Dash & Lily - First Season

Dash & Lily - First Season

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Dash and Lily S01E01 1080p WEB H264-STRONTiUM
Dash and Lily S01E01 720p WEB H264-STRONTiUM
Dash and Lily S01E01 1080p WEBRip x264-ION10
Dash and Lily S01E01 720p WEBRip x264-ION10
Dash and Lily S01E01 1080p WEBRip XviD MP3-XVID
Dash and Lily S01E01 720p WEBRip XviD MP3-XVID
Ein Kommentar von thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tags

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
XviD
Veröffentlicht am: 2023-08-14
Downloads: 21
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 160 Zeilen.

‫چیزی که میگم رو تصور کنید

‫توی کتابفروشی موردعلاقه‌تونید

‫یه قفسه رو به دنبال جای کتاب‌های ‫موردعلاقه‌تون می‌گردید...

‫و یه دفعه...

‫بین دو عطف آشنا، ‫یه دفترچه‌ی قرمز قرار گرفته

‫تصور کنید توی نیویورک هستید و کریسمسه

‫آدما و احتمالات دورتونو گرفتن...

‫و امیدی هست که یه گوشه‌ای از شهر...

‫یه نفر هست که تقدیرتونه

‫فقط باید پیداش کنید

‫چطور این کارو می‌کنید؟

‫فقط بستگی داره که چطور آدمی هستید

‫نفرت‌انگیزترین زمان ساله

‫شادی زوری، جمعیت شوریده

‫آوازه‌خوان‌هایی که انقدر اگ‌ناگ خوردن ‫که شعر رو یادشون رفته

‫و البته، زوج‌های ساده‌لوحی که...

‫اشتیاق عید رو با عشق اشتباه می‌گیرن

‫منم یه بار چنین اشتباهی کردم

‫ولی دیگه تکرار نمیشه

‫آهای!

‫- کریسمس مبارک! ‫- بیخیال، ریسه؟

‫صنعت اموجی هنوز شکلکی نساخته... ‫

‫که احساسات یک نفر رو نشون بده ‫که مادر مطلقه‌اش پسش زده...

‫تا بتونه کریسمس رو توی هاوایی بگذرونه

‫توی نیویورک چنین چیزی خیلی مهمه

‫خب حداقل یه نفر شعر رو یادشه

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫فقط یه پناهگاه هست که از قبیله‌ی عیددوست‌ها ‫در امانه

‫بعضی از کتابفروشی‌ها فکر می‌کنن ‫باید یه کلاس کلوچه‌پزی راه بندازن...

‫که چهارتا کتاب از پروست بهتون بفروشن

‫ولی استرند اینطوری نیست

‫سلام، این جاش اشتباه بود

‫گابریل گارسیا مارکز باید توی قسمت گاف باشه، ‫اول گارسیا. نه قسمت میم، اول مارکز

‫در ضمن این زندگینامه‌ست. رمان نیست

‫ممنون

‫ببین بچه، اگه یه وقت خواستی ‫اینجا کار کنی...

‫این کارتو یادم نمیره

‫ببین، اینم توی قسمت اشتباهی بود

‫جرئتشو داری؟

‫چندتا سرنخ برات گذاشتم. ‫اگه می‌خوایش، بزن صفحه‌ی بعد

‫اگه نمی‌خوای، کتابو برگردون سر جاش

‫پس تصمیم گرفتی بازی کنی. ‫تصمیمی که گویای خیلی چیزاست

‫شروع کنیم؟

‫یه پیغام رمزی. با کتاب‌های درست ‫میشه رمزگشاییش کرد.

‫ولی فقط به شرطی که بتونی پیداشون کنی

‫اولین سرنخت به مطالعات سنگین ‫احتیاج داره

‫دنبال پیانیسم فرانسوی بگرد

‫پیانیسم فرانسوی دیگه چه کوفتیه؟

‫در ضمن اگه می‌خوای از گوشیت استفاده کنی، ‫اصلاً بهتره بازی نکنی

‫پیانیسم فرانسوی

‫من چیزی بهت نمیگم

‫ولی اینجا میز اطلاعاته

‫مگه موظف نیستی بهم اطلاعات بدی؟

‫ببین، اگه به خاطر قضیه‌ی چند دقیقه پیشه، ‫معذرت می‌خوام

‫می‌دونم که تو هرگز کتابی رو ‫جای اشتباهی نمی‌ذاری

‫متوجه نمیشم. ظلمی بهت کردم؟

‫واسه کریسمس بهت کتاب جیمز پترسون ‫کادو دادم؟

‫یا فقط از زجر کشیدن من لذت می‌بری؟

‫- میشه حداقل بگی توی چه قسمتیه؟ ‫- اجازه ندارم

‫به دختره قول دادم در اون مورد ‫به کسی کمک نکنم

‫ولی از اونجایی که پرسیدی، یه ذره لذت می‌برم

‫گفتی دختره

‫- نه، نگفتم ‫- چرا، گفتی

‫گفتی دختره. یه دختره و داره ‫اطلاعاتم از استرند رو محک می‌زنه

‫ممنون بابت کمکت

‫من کمکی نکردم

‫خیلی‌خب، دختر سرنخ‌باز

‫اگه می‌خوای اینطوری بازی کنیم...

‫بچرخ تا بچرخیم

‫پیانیسم مربوط به پیانو میشه. ‫ولی چیزی توی قسمت موسیقی نیست

‫مگه اینکه...

‫مطالعات سنگین

‫یه رمزه. صفحه‌ی هشتاد و هشت، ‫خط هفتم، کلمه‌ی دوم

‫آیا تو...

‫آیا من چی؟

‫بیا یه ذره سخت‌ترش کنیم. ‫کتاب ملکه‌ی خیکی هرزه‌ی پرام

‫مسلماً دسته‌بندی نوجوانانه ‫و مسلماً کتاب صورتی‌رنگه

‫ایول

‫کتاب بعدیت به کریسمس مربوط نمیشه

‫ولی بابانوئل پیداش میشه که اسلحه پخش کنه

‫حالا با فرض اینکه بچگیت این کتاب رو ‫خونده باشی، کدوم قسمتش روی مخته؟

‫اینکه راحته. چرا بابانوئل ‫چاقو میده دست یه بچه‌ی هشت ساله؟

‫اگه جوابت این بود که بابانوئل ‫یه بچه‌ی هشت ساله رو مسلح می‌کنه...

‫می‌تونیم ادامه بدیم

‫سرنخ بعدیت داخل محبوب‌ترین کتاب...

‫داخل قفسه‌ی کتاب‌های جنسیه

‫دش؟

‫پریا

‫- سلام ‫- نمی‌دونستم هنوز توی شهری

‫نمی‌دونه، چون ما با هم رفیق نیستیم

‫هیچکی توی شهر نیست. ‫همه رفتن بورا بورا...

‫البته

‫زمانی که با بهترین دوستش رابطه داشتم، ‫توی یه اکیپ بودیم

‫حالا دیگه نه

‫قضیه هدایای امسالشونه. ‫منم واسه همین اینجام

‫دنبال یه هدیه واسه خواهر کوچولومم. ‫اونم عاشق کتابای تخیلیه

‫آره، یادمه. توی مهمونی پارسالت ‫منو به دوئل دعوت کرد

‫بابت مهمونی امسال، ‫شرمنده که دعوتت نکردم

‫گفتم ناجور میشه. ولی حالا که توی شهری...

‫حتماً باید بیای. شب عید کریسمسه

‫ممنون، ولی فردا با بابام میرم سوئد

‫- سوئد ‫- آره

‫میگن سوئد توی دسامبر خیلی قشنگ میشه. ‫اون شب‌های طولانی سوئدی

‫صحیح

‫خب حیف شد پس

‫سوفیا هم میاد ها

‫- سوفیا برگشته؟ ‫- آره. فقط واسه تعطیلات

‫چیزی هست که باید ازش اطلاع داشته باشه؟

‫بهش بگو دارم چیزای جدید رو تجربه می‌کنم

‫باشه

‫صبر کن، پریا. بیا، واسه خواهرت

‫حس می‌کنم ازش خوشش بیاد. ‫یه کتاب تخیلیه راجع به بچه‌های اسلحه به دست

‫کریسمس مبارک

‫اینکه حاضری توی استرند وایستی...

‫و کتاب لذت سکس همجنسگرایان رو بگیری دستت، ‫نشون میده آینده‌ی خوبی با هم داریم

‫با این حال چندتا قانون هست

‫اگه یه پسر نوجوون نیستی، لطفاً دفترچه رو ‫بذار سر جاش

‫اگه کتاب توی دستت به کارت میاد، ‫کاملاً از گرایشت حمایت می‌کنم

‫عشق طیف گسترده‌ای داره. ‫ولی اگه دخترا توی طیف تو نیستن...

‫لطفاً دفترچه رو بذار سر جاش

‫و در آخر، اگه تا اینجا رسیدی ‫نشون میده که خیلی باهوشی

‫ولی می‌خوام بدونم...

‫شجاع هم هستی؟

‫سلام

‫شرمنده که مزاحم مطالعاتتون شدم

‫ولی ازم خواسته شده که ‫چیزی رو برای همه بخونم

‫از جونی میچل هم عذر می‌خوام

‫کریسمس فرا می‌رسد

‫درختان را قطع می‌کنند

‫مجسمه‌های گوزن می‌گذارند ‫و نغمه‌های شاد و آرامش‌بخش می‌خوانند

‫ای کاش رودخانه‌ای بود...

‫که سوار بر آن از اینجا بروم

‫اما اینجا برف نمی‌آید

‫شاید فکر می‌کردی این کار ‫منو می‌ترسونه

‫ولی من عاشق این آهنگم و اگه تو ‫انتخابش کردی، پس یعنی تو هم عاشقشی

‫الان اینجایی؟

‫برگشتی ببینی جرئتشو دارم ‫که تا آخر ماجرا رو برم؟

‫ای کاش رودخانه‌ای بود. ‫مهار کردن من سخت است

‫من خودخواه و اندوهگینم

‫و حالا بهترین دلبر خود را از کف دادم

‫ای کاش رودخانه‌ای بود که بر آن ‫سوار شوم و از اینجا بروم

‫کریسمس فرا می‌رسد

‫کریسمس فرا می‌رسد

‫- عه، وایستا ببینم ‫- از این بدبختی خلاصت می‌کنم

‫چیکار می‌کنی؟ ترانه تموم نشده

‫چیزی که لازم داشتی رو گیر آوردی

‫دو کلمه‌ی آخر پیام؟

‫همین الان به زبون آوردیش

‫آیا تو این کریسمس رو در تنهایی سر می‌کنی؟

‫خب، اینم از این. اینکه بعدش چی میشه ‫به عهده‌ی خودته

‫پیغامی بذار و بگو این وقت سال ‫چه حسی بهت میده

‫اگه از جوابت خوشم بیاد، ‫شاید خبری ازم به دستت برسه

‫اگه نترسیده باشی

‫اون کیه؟

‫حتی اگه می‌تونستم بهت بگم هم نمی‌گفتم

‫باید بذاریش سر جاش که یه نفر دیگه هم ‫بتونه بازی کنه

‫آهای. گفتم بذارش سر جاش

‫من نترسیدم، دختر سرنخ‌باز

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left