌مون توافق کردیم که ‫به همدیگه حق بدیم و بدبین نباشیم.

‫- جی کجاست؟ ‫- نتونست بیاد.

‫- جی دیگه کیه؟ ‫- مربیه.

‫و عصاهاش کجان؟

‫همش از زمان بهبودیش ناله می‌کنه، ‫و با این حال اونا رو نمیاره...

‫الکی دعوا راه ننداز.

‫معذرت می‌خوام.

‫فقط مضطربم.

‫دوستت دارم.

‫از اینکه اینجایی ممنونم.

‫منم دوستت دارم.

‫خوبه.

‫بریم.

‫برج مراقبت اسکس، 9253 نوامبر، ‫آماده خزش با مایک به سمت شمال شرقی.

‫9253 نوامبر، ‫مسیر برای تیک‌آف بازه، باند 22.

‫باند 22، اجازه تیک‌آف صادر شد. ‫ساراتوگا 9253 نوامبر.

‫ « داســـتـــان عـــشـــق »

‫یه پاکت، لطفاً.

‫چشمات رو درویش کن.

‫مشروب آخر شب چطور بود؟

‫آخرش سر از کلوپ "تونل" درآوردم و داشتم ‫تو استخر توپ با میکی رورک غلت می‌زدم.

‫- یعنی سکس کردین؟ ‫- نمی‌دونم. یادم نمیاد.

‫ولی وقتی زدم بیرون خورشید داشت طلوع می‌کرد، ‫پس الان فقط خودمو آماده کردم که گندش دربیاد.

‫با اون یارو رفتی خونه؟

‫کدوم یارو؟

‫همون جذابه، برنزه‌هه که داشتی باهاش ‫حرف می‌زدی با اون ساعدها و شلوار لی ضایع؟

‫فکر کردم دیدم با هم رفتین؟

‫من فقط رفتم خونه. خیلی خسته بودم.

‫اه. بعضی وقتا خیلی تودار و رو مخی. ‫من اینجا دارم سفره دلمو برات باز می‌کنم.

‫می‌خوای چی بهت بگم؟

‫اینکه دادی بهش.

‫و اینکه من تو مسیرِ ‫خود-ویرانگریم تنها نیستم.

‫نگهش دارید، لطفاً.

‫راستی، ‫دیشب اون عطر مشک مصریِ تو رو زدم،

‫و شوخی نمی‌کنم، سه تا مرد مختلف، ‫قشنگ منو بوییدن.

‫یکی‌شون ‫گفت بوی خشکشویی میدم،

‫که خب، عجیبه، ولی قبوله.

‫هیس.

‫گریس، می‌شنوه چی میگیا.

‫فکر می‌کردم قانون حرف نزدن ‫توی آسانسور بیشتر یه افسانه‌ست.

‫- مثل گرایش جنسیش. ‫- هیس. هیس.

‫همه‌جا دوربین داره.

‫حقوقمو زیاد کن، مادرجنده.

‫توروخدا بگو ‫براش پیغام صوتی نذاشتی.

‫نذاشتم.

‫دو تا گذاشتم.

‫کیر توش. گریس.

‫چرا باید خودشو به زحمت بندازه و ‫بیفته دنبالت وقتی می‌دونه مجبور نیست؟

‫سعی کردم ناز کنم و دست‌نیافتنی باشم، ‫و ظاهراً خیلی خوب نقشمو بازی کردم.

‫بیا اینجا.

‫بیا اینجا.

‫نگام کن.

‫تو خوشگلی.

‫باشه؟

‫هی.

‫از نقاط ضعفش سوءاستفاده کن.

‫یه جایی خوندم.

‫- تا کی؟ ‫- تا وقتی که ازش خسته بشی،

‫یا اون‌قدر پیر بشه که نتونه ترکت کنه.

‫میشه جلسه مشورتی رو بذاریم ‫برای بعد از کار، لطفاً؟

‫ما باید اون لباس‌هایی که برای دمی انتخاب ‫کردیم رو اتو کنیم، تو کاور بذاریم و برچسب بزنیم،

‫و مدیر برنامه‌هاش ‫تا حدوداً یه ساعت دیگه اینجاست.

‫بجنبید. زود تند سریع.

‫مرسی.

‫و یادتون نره که ساعت ۱۱ ‫با آنت پرو داریم.

‫نمونه بارز. تانیا زیادی ‫زور می‌زنه که رئیس‌بازی دربیاره.

‫بنابراین، من هیچ احترامی ‫برای ریاستش قائل نیستم.

‫تو این نمایشگاه احساس می‌کنم زندانیشم،

‫با اینکه عاشق اینم که تو انتخاب اکسسوری به ‫دایان سایر کمک کنم.

‫فقط به کلوین بگو می‌خوای ‫بری بخش روابط عمومی. اون دوستت داره.

‫آره، ارواح عمت.

‫شرکت داره کلی ضرر مالی میده، ‫و اونم تازه از کمپ ترک اعتیاد اومده بیرون.

‫الان وقتشه که همه چی رو حول محور خودم بکنم.

‫حتی یه سالم نشده که اینجام.

‫خب، قبلاً تو پاساژ پلیورهاش رو تا می‌کردی، ‫و حالا ببین کجایی.

‫دلم برای پاساژ تنگ شده.

‫هوی، اینجا شبیه کتابخونه‌ست؟ ‫پنجاه سنت میشه، داداش.

‫هوی، چیزی که لازم داشتی رو گرفتی؟

‫جان کندی جونیور برای دومین بار ‫در آزمون وکالت رد شده هست.

‫روزهای حضورش در دادگاه ممکن هست برای ‫جان اف. کندی جونیور به شماره افتاده باشد.

‫جان اف. کندی جونیور دوباره ‫در آزمون وکالت ایالت نیویورک رد شده.

‫- کندی شغلش را از دست خواهد داد. ‫- آخرین شانس کندی.

‫جان اف. کندی جونیور با چشم‌انداز ‫طولانی و طاقت‌فرسای مطالعات روبروست...

‫...پسر خوش‌تیپ ‫رئیس‌جمهور فقید...

‫شاید به او لقب ‫سکسی‌ترین مرد زنده را داده باشند،

‫اما امشب او فقط حسابی شرمنده بود.

‫سه بار خطا و اخراج ‫از شغلش به عنوان دستیار دادستان.

‫چه چیزی در انتظار این وارث مشهور هست؟

‫"خب که چی اگه دو بار ‫تو آزمون وکالت گند زده؟"

‫دو بار تو پرانتزه.

‫"شاهزاده بی‌تاج و تخت ‫آمریکا در آستانه ۳۰ سالگیه

‫با یه دوست‌دختر ثابت، ‫ظاهری فوق‌العاده، و حتی یه نقش سینمایی.

‫اما حالا وقتشه که بچسبه ‫به اون کتاب‌های حقوق."

‫اگه باعث میشه حس بهتری داشته باشی، ‫هر کی تو رو می‌شناسه

‫می‌دونه که ‫دوست‌دختر ثابت نداری.

‫صیکتیر.

‫من نمی‌تونم با وجود این تیترها ‫تو شهر آفتابی بشم.

‫ولی کیرتو به همه آدمای باشگاه نشون میدی.

‫ظاهراً فقط به درد همین کار می‌خورم.

‫خب، به عنوان پسر عموت، ‫مشخصه که باهات مخالفم.

‫تازه، من یه شاهزاده واقعیم، ‫ب-با لقب و همه چی.

‫چ-چیه این وسواس ‫تقدیس کردن تو؟

‫می‌دونی، نکته خنده‌دارش اینه که وقتی اولین ‫بار تیتر "جذاب لعنتی گند زد" رو دیدم،

‫با خودم گفتم: "وای، این بده، ‫ولی دیگه امکان نداره از این بدتر بشه."

‫دوباره امتحان میدی.

‫دفتر دادستانی یه قانون سه بار ردی داره ‫برای دستیاراشون.

‫اگه دوباره بیفتم، شغلمو از دست میدم.

‫خب، پس فکر کنم بهتره نیفتی.

‫م-منظورم اینه که... قشنگه. آم...

‫خب، می‌تونیم با یه شال هم امتحانش کنیم. ‫می‌تونیم استایل‌های مختلفی رو امتحان کنیم.

‫مشکلت فیت بودنشه ‫یا خود لباسه؟

‫هر دو. ه-هیچکدوم.

‫ببخشید، من واقعاً تو اینجور چیزا ‫زیاد خوب نیستم.

‫آم، تو چی فکر می‌کنی؟

‫اوه، م-من فکر می‌کنم می‌تونیم براتون ‫یه چیز بهتر پیدا کنیم.

‫- واقعاً؟ ‫- بله.

‫همون لحظه اول می‌فهمید ‫اگه یه لباسی بهتون بیاد.

‫باید یهو سرشار از اعتمادبه‌نفس بشید.

‫خب، کلوین مشخصاً این لباس رو ‫برای ایشون در نظر گرفته بود، کارولین،

‫پس چرا با شال امتحانش نکنیم؟

‫بعد تصمیم می‌گیریم.

‫خیلی عذر می‌خوام.

‫پشت خط با دیوید گفن گیر کرده بودم.

‫- چطوری؟ ‫- سلام.

‫بذار ببینم.

‫چه حسی داری؟

‫خب، یعنی، آم... قشنگه.

‫آه، ولی کارولین داشت می‌گفت ‫می‌تونیم گزینه‌های دیگه رو هم امتحان کنیم.

‫بله، کالکشن ‫خیلی متنوعه، من فقط...

‫فقط فکر کردم می‌تونیم چندتا جایگزین بیاریم.

‫یادم بنداز، این برای ‫اکران باگزی بود، درسته؟

‫آره.

‫یعنی...

‫این یه کم دلرباتره.

‫می‌دونی؟ گزینه سکسی‌تریه.

‫یه فکری به سرم زد.

‫چرا نذاریم کلوین تصمیم بگیره؟

‫خب، مگه اونم اینجا کار نمی‌کنه؟

‫ن-نه، من...

‫یه لحظه.

‫کلوین این کت و شلوار رو به عنوان بخشی از ‫کالکشن مردونه طراحی کرده،

‫و من دیوونشم.

‫جزئیاتش واقعاً...

‫تانیا.

‫بفرمایید.

‫اوکی.

‫اوکی. خب مشخصه که ‫باید یه کم تنگش کنیم،

‫ولی فکر می‌کنم انتخاب جسورانه‌ایه،

‫و یه ادای دین باحال به ژانر ‫فیلم نوآر و گانگستریه.

‫عاشقشم. ‫میشه لطفاً ببرمش خونه؟

‫ب-باشه.

‫تو و وارن برنامه دارید که ‫با هم روی فرش قرمز راه برید؟

‫چون... م-من فقط می‌پرسم چون ‫نمی‌خوام لباساتون با هم ناهماهنگ باشه.

‫همه چشم‌ها قراره روی تو باشه.

‫اگه اون نیاز به یه کت و شلوار با ‫رنگ متفاوت داشته باشه، نمی‌میره که.

‫اوم-هوم.

‫اسمش رو توی لیست مهمونای ‫مراسم خیریه آمازون دیدم.

‫- تو هم قراره اونجا باشی؟ ‫- اوه، نمی‌تونم.

‫من یه نمایشنامه‌خوانی ‫توی سالن سیرکل این د اسکوئر دارم.

‫خب، همه طراحای بزرگ ‫قراره اونجا باشن،

‫پس اگه وارن بیتی رو ‫توی آرمانی یا رالف لورن ببینم،

Love Story subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left