Die ersten 200 Zeilen.
انتخاب و سفارش عنوان براي ترجمه از آقاي پرهيزگار
!متفرق شيد !بريد خونههاتون
نميخوايم دردسر درست بشه
بذاريد رد بشيم ما از اينجا نميريم
ميخوايم از اينجا عبور کنيم بذاريد رد بشيم
به اينجا اومديم تا براي حق و حقوقمون مبارزه کنيم
!متفرق شيد !بريد خونههاتون
به آرامي بريد عقب
به اينجا اومديم تا براي حق و حقوقمون مبارزه کنيم
براي زن و بچههامون
و براي فرزند فرزندانمون
ميخوايم از اينجا عبور کنيم بذاريد رد بشيم
به اينجا اومديم تا براي حق و حقوقمون مبارزه کنيم
!لعنت به شما
با اين صداي بلند !پرده گوشمون رو پاره کردن
!پليسها !خوکها !تفالهها! عوضيها
!متفرق شيد !بريد خونههاتون
!پليسها !خوکها !تفالهها! عوضيها
!بريد عقب !دست از تظاهرات برداريد
متفرق شيد !و به ما توهين نکنيد
!پليسها !خوکها !تفالهها! عوضيها
گيلبو بايد ميدونستم
اين دهاتيها دست بردار نيستن
خيلي بهش لطف کردم که اجازه دادم اينجا بمونه
!يه کمونيست! يه آدم گستاخ
تويي، گيلبو؟ - سلام، خانم -
کِي ميخواي ياد بگيري درو محکم نکوبي؟
ببخشيد، مادام لانگلوا
صبر کن بايد باهات صحبت کنم
وقت ندارم
نگران نباش خيلي خلاصه ميگم
رفته بودي تظاهرات انکار نکن
ناراحتتون ميکنه؟
باعث خجالتم ميشه همسايهها حرفايي ميزنن
بذار حرف بزنن
سعي کن درک کني
شوهرم، جناب سرهنگ ...در تمام عمرش
هيچوقت همچين چيزي رو... تاب نميآورد
و من اصلا دوست ندارم يه آنارشيست در منزلم باشه
عقايد من به شما مربوط نميشه
من اجاره اتاقمو پرداخت ميکنم
اگه از عقايد من خوشتون نمياد از اينجا ميرم
منظورم اين نبود
ميتونم بيام تو؟ - خونه خودتونه -
همينطور از چشمام اشک مياد
بخاطر اون گاز اشکآورهاي لعنتيه !حرومزادهها
سيگار داري؟
سيگارم تمام شده
جرات نميکنم برم بيرون تو خيابون
هميشه از جمعيت زياد ميترسم حتي در کارناوال
زياد ملايم نيست
عيبي نداره وقتي سرهنگ زنده بود
فقط سيگار ارتشي ميکشيدم
گيلبو، عصباني نشو
اون اغتشاش و هياهوها منو عصبي کردن
آشفتگي، دشمني تنش متقابل
تحملشو ندارم سعي کن درک کني
من و تو دنياهاي متفاوتي داريم
اما دليل نميشه نتونيم باهم دوست باشيم
دوست؟ باورش سخته
دوستيِ منو رد ميکني؟ - صلا برام مهم نيست -
از وقتي پسرم مُرد خيلي احساس تنهايي ميکنم
فردا که بشه يک سال از اون حادثه مرگبار ميگذره
دو سال بعد از روزي که شوهرم از دنيا رفت
منو ببخش
ميشه فرچه کفشتو بهم قرض بدي؟
بله، البته
چه اتفاقي براش افتاد؟
شوهرم؟
نه، پسرت
در مسير پاريس در يه تصادف احمقانه کشته شد
سرعتش 110تا بود
هرچند هيچ دليلي براي زود رسيدن نداشت
توي عمرش يک روز هم کار نکرد
و جناب سرهنگ؟
اون در هندوچين مُرد
حداقل پنج سال نديده بودمش
مدتها از هم جدا شده بوديم
براي دخترم، اون پتياره
منم فرقي با مرده ندارم
از وقتي ازدواج کرد
هيچ خبري ازش ندارم
اون دختر هميشه ميگفت
هيچوقت مرد مناسبش رو پيدا نميکنه
اما بالاخره ازدواج کرد
مثل من
عنوان و تمام آرزوهام رو از دست دادم
وقتي با سرهنگ لانگلوا ازدواج کردم
از بارونس دونويل
تبديل به مادام لانگلوا شدم
خب ديگه
نميتونيم همه چيزو باهم داشته باشيم
کمي شراب ميل داري؟
نه، خيلي ممنون يه قرار دارم
يه تظاهرات ديگه؟
نه، براي امروز کافيه با يه دختر قرار دارم
فکر کنم لازم نيست بهت يادآوري کنم
نميخوام هيچ زني رو به اينجا بياري
اتاقهاي هتل رو براي همين گذاشتن
هرکاري دوست داري بکن اما يه جاي ديگه
مگه من ازت ميپرسم
کجا عشقبازي ميکني؟
چند وقت يبار؟ يا با چه کسي؟
داري منو عصباني ميکني
درست متوجه نشدي
ضمنا، بايد بهت بگم با اين وضع اعتصاب
نميتونم اجاره اين ماه رو پرداخت کنم
و تا يه جاي ديگه پيدا نکنم از اينجا نميرم
خيال ندارم زير پل بخوابم
ممنون که بهم گفتي
قابلي نداشت شب خوش، خانم
گيلبو، قبل از اينکه بري
يه سيگار برام بذار
تمام پاکت رو بردار
گيلبو؟ - منم -
اديت؟ - بله، مادر -
چطوري اومدي داخل؟ - هنوز کليدمو دارم -
بايد اونو بهم پس بدي
چرا؟ مگه کليدتو گم کردي؟
لازمش دارم - پس حتما دوست پسر داري -
حداقل منو از اين شوخيها
معاف کن
پس برگشتي
بعد از ازدواج چه کارايي کردي؟
کار خاصي نکردم
فکر کردم منو فراموش کردي
پالتوت رو دربيار
زياد نميمونم، مادر
از خيابون چه خبر؟
ساکته، بوي خوک ميده پليسها همه جا هستن
سر راهم به اينجا اومدم
نشون ميده چقدر دلم ميخواست ببينمت
همين 5 دقيقه پيش داشتم راجع به تو صحبت ميکردم
با کي؟
مستاجرم
فکر نميکردم کسي رو ببيني
يه مستاجر خيلي عجيبه
مستمريِ پدرت
کفاف مخارج رو نميده
بدهيهاي برادرت زياد شدن
ماه پيش مجبور شدم اتاقتو اجاره بدم
اتاق قديميِ منو اجاره دادي؟
چرا اتاق فيليپ رو اجاره ندادي؟
اتاق برادرت؟
هرگز
از وقتي مرده در اتاقشو قفل کردم
به هيچي دست نزدم
هيچوقت جراتشو پيدا نميکنم
درو باز کنم
و به اون همه خاطره نگاه کنم
اينقدر احساساتي نشو
تو درک نميکني
اينقدر راه نرو
پاهام مورمور ميشن - جوراب ميپوشي؟ -
دو ساله نميپوشم
مستاجرت چيکار ميکنه؟ - درحال اعتصابه -
منظورم اين نبود
در کشتيسازي کار ميکنه
يا مکانيکه يا ابزارساز
يعني با فلزات سروکار داره؟
چرا ميپرسي؟
چي شد که يهو به طبقه کارگر علاقه پيدا کردي؟
يهويي نيست چند روز پيش
يه فالگير بهم گفت رابطه عاشقانهاي شروع ميکنم
با يه فلزکار
براي شام ميموني؟
نه، ادموند منتظرمه
هيچوقت زحمت نامه نوشتن بخودت نميدي
ميتونستي يه کارتپستال بفرستي
کارتپستال؟ هيچوقت آپارتمانمون رو ترک نکردم
مگه براي ماهعسل نرفتين مسافرت؟
منظورت مراکشه؟
نرفتيم
ادموند نظرش عوض شد؟
نه، نظر من عوض شد
اون باعث نوميديه
از چه نظر؟
ميخواي برات يه تصوير بکشم؟
از اين اصطلاح متنفرم
تا حالا هزار بار بهت گفتم
پدر هميشه ميگفت
دليل نميشه
بهتره حرفتو بزني و اينقدر طفره نري
ميتونم بهت بگم رازي در کار نيست
خانوادهش خبر دارن
ادموند ناتوانه بنظرت خندهداره؟
در اين مورد اشتباه ميکني - از اين بابت مطمئنم -
من بهتر ميدونم اونو دوست نداري
اگه دوستش داشتي ...ميدونستي چطور
!کافيه
تو هيچوقت کسي رو دوست نداشتي
بخاطر اين نيست که ادموند رو دوست ندارم
از حسادت و خسيس بودنش خسته شدم
در حال حاضر
حتي يه پني هم تو جيبم نيست
حقته
فقط بخاطر پول باهاش ازدواج کردي
!يه فروشنده تلويزيون يه شاهزاده روياهاي واقعي
خبر نداري در چه وضعي هستم
بايد ازش خواهش و التماس کنم
No comments yet. Be the first to leave one.