Die ersten 170 Zeilen.
پارک هانگیول، 25 ساله) (مدیرعامل یک استودیو عکاسی عروسی
هونگ هانو، 32 ساله) (مدیرعامل یک شرکت سرگرمی کی ویو
پنجاه درصد از حقوقش رو) (خرج خانوادهاش میکنه: حقیقت
::::::::: آيـــ(دروغ صورتــی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
آثار شب گذشته ذهنهای به هم ریخته) (توی خونهی صورتی رو نشون میده
روز رو جوری شروع میکنن انگار همه چی خوبه
درسته
هیچوقت نمیفهمیم- داریم از کنجکاوی میمیریم-
لطفا، راز هانو رو میفهمیم دیگه، مگه نه؟
هوس مردن کردی؟
سلام
مشکل چیه؟
امروز ساعت چند بیدار شدی، هانو؟
ساعت هفت؟- پس، فردا ساعت هفت بیدار میشم-
ساعت هفت بیدار میشم و تمیزکاری میکنم
بکنش ساعت هفت و نیم
بهت گفتم به چیزی دست نزن
هی، بطریها رو ببین
چی؟- این بطری ها رو ببین-
یه عالمه بطری ـه
تازه هنوز لیوان ها رو جمع نکردم
لیوان ها؟ من جمعشون میکنم
میدونی از وقتی اومدم اینجا این اولین باریه که انقدر زود بیدار میشم؟
من همیشه انقدر زود بیدار میشم
بهتر از اینه که خودت انجامش بدی- درسته-
هر چند که دیر کردم
سرد نمیشه؟
اگه سردم بشه چی؟- همهش همینو میپوشی؟-
ممکنه از سرما پس بیفتی ها
یه چیزی واسهت برمیدارم
بذار ببینم
شلوار میپوشم
آستین کوتاه بپوشم فقط؟- چی؟-
یه چیزی اینجاست- بجنب-
راجع به همچین چیزایی کنجکاوم- برو ببین چیه-
کنجکاوم- برش دار-
اولین بارت نیست؟- جالبه-
اولین بارت نیست؟
سعی کن بازش کنی
اینجوری درش میاری
چی میتونه باشه؟
اوه، اسمم روشه
چیه؟ چه خبره؟
ته یانگ حس جاسوس بودن به آدم میده
فقط اسم اون روی کارت نوشته شده؟- گفت باورنکردنی ـه-
چیه؟ کنجکاوم- باورنکردنی ـه-
صبر کن. بذار همه رو جمع کنم- دیدیش؟-
باید اینو ببینین- باورنکردنی ـه-
بیاین جمع شیم دور هم- گفت باید جمع شیم-
زود باشین. باورنکردنی ـه- چرا؟-
جمع شین دیگه
چانسول، داشتم موهامو درست میکردم باید نصف دیگهشو درست کنم
اون نصفه رو بذار واسه بعد. باید اینو ببینی- واقعا؟-
اومد بیرون؟
واسهتون میخونمش
آره، لطفا واسهمون بخونش مهم ترین مردِ امروز
قرارهای تک به تکی در کاره که"
"توسط ته یانگ، عضو جدید جفت شدن- واو-
،وقتی به آدرسِ تو پیامتون برین
میفهمین اونی که امروز باهاش میرین سر قرار کیه
!واو- هر ده نفرمون امروز میریم سر قرار-
!واو- هر ده نفرمون امروز میریم سر قرار-
پس همهمون میریم سر قرار؟- چی؟-
ته یانگ جفتمون میکنه؟- آره-
همین الانش هم جفتتون کردم
جفتمون کرده- کرده؟-
پس میریم اونجا و یه پسر منتظرمونه- چرا جفتمون میکنی؟-
واو! باورنکردنی ـه
خدایی؟- میخوام دفعهی دیگه اینکارو بکنم-
چی؟ ته یانگ با هم تطبیقشون میده؟
...حتما چون آخرین نفر ملحق شده
این امتیاز رو بهش دادن- دقیقا-
گمونم- حس میکنم دل همهشونو میبره-
میدونم- همه چیزو به خودش اختصاص میده-
حتما تا حالا جفتشون کرده
بیاین اینکارو نکنیم
اوه، که اینطور
سبک قدیمی؟
لوکس؟
پیاده روی
معتقدم که لیاقت این امتیاز رو دارم
سعی کنین سه روز بمونین تو زیرزمین
داهه. دائون
این دونفرن
...نمیخوام بعضی از قرارهاشونو
با جفت کردن اونایی که واقعا به همدیگه نمیان خراب کنم
واسه همین طولانی مدت و حسابی بهش فکر کردم
بنظرم بهترین کاری که میتونستم رو کردم
تصمیماتش میتونه نتیجه رو عوض کنه
دقیقا- میتونه عمدی باشه-
،چون ته یانگ از اتاق مخفی تماشاشون کرده
مطمئنم همینجوری تصادفی انتخاب نمیکنه
و احساسات واقعیش هم از تصمیماتش مشخص میشه
موافقم
،همونطور که انتظار داشتیم امتیاز رو دادن به آخرین عضو
چیه؟ خوشحالی؟- با همدیگه جفت میشیم-
با همدیگه جفت میشیم- آره میشیم-
ازش پرسیدم. با ته یانگ خوب بودی؟
چی؟ معلومه که باهاش خوب بودم
خالی نبند- معلومه که بودم-
بنظرت میشه این رنگ رو بپوشم؟
بهت میاد
اصلا هرچی. بازم اونجوری که من میخوام نمیشه
پس انتخاب کرده با کی میخواد بره سر قرار
،مطمئنم انتخاب کرده. و ایشالا که ما رو با کسی که باهاش کنار میایم جفت کرده دیگه؟
صبر کن. ممکنه نتونی با هانو بری سر قرار
شاید نتونی- منم به همین فکر کردم-
اگه چون خبر نداره دوباره مجبور باشم با باروم برم سرقرار چی؟
نه دیگه، ها؟
اوه، واقعا؟
با کی میخوای بری سر قرار؟
دلم میخواد یکی از اون دوتایی باشه که گفته بودم
من دلم میخواد یکی باشه که باهاش نرفته باشم بیرون
البته
من با هر کی که هنوز باهاش نرفتم سر قرار اوکیام
بدترین کسی که باهاش بری سرقرار کیه؟
هانی. قبلا باهاش رفتم سرقرار
درسته
راست میگی
کی بود؟
سولبی؟
بنظرم با یکی از دو نفرِ جدید برم سر قرار
مگه نه؟ منم همین فکرو کردم- بنظرم-
همهشون دارن اونی که) (باهاش میرن سرقرار رو حدس میزنن
بنظرت باید لباس هامو عوض کنم؟
واسه چی؟- درسته. وقتی برسم اونجا میفهمیم-
دقیقا
این کفش مشکیها رو میپوشم- باشه-
این تیشرت سفیده رو بپوشم یا با تیشرت مشکی ستش کنم؟
مشکی ـه رو بپوش- مشکی ـه بهتره نه؟-
با سفید خیلی صاف و ساده بنظر میای
،دلم میخواد اون وجهه رو به بقیه نشون ندی
پس میشه مشکی بپوشی؟
نظرت چیه؟
راستشو بگو. کدومش بهتره؟
خانوما عاشق تیپِ تیشرت سفید و شلوار لیان
این تیپی ـه که بیشتر وقتا میزنم
واقعا؟
دقیقا- !واه-
"پس فقط من میتونم ببینم"
باید واسه یه بارم که شده غیررسمی لباس بپوشی
بیشتر وقتا نمیاد اینجا؟
میدونم
،شاید مضطربه
چون خیلی احتمالش زیاده که با یکی دیگه بره سر قرار
هر لحظه ممکنه بهم بزنن
این اتفاق فقط وقتی افتاد که اومدن اینجا- درسته-
،اگه به این سرعت از داهه خوشش اومده ...میتونه
از یکی دیگه هم خوشش بیاد- ...ولی من حس میکنم-
،تهش با هر کی هم که بره سر قرار
...آخرشم- باهاش میمونه؟-
میره با داهه...
حتی اگه با یکی دیگه بره سر قرار- درسته-
متنفرم از این قضیه- مگه نه؟-
،اونوقت میشم قربانیای
که امروزش وقت تلف کردن بوده- میدونم-
دارم وقت با ارزشم رو هدر میدم- درسته-
چانسول، هانول رو رد کرد- آره-
من مطمئنم تهیانگ، داهه و چانسول رو مچ نکرده
آره. منم بودم همین کارو میکردم
مهم نبود چی بشه
مچ نمیکردی؟- کنجکاوم-
اون خیلی پیشبینیش خوبه- درسته-
امیدوارم که اون ورق رو برگردونه-
خیلی بدجنسی- هستم-
میخوام بامزهتر باشم
من واقعا میخوام که اون ورق رو برگردونه
به تهیانگ ایمان دارم
میخوام قبل از اینکه بیاد چشمام رو ببندم
چه خبره؟
No comments yet. Be the first to leave one.