Die ersten 189 Zeilen.
اسمم نیتن فیلدره و...
با نمرات درخشانی از یکی از بهترین دانشکدههای کانادا...
تو رشته کسب و کار فارغالتحصیل شدم.
الان قصد دارم با دانشم...
به صاحبان کسب و کارهای کوچیک کمک کنم...
تا توی این دنیای رقابتی کم نیارن.
در این برنامه... نیتن در خدمته.
این ساختمان از بیرون شاید حوصلهسربر به نظر برسه...
ولی داخلش یه چیز باحاله.
لجستیک بیرنز. یه شرکت حمل و نقل لجستیک...
در ال سگوندوی کالیفرنیا...
که کریستی پرت برخلاف رسوم به بیوقفه کار میکنه...
که مشتریانش بتونن کالاهاشون رو...
به سرتاسر دنیا صادر کنن.
ولی ارسال کالا به خارج کشور...
بخاطر مالیات ورود که به «تعرفه» معروفه...
ممکنه هزینه زیادی داشته باشه.
هر کالا نرخ تعرفه خودش رو داره.
از رایگان تا 35 درصد هست.
ولی وقتی فهمیدم که داره با یه...
صادرکننده تشخیصدهنده دود کار میکنه، فکری به ذهنم رسید...
که باعث میشد مشتریش میلیونها دلار صرفهجویی کنه...
و کریستی محبوبترین دفتر صادراتی شهر بشه.
یه نگاهی توی گوشیم انداختم و فهمیدم که...
خیلی از کشورها برای تشخیصدهنده دود تعرفه بالایی دارن.
آره، یعنی خیلی از کشورها...
واسه تشخیصدهنده دود نرخ تعرفه بالایی دارن.
یعنی همینه دیگه.
نمیتونی جوری دورش بزنی.
خب انقدر عجله نکنید.
برعکس تشخیصدهندههای دود، آلات موسیقی...
به اکثر کشورها تعرفه رایگانی دارن.
پس اگر کریستی میتونست گمرک رو قانع کنه...
که صدایی که تشخیصدهنده دود تولید میکنه...
در اصل نقش موسیقی رو ایفا میکنه...
مشتریهاش مبلغ نجومیای رو صرفهجویی میکردن.
نقشه: صادر تشخیصدهنده دود بدون مالیات به وسیله تغییر برندش به آلت موسیقی.
- خب... - یعنی عملا هرچیزی که...
صدا تولید کنه میتونه آلت موسیقی باشه دیگه؟
خب اگه تونستی گمرک رو قانع کنی، چرا که نه؟
چرا انقدر بدبینی؟
چون من خیلی وقته که توی این تجارتم.
میتونم نظر گمرک رو حدس بزنم.
میدونی که من دانشکده کسب و کار دیگه؟
آره، نه نمیدونم. نمیشناسمت.
خیلیخب، من رفتم دانشکده کسب و کار.
خیلیخب پس...
جملهات تموم شد؟
- تموم شد. - خیلیخب.
گفتی «خیلی خب پس...» و فکر کردم...
قراره ادامه داشته باشه.
- نه. - اوه، خیلیخب.
کریستی شک داشت، ولی من مصمم بودم که...
ثابت کنم اشتباه میکنه، برای همین بستهبندی جدیدی رو...
برای تشخیصدهنده دود طراحی کردم...
که تبدیل به یک آلت موسیقیش کنم.
بعدش هم اسطوره محلی بلوز هارمونیکا گرگ رو استخدام کردم...
که بهم کمک کنه یه دیویدی آموزشی بسازم...
که درون هر جعبه بود.
آلت موسیقی شما روی نت فا دیز قرار داده شده...
و خوب نیست که عوضش کنید.
حالا که دیویدی آماده بود و بستهبندی عوض شده بود...
امیدوار بودم که این باعث بشه که...
گمرک باور کنه که این یه آلت موسیقی واقعی بود.
ولی از اونجایی که قوانین تعرفه به شدت پیچیده هستند...
قبل پیشروی بیشتر محصولم رو...
نزد قاضی بازنشسته کالیفرنیا یعنی آنتونی فیلوسا بردم...
که مطمئن بشم تمام شرایط لازم رو داره.
تشخیص دهنده دوده دیگه.
درسته، ولی برندش عوض شده که یه آلت موسیقی باشه.
و قطعا دلیل این کار اینه که...
از پرداخت تعرفه جلوگیری کنی.
بعد اینکه نقشهام رو به قاضی فیلوسا گفتم...
قوانین تعرفه رو مطالعه کرد...
و گفت که هنوز خیلی کارها باید انجام بدم.
باید رضایتی از دادگاهی فراهم کنی که...
این کالا توسط عموم مردم...
به عنوان آلت موسیقی شناخته شده.
- خیلیخب. - این برچسب ارزشی نداره.
خب چطوری باید رضایت عموم رو جلب کرد؟
اگه توی آهنگی استفاده بشه که مردم خوب بشناسنش...
اگه آهنگ برتری یا مثلا یکی از خوانندهها...
میدونستم که تغییر برند تشخیصدهنده دود سخته...
ولی فکرش هم نمیکردم که مجبور بودم...
با یکی از بدترین صداهای ممکن یه آهنگ معروف بسازم.
و اگه واقعا جدی بودم...
به استعداد موسیقی واقعی نیاز داشتم.
واسه همین یه سری تبلیغات پخش کردم...
که اعلام میکردم واسه یه گروه موسیقی مصاحبه کاری قبول میکنم.
و در همون هفته به عنوان یه تهیهکننده موسیقی بزرگ...
منتظر افرادی بودم که...
قرار بود از بهترینهای لسآنجلس باشن.
خیلیخب، ببینیم چی بلدی پسر.
حتما.
نتیجهاش بهتر از چیزی بود که انتظار داشتم...
و از اولش مشخص شد که غرق در استعداد شدم.
پس بعد مصاحبه با یه درامر به اسم کریس...
که واقعا توی کارش حرف نداشت...
و یانی که یه خواننده جذاب بود...
که جاهطلبی خوبی داشت...
یعنی با دید بازتری...
میخوام که کل دنیا حرفم رو بشنون.
گروه موسیقیم داشت شکل میگرفت.
این واسه من آزادیه.
ولی همچنان باید میفهمیدم که کدوم موسیقیدان...
برای اجرا کردن با تشخیصدهنده دود بهتره.
واسه همین اولین مراسم تمرین گروه موسیقی رو ترتیب دیدم...
و بعد تماشای اجراشون...
خیلی زود مشخص شد که استعداد بینشون ادی بود.
نه تنها بهترین موسیقیدان بود...
بلکه بهترین اجراکننده هم بود.
اگه کسی بود که میتونست کاری کنه که تشخیصدهنده دود دیده بشه اون بود.
پس بعد اینکه تمرین تموم شد...
ادی رو نگه داشتم که ساز جدید رو بهش نشون بدم.
من میتونم بخونم و درامز بزنم.
این که ساز نیست.
چرا هست. تشخیصدهنده دود بلوزه.
نه، نه.
این قراره چیزی بشه که...
ما رو از بقیه گروهها جدا میکنه.
خیلیخب.
و این یعنی کسی اون رو میزنه...
معروفترین میشه.
میخوای معروف بشی دیگه؟
هم...
شاید.
- میخوای. - آره.
حالا که تحت تاثیر قول شهرت قرار گرفته بود...
ادی قبول کرد که با کمک دیویدی آموزشیمون...
نواختن تشخیصدهنده بلوز رو یاد بگیره.
بهترین نحو نواختنش...
اینه که دکمه «آزمایش» جلوش رو بزنی.
خیلیخب.
حالا که ادی موافق بود، چند روز آینده رو...
صرف نوشتن متن آهنگی کردم که...
امیدوار بودم موسیقی معروفمون بشه.
و بعد دوباره با گروه تماس گرفتم و جمعشون کردم...
که ببینم نظرشون چیه.
دیدید وقتی که یه از یه دختری خیلی خوشتون اومده...
ولی توی چشمتون نگاه نمیکنه؟
- میدونید؟ - آره.
این آهنگ درمورد همینه.
ببخشید من الان یکم مضطربم...
چون موضوع شخصیه و...
من خواننده خوبی نیستم.
ولی خب...
ظاهرا گروه از آهنگ من خوششون اومده بود...
ممنون. ولی یانی گفت که...
خودش آهنگی داره که روش کار کرده.
با دور کردن خودمون از طبیعت...
خودمون رو از هم دور کردیم...
و این آهنگ یهجورهایی براساس اونه.
از پیغامش خوشم میاد.
یعنی باید به محیط زندگیمون احترام بذاریم.
اسم آهنگ «آسمانهای یتیم» بود...
و بعد رایگیری گروه آهنگ اون رو بیشتر پسندیدن.
و این عالی بود، چون که بهترین آهنگ برنده شد...
و قصد ما هم همین بود.
واسه همین به یانی گفتم که به بقیه گروه هم یادشون بده...
با یه تغییر کوچیک.
محض اطلاع بگم، ادی قرار نیست گیتار بزنه...
و قراره واسه این اثر تشخیصدهنده دود رو بنوازه.
- تشخیصدهنده دود؟ - میدونم یکم عجیبه...
ولی خیلی مهمه که گروه تشخیصدهنده دود داشته باشه.
به نظرم میتونه عامل تفاوت ما باشه.
حتما باید چنین کاری کنیم؟
- تشخیصدهنده دود؟ - آره.
بهتون برنخورهها، ولی اگه واقعا کارتون خوب باشه...
از پسش برمیایید دیگه. نه؟
با وجود کمی مشکل که با تشخیصدهنده دود داشتیم...
آخر کار آهنگ خیلی خوب شده بود.
و این یعنی وقتش رسیده بود که...
گروه رو به مرحله بعد ببریم.
واسه همین یه عکاس استخدام کردم...
که عکسهای تبلیغاتی بگیره...
و یه استودیو واسه ضبط کرایه کردم...
که رسما آهنگهامون رو منتشر کنیم.
همه توی استودیو خوششون اومده بود...
و امیدوار بودم که «آسمانهای یتیم» معروف بشه.
ولی اولش گروهمون به یه اسم نیاز داشت.
من چندتایی دارم. مخمصه بانزای.
این یعنی چی؟
نمیدونم که احیانا...
یعنی صرفا کلمات رو کنار هم گذاشتم...
و بهش رسیدم و به نظر خوب بود.
حالا که گروهمون اسم داشت...
آهنگمون رو به عنوان تکآهنگی توی آیتونز آپلود کردم.
و هیجانزده بودم که خبرهاش رو پخش کنم...
واسه همین قرار ملاقاتی با مدیر برنامهریزی...
No comments yet. Be the first to leave one.