Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(انگیزهی عشق)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
دوباره برامون پول فرستادی؟
خدای من. چرا اینقدر زیاد فرستادی؟
خودت هم برای خوردوخوراکت پول میخوای
بابا، تو درباره بانک کیسییو شنیدی، درسته؟
آره، من اونجا کار میکنم
تازه دارم از اون استودیو کوچیک میرم یه جای خیلی خوب
از اون استودیوئه بهتره چون همهچی داره
قطعا
تازه اجاق گاز و یخچال داره
کاملا مبله شدهست
،بابا، بهتر از همه اونا
ویو اینجا عالیه
واقعا باید ببینیش
بیخیال بابا. من حالم کاملا خوبه نیازی به نگرانی نیست
::::::::: آيــــ(قسمت پنجم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تو اون پسر جدیدهای، درسته؟
سلام- خوشحالم میبینمت-
من جانگ جونگهیون هستم- من ما دوشیک هستم-
احیانا بازیگر تازهکار نیستی؟
نه، من برای افسر پلیس شدن درس میخونم
پس بگو کارمند دولتی تازهکاری
سلام- سلام-
آقای ما
سوزش معده خیلی بدی دارم برو برام دارو بگیر
بله، قربان
آقای جونگ، میشه شما برین؟
…حتما، من- نمیخواد بری-
توی قفسه دوم رختکن داروهای خماری پیدا میشه
اوه، اونجا؟- بله-
گفتی قفسه دوم؟
حتما مامور امنیتی جدید هستی
از دیدنت خوشبختم
اسم من آن سویونگئه
من جونگ جونگهیون هستم
این اطراف زندگی میکنی؟
سلام
منم همین نزدیکیا زندگی میکنم، اون بالا
پس، خداحافظ
…برای امثال مشتریای که امروز جنجال درست کرد
هر وقت بخوان از خط عابرپیاده رد بشن چراغ قرمز میشه
ببخشید؟
وقتی میبینی چراغ قرمز میشه اعصابت بهم میریزه
اونم درست قبل از اینکه بخوای از خیابون رد بشی
و اونا همیشه شانس رسیدنشون به اتوبوس به یه مو بنده
و روی لباس سفیدشون سس قرمز میریزن
و یه چیز دیگه
تا پولاشونو تبدیل کنن قیمت ارز پایین میاد
راست میگی، این واقعا آدم رو بهم میریزه
حتی با اینکه فرق زیادی هم نمیکنه
::::::::: آيــــ(انگیزهی عشق)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بذار… منم ازت یه سوال بپرسم
…اگه من
…اگه من اونروز توی هتل
...سر قولم میموندم
باهام قرار میذاشتی؟
…حقیقتش
…من
!هی، سانگسو
بیا یه سیگاری بزنیم به بدن
با خانم آن رفیقی؟
میشه باهاش جورش کنی؟
اون میخواد باهاش قرار بذاره
میدونی فقط دلم میخواد برای آخرینبار قبل از ازدواجم یه رابطه هیجان انگیز رمانتیک داشته باشم
منم که بد تیکهای نیستم، مگه نه؟
چیه؟ نکنه دوستپسر داره؟
خدایی؟ دوستپسر داره؟
سلام؟
سلام، جونگهیون
نه، اشکالی نداره
من شام خوردم
چیه؟ نکنه دوستپسر داره؟
زده به سرم. چیکار دارم میکنم؟
چرا دیروز دوباره برگشتی داخل؟
دیدم داری با تلفن حرف میزنی
…پس- اگه دیروز-
باعث شدم معذب شی، معذرت میخوام
معذب نشدم
میخوای امشب همدیگه رو ببینیم؟
بیا بعد از اینکه کارمون تموم شد حرف بزنیم
باشه
سونبه، پیاممو دیدی بهم زنگ بزن
این مال توئه؟
فکر کنم تاریخش گذشته
تازه یه روز از تاریخ انقضاش گذشته چیزی نیست
توی دانشگاه هم اینطوری بودی
هنوزم همون آدمی
چرا همش رسمی حرف میزنی؟
من؟
با من راحت نیستی؟
راحت باش دلم نمیخواد جو بینمون سنگین باشه
هی
سانگسو، نمیدونستم رسیدی
هی. آره
وقتی اونجا بودی جواب تلفنامو نمیدادی
ببخشید، بعدش رفتم نوشیدنی گرفتم
حتما خوش گذشته
کلاس بود دیگه چرا؟ اتفاقی افتاده؟
هیونا و هیونگسو از دانشگاه دارن باهم ازدواج میکنن
شنیدی دیگه، درسته؟
آره- بیا باهم بریم-
سلام، سویونگ
سلام
بیا بریم عروسی- باشه-
سویونگ
به نظرت سانگسو عجیب نمیزنه؟
نمیدونم والا
بخاطر منه
بهش گفتم که دوسش دارم
حتما معذب شده اون خیلی تو دروغ گفتن بده
پس الان دارین باهم قرار میذارین؟
نه هنوز
سانگسویی که من میشناسم حالا حالاها قراره بهش فکر کنه
خیلی سخته که سرکار قرار بذاری
ولی فکر میکنم شاید یه شانسی داشته باشم
سانگسو، اینو بخور
باشه، ممنون
میشه فایلایی که دربارشون حرف زدیمو بهم نشون بدی؟
ایناهاشون- آها-
...همه اطلاعات رو میتونی اینجا- آها-
کلا میشه ۱۲۳٫۷۸۰ وون
چی؟ امکان نداره
تو خونه که حساب کردم ۱۲۵٫۷۸۰ وون بود
پس میخواین دوباره حساب کنم؟
نه، نمیخواد
زنم خونه تنهاست زوال عقلش بدتر شده
وقتی تنهاست مدام نگرانشم
که اینطور، پس بذارین یه چیزی بهتون بدم
کسایی که کمک لازمن میتونن از این دستگاه برای تماسهای اضطراری استفاده کنن
…یه دستگاه جیپیاس هم توش هست، که
میتونین بفهمین همسرتون کجاست
،و اگه برای کمک زنگ بزنه سریعا متوجه میشین
تا حالا در موردش نشنیده بودم- از خدمات رایگانمونه-
میتونم کمکتون کنم به تلفنتون وصلش کنین
موجودیها درستن
خیلیخب، پس برای امروز کافیه
خسته نباشید- عجب روزی بود-
خسته نباشید
خانم آن
میخوام برم محصولات پونگگیونگ رو ببینم باهام بیا
الان، قربان؟
وقتی سر شیفت پیبی کار میکردی نتونستی بیای
،الان که برگشتی سر پستت پس باید بیای
چشم، قربان
پس لباساتو عوض کن و بیا پایین
شب بخیر، قربان- کارتو ادامه بده-
باید یه روز دیگه همدیگه رو ببینیم
اشکالی نداره
بده من، میبرمش
ممنونم- خسته نباشی-
عجب چرا همیشه خانم آن رو با خودش میبره؟
خبریه؟
معلومه که نه چه خبری میتونه بینشون باشه؟
به قیافش میخورد خوشحال باشه؟
خب میتونست بگه نه
خانم بهئه دیگه معلومه تو پر قو بزرگ شده
تا حالا اسم دستور و نظم و انضباط به گوشت خورده؟
من دارم میرم- خداحافظ-
خداحافظ- خداحافظ-
خانم به همچین بیراه هم نمیگه
حتما واسه این رفتوآمدها یه چیزی بهش میماسه
شما که بهش کمک نمیکنین حداقل پشت سرش جفنگ نبافین
فقط همهچی رو بدتر میکنین
طوری رفتار میکنی انگار مامان خانم آنی
خیلی هواش رو داری- دارم میرم-
هی، وایسا. بیا با هم بریم
فکر کردم امشب برنامه داری
کنسل شد. باهات میام
خیلیخب- بریم-
بفرمایید
ما از هر راهی که بتونیم حمایتتون میکنیم
تو این سن و سال نمیتونم تنهایی کارها رو انجام بدم
اگه به اینجا رسیدم بهخاطر اینه که شریک قابل اعتمادی دارم
درسته
حسابتون رو قبلا چک کردم
مقداری سرمایه دارید که در عرض چند هفته چند برابر میشه
قبل از اون میتونم چند تا محصول خوب بهتون معرفی کنم؟
اخیرا یه محصول ویژهی مشتریهای وی آی پی عرضه کردیم
فکر کردم یه شام خودمونیه
خدای من، البته
آخه خانم آن خیلی نسبت به کارشون متعهدن
خدای من. بذارید من براتون بریزم
کارمندای بانک زیادی تجارت محورن
تو هر شرایطی میخوان از خواستههای خودشون حرف بزنن
غافل از اینکه معاملههای تجاری از روابط شخصی نشات میگیره
من اینطوری نیستم قربان
ناراحتی از صورتش میباره
راه طولانی در پیش داره و چیزهای زیادی باید یاد بگیره
جوونهای این دوره زمونه خیلی با ما فرق دارن
چی؟- چی؟-
دارم ازدواج میکنم خانوادههامون این ماه هم رو میبینن
چه عجلهایه؟
چطور میتونی باهاش ازدواج کنی؟ شما که تازه آشنا شدین
اول ازدواج بعد قرار
بچهها، دیدم به زندگی عوض شده
بهش فکر کنین. اجدادمون
همسرشون رو روز عروسی برای اولین بار میدیدن با خوبی و خوشی هم زندگی میکردن
فقط باید طرفت رو درست انتخاب کنی
تاریخ هم اینو ثابت کرده
No comments yet. Be the first to leave one.