Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سلــبریتی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
ایستگاه پلیس دونگ بو
قربان... گوش کنید، قربان
SEO A-RI'S پخش زنده روز چهارم
این پرونده مواد مخدره
باید بررسیش کنیم
چه زمینه ای داری؟ بخاطر اینکه یه روح اینو گفته؟
چیزی که مشخصه جزئیات دقیقشه
باید یه نگاهی بهش بندازیم
این زن ۳ ماه پیش مرده
شمنی چیزی هستی؟
ولی اگه نمرده باشه چی؟
اگه زنده باشه چی؟
اونوقت برام زنده بیارش، حله؟
من خوب از این قضیه مطلعم
همسرم هم اینو میدونه
،اگه اینطوره چرا باید چیزیو که حتی نمیدونیم شوخیه انجام بدیم؟
از نظر قانونی اون آدم قبلا مرده، احمق
مطمئنی بخاطر ته جانگ نیست؟
چی؟- میدونم که خوب شناخته شده ای-
ته گانگ، شرکت حقوقی جین ته جئون، وکیل
...چرا اونموقع تو- هیون سو، دهنتو ببند-
اونموقع؟
اونموقع، چی؟
منو به چی متهم میکنی، هوم؟
یک ستاره ی مرده به پخش زنده باز میگردد
پس خودت چی؟
...سورپرایز شدی؟ یا
...به چیزی مثل این فکر میکنی که
"میدونستم که این آدما مشکل بودن؟"
قربان، داریم روش کار میکنیم
همهمون دست به کاریم
،پیجشو به فنا بدین جوری که انگار هک شده
حله، همینجا، آره؟
ببرش داخل، بجنب
مراقب باش- برو، برو-
!مراقب باش، لطفا
برو داخل
بیا دیگه
لطفا وقتی اومدی اول زنگ بزن- اوکی، فهمیدم-
آری، لطفاً
آری، خواهشا بجنب
پس قراره فقط فرار کنیم؟
.باید به پلیس زنگ بزنیم نمیتونیم همینجور ولش کنیم
عوضی، مگه بهت نگفتم در دهنتو ببند؟
چطور جرات میکنی دستتو بیاری طرفش؟
آری، لطفاً ،الان وقت بهانه آوردن ندارم
ولی باید بهم اعتماد کنی
،مطمئن میشم آسیب نبینه قول میدم
لعنتی، از اینور
!همینجا- آری، لطفا-
!بمون
،برای گفتن حقیقت
یکم غافلگیر شده بودم
غافلگیر بخاطر شرایط؟
نه
بخاطر چیزایی که بعدش اتفاق افتاد
،صادقانه، از اون روز به بعد
همش به خودم فکر میکردم
"زندگی ناعادلانه اس"
"متاسفم، متاسفم نیستم"
#SORRYNOTSORRY #LIFE_IS_UNFAIR
::::::::: آيــــ(قسمت ششم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
عزیزم
چطور پیش رفت؟ حالش چطوره؟
فقط یه شوک موقته خوشبختانه خوب میشه
واقعیت داره؟
اگه اینجور نبود که کارمون تموم بود یادت رفته؟
باید واضح باشه
چه؟
توی اتاق مطالعه خوابیده
مادرش نمیتونه پیداش کنه
فکر میکنی کی قراره بالغ شه، هوم؟
هیچکس بهش نگفت که نمیتونه مواد بکشه
چرا نمیتونه مثل بقیه آدما باشه؟
مگه مصرف به اندازه مواد چقد سخته؟
اوه ، و عزیزم
چقد آری رو خوب میشناسی؟
چی؟
ندیدی چطور نزدیک بود به پلیس زنگ بزنه؟
دقیقا سابقه اش چیه؟
در حد خودش میتونه مارو درک کنه؟
گزارشش؟ نمیفهمی، نه دیوونه عوضی؟
حتی اگه جنس هم مصرف نمیکنی، بازم توی این اتاق میموندی
فکر میکنی میتونی در امان باشی؟
پس راهتو از اینجا بکش و برو و دیگم برنگرد
!سو آری- هوم؟-
کجا بودی؟ میدونی چقد منتظرت بودم؟
...اوه ، من- فکر میکنی چه اتفاقی افتاد؟-
!اونا عاشقتن دارن میترکونن
چی؟
دو هزار کامنت؟ همین امشب؟
دیدیش؟
"!از دنیا به دوره"
"میتونم یکی از این لباسارو پیش خرید کنم؟"
کی میفرستینشون؟ انتظار داره میکشتم، آری عجله کن
اون همش نیست
با در نظر گرفتن دایرکت ها، کلا 3000 پیش خرید داریم
...سه هزار- برو بیرون-
هوف، سرم داره گیج میره
میدونی وقتی این کار تموم شد، باید برام برکین بگیری
جئون سان، صبر کن تا نوبتت شه اول منم. برام یه کامپیوتر بگیر
!اه بسه
چخبر از خودتون و رویاهای کوچیکتون؟ هیچ کدومتون جاه طلب نیست! هیچ کدوم
!عزیزم این تازه شروعشه
سو آری
!آری و
حالا تنها چیزی که مونده اینه که برند خودت رو داشته باشی
کوکو چنل، لوییس ویتون، گوچی
!اه
...هی
!ولی پیجش امشب ترکوند
!بیا،عزیزم فعلا نباید تمرکزتو روی اون بذاری
که چی؟ باید برم موهاشو بکشم؟
خواهشا، فقط ببین
سر و صدا راه ننداز
اه، چطور بیزینستو راه میندازی؟
بیخیال- واقعا. بدون من میخوای چکار کنی؟-
عزیزم، فقط برات نگرانم، هوم؟
اگه سو آری یه کاری کنه که سر راهت قرار بگیره چی، هوم؟
سو آری؟چطور؟
یه بازنده مثل اون چکار می تونه کنه؟
چه لذتی داره اگه به همین زودی نابودش کنیم؟
،دفعه بعدی خودشو نشون میده
اونوقت زیر پاشنه کفشم لهش میکنم
بنظر میاد یه چیزایی تو ذهنته؟ مگه نه؟
عزیزم، صاحب آراگون رو میشناسی؟
یونگ ته
میتونی بفهمی مشکلش چیه؟
،این پست دیشب چه هی بوده اما پاک شده
ببین، یه جای کار میلنگه
چشماش چرا اینطوره؟
و اون سو آریه؟
عجیبه، نه؟
قطعا یه اتفاقی داره میفته
میفهمم چیه
اه، اون کله گنده ها
اوکیه، اونجا میبینمت
منظورت چیه؟ فقط پیشنهاد نهار میدم
آره، خوبه
دکتر کیم؟ از اون شنیده؟
...بله ولی همین الان فربان
اوهو، میتونی همین الان بری اونجا؟
البته. اونجا می بینمتون
اه
فقط یه آرامش غیر جدی بود
درمورد همه چیز احساس سردرگمی داشتم
احیانا باید به پلیس زنگ بزنم یانه
ولی، آخرش، نتونستم
میترسیدم نتونم از گرفتار شدن جلوگیری کنم
آری، نمیدونم چی بگم
بخاطر این شرایط خیلی شرمندم
نگران نباش چه هی تنها کسی نبود که گرفتار شد
اگه من بودم همینجور باهاش رفتار میکردم
اوه، ببخشید دیر کردم
عزیزم، چرا...چرا اینجایی؟
،تو و خانم سو ملاقات داشتین پس فکر کردم منم باید داشته باشم
جون کیونک بیا تو
اوضاع گیج کننده بود، چیزی نمیگی؟
ته جون، داری چکار میکنی؟
خب بخاطر اتفاقاتی که افتاد نتونستیم درست همو ببینیم
علاوه بر این ، الان همو نمیبینید؟
هی مرد، حداقل باید رسمی معرفیش میکردی
متاسفم مثل اینکه سو تفاهم پیش اومده
من و آقای هان هیچ ربطی به هم نداریم
برای همین رابطمون به تشریفات اینطوری نیازی نداره
فکر کنم دیگه باید برم
اوکی، کافیه.
چرا باهم بیزینس راه نندازیم خانم سو؟
...اه، چیزی نیست. اما لطفا
اینجارو امضا کنید.فقط همینو میخوایم
...ولی عزیزم- نباید هیچ نقطه ضعفی داشته باشیم-
این چیه؟
از نظر حقوقی نقصی نداره
و احتیاجی نیست که درمورد بندهای سوء نیت نگران باشی
حتی نیاز نیست که بخونیش
این ملاقات بخاطر اتفاقاییه که شب قبل افتاد؟
ازم می خوای یه ان.دی.ای رو امضا کنم؟
خیلی سریع میفهمی
پس مطمئنم میتونی تصور کنی که چه عواقبی برات داره
داری یه چیزی رو شروع میکنی، نه؟
یه تجارته حداقل به من اینطور گفته شده
پول باید یه جور تنگنا باشه، نه؟
مطمئنم کمک کننده اس
...و اگه این سند و امضا کنی- ته جون-
کافیه- نمیتونم انجامش بدم-
من اون سند رو امضا نمیکنم
یه ان.دی.ای؟ جبران خسارت؟
چرا باید به همچین چیزی نیاز داشته باشم؟
به چه حقی اینو میپرسی و به چه جراتی انقدر بی ادبانه سوال میکنی؟
راز نیست
این یعنی که فقط احساس گناهمون سنگین تر بشه؟
هیچ ربطی به من نداره من کاری نکردم
فکر کردم میتونیم اینجا همو ببینیم و از هم عذرخواهی کنیم
انتظار نداشتم با همچین تهدید های خودسرانه ای مواجه شم
آری لطفا- خانم سو-
انگاری سوء تفاهم شده
منو همسرم توی جایگاهی نیستیم که عذرخواهی کنیم
ماهم قطعا تهدیدت نمیکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.