Die ersten 200 Zeilen.
CiMDB زیرنویس از تیم ترجمه کانال معرفی، نقد، و دانلود آثار جهان
.آماده باشید تا گوشت اربابمان را دریافت کنید
!زانو بزنید
.سامر، بدن اربابمان را بخور
.این بدن مسیح است
.کارست،بدن اربابمان را بخور
!هو هو هو
هر گیلاس یک پنی. کی میخواد؟
.ها ها ها! به من نگاه کنید .گوشت مسیح رو فراموش کنید. بیایید بنوشیم
،محض رضای خدا سلین .اینجا را از وجود کافرت پاک کن. زانو بزن
.آهای حرومزادههای لعنتی
!حتی پشمهای مسیح هم از این شراب میریزه
بخورید ای گناهکاران لعنتی، و گر نه به بهشت سربازان .که پر از شراب و حوریه نمیرید
.کاردینال، این غائله رو تموم کن
.کمی هم برای من بذار - !آمادهی حمله باشید جوانان -
،اگر این دو منحرف بدون شرکت در عشاء ربانی بمیرند .در جهنم خواهند سوخت، کاپیتان
چه چیزی برای شما مهمتر است؟ روحهای فناناپذیرتان یا جیبهای خالیتان؟
.این بهترین موقع برای شروع حملاته .چون اونجا شهر من بود
.و اونا من رو بیرون انداختن
اون رو به من برگردونید، و اون وقت شما میتونید .خانههای ثروتمندان رو به مدت 24 ساعت غارت کنید
.من به شما آزادی عمل میدم - .آرنولفینی! ها ها ها -
!آرنوفلینی! آرنوفلینی
.نه با اون دستای کثیفت، مارتین
.کاردینال، غارت رو از دست میدم. عجله کن
.این بدن مسیح است
!مارتین، بیا پیش من
.برگرد
.بهش فکر میکنم
.جان کوچولو، طبل رو برای حمله به صدا در بیار
!چشم کاپیتان، دارم میام
.صبر کن، اول این رو بخور
.مامان، کافیه
!برگرد! پول من رو ندادی
.از غنیمتی که به دست میارم بهت میدم - !پالی، برای من گرم نگهش دار -
.هرگز برای تو سرد نبوده
.بیاید بریم سر کار - .عجله کنید -
.مارتین
!پدر، صبر کن
.صبر کن پدر! ببینش
.من یه ماشین جنگ ساختم - ماشین جنگ؟ -
.این فقط یه بشکهی آبجوئه، استیون
!که با باروت پر شده. این یک بمب متحرکه پدر
.شما فقط اون رو به سمت دروازهها هدایت میکنید و بوووم
.به راحتی وارد شهر میشید
و چجوری میخوای منفجرش کنی؟ - .با یک فیتیله. خودش جدا میشه -
دیدی؟
.از نظر تئوری، ایدهی بدی نیست - .خب، ممنونم -
.بسیار خب، امتحانش میکنیم
یه داوطلب؟ - .تو برو -
.یه سکهی طلا
!مال من - ...آه! خدا -
!حواست باشه
!فیتیله
!بعدی
.ما داریم وقت تلف میکنیم
.پدر، کار میکنه. فقط فیتیله سریع سوخت
!حمله
.موقع تقسیم غنائم میبینمت
.استیون همین جا پیش پدر جرج بمون
چرا؟ - .جنگ برای احمقهاست -
!پراکنده بشید - قربان -
.به سمت چپ
.عجله کنید - .میل، عجله کن -
.اولین نفری که به قلعه برسه باید یه جایزه بگیره
.پراکنده بشید
.من اون چیز لعنتی رو ندیدم
.من دیدم قربان
.خیر ببینی مارتین. پاداشت بهشته
قربان اگه مشکلی براتون نیست .من ترجیح میدم مزدم رو بگیرم
.من دیگه برای این بازی خیلی پیر شدم
.پدر جرج! بیا بالا
!همین حالا
!لعنت
میتونی نجاتش بدی؟ - .متاسفانه اتلاف وقته -
.اونا محاصره شدهان
.شما دوباره بردید کاپیتان
.بله
اون زنده میمونه؟ - .باید معجزه بشه -
...پس اون معجزه رو محقق کن
.به خاطر من
!پالی
!به من دست نزن! وای طلاهام
!بیا بریم میل. طلا! طلای خالص
.مامان ببین! یه گوشوارهی طلا - .برام اون یکیش رو بیار. برو -
.دستات رو با ملافههام عوض کن - .یا برو لای ملافههات و دستام من رو بلیس -
.حرکت کنید. راه رو باز کنید
.نگهش دارید و گرنه دست و پاهاش رو میشکنه
مشکل چیه؟ - .نفس شیطان در زخمهاش رخنه کرده -
چه کمکی از من بر میاد؟
اون به دارو، غذای مخصوص و پرستارانی که ،شب و روز
.برای ماههای پیش رو کنارش باشن احتیاج داره
.همهی دستمزدم صرف این کارا میشه
.تازه اگر من بهت دستمزدی بدم
،هاکوود اون حرومزادههای غارتگر .اونا دارن همه چی رو قلع و قمع میکنن
.اونا درست مثل کرماند
شما به اونا قول دادید. مگه نه؟ - .اون کار قبل از جنگ بود که تشویق بشن -
.دخترک زیبای بیچاره
و تو این بلا رو سرش آوردی؟ - به اشتباه، قربان -
.قول من به سربازان تو هم یک اشتباه بود
.اونا آشغالن و من میخوام که از شهر من بیرون برن، هاکوود
...و گر نه به زودی دیگه شهری نخواهم داشت
یالا بهم بگو کدوم برات مهمتره؟ این دختر .یا اون مزدورای کثیف
آرنولفینی، اون مزدورای کثیف سربازای مناند .و به من اعتماد دارن
.درسته. من اعتمادشون رو تحسین میکنم
به خصوص وقتی که من و تو بتونیم .ازش به خوبی استفاده کنیم
!اوه
اینجا چیکار میکنی؟ - .فقط نگاه میکنم -
میخوام همه چیز رو ببینم. این اولین جنگ منه - اولین جنگ؟ قبلا کجا بودی؟ تو صومعه؟ -
.تو دانشگاه درس میخوندم - !مثل همونه -
تو چیکار میکردی مگه؟
.من یه سربازم. تو 16 تا جنگ مبارزه کردم
و تو به یادگیری اعتقادی نداری؟
.نه
.من فقط یه چیز رو یاد گرفتم - چی؟ -
.چطور زنده بمونم
.یه گاز بزن .کارست، میخوام سوار شم
البته، بفرمایید قربان
.شانس آوردی قصد داری چیکار کنی؟
.یه تعدادی دام بخرم و کشاورزی رو شروع کنم
.آره، فکر خوبیه - .سلین به ما نوشیدنی بده -
.آره یه نوشیدنی بهش بده - .اول بهم بگو دوستم داری -
.من اول تو رو دوست دارم
.و این بچه رو دوست داری
.اون شکم واقعا داره بزرگ میشه
.مارتین این شکم رو تو بهم دادی
.من و بقیهی همراهان - من نه، مارتین -
.تو همون مردی. فهمیدی... تو همون مردی
.منم همین طور
.یه زن وقتی به هدف...میخوره میفهمه
.سلین اگه بچه پدر میخواد من رو انتخاب کن - !مارتین پدره -
.من و مارتین دوستیم، و من از تو خوشم میاد - !تو یک بز حشری پیری -
!از سر راهم برو کنار - !اون یه طناب داره -
.اون که بالای سر ما آویزونه یه طنابِ داره
.آره شبیه طناب داره - .اون طناب دار نیست -
.یه تیکه دستمال در حال سوختنه
.اون یه طناب داره، یه نشونه از بهشت .اون نشونهدهندهی فاجعهست. من اینو میدونم
در مورد چی حرف میزنی؟
.من هیچ وقت حالم بهتر از این نبوده
چرا یه نوشیدنی دیگه نمیخوری؟
.بنشین. این هیچ معنایی نداره
!میل، بیا برقصیم
!راه بیفتید. نوشیدنی مجانی برای همه
.به اندازهای که شکمهاتون میتونه نگه داره
!هی کاپیتان - .هی! بنوشید به سلامتی پیروزی -
!مارتین، تا ابد با من برقص
!با هر دوی شما
.برید به طرف میدان .عشق و حال اونجاست
!اینجا میدانی نداره
.کارست، خیابون بسته شده
.بنبسته - .برگردید -
!برگردید عقب
.همه برگردید
!مارتین، اونجا رو
.اسلحهها و همهی غنایمتون رو بندازید
.هاکوود بیا پاییین و با ما بنوش
.عجله کنید کاپیتان. به جشن ملحق بشید
.جشن تمومه - منظورتون از این کارا چیه کاپیتان؟ -
.آرنولفینی به ما قول داد که غنایم برای خود ماست
.نظرش عوض شد .تصمیم گرفت که اونها رو برای خودش نگه داره
!برید کنار
.گلولهی بعدی بهتون برخورد میکنه
خائن - .عجله کن -
!فلی
!ما گیر کردیم
!حالا اسلحهها و غنایمتون رو بندازید
با اونا میخواید چیکار کنید؟ - .اونها رو به جای دوری میبرند و متفرق میکنند
.و چندتایی از اونها برای عبرت سایرین به دار آویخته میشن
.و شما از شر اونها خلاص میشید
.حقهی کثیفی بود پدر
.کارت عالی بود کاپیتان
.دستمزدت
.و این هم یک پاداش کوچیک: یک خونهی ییلاقی ساکت
.یه جا که راهبه کوچولوت بتونه درمان بشه
!داره میاد! زور بزن
!یا مسیح! درد داره
.من چیزی نمیشنوم
چرا چیزی نمیشنوم؟
آنا؟
.اینجا خیلی سرد و مرطوبه، همین کافیه تا یه مرد رو از پا در بیاره
.چه برسه یه این بچهی زبونبسته
.ما بچه رو دفن میکنیم .کمک کن تا یه قبر بکنم
.دراز بکش
شبیه کیه؟
.من
.میدونستم
تو نمیذاری بچه رو توی گل و لای دفن کنن. مگه نه؟
.ما یه جعبهی کوچیک خوب درست میکنیم
.سامر کمکم کن. من گیر کردم
.یه چیزی اینجاست
خب چی پیدا کردی؟
.فکر کنم یه چیزی پیدا کردی کاردینال
.آره
.یه قدیسه(روحانی)
.هی با شمام! کاردینال یه قدیس پیدا کرده
.ببینیدش. یه قدیسه
یه قدیس؟ با یه شمشیر؟
!سینت مارتین تنها قدیس با یه شمشیره
اون از این استفاده کرد تا عباش رو .دو تیکه کنه و با یه گدای عریان قسمت کنه
.اونجا، دستان گدا اونجاست
!بیشتر شبیه یه تیکه گوهه
No comments yet. Be the first to leave one.