Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
حتی اگه سختتونه هم باید یکم غذا بخورید
بفرمایید
با این اوضاع میتونم تا بهار دووم بیارم؟
بیا تو
گاک شین
تو موجودی نیستی که ناراحت و بدبخت و پشیمون باشه
تو کسی هستی که باید سرزنش کنه و زخم زبون بزنه و آزار برسونه
از این به بعدم خون به دل اوک شین کن و شاد باش
تا آخر عمرت
چون اینه که بهت میاد
میگم ارباب گوکدو چرا یه جوری حرف میزنین انگار میخواید برید؟
اوکشین تو همه چیت مزخرفه ولی کج بودن دوزاریت از همه مزخرف تره
...چون همش منو میخندونی
جوری که همش بخوام زندگی کنم
...خب
قبل از رفتن یکم بیشتر زندگی کنین
...آخه بیرون هوا سرده چرا وقتی گرم تر شد نمیرین؟
...هر چی هوا بهتر باشه
بیشتر دلم میخواد زنده بمونم
اونجوری احساس بدتری داره
هی تو یکم باهاش حرف بزن
لااقل به حرف تو یکم گوش میکنه
به جای آبغوره گرفتن یه چیزی بگو
اوکشین خودت یکم به حرف گاک شین گوش کن به جای این حرفا
از نگرانی اینکه تو اذیت و ...ناراحتش کنی
دلم راضی به رفتن نمیشه
...ولی بازم
ممنونم
...ارباب گوکدو
تو زندگی همش از اینکه تنهام ...نق نق میکردم ولی
ولی اگه شما رو نداشتم حتی نق زدنمم بیخودی بود
فکر میکردم موقع رفتن احساس ...آزادی داشته باشم
ولی شاید به خاطر اینکه زیاد بودم اصلا احساس سبکی ندارم
الان باید آرزو کنم که شما همه چیز رو فراموش کنین و شاد زندگی کنین
...ولی خب چون تا آخرش یه موجود خودخواهم
آرزو میکنم حداقل خانوادم فراموشم نکنن
حتی اگه خاطرات خوب ناراحت ...و اذیتتون کردن هم
...کم نیارید و
منو به یاد بیارین
وقتی نور هلال ماه من خاموش بشه
تو دوباره به آرومی پر از نور میشی
با اینکه با هلال ماه بعد، خاطراتم هم ممکنه برگردن
آرزو میکنم دووم بیاری و برنده تو باشی
با زمانی که طرف توئه
...دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
جمله ی «دوستت دارم»
چه جمله ی قشنگی بوده
فکر میکردم دنیا به آخر برسه
فکر میکردم مثل یه آدمِ مرده بی حرکت میشه
برای احترام به عزای مرگ یک خدا
که هزاران سال به عنوان مرگ خدمت کرد
فکر میکردم حداقل
بعد از همچین مرگی به عزت میرسه
ولی...
مرگ و اشک و عزت
همشون باری بودن که من باید به دوش میکشیدم
گوکدو برگرد
تو گفتی هر وقت که صدات کنم میای
انتظارات پوچ
دلسرد شدن های آشنا
و روز های بی امید
همشون برای من بودن تا تحملشون کنم
نه غذا میخوره نه میخوابه
ای بابا با این اوضاع یه آدم سالمم میره اون دنیا
هعی اینجوری نمیشه خودم باید دست به کار بشم
...نکن... هر کاری که هست انجامش نده
هی گوش کن ببین
نه یادت رفته ارباب چی گفت؟
...به حرف خودت نه به حرف من گوش کن
دکتر هان باید یه لحظه بیای بیرون
بعدا میام
...یکی که باید ببینیش
اینجاست
...گوکدو
!گوکدو
دکتر هان
خب بگو بهشون
سلام
یه آجوشی خوشگل گفت اینو بدم بهتون
مامان
داری به مامان کمک میکنی؟- آره-
به گلا یکم آب بده
میتونم کمکتون کنم؟
آره
برای یه مدت طولانی باید بهم کمک کنی
گفت باید خوب بزرگش کنین
خداحافظ
هعی
ارباب گوکدو خیلی بافکره
با دادن این گل بهتون میخواد ...بگه فکر کنین اون این گُله و
یه جوری مواظبش باشین که انگار دارین از اون مواظبت میکنین
...برای همین دکتر هان
یکم غذا بخورین و استراحت کنین
برای اینکه خوب بزرگ بشه باید حال صاحبش هم خوب باشه
من تو بزرگ کردن و زندگی دادن استعداد ندارم
شاید تو کشتنشون داشته باشم- جان؟-
برای همینه که لقبم نابودگره
من حتی یه کاکتوسم نمیتونستم بزرگ کنم
دستمو به هر کامپیوتر و موبایلی میزدم میشکست
خودتون دیدین که
...انقدر کارم تو کشتن خوبه که
یه خدا رو هم کشتم
منظورش اینه اینو نگاه کنم و متاسف باشم؟
نباید کاری کنه کمکم بشه تا فراموشش کنم؟
چرا یه کاری میکنه یادش بیفتم؟
چرا انقدر بدجنسه همیشه؟
اگه انقدر از فکر کردن به ارباب بدش میاد چرا همش ور دل اون میز نشسته؟
آخه چرا زنا رفتارشون با احساس واقعیشون فرق میکنه؟ اصلا نمیفهمم
زنا هم نمیخوان تو رو درک کنن
ولی بازم خدا رو شکر
برای چی؟
اینکه زندست
هر چی که زندست حرارت داره
!برای همین میگم خدا رو شکر خنگول
چی داری بلغور میکنی؟
هان گه جول که انگار مرده بود برای اولین بار عصبانی شد
یه بار که اونجوری عصیبانی بشه و خون تو رگاش به جریان بیفته
میتونه به زندگی ادامه بده
برو فقط برو
اگه انگار کسی خونه نیست بیخیال شو و برو
تا کِی؟
جان؟
...اون آجوشی خوشگله
گفت تا کی برام گل بیاری؟
تا پنج سال
پس دیگه
میتونی تمومش کنی
چی؟
از گلش خوشت نمیاد؟
چون خوشگل نیست؟
...نه
گل مشکلی نداره
فقط من بدم میاد
ولی نمیشه قبولش کنین؟
مامانم میگه همهی پولی که آجوشی داده رو خرج کرده تا یه اتاق بگیره
برای همین نمیتونیم الان پول رو برگردونیم
پنج سال دیگه من میتونم ...برم سر کار برای همین
ازت نمیخوام پول رو برگردونی
...اون آجوشی خوشگله هم
احتمالا نمیخوادش
فقط دیگه گل نیاری کافیه
...اینجوری خیالم راحت تره
و بدن تو هم راحت تر
نظرت چیه؟
...من برای کار اومدم
نه برای گدایی
آ نه منظورم این نبود
ببخشید
واقعا ببخشید که حواسم به حرفام نبود
...خب
اسمت چیه؟
اسمم رو برای چی؟
...اگه قراره برای پنج سال
هر روز ببینمت
لااقل اسمتو باید بدونم
سه جون... پارک سه جون
از آشناییت خوشحالم سه جون
منم
خداحافظ
...پس چیزی که میخوای بزرگش کنم
گل نبوده
سیزده دسامبر 2018
شاهد، ترمز ماشین قربانی پارک نام سو رو خراب کرد
و روز بعد پارک نام سو در اثر تصادف ماشین جان باخت
این حقیقت داره؟
بله
در سوم فوریه سال 2019
آیا حقیقت داره که شما غیرقانونی وارد خانه لی یونگ جو شدین
گاز رو روشن کردین
و یه آتش تصادفی رو شبیه سازی کردین؟
بله، درسته
این آخرین سوالیه که میپرسم
کی به شما دستور داده بود
این قتلها رو مرتکب بشید؟
دستور رئیس کیم پیل سو از صنایع داروسازی پیلسونگ بود
!ته جونگ شیک
...جرئت میکنی
جرئت میکنی به من حمله کنی؟
عالیجناب
به اتهام تحریک به قتل چندین نفر
کلاهبرداری و خیانت در امانت تحت قانون مجازات اضافی در جرایم خاص
و نقض قانون امور داروسازی
دادستانی برای کیم پیل سو حکم اعدام درخواست میکنه
خیلی بهت سخت گذشته
دونسنگ جان، بهت افتخار میکنم
منظورت از کار سخت چیه؟ شوهر خواهر همه کارها رو انجام داد
درسته
کارهای سخت رو شوهرخواهرت انجام داد، اما تشویقها نصیب تو شد
پس نیاید هیچوقت کاری که گوکدو برات کرد فراموش کنی. میدونی دیگه، نه؟
البته که میدونم اگر نمیدونستم که ملخ بودم نه هان چول
ملخ؟
مگه نمیدونی که میگن ملخ هم به معنی یک فصله؟
حالا داری یه کم میخندی
باید بخندم
یه نفر گفت که خدای خوشحالی احمقه
پس نمیتونن تشخیص بدن که یه نفر راست راستکی میخنده یا الکی
پس وقتی یه نفر میخنده براش دعای خیر میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.