Die ersten 164 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(دروغ صورتــی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خیلی نوشیدنی خورد
هشت صبح لعنتی
هیچ کس بیدارت نکرد؟
ته یانگ صدام زد
مطمئنی اونی که بیدارت کرد خورشید نبود؟
گرمای خورشید بود
گرمای خورشید؟
خیلی رو اعصاب بود
برنامه قرار گذاشتنه، ولی دل دیدنشو ندارم
آااا- نمی تونم نگاه کنم-
هی، ولی- خواب بمونی و از دستش بدی-
به نظرت به موقع بیدار میشه؟
ته یانگ یا هانو) (کی در اتاقشو میزنه؟
بخش هشتم) (صبح از 8 شروع میشه
خیلی خوابم میاد
6 صبح
چرا انقدر زود بیدار شده؟
چرا؟- آاا، میخواد بره سر کار-
سر کار- سولبی-
بالاخره
اون کیه؟
حتما هانو بیدارش میکنه
به زور بیداره
باید خیلی خسته باشه
چی؟ صبر کنین. نمی تونم نگاه کنم
یه لحظه
چی؟
دوباره؟- ظرفا؟-
قابل احترامه
چطور ممکنه؟- من درک میکنم-
ساعت چنده؟
از هشت گذشته- چی؟-
یادش رفت؟
...معنیش اینه
،یعنی واسه ظرف شستن بیدار شد
نه بیدار کردن دائون؟
همم... یادم رفت. آره، فراموش کردم
شستن ظرفا واسم مهم تر بود
به خودم قول داده بودم
با توجه به همه چیزایی که ازش می دونیم
من واقعا فکر نمیکنم
که وقتی گفت یادش رفته جدی گفته باشه
می تونست بیدارش کنه
عمدی بود
!اینو نگو
!صبر کنین
داره سخت میشه برام
!ووواا
شاید چون هر دو تامون از یه زن خوشمون میاد؟
جنگ اعصاب؟
...فقط
دائون اونیه که بیشتر از بقیه ازش خوشم میاد
و اگر هانو و ته یانگ از دائون خوششون میاد
باید بیدارش کنن
ولی ته یانگ خواب موند
و منم زنگو خاموش کردم
!وووااا
این واقعیه
واقعا اینطوره
باورم نمیشه- ولی اشتباه نمیگه-
درسته
چرا برای کمک به رقیبش بکشه کنار؟
اگه به جاش بودم می خواستم خودم بیدارش کنم
دقیقا- منم اینکارو میکردم-
هانگیول میتونه برنده آخر باشه
کسی بیدارش نمیکنه؟
هیچ کس؟
هانی بیدارش میکنه؟
بیدار شو
نمیشه بخوابی باید بیدار شی
سرتو بلند کن
اینجوری نمیتونی بری سر کار، دائون
بلند شو
پا شدم
ته یانگ خوابه یا بیدار؟
نمی دونم. اول صورتتو بشور
میرم چک کنم- ای بابا-
میرم چک کنم، پس پاشو
خواب خوابه
هنوز خوابه
نه، دوباره خوابید
حتی بیدارم نشده بود هنوز خوابه
کجا براش یادداشت گذاشتی؟
رو تختش
...کجای تختش؟ شاید
جایی که سرشو میذاره
نمیشه گمش کرده باشه
دیشب کاملا مست بود
پس شاید فقط از تخت بیرونش انداخته و خوابیده؟
شاید
شاید
آیگو
حتما فکر میکنه یادداشتشو ندیده
اینجوری بهتره
،به جای ته یانگ یا هانو) (هانی ساعت هشت بیدارش کرد
ته یانگ بیدارم نکرد
هانو هم همینطور
از هر دوشون ناامید شدم
حتی گوشیشو شارژ نکرده
آیگو
سه نفرمون آه کشیدیم
ساعت چنده؟
خیلی دیره- چی؟-
ساعت دهه- ده؟-
صبر کن
باتری گوشیم تموم شده
به همین خاطر خاموش شده بود
بد شد، نتونستم دائونو بیدار کنم
...نگران بودم دائون
دیرش شده باشه
یا هانو صداش زده؟
به هر حال اونجا نبود
پس فکر کردم حتما خودش بیدار شده
و رفته سرکار
علاوه بر اون موبایلش خاموش بود
این باعث یه سوتفاهم بزرگتر میشه
تصور کنید که شما دوتاتون دائون هستین
و هیچ کس بیدارتون نمیکنه
دیر میرین سرکار. چه فکری به ذهنتون میرسه؟
اگه بخوام راستشو بگم، من منتظر ته یانگ نمیموندم
"اینطور فکر میکردم که "حتما یادداشتم رو ندیده یا شایدم عصبانیه
به خودت اینجوری میگفتی؟
آره- "شاید خیلی مست بوده"-
نمیخواستم باور کنم که خواب مونده
سلام
داری میری؟
داری میری سرکار؟- آره-
داری میری سرکار
خوب خوابیدی؟
خیلی دیر خوابیدم
شنیدم که دیشب دیوونه کننده بوده. صدا خیلی بلند بود
چی؟- صدا خیلی بلند بود-
دیروز؟- آره-
شماها داد میزدین؟
من هم زیاد نخوابیدم
از خواب پریدی یا از توی اتاق داشتی به صدا گوش میدادی؟
،کلی این ور و اون ور رفتم. بعدش برگشتم رو تخت
اما اصلا نتونستم بخوابم و اومدم بیرون
میفهمم
،به نظر میرسید همه چیز داشت خیلی هیجانی میشد
پس بهشون گفتم که برن بخوابن
امم، موندم که دلیلش چیه
نمیدونم چه اتفاقی داره میوفته
فکر میکنم قراره فقط برای تو همه چیز خوب پیش بره
چی؟- آره-
اممم
هانی میدونه که دارم میرم سر قرار؟
من امروز با هانو میرم سر قرار- هانو-
هانو؟- آره-
فکر نمیکنم هانی خوشش بیاد که من و هانو با هم قرار بذاریم
اوه، اون بهت گفت که نری؟
،نه، اینطور نیست
ولی اون همش میگه که میخواد ادامه بده. میدونی؟
دونفر بزرگتر مشغول عاشق شدن هستن
ببین چطوری حرف میزنه
بیاین بخوریم. من گرسنمه. من یکم سوسیس سرخ کردم
بیدار شو
نمیخوای غذا بخوری؟
منم یکم برات سوسیس درست کردم
باشه، پس من در رو پشت سرم میبندم. یکم بخواب
میدونی، از اونجایی که خونه م به اینجا نزدیکه داشتم فکر میکردم که به خونهم برم
،ولی هانو جایی نمیره
No comments yet. Be the first to leave one.