Five Minutes of Heaven

Five Minutes of Heaven

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Five Minutes Of Heaven 2009 DVDRip XviD NOGrP
Ein Kommentar von pedyspider
Just Re-synced

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Veröffentlicht am: 2010-02-25
Downloads: 71
Hörgeschädigt: Yes

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

براي صبحت کردن در مورد اينکه تبديل به چه مردي شده بودم بايد در مورد من اينها رو بدونين

وقتي 14 ساله بودم به گروه خلافکاران " تارتان" پيوستم

و وقتي 15 سالم بود به گروه " يو وي اف " يعني نيروي سربازان داوطلب در ايرلند پيوستم

نميشه اينو فراموش کرد که در اون زمان همش در خيابان ها جنگ و نزاع بود

و هر هفته و هر روز با بمب بنزيني سرو کار داشتيم اين مسائل فقط در شهر ما وجود داشت

وقتي ميرسيديم خونه و تلويزيون رو روشن ميکرديم ميتونستيم بفهميم در شهرهاي ديگه هم اوضاع به همين شکله

يه جورايي اين پيام رو ميداد که ما تحت محاصره هستيم

پدر و برادرهاي دوستانمون در خيابونها کشته مي شدن

حس ما بهمون ميگفت بايد يه کاري بکنيم

همه مون در اين وضعيت بوديم و بايد يه کار رو باهم انجام ميداديم

+ از حزب هاي جمهوري تشکر مي کنيم +

بعد از شليک گلوله ها در "بلفاست" در تمام شب + + سه تا مرد هنوز اوضاع وخيمي دارن

همچنين ، وقتي ما با گروه حزب جمهوري + + در مورد تغيير سياست ايرلند شمالي گفتگو کرديم

اين جنبش جلسه خودشون رو به تعويق انداختن + + و به اعضاي آنها گوشزد شده بود روي موضع خود باقي بمونن

+ بعد از حملات جسته و گريخته اي که ديشب به اين اعضا شد +

عليرغم درگيري هاي گسترده ، فقط يک مرد کشته شد+ + در حادثه ديگري نيز يک فرد 22 ساله کشته شده بود

# يه ليوان شامپاين واسه يه ملوان #

# من يه مقدار پول بدست آوردم و يه خونه خريدم #

# قيافه ات خوب شده # # چهره ات باز شده #

# بذار ما دو تا با يه ليوان شامپاين با هم باشيم #

# من آهنگ ميذارم #

# من شب رو در دستام دارم #

# قيافه ات خوب شده #

# بذار ما دو تا با يه ليوان شامپاين با هم باشيم #

# من منتظر موندم #

# زمان بسيار زيادي #

# براي اين لحظه اي که پيش رومونه ، ايول #

# ايول #

# ايول #

زود باش ، زود باش

اوه لعنتي

مامان ، بيا

بيا پايين

... صبر کن

آخ ! لعنتي بزن بريم

همه چي رو به راهه ، بچه اينجاست سلام جيم

خوبي ؟

سلام دا

سلام جيم ، ميخواي يه چايي برات بيارم ؟ - نه مامان ممنون - برو بشين الان ميارم برات -

هي جيم ، کريسي داره صدات ميکنه

اون گفت اگه خواستي بيرون بري بهش زودتر خبر بدم

يک ، دو ، سه ، چهار پنج ، شش ، هفت

هشت ، نه ، ده

خيلي خب

! يک ، دو ، سه

بيا بريم ، من اينکارو کردم الان همه مي فهمن

اونها بايد بخندن

يه ذره کيک برامون جا گذاشتن

ما 4 تا کيک مسخره داريم

چه شکلين ؟ يخ زده چه رنگي ؟ صورتي

صورتي ! اونها چطور فهميدن

اوه زديم به کاهدون ! آه

خوبي استوارت ؟ خيلي خب ، الان ميام پيشت

خيلي خوب آقا کوچولو خانوم کوچولو

سلام ، استوارت ، سلام

+ اون هنوز زنده اس +

من اين احساس رو دوست دارم

آره ، بدک نيست

خيلي خوب ، بعدا ميبينمتون

نه ! الان نوشيدني نميخوام مامان اونا موقع جنگولک بازي نوشيدني پخش نمي کنن

حتما همينطوره ، اون پسره عاشق ليموناد هست خانوم لیتل ، شما نگران نباش

عجب عصر زيبايي رو داري سپري ميکني

سامي رو ديدي ؟ آره ، همه چيز تو کيفه

پس "کرائيک" چيه ؟ - تو ماشين بهت ميگم -

39, 40, 41, 42, 43, 44...

45, 46, 47, 48... برو توي خونه

باشه مامان ، الان ميرم بــــاشه مامان

50, 51, 52, 53, 54, 55, 56

57, 58...

بعدا ميبينمت ، کيدو . ..60, 61 خيلي خوب ، جو ..62

63, 64, 65, 66...

خيلي خوب خانوم ها تا حالا کجا بودين خوش گذشت ؟ - آره خوب بود -

برو انبار غله گرائينگ

اوکي ، استوارت ، کيف رو باز کن

اون ازمون خواسته باغش رو شخم بزنيم

خوبه ، اين همون چيزيه که نميدونستيم

... تو ميدوني "کولين" همونيه که توي حياط قصر کار ميکرد - همون سنگ تراش منظورته ؟ -

پرُوايس گفته اگه اونجا رو ترک نکنن ، قاطي ميکنه

من اين پيغام رو بهشون رسوندم " اگه اونجا رو ترک نکنين ، اون خيلي عصبي ميشه "

اونها تهديد من رو جدي نگرفتند

خوب بچه ها ، اين اولين قتل ما هست

من به سامي اين رو گفتم ، اونم قرار شد بررسي کنه و اگه مشکل ديگه بود امشب مشخص ميشه

اون برگشت پيشم و گفت اگه رفته بودي بهتر بود

بهم گفت : اونا تو رو زخمي مي کنن گفت ميتونستم اسلحه رو بردارم ! از کجا ؟

تو اون رو نپرسيدي - بذار ببينم اليستر ! اوه اين چيه ؟ -

اين تفنگ 38 ميليمتري " اسميت و وِسون " هست - نميتونستي اتوماتيکش رو برداري ؟ -

نه استوارت اين از اتوماتيک بهتره اونها همش قاطي مي کنن

ميدوني ، اين صداي تق تق لعنتيش رو اعصابمه

تو ميدوني ، بايد با اين چيزي که تو دستمه اونجا بايستم - چند بار ازش استفاده کردي ؟ -

به اندازه کافي

اون بايد حساب حرفه اي بودن مارو مي کرد بعد جلوي ضربات مون ايستادگي مي کرد

خوب ، اين تنها چيزيه که مي پرسم پس بهتره ماها اينجا بمونيم ، اون چي گفت ؟

سامي ، کِي اون گفت که ضربه از طرف ما بوده ؟

اون فقط به چشمامون خيره شد بود باعث افتخار اون بوديم

دارم بهتون ميگم ؛ اون يه احساس خوب بود ما بايد با غرور وارد کافه بشيم ، خوب ؟

نميتونم واسه اين لحظه منتظر بمونم

ما بايد اول اينکارو انجام بديم

ميتونم اون رو نگه دارم ؟

بعد از استفاده خودت ، يه ذره هم به ما بده ، باشه ؟

هي ، مارو يادت نره

! مرتيکه کثافت شبيه کشتن جيمز بانده ، نه ؟

قويه ، مگه نه ؟ هي ديوونه ، ميگم قويه ، نه ؟

اون کيه ؟

گريفين

گريفين ؟ به اون اخطار داده شده بود که تا آخر هفته اين محوطه رو بايد ترک کنه

صبر کن ، جيم گريفين

آره ، درسته ، ميشناسمش

خيابون آلبرت ! اونجا نيستن ؟

به هر حال محوطه رو ترک نمي کنه ، درسته ؟ واسه خودش فعاليت مي کنه ؟

اون گريفينه ؟ من اينو شنيدم

اوه ، منظورت چيزيه که من شنيدم ؟

صبر کن ببينم ، اون نميتونه اينجا در "لورگان" باشه

مطمئنا دوتا کارگاه سنگ بري توي يه شهر نيست درسته ؟

اونا فعلا ميخوان کار کنن و بعد از کريسمس از اينجا برن

اين چيزيه که من شنيدم ، خوب ، اون الان تو قصره پس خيلي بد شانسه ! من مادرش رو ميشناسم

همون خدمه شاممون بود

فهميدم کدوم زن رو ميگين ، نميشناسمش اما ميدونم منظورتون کيه

اينو هم مطمئنم خواهرش تو مغازه نانوايي کار ميکنه

اون پسري که مد نظر ماست کيه ؟ اون تو خيابون آلبرت نيست

بايد اونها باشن ! مطمئنم در خيابون هيل هستن

کوچه 37 هيل

58, 59, 60, 61, 62,

63, 64, 65, 66, 67, 68...

همين الان برو پسرم باشه

..72, 73, 74, 75,

76, 77, 78,

79, 80, 81,

82, 83, 84...

وقتي کارمون تموم شد ، ماشين و خرت و پرت هاشو ميسوزونيم

به سامي ميگيم و خودمون به مجلس عيش و نوش ميريم خودمون رو اون حوالي نشون ميديم ، بعد هم برميگرديم خونه

برو بريم

مطمئني ؟ 37 ؟

آره ، سمت چپ

بروبچ ! بخوابين

چي شد ؟

دارن از جلومون رد ميشن

برو راست ، اونها وقتي سمت چپ بوديم منو ديدن

پس برو سمت راست

فقط ما رو ببر دور و حوالي اون بلوک ، اندي دوباره برميگرديم

اوه لعنتي ! اين ديگه چيه ؟

چراغها قرمز شدن ! پس ماشين هاي جيپ کجا هستن ؟ ما دقيقا" پشت سرشون هستيم ! چي ؟

به نظرتون اونا توي ماشين موندن ؟

اليستر ، فکر کنم ميخواي تا فردا اينجا بموني

بايد از اينجا بريم

آره ، تو واقعا نميخواي از اينجا بري ؟ نه ! نميخوام ! نه

سامي فکر ميکني ما ترسو هستيم ، اونا چيکار کردن ؟ نه فقط اونجا نشستن

اون گندش بزنن ! اليستر

همينطوري بخوابين

خطر از بيخ گوشمون گذشت

+ تو گلف بازي ميکني ؟ +

+ وقتي بازي ميکردم منو ديدي؟ + جو ، کارتو خوب انجام ندادي

+ خيلي هم بد بازي نکردم +

+ اوه ! من قبلش هم امتياز گرفته بودم + + درسته ، بايد يه نمايش کوتاه باشه +

..123, 124...

جو؟ ..125...

بيا اينجا بچه

دارم رکورد ميزنم

129, 130,

131, 132, 133, 134, 135, 136, 137...

من رکورد زدم ، برو ! برو

+ اونها 14 ماه پيرتر شدن +

بيا بريم

سلام اليستر ، از عصر زيبات لذت ببر حواست به خودت باشه

# دينا - ميت #

# و مهموني که به ديوونگي تبديل ميشه #

# اون دختره اسمش رو فرياد ميزنه #

# و پياده مياد و وارد ميشه ، نگاهش مثل ديناميته #

# اون ميگه حالا بوگالو رو از درون شب بيرون بيار #

# و راهي که به سمت ديناميت ميره ، خوبه #

# با دست آوردهاي اون ، تو ميدرخشي # يه نوشيدني ميخواي ؟

# اون دختر تمام شهر رو مال خود کرده # # ديناميت رو روشن مي کنه #

# هيچکس نميدونه بايد چه کار درست يا اشتباهي انجام بده #

# ولي همه اونها ميدونن که " دينا " همون ديناميته #

# و درست هم هست #

نه ! جلوش رو بگير موميايي ! چرا اينکارو ميکني ؟

تو هيچ کاري نکردي

جلوش رو بگير موميايي ! زود باش

تو ميتوني با يه شيشه شير يا هرچيز ديگه اي جلوي اون رو بگيري

خواهش ميکنم موميايي ! جلوش رو بگير خواهش ميکنم

چرا کاري نکردي ؟ تو اون رو کشتي

تو اون رو کشتي ! نه ! حرف نزن هيــــــس

نه ! نه !

... ! نه

هنوز هم نفهميدم تابلوي گربه چرا بايد اونجا مي بود

و هيچ کدوم از اون بچه ها نميدونن واسه ديگري چه اتفاقي رخ داده

منظورم اينه که ... ؟ اون کثافت چيه ؟

ببخشيد ! شما چي گفتين ؟ - بله ؟ -

شما الان چيزي نگفتين ؟

من داشتم با خودم حرف ميزدم ؟

شايد واسه اينکه کسي کنارم نيست چندين ساله تنها صندلي ميگيرم و کسي دور و برم نميشينه

واسه چيزهاي الکي

منظورم اينه که دليل مهمي نداره

تو برميگردي ؟ صبر ميکني منم برگردم ؟

واسه همينه که دوستت دارم فکر کنم اول بايد تو رو ببرم اونجا درسته ؟

بعد از اينکه اين کار رو انجام دادم ، ديگه نميتونم برگردم بايد دو تا پاي لعنتي ام رو قطع کنم تا تو منو اونجا ببري

خداي من ! منظورم اين بود که

تو ميخواي من اونا رو صدا کنم ؟ ميتونم اينکارو بکنم

نه ، بي خيال ! تو کار خودتو بکن

اونها گفتن تو رو به اونجا مي برن

و چي ؟! خوبه ، ميدونم مجبوري که منو به اونجا ببري واسه همينه که من رو تا اينجا آوردي

More Farsi Persian subtitles for Five Minutes of Heaven

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left