Die ersten 200 Zeilen.
...میگن باید تسلیم وسوسههات بشی
چون ممکنه دوباره تکرار نشن
عزیزم، اینجا کشتارگاه نیست
اگه چیزی بهت یاد دادم، اونم صبر و تحمله
وقتی نیمی از عمرتو در جایی ...به نام "پوکوسا" گذروندی
پوکوسا
اگه معنی "وسوسه" رو فراموش کردی میتونی خودتو ببخشی
:معنی "وسوسه" در فرهنگ لغت این هست
"تکانهای که کنترلش سخته"
مثل یه شهر بزرگ یا وعده یه زندگی جدید
بابام میگه "زمان" کالا نیست بلکه هدیهست
امّا میتونی ازش به درستی استفاده کنی
فقط شهر فرصت ملاقات با افراد جذاب رو فراهم میکنه
مگه کوری؟ !میخواستم اینجا پارک کنم، دیوونه
!لعنتی، تو یه احمق به تموم معنایی
فقط در یه شهر بزرگ میتونی ...سعی کنی اگه سخت تلاش کنی
به هدف خودت برسی
!لعنتی
!سلام- دیر کردی، مثل همیشه-
گیاهیه؟
!اوه
دقیقاً، ۱۲۴ کالری، طبق معمول
خوب، فقط در یه شهر بزرگ ...میتونی سگ دو بزنی
و ببینی که در این رقابت میتونی برنده بشی یا نه
!لعنتی
اوه! لعنتی! ببخشید، ندیدمت- چی رو ببخشم؟-
مگه کوری، دخترک؟
!دخترک؟- !ماشینم پورشهست-
خوب، ماشینم قدیمیه ولی اونم داغون شده
نمیدونم از کجا یهو پیدات شد- ...وای اولین روزم توی وَرشو-
!و خوردم به یه احمق عتیقه از موزه فناوری
!خوب، آقای پورشه! آروم باش من دارم به کسی توهین نمیکنم
و این یه شهره نه پیست مسابقه
میدونی چقدر هزینه تعمیرشه؟
اوه، واقعاً؟ لااقل میتونستی بپرسی حالم خوبه یا نه؟
خوب، میدونی چیه؟ میرم به پلیس زنگ بزنم
با اونا این مشکل رو حل میکنیم- امیدوارم بیمه خوبی داشته باشی-
بعدش زنگ میزنم به یه تاکسی لعنتی
!لعنت به تو، عوضی
!بخشکی شانس
!صبح بخیر- !سلام-
سلام، ممنون- !ببخشید، شرمنده-
!لعنتی
درجه عصبانیت؟- ٨٠درصد؟ نه، ۹۰درصد-
!لعنتی
وحشت زده مثل بُرج زهر مار
جدی؟ چرا؟ اتفاقی اُفتاده؟
صاحب روزنامه ما نگران وضعیت اقتصادیه
اون مأمور خودشو فرستاده
شوخی میکنی؟
!مثل روز برام روشنه، خانم
ها؟
لوکا براسی
اون ایتالیاییه، ناظر ایتالیایی
امروز با ایتالیاییها چه خبر شده؟- ...حتماً داری شوخی میکنی-
بعد از اون همه خدمتی که در حقت کردم؟
امیدوارم از سَمبل کاری خوشِت بیاد
چون دانش اونا از بازاریابی معاصر صفره
تبلیغاتچیها
خوبه
دیر کردی؟
نسل شما چی؟ مغرور نیستین؟
مارتا، مقاله رپرهای جوان رو گذاشتم روی میزت
!خیلی شرمنده
!تو؟
دوباره؟
شما همدیگه رو میشناسین؟
متأسفانه، بله
تموم راه از رُم بدون خط و خش، ولی اینجا؟
واقعاً نمیدونم چی بگم
مثل یه کُمِدی رُماتیک و عاشقانه
...که با قهوه به من برخورد کردی و
...منظورم اینه مثل این نیست که ما قراره
بهتره الان برم
کمی شبیه مارچِلو
ها؟- ماستریانی-
فقط توی سه ماه درآمد تبلیغات ۲۶درصد کاهش یافته
یا خدا، فیلیپ، تجارت درحال تغییره
...سلبریتیها دارن امپراتوریهای خودشونو
در اینستاگرام، تیکتاک و فیسبوک بنا میکنن
اونا دیگه احتیاجی به ما ندارن
شاید به ما نه
ولی به پول ما آره
میدونی، من فقط یه قدم با چاپ مقالهام فاصله داشتم
فقط یه قدم
و حالا اون ایتالیایی مافیایی قراره اخراجم کنه
من میگم اون یارو بیشتر عاشقه
!عشق نه، خواهشاً
یه بار برای همیشه بهت گفتم !در مسائل کاری، عشق ممنوع
بهت گفتم
بذار توضیح بدم
جوانی دوران خیلی خوبی واسه تصمیات مهمه
!خوبه، ممنون
میشه ازت چیزی بپرسم؟- !حتماً-
راسته که تو با تصمیم خودت نیومدی اینجا؟
چرا همچین فکری میکنی؟
میدونی، با توجه به ماهیت صنعت خودمون
اطلاعات فقط زمانی ارزش داره که در گردش باشه
رابطه عاشقانه اداری
!لعنت به تو- !لعنت به تو-
!وای
پس تبعید شدی؟
!بله
با تجربه در تجارت خطرناک ما
!تو نباید نگران چیزی باشی
تو واقعاً نحوه برخورد با یه خانم رو بلدی
!لعنتی
دختر! من یه کمک میخوام
نمیدونم راجع به چی میگی
!درجه یک، زبر و زرنگ
...نمیدونم چرا هرکی توی وَرشوست
گیر داده به دهه هفتادی و هشتادی
من نمیفهمم
خوب، ولی جدی میگم
من امشب سر کار یه دستیار میخوام
رُوت حساب کنم؟- نه، سارا! دارن اخراجم میکنن-
دختر، پول یه راست میاد دستت
امروز گند زدم
!اساسی
چیه دختر، نکنه پریودی؟
آره، از وقتی که شروع به کار کردم
کجایی؟ کمکی از دستم برمیاد؟
توی پشت بام
!وای خدا! امروز فیلم بازی نکن !مُردن رو بذار واسه بعد
امروز باید یخورده پول دربیاریم
!لعنتی، بپا- چی؟-
کُبرا داره میاد
این دوست باتجربهته؟
بله، اون همه چیزو بِهِم یاد داده
!پس، تضمین کارش با خودت
اون مَکس ویگوداست؟
!وای
چیه؟ گیر دادی به فوتبالیستهای سابق هنرمند؟
من نه، بابام طرفدارشه
ما حتی پوستری ازش داشتیم که پشتش امضاء کرده بود
فکر میکردم قدش بلندتره
شماره ۹
!مَکس- باورم نمیشه، سلام-
سلام، خوشحالم میبینمت- منم از دیدنت خوشحالم-
!لعنتی
چرا من همه چیزو میریزم؟
چیه؟ یخورده چاق شدم؟
موهات هم جوگندمی شده، درسته؟- شاید آره-
!از دیدنت خوشحالم، رفیق- آره-
میبینم توی کلوپ گلام هستی
عالیه، میدونی، ما باید در تماس باشیم
بله، موافقم- آره-
شراب قرمز؟- توی لهستان بهترین شرابو میخوام-
!ویسکی، لطفاً
!بله، الان
آه! سیاره عشق۲؟ قسمت فوقالعادهای بود
خیلی عالی بود، حال کردم
مِرسی، ببخشید، من نبودم
!واقعاً، منو ببخشید
سلام، شما یه کانال در یوتیوب داری، نه؟ من عضو شدم
...شاید بتونیم
...تبادل
اطلاعات کنیم
اون قادر به دیدنت نیست
من ۱۵ساله دارم با سلبریتیها کار میکنم
امّا من میبینمت
من دارم بخاطر تعمیر بچهت کار میکنم
بچه؟
ماشینت
بذار حدس بزنم، یه مارتینی قوی؟
وای! تو بلد نیستی نوشیدنی درست کنی
!شرمنده
بِهِم بگو واقعاً چه کاری بلدی؟
من یه برنامه رادیویی دارم
ولی جداً دوست دارم یه روزنامهنگار واقعی بشم
چندتا فالووِر داری؟- ۱۵,٠٠٠-
راستش دقیقاً، ۱۴,۵۵۸
میخوای تو ۵۹می باشی؟
اگه تو بتونی مصاحبه خوبی با یه ...ستاره توی این جشن داشته باشی
خوشحال میشم- جدی میگی؟-
!بله
یکی اینجا حالش گرفته- !دستتو بکش-
اَلو؟ بله، یه دقیقه
!اینِز، کجا میری؟ همینجا بمون! بیا سر کارِت
!برگرد- الان میام-
!خوب تماشا کن
توافق ما این نیست
...نه، این اشتباهست، چون
نمیفهمم، قرار نبود استراموفسکی اونجا باشه
خوب؟
ببخشید؟- خوب، بحث ما یه چیز دیگهست-
!نه
خوراک صدف میخواین؟- !نه-
خیلی خوشمزهست همراه با سُس طبیعی- میخوام-
با شامپاین میچسبه
ماهی تن؟- خانم، با آژانس-
بازم میگم، اونا منو میبرن آژانس
ببخشید، حالت خوبه؟
الان خوبی؟
!شرمنده، من باید برگردم سر کار
دوستم سارا الان باید دیوونه شده باشه خیلی طول دادم
-ببخشید، درهرصورت دوست دخترت
--صبر کن- الان باید دلواپست شده باشه-
...بگذریم
--زمان کالا نیست- یه هدیهست-
No comments yet. Be the first to leave one.