Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی شخصیتها، اتفاقات و مقاطع زمانی به نمایش در آمده در این سریال، کاملا تخیلی میباشند
چه صدایی اومد؟
چی؟ دوباره کابوس دیدی؟
نه! صدارو نمیشنوی؟
بیرون غلغلهست
خدایا، واقعا که
اونجا
کنجکاو بودم کی داره پچپچ میکنه
ارباب- بله؟-
ارباب چو فوت کردن
اون به قتل رسیده
!اعلیحضرت وارد میشوند
این چطور اتفاق افتاد؟
درخواست خلاف قانون؟
این درخواست خلاف قوانین ملیه
به محض اینکه یک موقعیت به وجود اومد
مردم به خونه وزیر اجرایی هجوم آوردن؟
چی؟- !دستیگرشون کنین-
!وایسین
تنها در یک روز 20 مظنون دستگیر کردن
!من هیچ کار اشتباهی انجام ندادم
روش انتصاب اونها فاسد شده
...ما دستیار راست شورای ایالتی
...و دستیار چپ شورای ایالتی داریم
هر دو به دلیل بی نظمی اخراج شدن
...پس، من
رسماً درخواست برکناری وزیر اجرایی رو دارم
...اعلیحضرت، ما هم توصیه میکنیم
شما باید این کار رو بکنین، اعلیحضرت
...ملکه بزرگ بیوه
...قبلا اعلام کرده بودند
به دلیل کهولت سن از نایبنشینیشون جلوگیری شه
...من هم معتقدم عادلانهست
که استعفا بدم
اعلیحضرت
لطفا استعفای من رو بپذیرید
!نه، اعلیحضرت
!لطفا فرمان سلطنتی خودتون رو لغو کنید
لطفا تصمیم خودتون رو لغو کنید- لطفا تصمیم خودتون رو لغو کنید-
...به عنوان
...مشاور ایالتی چپ
و یکی از حامیان وزیر اجرایی
...خودم رو مسئول میدونم
...برای تنزیل دستیار چپ شورای ایالتی
و اخراج دستیار راست شورای ایالتی
...با این حال، من معتقدم که اخراجشون
و منحل کردن کمیته نباید عجولانه مورد بحث قرار بگیره
...قانون ضد درخواست غیر قانونی معرفی شد
تا از جابجایی خصوصی مسئولان جلوگیری کنه
به همین دلیل اطلاع از بی نظمی مقامات دیگه دشوار بود
...همچنین، حادثه پسر دستیار راست شورای دولتی
بدون اطلاع وزیر به وجود اومد
درسته، اعلیحضرت
در همچین وضعیت بدی
وزیر اجرایی نتونستن اقدامی انجام بدن
...این ثابت می کنه که هیچ ارتباط نزدیکی بین این دو
وجود نداره
...من نظرم اینه که این یه تنبیه بیش از حده
که ایشون رو برکنار و کمیته رو منحل کنید
...هیچ توجیهی برای برکناری
!وجود نداره
!ما عاجزانه از شما درخواست بخشش میکنیم
!ما عاجزانه از شما درخواست بخشش میکنیم- !ما عاجزانه از شما درخواست بخشش میکنیم-
اما اونها عملا همدست بودن
حالا ادعا می کنن که ارتباطی وجود نداشته؟
...اعلیحضرت
این بار بی تاب بودن
فقط به اعلان جنگ علیه اونها ختم شد
حمایت شما چی سرورم؟
...پدرم
برای شما هم احترام قائل هست
...به این دلیلِ که
هنوز از وزیر اجرایی سرپیچی نکردم
...از سلطنت فاصله گرفتم
تظاهر به بیمار بودن کردم، و همه چیز بیهوده بود
مطمئنا پادشاه ناامید شدن
...هر کسی نمیتونه فورا
از عهدهی یه بحران بیاد و حلش کنه
این قرار نیست که یه بحران باشه یه نقص جزئی هست
اون بدون شک باهوشه
برای مدتی روی دوش من سنگینی میکرد
توی چند ماه حلش کرد
منظورتون همون وکیلی هست که شاهزاده خانم آوردن؟
اسمش کانگ هانسوعه
اسمشو یادت نگه دار
اون الان برای من کار میکنه
بله، سرورم
...راستی
نگران بودی که بخاطر اتفاقهایی که امروز افتاد ناراحت باشم؟
انتظار نداشتم که یه روزه وزیر برکنار شه
...من به سادگی
نقشه روشروع کردم
...تا به الان هیچ کس
برکناری اون رو حتی تصورم نمیکرد
و به طور رسمی اعلام شد
الان
همه فهمیدن که قدرتش برای همیشه باقی نمیمونه
پس
چیزی که نیاز دارم یه دلیل منطقیه که بتونم بیرون بندازمش
اگه اون دلیلو برام بسازه
حتی بهترم میشه
بانوی من
مسئولان ساهونبو اینجا هستن
آیگو
حالت خوبه؟
معذرت میخوام، سرورم
میخواستم که بی سر و صدا میز رو بذارم و برم
مشکلی نیست
بیا
در مورد زیبایی صاحب اینجا چیزایی شنیده بودم
درستم بود- بسه-
اون الان زخمی شده
بشینین
باهاش ملاقات میکنی؟
یا همون طور که اولش قول دادیم کارتو انجام میدی؟
...جوابم
همیشه یه چیزه
چطور جرئت میکنی؟
تو نمیتونی خانوادهم رو از بین ببری
مادر
این حقیقت رو که بعد از اینکه ...پدر و مادرت مرتکب گناه شدن
خانوادت سقوط کرد رو پنهون کردی
چقدر پررویی
!گم شو، گم شو
!در رو ببندین
چی کار میکنی؟
!ولم کن
دهنشو ببندین
ممکنه سعی کنه خودشو بکشه
بهش نیازی نیست
من قرار نیست بمیرم
برای یه دختر جوون چشمات پر از کینه هست
غمه، نه کینه
همیشه میتونی کینه رو از بین ببری
...اما این غم عمیق توی دلم حک شده
نمیشه آرومش کرد
داستانت چیه؟
میدونم بی شرمم، اما لطفا من رو به هانیانگ ببرید
...من قدرتمندترین مرد رو اونجا ملاقات میکنم
و برای رنج و خشمم ازش درخواست میکنم
ایشون وزیر اجرایی هستند
بالاترین مقام رو در چوسان دارند
ارباب
...لطفا کمکم کنید
انتقام پدر و مادرم رو بگیرید
لطفا کمکم کنید
...لطفا
مطمئنی که میتونی برای انتقام هر کاری انجام بدی؟
به عنوان یه زن باید چیزای شرم آوری رو تحمل کنی
فقط بدنمه که کثیف میشه
نه روحم
...الان، قلبم
به سختی یه سنگه
...مهربونیتون رو عمیقا توی این سنگ
حک میکنم
::::::::: آيــــ(قسمت 9: سرنوشتی که اشتباه شد)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(وکیل چوسان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بدن شروع به تجزیه می کنه، پس یه سایبون بذارین
بله، قربان
به نظر می رسه دیشب بهش حمله شده
وزیر اجرای قانون در حال بررسی این پرونده هست
هان سو- برو جلو-
دیشب کجا بودی؟
الان به من شک داری؟
...تو کسی هستی که
که تازگیا بیشترین درگیری رو با ارباب چو داشته
اگه در مورد ارباب چوعه من باید اونجا دراز کشیده باشم
...باید به کسی شک کنی که
به تو نزدیکتره و از من مقام بالاتری داره
در مورد کی حرف میزنی؟
دقیقا منظورم فرد خاصی نیست
...فقط فکر میکنم کسی میتونه ارباب چو رو بکشه
کسیه که قدرت داره
...و یه همچین آدمی
باید بیشتر از من به تو نزدیک باشه
روی جسد زخم چاقو بود
زخم چاقو؟- آره-
ولی سلاح که تفنگه
فکر میکنم مظنون اونو از بین برده
چرا باید همچین زحمتی به خودش بده؟
مگه اسمش روی سلاح بوده
آره خب
چرا اینطوریه؟
عجله کردم
چی؟ کی؟
من
منظورت کیه؟
اگه چیزی خواستید بهم بگید
خنجر میخوای چیکار؟
میخوای خودت درمورد پروندهی ارباب چو تحقیق کنی؟
نه
میخوام آماده شم
پولشو بده
دوباره تویی- بله-
اومدید اینجا خنجری که باهاش ارباب چو رو کشتن پیدا کنید؟
یچیزی هست که میخواستم ازت بپرسم
بپرسید لطفا
انگار قایق تقریبا تعمیر شده
چقدر دیگه میخوای توی سوونگاک بمونی؟
No comments yet. Be the first to leave one.