Prison Break

Prison Break

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 2

Release Info

Prison Break S02E09 Bluray
Ein Kommentar von SKYPERSIA
برگردان به srt

Tags

BluRay
Veröffentlicht am: 2017-02-01
Downloads: 85
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫آنچه گذشت :

‫ببخشید، می خوام چند تا سئال ازتون بپرسم.

‫و بعدش اون مَردِ جنوبیِ کثیف...

‫دزدگی به اطراف نگاه کرد.

‫تو فکر میکنی که همه پولها رو اون برداشته؟

‫اگه جایِ بَگوِل بودی و 5 میلیون دلار پول داشتی...

‫کجا میرفتی؟

‫خیلی خوب، تویِ اتاقِ رنگین کمان...

‫تویِ یه رستوران در نیویورکه.

‫من اونجا منتظرتون هستم.

‫و تمامِ چیزی که ازتون میخوام...

‫اینه که تو و دخترم به اونجا بیایید.

‫سئوال اینه که کجا؟

‫داری سعی می کنی بهم چی بگی؟ مایکل؟

‫فکر کنم یه معذرت خواهی بهت بدهکارم.

‫چونگه بهت دروغ گفتم.

‫درباره اٌسکار شِلز.

‫اینجا...

‫جایی بود که یه تیر بهش شلیک کردم.

‫چکار داری می کنی، مَرد؟

‫تو استخدام شدی که کارِت رو انجام بدی.

‫مسائلِ پشتِ پرده، برات مهم نیست.

‫تو در موردِ ما سئوالی نپرسی...

‫و ما هم ترتیبی میدیم تا کسی کاری به کارِت ‫نداشته باشه. قبوله؟

‫می خوام همشون بمیرن.

‫( بِلَندینگ، نمایشگاهِ گل و گیاه )

‫( مدیرِ شیفتِ شب : جیمی مِیدِن )

‫تو جدید اومـدی؟

‫آره.

‫کسی به من نگفت که یه کارگرِ جدید اومده.

‫من تویِ شیفتِ شب کار می کردم... جیمی ‫بهم گفت که می تونم شیفتم رو عوض کنم.

‫می دونی چکار باید بکنی؟

‫آره.

‫می بینمت.

‫خیلی خوب.

‫ممکنه اسکوفیلد باشه.

‫دریافت شد.

‫تو از اون طرف برو.

‫از جات تکون نخور.

‫آروم باش، مَرد.

‫موضوع چیه؟

‫اون رفت.

‫حالت چطوره؟

‫فکر کنم خوبم.

‫خسته ام.

‫من، هدفِ اونا هستم، پسرم.

‫مادامیکه با منی، تو هم هستی.

‫امکان داره اوضاع، بدتر از این هم بشه.

‫می فهمی چی میگم؟

‫ولی بعد از اینکه عمو مایک رو ببینیم و به پاناما بریم...

‫زیاد هم نمیشه با اطمینان حرف زد. نقشه عموت ‫خیلی خطرناکه. واقعاً خطرناکه.

‫گوش کن...

‫تمامِ انهاماتِ تو برطرف شده. تو الان آزادی و ‫می تونی یه زندگی جدیدی رو شروع کنی.

‫یه زندگیِ خوب.

‫- نیازی نیست فرار کنی و مراقبِ خودت باشی. ‫- ازم میخوای ترکت کنم؟

‫نه.

‫نه.

‫خوبه، چونکه این کار رو نمی کنم.

‫صدایِ تلویزیون رو زیاد کن، جِنی.

‫بِت ویلسون هستم از شیکاگو.

‫آیا صحبتی در موردِ مرگِ دیوید آپولسکیس دارید؟

‫اون بدشانسی آورد.

‫- آزمایشات نشون میدن که از فاصله نزدیک تیر خورده. ‫- اوه، دیوید.

‫آیا فرصتی بود که اونو آروم کنید؟

‫باید خاطر نشان کنم که دیوید توئینر آپولسکیس ‫یه فراری بود که به سمتِ اسلحه من، هجوم آورد.

‫نمی خواستم اونو بکٌشم...

‫ولی بعضی وقتها، کنترل چیزها از دستِ ‫انسان خارج میشه.

‫اون داره همه فراریها رو می کٌشه، اینطور نیست؟

‫آقایِ ماهونه، یه منبعِ خبری اظهار داشته که شما ‫هاردِ کامپیوترِ اسکوفیلد رو بازیابی کردید.

‫کدوم منبع؟

‫به ما خبر رسیده که اون اطلاعات، فقط شاملِ ‫فرارِ اسکوفیلد نبوده بلکه نقشه بعد از زندان هم بوده.

‫- مایلید در این مورد صحبت کنید؟ ‫- نه.

‫اتفاقی که امروز در نمایشگاهِ گل و گیاهِ بِلَندیگ ‫افتاد، نتیجه اطلاعاتِ بدست آماده از هارد بوده؟

‫هیچ حرفی ندارم.

‫شما از محلِ بعدیِ اسکوفیلد خبر دارید؟

‫گفتم که هیچ حرفی ندارم.

‫مشکل اینه که این مِرد می دونه کجا می خواهیم ‫بریم و چی داریم فکر می کنیم.

‫آقایِ ماهونه، میشه بگید هدفِ بعدیِ شما چیه؟ ‫اون هارد، چه نقشی خواهد داشت؟

‫جزئیاتِ این پرونده، محرمانه اس و باید محرمانه بمونه.

‫شنیدم که قسمتِ آزمایشگاه، یه چیزهایی ‫پیدا کرده؟

‫آره، حدودِ 3200 آمپولِ نیتروگلیسیرین.

‫اسکوفیلد می دونسته که این آمپولها باید در ‫محیطِ مرطوب نگهداری بشن.

‫بهترین محل در بیابانِ یوتا، نمایشگاهِ گل و گیاه بوده.

‫خطر نداره؟

‫تمامِ داروهایِ پزشکی، همیشه برایِ ‫مصرف کننده، بی خطره.

‫ولی در مجموع...

‫اونا می تونن یه ساختمان رو ویران کنن.

‫منظورم محتویاتِ اون جعبه اس.

‫به همین دلیل...

‫نباید اطلاعات...

‫از اینجا درز کنه.

‫وای به حالِ اون کسی که بره و به مطبوعات ‫چیزی بگه.

‫میشه جزئیاتِ بیشتری رو از این پرونده در اختیار ‫ما قرار بدید؟

‫یه دانشمندی می گفت که اگر چیزی می دونی ‫نباید از صد تا دشمن هم بترسی.

‫من اونا رو می شناسم، می دونی کی هستن، ‫میدونم از کجا اومدن و به کجا می خوان برن.

‫( مواب، یوتا )

‫..:: گروه کاپیتان با افتخار تقدیم می کند ::.. ‫مترجم : ع.ف جاوید

‫اجناسِ نصفِ قیمتِ ما، اون پشته.

‫دارم دنبالِ یه چیزِ استثنایی می گردم.

‫خیلی خوب.

‫خودشه.

‫دنبالِ همین بودم.

‫عالیه.

‫امروز، فقط چند اینچ باهاش فاصله داشتیم.

‫می خوام ترتیبِ اینا رو بدید.

‫- بعدش اونا رو رویِ دیوارِ دفترم بذارید. ‫- اینا چی هستن؟

‫جائیه که اسکوفیلد، قرارِ ملاقات ترتیب داده...

‫و امروز قراره این کٌد رو بشکنید.

‫لَنگ، امروز فرانکلین قراره همسرش رو ‫سرِ قرار ببینه.

‫- درسته. ‫- نه، اشتباهه.

‫امروز قراره فرانکلین دستگیر بشه. آماده ای؟

‫ترتیبِ همه چیز داده شده.

‫( شیکاگو، ایلینویز )

‫همش همینجاست؟

‫هی، تو.

‫چطوری؟

‫می دونم که خودت نیستی.

‫من روح نیستم، مَرد.

‫تو هنوز مثلِ سابق هستی.

‫فقط کٌلی سختی کِشیدم تا به اینجا برسم.

‫فکر کردی باید چطوری باشم؟

‫کریس.

‫جِی.

‫چطوری فِلَم؟ به نظر میاد لاغر شدی.

‫رژیم گرفتم.

‫واقعاً؟

‫مامورینِ فدرال، تویِ خونه همسرت بودن.

‫بعضی وقتها دزدکی زیرِ نظرش دارن.

‫آرهف خودم می دونم.

‫می دونم کِیسی رو خیلی دوست داری ولی ‫فکر نکنم ایده خوبی باشه که اینجا اومدی.

‫تو تحتِ تعقیبی.

‫من تحتِ تعقیبم، چونکه دهنم رو بستم تا تو به ‫فاکس ریور نری.

‫ما میدونیم و بهت بدهکاریم.

‫خوبه، چونکه می خواستم پیشِ شما بیام.

‫همسرمف امروز منتظرمه و من بدونِ خانواده ام ‫اینجا رو ترک نمی کنم.

‫می فهمی؟

‫همه باید کمکم کنید.

‫بریم.

‫کجا داری میری؟

‫بچه ام رو به مدرسه می برم.

‫من در موردِ قرارِ ملاقاتت می دونم.

‫نمی دونم در مورِد چی داری حرف میزنی.

‫خطوطِ تلفن، تحتِ کنترله.

‫ما تمامِ صحبت با شوهرت رو شنیدیم.

‫ما می دونیم که برایِ نیویورک، جا رزرو کردی...

‫و به من نگو که رستورانِ رنگین کمان ‫تویِ مَنهَتَنه.

‫حالا بهم بگو کجا قراره شوهرت رو ببینی...

‫وگرنه جلویِ دخترت، دستگیرت می کنم.

‫برو به جهنم.

‫من کارِ خلافی انجام ندادم.

‫تو با یه تبهکارِ فراری صحبت کردی تا امروز ببینیش.

‫تو همین حالا هم به اندازه کافی شریکِ جرم هستی.

‫خواهش می کنم، میشه بس کنی؟

‫گوش کن.

‫کافیه یه تماس بگیرم تا تو رو دستگیر کنن و دیدی رو ‫به پرورشگاه، منتقل کنن.

‫- نه. ‫- نگران نباش.

‫شنیدم خانواده هایِ خوبی در پرورشگاهها، ‫حضانت بچه ها رو به عهده می گیرن.

‫تو داری میگی بینِ شوهر و دخترم، یکی رو ‫انتخاب کنم؟

‫دقیقاً

‫چیزی به دست آوردی؟

‫تلفنی با فاکس ریور در تماسم. دارم پرونده ‫بَگوِل رو چِک می کنم.

‫هی، چی برام داری؟

‫واقعاً؟

‫پنجاه و دو بار؟

‫کجا؟

‫بهت مدیونم، پَتِرسون.

‫راهِ درازی در پیش داریم.

‫( سنت دیوید، آریزونا )

‫کارِ دیگه ای هم مونده؟

‫تا نیومکزیکو، توقف نمی کنیم.

‫- بقیه پولت رو فراموش کردی. ‫- ممنونم.

‫مثلِ اینکه بدجوری تصادف کردی.

‫ممنونم.

‫به راه رفتنت ادامه بده.

‫برو، برو.

‫زود باش، ادامه بده.

‫لعنتی.

‫نیازی نیست توقف کنی، می تونیم به حرکتمون ‫ادامه بدیم.

‫نمی تونیم.

‫اون پیشخدمت، من و ماشین رو دید. بی فایده اس.

‫متاسفم.

‫شاید بتونیم یه ماشینِ دیگه پیدا کنیم.

‫ماشین که مثلِ ریگِ صحرا نیست.

‫ما 400 مایل مسیر داریم و هیچ راهی برایِ ‫رسیدن به اونجا نداریم.

‫به موقع پیشِ مایکل نمی رسیم، اون بدونِ ‫ما حرکت می کنه.

‫- عمو مایک این کار رو نمی کنه. ‫- اون چاره ای نداره.

‫شرایط، اینجور ایجاب می کنه.

‫واقعاً متاسفم.

‫- یه تابلویِ ایستگاهِ راه اهن دیدم. ‫- اونقدرها هم آسون نیست.

‫- می تونیم جاده رو دنبال کنیم... ‫- اونقدرها هم آسون نیست.

‫اینجوری دیده نمیشیم.

‫هی، من احمق نیستم.

‫من هم سابقه فرار دارم.

‫آره، فرار کرده بودی که گرفتنت.

‫متاسفم از اینکه مثلِ تو در کلاهبرداری ‫حرفه ای نیستم.

‫شاید بهتر بود همون اول، باهات نمیومدم.

‫مثلِ اینکه برات اهمیتی ندارم.

‫آروم باش.

‫متاسفم، باشه؟

‫متاسفم. من فقط...

More Farsi Persian subtitles for Prison Break

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left