Die ersten 200 Zeilen.
در
پایانِ طولانی ترین روز
تو هستی
من هستم
ببخشید
بفرمائید
اینا گل آفتابرو هستن
آب دادنشون راحته ...راحت میتونین ازشون نگهداری کنین
حتی اگه اولین بارتون باشه
باشه
چندین ماهه که دارین توی خیابون اجرا میکنین، درسته؟
صدای خوبی دارین
وقتی صدای خوندنتون میاد ...موزیک سر کارم رو قطع میکنم
اینطوری میتونم صداتون رو بشنوم
گلفروشیِ اینجا، جونگ وون سونگیی
مال مامانمه
...اونجا نگهداری از گل و گیاه رو از مامانم یاد میگیرم
و کمکش میدم
اسم مامانم جونگ وونه منم سونگیی هستم
برای همین اسمش جونگ وون سونگییه
بله. اسمم ها سونگ ییه
سونگیی یعنی گل
ها سونگیی
سلام. پارک دوکیوم هستم
پارک دوکیوم
به خوبی ازش نگهداری میکنم
ول نکن - سفت گرفتمش -
چرا جلو نمیره؟
دارم میرم
خوبه - !دارم میرم -
!دوکیوم
بیا
بیچاره
چطور هر فصل سرما میخوری؟
بهت گفتم که موقع خواب یه چیز گرم بپوش
هیچوقت بهم گوش نمیدی
دلم میخواد هر روز مریض باشم تا صدای غر زدناتو بشنوم
چی؟
میتونی کل عمرم بهم غر بزنی
منم تا آخر دنیا دلتنگ نمیشم
اگه متعلق به کس دیگه ای بود
پژمرده نمیشد
شاید فهمیدن این حقیقت پایان رابطه باشه
(قسمت 2. واقعاً مشکلی نداری؟ پشیمون نمیشی؟)
بریم قهوه صبح بگیریم
بیست دقیقه جلوتر
یه کافی شاپ قشنگ رو به اقیانوس هست
میتونیم ورزش صبگاهی کنیم عکس دونفره بگیریم
و قهوه بخوریم
خوبه - عالیه -
لطفاً سوار شین
بله
نه اینطوری نیست
خیلی به صورتم نزدیک نشین
اشتباه پوشیدینش
گمونم به کمکتون نیاز داره
چرا اومدی اینجا؟
در باز بود انگار یکی اومده تو
انگار در شکسته ـست
کسی نیومده تو
فقط خودمونیم
شاید اتاق رو اشتباه اومدی؟
مگه مهمه؟
یکم سرم شلوغه
گفتم که سرم شلوغه
هر روز صبح میرم پیاده روی
باید در رو هم درست کنم
بیدار شدی؟ لباس و کیفت توی کمدن
توی زندگی گذشته ـَم چی بودم؟
کسی که خیانت بزرگی مرتکب شده بود؟
فکر کن تا یادت بیاد، سونگیی
آروم باش
از آسانسور اومدی بیرون
راهرو رو اومدی جلو
و اتاقو پیدا کردی
بعد چی شد؟
دیوونه ای
اینم از این ورزش جدیداست؟
میخوام خودمو بکشم
نتونستی خوب بخوابی؟
چرا، خوب خوابیدم
نور خورشید
نمیتونی
چی؟ - اگه میخوای انجامش بدی، درست انجام بده -
چی رو؟
داری چیکار میکنی؟
خب دارم چیکار میکنم؟
خودتو به اون راه نزن
ها سونگیی، این رفتارا بهت نمیاد
خب
منظوری نداشتم
واقعاً منظوری از این کار نداشتم
...دیشب، من
کلاً نمیخوای رکاب بزنی؟
چی؟ - میخوای کلش رو من رکاب بزنم؟ -
دقت نداری تو کارِت بلد نیستی ولش کن
منظورت دوچرخه سواری بود؟
خودم میزنم. خودم
سونگیی کجاست؟
!سونگیی
!ها سونگیی
سونگیی؟
واقعاً گوشیتو جواب نمیدی؟
نه وقتی خوابم نمیتونم صدای گوشیمو بشنوم
حتماً مست بودی
فکر نکنم اونقدر صمیمی باشیم که اینا رو به هم بگیم
مجبور نیستی
سونگیی کجاست؟
...چرا از من راجع به دوست دخترت
میپرسی؟
الان چیه؟
داشتم رکاب میزدم
پیاده شو
پیاده شم؟
دیروز منو جا گذاشتی
امروز بهم میگی پیاده شو؟
رسیدیم
چی؟
بریم ببینیم
نمیخوایین عکس دونفره بگیرین؟
به هم نزدیکتر بشین
چرا شبیه یه زوج ملوس کنار هم نمی ایستین؟
دوکیوم حتی یه ذره هم شبیه یه پسر ملوس نیست
تو اصلا نگران من نیستی
صبر کنین. اون یه استعدادی داره
تو یه چیزی خوبه
مثلا در رفتن
اینجوری کنار هم وایسین
یه زوج عاشق باشین
اینجوری؟
چون عکس زوجیه دیگه، نه؟
بله
و یه کم لبخند بزنین
با 1,2,3 - لبخند -
اگر تصمیم گرفتین یه عکس بگیرین، لبخند بزنین
اگرم نمیخواین لبخند بزنین، عکس نگیرین
به هم نزدیکتر بشین. برو که رفتیم
با 1,2,3 - سیب -
میتونم قرض بگیرمش؟
چی رو؟
شونهام مرخصیه
گوشیت
ما برای ساعت 1 رزرو کردیم
ببخشید
خب، که اینطور
یه کم قر و قاطی شده
چی؟ پس راهنمایی نداریم که جنگلو به ما نشون بده؟
ما خیلی صبر کردیم
سالیونی توی گویش ججو به معنی حلقه کردن نخه
به درختای سرو اینجا نگاه کنین
به نظر میاد که دور مردم حلقه زدن، نه؟
این سرخسه
چه خوشگل
درسته. سرخسه
این قیافهاش با سرخسی که ما میشناسیم فرق میکنه
این چیه؟
اون گل ادریسیه
توی گویش ججو میشه "dochaebikkot"
...این به خاطر اینه که این گل هر از گاهی رنگش رو عوض میکنه
مثل گابلین
گابلین؟ مثل گونگیو؟
من دنیای بعدی رو ترجیح میدم
چرا اینجا انقد گِلیه؟
کفشامو نابود میکنه
خیلی مرطوبه، نه؟
خاک ججو مرطوب تر از خاک داخلیه
...به لطف اون، ما این سرو ها و
گل های شیپوری رو داریم
بیاین ادامه بدیم
به نظر حرفهای میای
چیزی شده؟
یه لحظه
...شما از اون مدل آدمایی هستی که
باعث میشن بقیه مراقبشون باشن؟
ببخشید؟
چیزی هست که باید بهتون بگم
نه، بهم اونو نگین
نمیخوام بشنومش
برای یه کم قبل تر ممنونم
تو مرد خوش شانسی هستی، دوکیوم
اگر دوست دختر من یه گروه رو انقد حرفهای راهنمایی میکرد
خیلی بهش افتخار میکردم
اصلا به نظر نمیاد افتخار بکنه
تو نمیتونی غرور یه مرد رو ببینی
اینطوره؟
فقط برای من نامرئیه؟
به نظر میاد که اگر همین الان بیوفتم، پلکم نمیزنی
حتی با خوشحالی روم پا هم میذاری
چه آرامش بخش
اگر کسی صلح رو حفظ کنه
اون وقت کسی هم باید باشه که اونو بشکنه
چرا میپرسی؟ - کِی برمیگرده؟ -
بهش گفتم برو یه مقدار مخلفات بگیر
باید زود برمیگشت
تو یه دردسر دیگه افتاده؟
اتاق خالی دارین؟
ما یکیمون کمه
صبر کنین. اون دوکیومه
اون کجاست، سونگیی؟
کجا رفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.