Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ( دکتر چـا )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
عشق عوض نمیشه؟
برای تو که عوض شد
خب؟
واسه همینه دور و بر زنم میپلکی؟
اگه اینجوری باشه میخوای چیکارکنی؟
چی؟
این مرتیکهی عوضی رو نگاه کنا
!هوی
!به من فحش ندهها
هرچی لیاقتت بود رو گفتم، چیه؟
آهای، شما دوتا دارین چیکار میکنین؟
!ما باید دعوا کنیم، نه شما
!مرتیکهی گوساله
!چیکار میکنین؟ اینجا بیمارستانه، با شما دوتام
چرا اینجوری میکنین؟
!عین ترسوها گازش نگیر
یه بلایی سرتون میادا
!خون- !خون-
شما پزشکای این بیمارستان نیستین؟
!خطرناکه، اینکار رو نکن
پروفسور سو
!اینجا بیمارستانه- صبر کن-
!زده به سرتون- !بس کن-
حالیت نیست توی بیمارستانی؟
همهش تقصیر توئه- دلت کنک میخواد؟-
ولم کن- تنت میخاره؟-
من دوبار میزنمت- سهبار-
میخوای چهار بار بزنمت؟- همهش تقصیر توئه-
!همهش زیر سر توئه
!موهامو ول کن
!همتون بس کنین
آخ، کمرم
ما داشتیم بهخاطر بونگسوک ...دعوا میکردیم، شما دوتا چرا
::::::::: (قسمت 12) :::::::: زده به سرتون؟
این چه رفتاریه توی بیمارستان؟
چتون شده؟ فکرمیکردم میخواین وجههتون رو حفظ کنین
کلا خل شدین؟
دکتر کیم، شما دیگه چرا؟
همین الانشم شايعهی مثلث عشقیمون توی دهن همهست
میخوای بیشتر آتو دستشون بدی؟
چطوری انقدر بیفکر و بچهاین؟
چطوری نتونستی خودت رو کنترل کنی و همچین افتضاحی به بار آوردی؟
دکتر چا شرمنده، هیچ توجیهی ندارم
میتونیم بگیم باهمدیگه کنار نمیومدیم بهخاطر همین دعوامون شد
...داری جدی میگی؟ تو بودی که- !بسه-
ولی تو چرا تو خونهی یکی دیگه میخوابی؟
!خجالت نمیکشی
چرا خجالت بکشم؟ واسه چی؟
فقط من نیستم که
دکتر جون و سرپرست هوانگ هم اونجان
انگار فقط بلدی فکرای منحرفانه کنی
با خودت چه فکری کردی؟
حرف خوبی زدی، من چه فکری میتونم بکنم؟
خودت رو بذار جای من
نمیتونم خودمو بذارم جای تو آخه من تاحالا به کسی خیانت نکردم
از زن دومم هم بچه ندارم
!این گلابی عوضی رو ببینا! لعنتی
!محض رضای خدا
...از کتکم جاخالی میدی؟ پسرهی
آیگو
آیگو
آروم باش
درد میکنه
بس کن، چرا انقدر به خودت فشار میاری؟
دخترم فردا مرخص میشه
واقعا؟ عالیه
براش اسم انتخاب کردی؟- لیجی-
لیجی"؟"
"مخفف "جیسون کوچولو
شنیدم اینروزها اسمایی که ریشه انگلیسی دارن مد شده
دخترت خوشگله، نه؟- بله، خیلی خوشگله-
دیگه بهم نگاه میکنه و بعضیوقتها هم بهم میخنده
اما شنیدم لبخند واقعی نیست فقط یه جور واکنشه
خیلی بانمکه
چی شد؟ درد داری؟
آره، شکمم مدام درد میکنه
احتمالا وقت مردنمه- این چه حرفیه-
برو اورژانس، باشه؟
نمیشه خودت یه نگاهی کنی؟
خب، اینکار رو که نمیتونم بکنم
پس برو بخش خانواده و اونجا یه ویزیت شو، خب؟
کدوم دکتر امروز بیمار ویزیت میکنه؟
شکمت خیلی درد میکنه؟- نسبت به یکم پیش بهتره-
...خیلی از زایمانت نمیگذره
واسه همین حتی یه علامت کوچیکم میتونه یه بیماری جدی بشه
بله
از طرفیم بهخاطر سابقهی مشکل رودهی بزرگت نگرانم
احتمال میدم انسداد روده باشه
نظر من اینه بستری بشی و تحتنظر باشی
بستری؟
انقدر ضایع نباش
قبل غش کردن کارت رو تموم کن
الو، سو جونگمین هستم
بله، الان میام اونجا
خوبی؟
دخترم فردا مرخص میشه باید باهمدیگه بریم خونه
پس باید میگفتی که نمیخوای بستری بشی
دکتر گفت باید بستری شه و اونم ناچارا قبول کرد
دکتر، لطفا بذارین مرخص بشم، باشه؟
فعلا پروفسور درخواست ...مشاوره با بخش جراحی داده
قبل ترخیصت باید ببینیم نظر پزشک اونجا چیه
دکتر اومدن
شما اومدین؟
بله، سلام
بله، همون بیماره
بهخاطر درد شکم به پزشک خانواده مراجعه کرده
علائمش تهوع و استفراغه
شدید نیست و حرکات رودش هم فعاله
اثر بازگشتی؟
تقریبا لب مرزه
...بهنظر نمیاد آپاندیس باشه
یا که علائمش مربوط به روده باشه
یکمم شک دارم انسداد روده باشه
بله
پس بهش توضیحات رو میدم و مرخصش میکنم
یه شرایطی هست به اسم درد حاد شکمی
وقتی معده یا روده خونریزی میکنه یا که صفاق ملتهب میشه، پیش میاد
علائم شما الان دقیقا علائم ...درد حاد شکمی نیست
ولی نمیتونیم احتمالشو نادیده بگیریم
...دکتر میخوان درصورت امکان بستری بشین
یا حداقل برای اطمینان یه سیتیاسکن انجام بدین
...اگه همینطوری از بیمارستان برین
احتمال داره دردتون تشدید بشه
اگه پریتونیت بشین یا که ...معده یا رودهتون سوراخ بشه
اونوقت دیگه سخت میشه جراحی کرد
ولی اگه بازم اصرار دارین برین خونه باید چند وعدهی غذایی رو حذف کنین
حالتون که بهتر شد، میتونین ...غذاهای سبک رو بخورین
همیشه هم شکمتون رو گرم نگهدارین
بله، همینکار رو میکنم
طبیعیه یه بیمار سرطانی گاهی درد داشته باشه
خدانگهدار- ...ولی، دکتر سو-
مریض شدین؟
از منم بدحالتر بهنظر میاین
خوبم
دکتر، دوست دارین عکس بچهمو ببینین؟
بامزهست
همهی وسایلم رو از آکادمی هنر برداشتم
شهریهی این ماه رو پس بگیر
راند تموم شد، نه؟ میتونین برین
دکترچا، میتونم باهاتون صحبت کنم؟
چه تصمیمی گرفتی؟
چی؟- ...باید تصمیم بگیری-
طلاق میگیری یا نه، تا بتونم حرکت بعدیم رو برنامهریزی کنم
تو عقلت رو از دست دادی- نه، من کاملا سالمم-
الان احساساتم از قبلم واضحتره
من، از دیدن ریختت متنفرم
...هرصبح توی بیمارستان دیدنت انقدر رو مخه که
که دیوونهم میکنه
پس زودباش گمشو
چوی سونگهی
تو واقعا همون زن تاثیرگذاری هستی که من میشناختم؟
فکرمیکردم تو فرق داشته باشی، ازت ناامید شدم
همیشه انقدر خوار و خفیف بودی؟
دارم اینکار رو میکنم تا خوار و خفیف نباشم
...از وقتی کارت رو اینجا شروع کردی
وقتی تو رو میدیدم مجبور بودم توی سکوت مثل گناهکارها کار کنم
...اما دیگه اینجوری زندگی نمیکنم
اجازه هم نمیدم با دخترم مثل گناهکارها رفتار بشه
حتما شوخیت گرفته
پس میدونی گناهکاری و اینجوری رفتارمیکنی؟
باشه، خوب شد بحثش رو کشیدی
دوران دانشگاه، وقتی حامله شدم و با اینهو ازدواج کردم
...تو
تا روز فارغالتحصیلی با کراهت نگاهم میکردی
بهم بیاحترامی میکردی و با چنان تحقیری نگاهم میکردی که خجالتآور بود
نذاشتی تا فارغالتحصیلی حتی یه لحظه هم اشتباهمو فراموش کنم
حالا به نظرت بیانصافیه که چند ماه باهات مثل یه گناهکار رفتار شده؟
انقدر عصبانی هستی که دانشگاه دخترت یک سال عقب افتاده؟
این انصاف نیست
باشه، اگه نمیخوای بری، همینجا کار کن
...اما درعوض
...وقتی دارم دورهمو میگذرونم
...هربار که قیافهمو نگاه میکنی، یادت نره
چه غلطایی کردی
پس میتونم چیزی که مال خودمه رو پس بگیرم؟
...خانوادهی شادی که 20 سال ازم دزدیدیش
میتونم ازت پس بگیرم؟
زنیکه دیوونه
حواست به حرفات باشه، من استادتم
حد خودت رو بدون- چقدر بدبختی-
تنها حرفی که الان میتونی بهم بزنی همینه؟
آره؟
هدفت شکنجهی منه یا سو اینهو؟
نمیخوام هیچی رو بهت توضیح بدم
انقدر این قضیه رو کشش نده و تصمیمت رو بگیر
قبلا گفتم، ولی من از این بیمارستان نمیرم
اگه مشکلی داری خودت برو
یا همه چی رو افشا کن !و ببین بعدش چی میشه
درمورد اینسو کنجکاوم نیستی؟
!احتمالا امسال نتونه بره دانشگاه
دیگه نمیتونه نقاشی بکشه و از آکادمیش رفته
!دکتر گفت معلوم نیست ریکاوریش چقدر طول بکشه
!یه چیزی بگو
بهخاطر همین رفتی جونگسوک رو ببینی؟
آره، من از این بیمارستان نمیرم
اگه نمیتونه باهاش کنار بیاد خودش جای من بره
من دیگه عقب نشینی نمیکنم چیزی که مال خودمه رو پس میگیرم
چیه؟ نمیتونم؟
No comments yet. Be the first to leave one.