Die ersten 200 Zeilen.
وقتی توستر اتصالی کرد تقریباً باعث شد تمام یتیمخونه آتیش بگیره
خواهر "اگنس"، خدا بیامرزتش
میخواست توستره رو بندازه سطل آشغال
اما من نذاشتم
وقتی بیشتریا اونو ...به چشم یه تیکه آشغال دودزا میدیدن
من اونو یه دستگاه دیدم... که نیاز به درک شدن داشت
برای همین من یه المان گرمایی جدید پیدا کردم
و اون توستر کوچولوی شجاع رو با دستای خودم تعمیر کردم
یه دوستی برقرار کردم مثل رابطم با "ویل"، مگه نه؟
آره
اون توستر اولین از یه عالم دستگاهی بود که نجات داددم
میبینی، من فقط یه مکانیک نیستم بلکه با دستگاهها حرف میزنم
ما یه ربات میخواستیم و به دست آوردیم
آره
اگه "اسکِرکرو" میخواست بهمون آسیب بزنه همونجا توی ژوپیتر این کارو میکرد
حتی میتونست همین الانم بهمون صدمه بزنه
...یعنی داری میگی که توی اون فضاپیما یه موتور هست؟
همه جا امنه؟ روباتی نیست؟
نه کاملاً
12تا روبات میبینم
دارن مُردههاشونو جمع میکنن
منظورت اینه که قطعاتشونو دارن نجات میدن
هی
اون داره چیکار میکنه؟
خیلیخب، تو ما رو پیش یه موتور آوردی نقشهای داری که چهطوری برش داریم؟
12تا صخره و 12تا روبات
شانس موفقیتمون خیلی کمه - تو میتونی حسابشونو برسی، مگه نه؟ -
ازمون میخوای حساب 10تاشونو برسیم و خودت 2تاشونو؟
معلومه که سوءتفاهم پیش اومده شاید اونا مثل ما صخرهها رو به حساب نمیارن
این خیلی بده
به نظر میرسه تنها چارمون همینه
وقتی آدم جدید میاری همه چیز عوض میشه دیگه
اون حالش خوبه؟
آره، وضعیتش پایداره
خودت حالت خوبه؟
آره. تو چهطور؟
آره
به سلامتی پریدن از ارتفاع 2 مایلی یه دره توی یه سیارهی بیگانه
و به سلامتی اینکه اولین کسایی هستیم که همچین آرزویی میکنیم
خیلیا از انجام دادن این کار میترسن
وقتی داشتیم سقوط آزاد میکردیم آدرنالین بود که فقط به رگام ترشح میشد
و...حس میکردم زمین داره .خیلی سریع به سمتم میاد
...تنها چیزی که میتونستم بهش فکر کنم این بود که .هیچچیز دیگهای برام اهمیت نداشت
هیچکدوم از چیزایی که... چیزایی که نگرانشون بودم هیچ اهمیتی برام نداشتن
برای همینم من عاشق پرواز کردنم
،وقتی کیلومترها بالاتر از زمینی
یه دید جدید نسبت به چیزای روی زمین پیدا میکنی
و تمام مشکلاتت کوچیک به نظر میان
!"جودی"
آمادهای؟
آره
خیلی خوشحالم که برگشتی - منم همینطور -
"این خواهرمه، "پنی
...پنی، این
...اومم...
فرمانده "گرَنت کِلی" هستن. میدونم...
خیلی خوشحالم که میبینمتون - منم همینطور -
لیام توفِلد" هستم" ملاقات باهاتون باعث افتخارمه، قربان
.ویجِی دار" هستم. من بیشتر مفتخرم، جناب" - .باعث افتخارمه -
تا وقتی این وسایلو جمع میکنیم میتونین با بقیهی افرادم آشنا شین
خیلیخب - عالیه -
این فوقالعادهست
میدونم خیلی فوقالعادهست که باهاش ملاقات کردیم
همه توجه کنین ایشون "گرَنت کلی" هستن
کاپیتان فورتونا
ایشون و افرادش قراره باهامون به آلفا سنتوری بیان
برای همین یه جورایی الان عضو گروه ما به حساب میان
اومم، 19 ساعت وقت داریم تا پرواز کنیم ...وگرنه باید تا فرصت بعدی صبر کنیم
برای همین... بهتره دست بجنبونیم - اوه، خدای من -
با تغییرات صندلیای تاشو مشکلی نداری؟
نه
سلام
اون فقط داره بررسی میکنه که آیا خطرناکی یا نه
یه جورایی وظیفهش همین کاره - آره -
جودی" راجع بهش بهم گفت"
از چیزی که فکر میکردم خیلی عجیبتره
دکتر "زوئی اسمیث" هستم
خیلی خوبه که یه بزرگسال دیگه هم به اینجا اومده
جودی" راجع به شما هم بهم گفت"
هومم. فقط در حد یه اشارهی کوچیک بود یا وارد جزئیات هم شد؟
اون گفت که شما معلم فرانسویشون بودین - هومم -
کجا فرانسوی یاد گرفتین؟
فرانسه
به کمرت فشار نیار، رفیق باید بذاری فرایند ترمیم انجام شه
باشه، ممنون
منبع برق دیگهای هم دارین؟ دوست دارم .به این سلولهای پشتیبان یه استراحت بدم
حتما. میتونیم وصلشون کنیم به ژوپیتر
باشه، ممنون
بیاین یکیشونو ببریم
خیلیخب، بیاین بریم جلو
آماده
هی، "جودی"، با خالیه چیکار کنیم؟
بذارینش کنار بقیه بعدا لازممون میشه
هی، از موتور رانشگر چه خبر؟
ویل" تعمیرش کرده" فعلا که نیست دارم عیبیابیش میکنم
نیست؟ مگه کجا رفته؟
رفته از شهر فضاییا گزارش مستند تهیه کنه
ببخشید، گفتی «شهر فضاییا»؟
آره، اومم... وقتی که رفته بودی اتفاقات زیادی افتاده
ویل رابینسون" هستم" از گروه کلونیست 24ـم
...دارم یه گزارش تهیه میکنم چون
مهمترین منطقهی باستانشناسی تاریخ رو... کشف کردیم
و فقط 19 ساعت تا رفتنمون از اینجا وقت دارم
این اتاق به نظر شدیدا آسیب دیده
نه به دلیل گذر زمان ...بلکه به دلیل
یه جور حادثهی طبیعی بزرگ...
واو
غبار آتشفشانی
این اتاق تحت تاثیر یه حادثهی آتشفشانی قرار گرفته
یه نمونه ازشون بر میدارم
!اوه، خدایا
...خیلیخب
...من...
اسکلت پیدا کردم...
ووا
اونا روباتا رو به شکل خودشون ساخته بودن
فکر میکنم طبیعت انسانی اینطوریه که دوست داره خودشو توی چیزایی که میسازه ببینه
حتی اگه انسان نباشی هم این ویژگی رو داری
...میدونم دور از عقله
رو غیرفعال کنی BTMS اما باید تا شتاب در سرعتهای بالا کم شه
همین الانشم غیرفعالش کردی
قسم میخورم تابهحال یه چاریوت رو موقتا تعمیر نکرده بودم
تا توی یه مسابقه با سرعت بیش از 100 مایل بر ساعت برونه
خیلیخب، ببین، هر وقت از اینجا رفتی بیرون باید خنککننده رو به صورت دستی اضافه کنی
تا دمای باتری رو زیر 40 درجهی سلسیوس نگه داره
الان دماش 51ـه، اما مگه مهمه؟- ...اگه دماش بالا باشه ممکنه-
فرار حرارتی اتفاق بیفته...
باشه، تمام قوطیای مایع خنککنندهای که داریم رو میارم
به محض اینکه "اسکِرکرو" موتور رو گرفت بهمون علامت بده، باشه؟
...باشه، و به محض اینکه همهجا امن شد
با ژوپیتر میام دنبالتون...
نقشهی خوبیه همهچی در نظر گرفته شده
دوست ندارم تو رو با اون روبات تنها بذارم
خب، پس با "دان" میرم
و دهتا ربات عصبانی رو به دنبال نخود سیاه راهنمایی میکنم
نمیتونی هم خدا رو بخوای هم خرما رو
هی، "اسکِرکرو" مانع راهمون نیست
بلکه راهحلمونه
آره، خب، من مطمئنم ...که هدف اون از کمک کردن به ما
این نیست که خودشو آدم خوبه جلوه بده...
البته که نیست
اون به فکر خودشه. همهمون به فکر خودمونیم
اسکِرکرو" یه چیزی از ما میخواد" و در عوض، ما هم یه چیزی ازش میگیریم
،زندگی همینه فرقی نداره اهل کدوم سیاره باشی
!آای
اسکِرکرو" کجاست؟"
مگه نباید اینجا باشه تا هر وقت چیزی خواست روی سرم بیفته، بگه "خطر"؟
اون ربات "ویل" نیست
جدیدا فضاپیماها مثل دوچرخه شدن؟ هر کی از راه میرسه یه دونه فضاپیما داره؟
...هومم
نه، هنوز نه. من تنها کسیام .که میدونه چطور فضاپیما رو به پرواز دربیاره
کنترل واکنشها، هدایت مداری حرکت عمودی، عرضی، طولی
ژوپیتر، فورتونا
انگار لهجههاشون فرق داره ولی زبونشون یکیه
شاید وقتی به کلونی برسیم یه فضاپیما بهت بدن
خیلی مشتاقم پشت فرمون ببینمت
اوه، خب، انتظار نداشته باش موقع پرواز خیلی کاری بکنم
خیلی پیچیدست کامپیوتر تمام کارا رو انجام میده
کامپیوتر؟
آره، میدونی فضاپیماها این روزا کامپیوتر دارن
اونقدرا هم خواب نبودم که اینو ندونم
فقط کنجکاو شدم که چهقدر این روزا .همه چی خودکار شده
عه، همهش خودکاره، مخصوصاً برای وضعیتهای .غیرطبیعی مثل میدان شهاب سنگها
کامپیوتر تمام پیامدهای ممکن ...رو محاسبه میکنه
و امنترین مسیر رو تعیین میکنه...
سوال اینجاست که کی کامپیوتر رو برنامهریزی میکنه؟
میدونی، مامان عضو تیمی بود که خلبان خودکار ژوپیتر رو برنامه ریزی کرد
مورین"؟"
آره
مادرت همیشه قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد راهحلشو پیدا میکرد
اما حتی بهترین کامپیوترها هم محدودیتهایی دارن
اونا میتونن از پس 99 درصد مشکلات بر بیان .تا وقتی به مشکلی میرسن که نمیتونن کاریش کنن
سلام
ببخشید میخواین یه گزارش از پیشرفت کار بدم؟
آره
تو مجوز این کارو داری؟
فکر کردم "جودی" تنها دکتر اینجاست
اون مشغول کارای کاپیتانیشه - آه -
اما گرفتن علائم حیاتی خیلی آسونه تقریباً تمام کارو دستگاه انجام میده
چرا من تنها کسیام که چکآپ میشه؟
.تو تنها نیستی. فقط با تو داریم شروع میکنیم
اما قبل از اینکه پرواز کنیم همه رو باید چکآپ کنیم
تا مطمئن شین همه برای سفر سالمن
دقیقاً
و تا مطمئن شیم برای تنفس همه به اندازهی کافی هوا هست
...اومم
لطفاً دستتو ببر بالا
ممنون
فکر میکنی اینکه تمام اندامهای حیاتی ...یک نفر رو منجمد کنیم و زیست تعویقی ایجاد کنیم
خطری برای سلامتیش داره؟...
چی؟ - میخوای منو داخل اون کپسول بذاری، مگه نه؟ -
...اومم
فقط دارم سعی میکنم فشار خونتو بگیرم
هر لحظه داره بالاتر میره
و اونجا یه پل هست که از وسط شکسته
هه. عالیه
عالیه
چی به سر اونا اومده؟
به نظر یه جور.. پنل کنترل میاد
وایستا ببینم، اونا... رد دست هستن؟
No comments yet. Be the first to leave one.