Die ersten 186 Zeilen.
قرار یک طرفه) (سو هانی و هونگ هانو
اهالی گیونگسانگ-دو) (پارک هانول و پارک هانگیول
قرار دانش آموزای نمونه) (به سولبی و هان باروم
زوج خوش قیافه) (هان دائون و کانگ ته یانگ
قرار چانسول که) (هیچ ایدهای دربارهاش نداره با کیه؟
،اگر داهه رو ببینه
ممکنه تو ذوقش بخوره- ناامید شه؟-
بازم؟
،اون تیشرت سفید و شلوار جین پوشیده همونی که خانما دوست دارن
داهه بهش گفت نپوشه
اونا نمی دونن با کی قرار دارن
کی میاد؟
اینکه نمی دونه با کی قرار داره) (بیشتر نگرانش می کنه
بازم تویی؟ عجبا
،اینجا چکار می کردی مثل قهرمان تو قصهها؟
خدایا
،اینجا چکار می کردی مثل قهرمان تو قصهها؟
چی؟ چرا؟
می دونستی منم؟
نه، نمی دونستم- منم-
من از اونجا دیدمت تو مثل شاهزاده ها وایساده بودی
چیکار میکردی اونجا عین شاهزادهها وایستاده بودی؟
چه احساسی داری از اینکه من اینجام؟ من خوشحالم
لازمه که حتما بگم؟
لازمه که حتما بگم؟
بابا ولمون کنین- اون مثل توله سگه-
اونا واسه تماس فیزیکی تردید نمیکنن
اونا مثل زوجا رفتار می کنن- جدی. چه خبره؟-
بریم. هیچوقت اینجا نبودم- واو-
همیشه کوه نوردی می کنی؟
من استاد کوه نوردی ام
این یه جورایی یه کوه نوردی نصفه نیمه است
که این یه کوهنوردی نصفه نیمه است- آره-
باشه؟ یه نصفه کوهنوردیه- باشه. یه کوهنوردی نصفه نیمه-
تا حالا کوه نیومدم
بیا یواش بریم
فکر کنم یکم خستمه
خسته ای؟- آره، باید منو کول کنی-
من تو کول زدن بقیه خوبم، ولی هیچوقت یه زنو کول نکردم
دروغ نگو. تو همین الان گفتی که توش خوبی
ببخشید- دروغ گفتنو تموم کن، چانسول-
من تحملشو ندارم
خدایا
واو. چه منظره ای
خوشگل نیست؟- هست-
واوو- خیلی قشنگه-
خوب میشد شبم بیای اینجا- آره-
اونجا رو نگاه کن- اینجا خیلی قشنگه-
از اینجا می تونی همه سئولو ببینی
آره
ماشینای زیادی تو سئوله
منم همین فکرو دارم چرا این همه ماشینه؟
باید همه ماشینا رو جمع کنی
همشونو پاک کنم؟- آره-
شاید باید گواهینامه هاشونو بگیرم؟
به اندازه کافی خوبه؟ کافیه؟
نگاه کن. برای شهری با رودخونه اونا به خوبی ازش استفاده کردن
جاده های کنار رودخونه رو دیدی؟ بزرگراه المپیک، بزرگراه گانگبیون
کره قشنگه، مگه نه؟- قشنگه-
اینجا خیلی قشنگه. هوا رو دوست دارم- به قایقی که اونجاست نگاه کن-
کجا؟
اونجا. از اون جور چیزا خوشم میاد من خیلی تو رودخونه هان قایق سواری کردم
منم دوست دارم همچین کارهایی بکنم میخوام همچین فعالیتایی داشته باشم
فکر می کنی موفقی وقتی رو رودخونه هان انجامش میدی
حس موفقیت می کنی؟ تو موفقی؟
هنوزم باید سخت کار کنم
میخوای موفق تر باشی؟- آره من رویاهای بزرگی دارم-
رویات چیه؟
آرزوم اینه که با یه زن خوب ازدواج کنم
واقعا؟ دارم این رو می خورم
جدی؟- آره-
تو واقعا میخوای ازدواج کنی
من میخوام ازدواج کنم
تو سن تو باید شروع کنی دنبال یه همسر مناسب باشی
آره
اینجوری می تونی تو یکی دو سال ازدواج کنی
به همین خاطره یه مقدار بیشتر محتاطم- واقعا؟-
وقتی یه نفرو می بینم
درک میکنم. به خاطر سنته
من به ازدواج نسبت به قرار اهمیت بیشتری میدم
چانسول میخواد ازدواج کنه) (ولی داهه هنوز به ازدواج فکر نمیکنه
تو واقعا میخوای ازدواج کنی
،فکر میکردم اینجوری نباشم ولی هستم
واقعا؟
فکر نکنم که بخوام الان ازدواج کنم
راستشو بگم، ازدواج منو میترسونه
چون هنوز جوابی ندارم که چطوری باید ازدواج شادی داشته باشم
فکر کنم هنوز اونقدر بالغ نشدم که ازدواج کنم
قابل درکه، اون هنوز جوونه- مم-ممم-
اون حتی نزدیک به سن ازدواجم نیست
داریم برمیگردیم
آره. کجا بریم؟ گشنمه
امروز حتی میتونم اون سنگارم بخورم، چانسول
می تونم قطب نما هم بخورم- رسیدیم-
رستوران بار کره ای؟ خوبه
میتونیم اینجا بشینیم. سلام- سلام-
کیفتو همین جا میذاری؟
گذاشتم
خوبه رو زمین بذاریش
نمیشه اینجا آویزونش کنی؟- باشه، بیا اونکارو کنیم-
ردش میمونه؟- !اوه-
خیلی با استعدادی
ردش می مونه؟- نه، نمی مونه-
اگر این کارو کنم جاش نمیمونه
چی فکر میکنی؟- خیلی خوبه-
خیلی مهربونی- خوبه؟-
تو نمیخوای ردش بمونه- ناراحت میشم-
البته
واوو- واوو. مزه اش کنیم-
باید به ترتیب بنوشیم؟
با مزه است- آره-
به سلامتی. لذت ببر
کوهنوردی کار خوبیه
خدایا، خیلی خوبه. امتحان کن
داشتن یکی مثل من خیلی خوبه، نه؟- آره-
خوبه یکی مثه من دور و بر باشه، میفهمی- حق با توئه-
نوش جان
نوش جان. با پیازچه هم امتحانش کنین- تو پیازچه دوست نداری؟-
به نظر میرسه تو دوست داری
خیلی خوبه- آره-
...من دوست دارم جاهای قشنگ برم- آره-
...غذاهای خوب بخورم- درسته-
و بعدش گپ و گفت داشته باشم
درسته؟- صحبت در مورد اینکه چقدر خوب-
و با مزه بود. خوشم میاد
از اشتراک گذاشتن تجربه خوشم میاد
تو واقعا اومدی این برنامه که یه نفرو واسه ازدواج پیدا کنی؟
من؟- آره-
دوست داشتم همچین کسیو پیدا کنم
هیچ کس دور و برت نیست؟
راستشو بگم، خیلیا هستن- درسته؟-
...اینکه رابطه رو از دوستی به سطح بالاتری ببری
کمیابه؟
هیچ وقت اتفاق نمیفته
اگر هفت تا خواهر بزرگتر داشتم
و من کوچیکه بودم چی
اگر هفت تا خواهر داشتی؟- آره-
یه بازیه اما اگریه
،واقع بینانه بگیم نگران نمیشدی؟
،اگر اون قدر داشتی مطمئنم از پسشون برمیومدی
این چیزیه که فکر میکنم
،اگر یه نفر اشتباه کنه مطمئنم تو مدیریتش می کنی
به این خاطر که می دونی باهاش مواجه نمیشم
می دونی من فقط فرار می کنم
فرار می کنی؟
اگر نتونم باهاش کنار بیام، احتمالا
اگر مجبور باشیم کلی مراسم یادبود برگزار کنیم چی؟
نمی تونم میدونی، من آشپزی بلد نیستم
اگر این دروغ من باشه چی؟
میری خونه؟
آره، بخوام واقع بینانه بگم
،می دونی که من تو آشپزخونه خوب نیستم
دیدی دیگه- آره-
پس اگر مجبور بودیم مراسم اجدادی رو انجام بدیم، توام اقوام زیادی داشتی
...و کارهایی بود که باید انجام میدادم
اگه بخوام واقع بین باشم، فرار می کردم چه کاری میتونستم انجام بدم؟
ممکنه خودشو باباش باشن
پسرای بزرگتر؟ جایی مثل آندونگ- این مشکل میشه-
این رازشه؟
صورتش درهم شد- ممکنه این باشه؟-
منم درمورد رازش کنجکاوم
...میفهمی
که من کار ندارم
بیکاری؟ آره، بیکارم-
و فقط پاره وقت کار میکنم
فکر کردی من معلم ورزشم
،اما اگه من فقط یه کارگر موقت باشم بینشون فرق هست
چه احساسی بهت دست میده؟
...خوب
چون ازت خوشم میاد، مشکلی ندارم باهات قرار بذارم
فقط قرار؟
ازدواج یه واقعیته
تو به این برنامه نیومدی که همسر پیدا کنی
این درسته، ولی یه مرد باید پول کافی برای گشتن با من داشته باشه
این شعار من تو زندگیه
اگه میخوای با من بگردی تو باید ده میلیون وون در روز خرج کنی
چه احساسی بهت دست میده؟ راستش رو بگو
برای اینکه با من بگردی- آره-
این چطوره؟ من بهت میگم برای هرچی که خوردی پول بده
و من فقط هزینه خودم رو میپردازم
ولی هرکدوم از ما باید سه میلیون وون بپردازه
در مجموع تو یه ماه شیش میلیون وون خرج میکنیم
چه احساسی بهت دست میده؟
سه میلیون بیشتر از حقوق منه
از حقوق من بیشتره- پس چه احساسی بهت دست میده؟-
که منطقی فکرکنیم بهش سخته
No comments yet. Be the first to leave one.