Nathan for You

Nathan for You

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 4

Release Info

Nathan for You S04E05 Shipping Logistics Company WEB-DL Dream Per
Ein Kommentar von CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

Tags

webdl
cinema_dreaming
persian_cc
Veröffentlicht am: 2024-07-06
Downloads: 76
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 189 Zeilen.

‫اسمم نیتن فیلدره و...

‫با نمرات درخشانی از یکی از ‫بهترین دانشکده‌های کانادا...

‫تو رشته کسب و کار فارغ‌التحصیل شدم.

‫الان قصد دارم با دانشم...

‫به صاحبان کسب و کارهای ‫کوچیک کمک کنم...

‫تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.

‫در این برنامه... ‫نیتن در خدمته.

‫این ساختمان از بیرون شاید ‫حوصله‌سربر به نظر برسه...

‫ولی داخلش یه چیز باحاله.

‫لجستیک بیرنز. ‫یه شرکت حمل و نقل لجستیک...

‫در ال سگوندوی کالیفرنیا...

‫که کریستی پرت برخلاف رسوم ‫ به بی‌وقفه کار می‌کنه...

‫که مشتریانش بتونن کالاهاشون رو...

‫به سرتاسر دنیا صادر کنن.

‫ولی ارسال کالا به خارج کشور...

‫بخاطر مالیات ورود که به «تعرفه» معروفه...

‫ممکنه هزینه زیادی داشته باشه.

‫هر کالا نرخ تعرفه خودش رو داره.

‫از رایگان تا 35 درصد هست.

‫ولی وقتی فهمیدم که داره با یه...

‫صادرکننده تشخیص‌دهنده دود کار می‌کنه، ‫فکری به ذهنم رسید...

‫ که باعث می‌شد ‫ مشتریش میلیون‌ها دلار صرفه‌جویی کنه...

‫و کریستی محبوب‌ترین دفتر صادراتی شهر بشه.

‫یه نگاهی توی گوشیم انداختم و فهمیدم که...

‫خیلی از کشورها برای تشخیص‌دهنده دود ‫ تعرفه بالایی دارن.

‫آره، یعنی خیلی از کشورها...

‫واسه تشخیص‌دهنده دود نرخ تعرفه بالایی دارن.

‫یعنی همینه دیگه.

‫نمی‌تونی جوری دورش بزنی.

‫خب انقدر عجله نکنید.

‫برعکس تشخیص‌دهنده‌های دود، ‫آلات موسیقی...

‫به اکثر کشورها تعرفه رایگانی دارن.

‫پس اگر کریستی می‌تونست گمرک رو قانع کنه...

‫که صدایی که تشخیص‌دهنده دود تولید می‌کنه...

‫در اصل نقش موسیقی رو ایفا می‌کنه...

‫مشتری‌هاش مبلغ نجومی‌ای ‫رو صرفه‌جویی می‌کردن.

‫نقشه: صادر تشخیص‌دهنده دود بدون مالیات ‫به وسیله تغییر برندش به آلت موسیقی.

‫- خب... ‫- یعنی عملا هرچیزی که...

‫صدا تولید کنه می‌تونه آلت موسیقی باشه دیگه؟

‫خب اگه تونستی گمرک رو قانع کنی، ‫چرا که نه؟

‫چرا انقدر بدبینی؟

‫چون من خیلی وقته که توی این تجارتم.

‫می‌تونم نظر گمرک رو حدس بزنم.

‫می‌دونی که من دانشکده کسب و کار دیگه؟

‫آره، نه نمی‌دونم. نمی‌شناسمت.

‫خیلی‌خب، من رفتم دانشکده کسب و کار.

‫خیلی‌خب پس...

‫جمله‌ات تموم شد؟

‫- تموم شد. ‫- خیلی‌خب.

‫گفتی «خیلی خب پس...» و فکر کردم...

‫قراره ادامه داشته باشه.

‫- نه. ‫- اوه، خیلی‌خب.

‫کریستی شک داشت، ‫ولی من مصمم بودم که...

‫ثابت کنم اشتباه می‌کنه، ‫برای همین بسته‌بندی جدیدی رو...

‫برای تشخیص‌دهنده دود طراحی کردم...

‫که تبدیل به یک آلت موسیقیش کنم.

‫بعدش هم اسطوره محلی بلوز ‫هارمونیکا گرگ رو استخدام کردم...

‫که بهم کمک کنه یه دی‌وی‌دی آموزشی بسازم...

‫که درون هر جعبه بود.

‫آلت موسیقی شما روی نت ‫ فا دیز قرار داده شده...

‫و خوب نیست که عوضش کنید.

‫حالا که دی‌وی‌دی آماده بود و ‫ بسته‌بندی عوض شده بود...

‫امیدوار بودم که این باعث بشه که...

‫گمرک باور کنه که این یه ‫آلت موسیقی واقعی بود.

‫ولی از اونجایی که قوانین تعرفه ‫به شدت پیچیده هستند...

‫قبل پیشروی بیشتر محصولم رو...

‫نزد قاضی بازنشسته کالیفرنیا ‫ یعنی آنتونی فیلوسا بردم...

‫که مطمئن بشم تمام شرایط لازم رو داره.

‫تشخیص دهنده دوده دیگه.

‫درسته، ولی برندش عوض شده ‫ که یه آلت موسیقی باشه.

‫و قطعا دلیل این کار اینه که...

‫از پرداخت تعرفه جلوگیری کنی.

‫بعد این‌که نقشه‌ام ‫ رو به قاضی فیلوسا گفتم...

‫قوانین تعرفه رو مطالعه کرد...

‫و گفت که هنوز خیلی کارها باید انجام بدم.

‫باید رضایتی از دادگاهی فراهم کنی که...

‫این کالا توسط عموم مردم...

‫به عنوان آلت موسیقی شناخته شده.

‫- خیلی‌خب. ‫- این برچسب ارزشی نداره.

‫خب چطوری باید رضایت عموم رو جلب کرد؟

‫اگه توی آهنگی استفاده بشه ‫ که مردم خوب بشناسنش...

‫اگه آهنگ برتری یا مثلا یکی از خواننده‌ها...

‫می‌دونستم که تغییر برند ‫ تشخیص‌دهنده دود سخته...

‫ولی فکرش هم نمی‌کردم که مجبور بودم...

‫با یکی از بدترین صداهای ‫ ممکن یه آهنگ معروف بسازم.

‫و اگه واقعا جدی بودم...

‫به استعداد موسیقی واقعی نیاز داشتم.

‫واسه همین یه سری تبلیغات پخش کردم...

‫که اعلام می‌کردم واسه یه گروه موسیقی ‫مصاحبه کاری قبول می‌کنم.

‫و در همون هفته به عنوان ‫ یه تهیه‌کننده موسیقی بزرگ...

‫منتظر افرادی بودم که...

‫قرار بود از بهترین‌های لس‌آنجلس باشن.

‫خیلی‌خب، ببینیم چی بلدی پسر.

‫حتما.

‫نتیجه‌اش بهتر از چیزی بود ‫ که انتظار داشتم...

‫و از اولش مشخص شد که غرق در استعداد شدم.

‫پس بعد مصاحبه با یه درامر به اسم کریس...

‫که واقعا توی کارش حرف نداشت...

‫و یانی که یه خواننده جذاب بود...

‫که جاه‌طلبی خوبی داشت...

‫یعنی با دید بازتری...

‫می‌خوام که کل دنیا حرفم رو بشنون.

‫گروه موسیقیم داشت شکل می‌گرفت.

‫این واسه من آزادیه.

‫ولی همچنان باید می‌فهمیدم ‫که کدوم موسیقیدان...

‫برای اجرا کردن با تشخیص‌دهنده دود بهتره.

‫واسه همین اولین مراسم تمرین ‫گروه موسیقی رو ترتیب دیدم...

‫و بعد تماشای اجراشون...

‫خیلی زود مشخص شد که استعداد بینشون ادی بود.

‫نه تنها بهترین موسیقیدان بود...

‫بلکه بهترین اجراکننده هم بود.

‫اگه کسی بود که می‌تونست کاری کنه که ‫تشخیص‌دهنده دود دیده بشه اون بود.

‫پس بعد این‌که تمرین تموم شد...

‫ادی رو نگه داشتم که ساز جدید ‫ رو بهش نشون بدم.

‫من می‌تونم بخونم و درامز بزنم.

‫این که ساز نیست.

‫چرا هست. تشخیص‌دهنده دود بلوزه.

‫نه، نه.

‫این قراره چیزی بشه که...

‫ما رو از بقیه گروه‌ها جدا می‌کنه.

‫خیلی‌خب.

‫و این یعنی کسی اون رو می‌زنه...

‫معروف‌ترین می‌شه.

‫می‌خوای معروف بشی دیگه؟

‫هم...

‫شاید.

‫- می‌خوای. ‫- آره.

‫حالا که تحت تاثیر قول ‫ شهرت قرار گرفته بود...

‫ادی قبول کرد که با کمک ‫ دی‌وی‌دی آموزشیمون...

‫نواختن تشخیص‌دهنده بلوز رو یاد بگیره.

‫بهترین نحو نواختنش...

‫اینه که دکمه «آزمایش» جلوش رو بزنی.

‫خیلی‌خب.

‫حالا که ادی موافق بود، ‫چند روز آینده رو...

‫صرف نوشتن متن آهنگی کردم که...

‫امیدوار بودم موسیقی معروفمون بشه.

‫و بعد دوباره با گروه تماس گرفتم ‫و جمعشون کردم...

‫که ببینم نظرشون چیه.

‫دیدید وقتی که یه از یه دختری ‫ خیلی خوشتون اومده...

‫ولی توی چشمتون نگاه نمی‌کنه؟

‫- می‌دونید؟ ‫- آره.

‫این آهنگ درمورد همینه.

‫ببخشید من الان یکم مضطربم...

‫چون موضوع شخصیه و...

‫من خواننده خوبی نیستم.

‫ولی خب...

‫ظاهرا گروه از آهنگ من خوششون اومده بود...

‫ممنون. ‫ولی یانی گفت که...

‫خودش آهنگی داره که روش کار کرده.

‫با دور کردن خودمون از طبیعت...

‫خودمون رو از هم دور کردیم...

‫و این آهنگ یه‌جورهایی براساس اونه.

‫از پیغامش خوشم میاد.

‫یعنی باید به محیط زندگیمون احترام بذاریم.

‫اسم آهنگ «آسمان‌های یتیم» بود...

‫و بعد رای‌گیری گروه آهنگ ‫اون رو بیشتر پسندیدن.

‫و این عالی بود، چون که ‫ بهترین آهنگ برنده شد...

‫و قصد ما هم همین بود.

‫واسه همین به یانی گفتم که ‫به بقیه گروه هم یادشون بده...

‫با یه تغییر کوچیک.

‫محض اطلاع بگم، ‫ادی قرار نیست گیتار بزنه...

‫و قراره واسه این اثر ‫تشخیص‌دهنده دود رو بنوازه.

‫- تشخیص‌دهنده دود؟ ‫- می‌دونم یکم عجیبه...

‫ولی خیلی مهمه که گروه ‫تشخیص‌دهنده دود داشته باشه.

‫به نظرم می‌تونه عامل تفاوت ما باشه.

‫حتما باید چنین کاری کنیم؟

‫- تشخیص‌دهنده دود؟ ‫- آره.

‫بهتون برنخوره‌ها، ولی اگه ‫ واقعا کارتون خوب باشه...

‫از پسش برمیایید دیگه. نه؟

‫با وجود کمی مشکل که با ‫تشخیص‌دهنده دود داشتیم...

‫آخر کار آهنگ خیلی خوب شده بود.

‫و این یعنی وقتش رسیده بود که...

‫گروه رو به مرحله بعد ببریم.

‫واسه همین یه عکاس استخدام کردم...

‫که عکس‌های تبلیغاتی بگیره...

‫و یه استودیو واسه ضبط کرایه کردم...

‫که رسما آهنگ‌هامون رو منتشر کنیم.

‫همه توی استودیو خوششون اومده بود...

‫و امیدوار بودم که ‫«آسمان‌های یتیم» معروف بشه.

‫ولی اولش گروهمون به یه اسم نیاز داشت.

‫من چندتایی دارم. ‫مخمصه بانزای.

‫این یعنی چی؟

‫نمی‌دونم که احیانا...

‫یعنی صرفا کلمات رو کنار هم گذاشتم...

‫و بهش رسیدم و به نظر خوب بود.

‫حالا که گروهمون اسم داشت...

‫آهنگمون رو به عنوان تک‌آهنگی ‫توی آی‌تونز آپلود کردم.

‫و هیجان‌زده بودم که خبرهاش رو پخش کنم...

‫واسه همین قرار ملاقاتی ‫ با مدیر برنامه‌ریزی...

More Farsi Persian subtitles for Nathan for You

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left