Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
اینجا، جلوی بقیه؟ اه
یه دقیقه دیگه اینا رو ببینم دیابتی میشم
دقیقا، همه ملاقاتهای توی فرودگاه یه کابوسن
... همه داد میزنن، گریه میکنن، این بنرها - آره، کابوسن -
عاشقشم
تصمیم گرفتم با ری یکم وقت بگذرونم - واقعا؟ -
نمیدونم چرا انقدر درگیر این تفاوت سنی هستم
تاحالا ندیدم برای مردها خیلی مشکلی باشه
آها - آره، منم همینطور -
وقتی دوستدختر طولانی مدت آیندهام بیاد فرودگاه دنبالم
این کارای مسخره رو نمیکنه خودش میدونه من چی میخوام
دقیقا، بوسیدن یه نفر وقتی که یهعالمه بار داری و نفست بوی هواپیما میده
اصلا رمانتیک نیست درسته کارمن؟
!عشقم
خیلی دوستداشتنیه
اما همینطور، ریدن - آها -
... دخترا
باید برم سر کار
عه، منم همینطور
!دخترا ... دخترا
دخترا، دیگه نباید هردفعه این کارو با ویکتور بکنید
میخوای برسونمت؟
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو Overhaul :مترجم
راننده داره آسیبهاش بهبود پیدا میکنه
اگه نمیتونی چیزی پیدا کنی من میتونم برات بخونم اگه بخوای
سفر چطور بود؟
تو نیومدی دنبالم چون میخواستی ازم درمورد مهمونی مجردی بپرسی، درسته؟
ببین، امیدوار بودم که تاالان آروم شده باشی
و شاید بزاری توضیح بدم
اینکارو قبلا کردی و جواب نداد
و درضمن، باید یک قرن صبر کنی تا من درمورد بهونه اون سوتین راضی بشم
خب، وقت داریم
بیاید به داستان کلاسیک فریب گوش بدیم قطعه کارمنِ بیزت
من میترسیدم نمیدونستم چیکار کنم ول
اگه میخوای بهونه بیاری، من همون بهونه همیشگی اون طوری که بهنظر میاد نیست" رو ترجیح میدم"
خب، نیست - دیگه حرف نزن -
والریا، اینطوری که بهنظر میاد نیست
دوباره حرف زدی
جیمنز از کنار میره بالا ... پاس میده به مورنو
میدونم گفتیم هرکدوممون میتونیم هرکاری میخوایم بکنیم
... خط میانی زمین
پس چرا انقدر عصبی هستی؟
انتظار نداشتم که درست زیر دماغ خودم با دخترهای دیگه قرار بذاری
قرار نبود بفهمی - چی؟ -
!گل! گل، گل، گل، گل
ببین، واقعا برام مهم نیست. باهرچندتا زنی که میخوای میتونی سکس داشته باشی
بیاید باتوجه به نویسنده انجیل متی درمورد بخشش صحبت کنیم
اگه بهم اهمیت نمیدادی بهم نمیگفتی عوضی
داری دست کم میگیری بهت گفتم گوه خور
تصمیم گرفتم که تو یه گوه خور عوضی هستی
همه لیاقت بخشش رو دارن
این مسیریه که تصمیم میگیرم که خودمون رو از تلخی و عصبانیت رها کنیم
والریا، صبرکن - نه، برو عقب -
والریا
از نظر من این رابطهی بدون تعهد ما دیگه بهدرد هیچکدوممون نمیخوره
خب، الان چی؟ - نمیدونم -
از پیتر پنت بپرس چی میخواد - نمیخوام از من متنفر باشی -
ویکتور، ازت متنفر نیستم
فقط نمیتونم با تو آیندهای رو متصور بشم
و میدونی چیه؟
من میخوام یه آیندهای رو متصور بشم
دخترا، یادتونه توی سفر تصمیم گرفتم که به یه تعادلی با ویکتور برسم؟
خب، بعضیوقتا بهترین روش ... برای انجام اینکار
اینه که بزاری چیزها زیر فشار خودشون له بشن
من بهخاطر هردومون از این رابطه عقب نشینی کردم
از اونجایی که این سفر بهم کمک نکرد تا با آمستردام آشنا بشم
حداقل کمکم کرد بفهمم چی میخوام
امیدورام همهتون از این روش استفاده کنید
لولا، اگه از ری خوشت میاد
نباید برای ملاقات کردنش بهونه بیاری
سلام
وای
... و کارمن، نزار استرس شغلت
جلوی لذت برنامهریزی عروسیت رو بگیره
و نیرا، خودت میدونی که برای شاد بودن نیاز نداری با کسی باشی
اما من قانع شدم که یه جایی اون بیرون اون دختری که تو دنبالش میگردی هست
حتی اگه ندونه چقدر خوششانسه
و همهاینا بهکنار، مهمونی مجردی خیلیخوبی بود، نه؟
عاشقتونم دخترا
!اوه - خدایا -
خیلی خوشم اومد - منم همینطور -
میخوای یه دور دیگه بریم؟ - نه -
اون جایی که مامانت برای عروسی انتخاب کرد رو انتخاب میکنیم
اوه
اگه خوشت نمیاد ایرادی نداره - نه، عالیه -
خیلی دوستش دارم - واقعا؟ -
هنوز معتقدم که ما باید خودمون تصمیمهامون رو بگیریم
اما فکر کنم بتونم نظرهای مامانت رو هم بپذیرم
خیلیخب، فقط میخواستم یکم از خونه بیاد بیرون
هوم - همیشه با بابام توی خونهست -
میخواستم یه کار باحال انجام بده - میفهمم -
اونقدرا هم مهم نیست
چون میدونم من و تو درمورد همهچیز به توافق میرسیم
این مهمه - اوهوم -
هوم
به چی فکر میکنی؟
مطمئنی؟
عه، آره - اوه جدا؟ -
تو مطمئن نیستی؟ - بزار ببینیم -
چی؟ - زودباش -
یه ایده دارم - !اوه -
ام، منو یا پذیرایی و منو؟
منو - !باشه -
خیلیخب، باشه - باشه -
خیلیخب، من یه ایده دارم - هوم -
... موقع ورود به پذیرش - اوهوم؟ -
... برقصیم - ... خب -
یا عادی وارد شیم؟
عادی
!اوه، لطفا - آخه، میتونی تصورش کنی؟ -
نه، نه - خیلی بده -
عه ... باشه، باشه، خوبه - اوه -
عروسی توی کلیسای جامع یا کلیسای محل؟
کلیسای محل، درسته؟ - چی؟ -
نمیدونم، صمیمیتره
اوه خدای من، داری جدی میپرسی؟ - آره -
ام ... اما تو عروسی مذهبی میخوای؟
خب، من مذهبیام، خودت میدونی - نه -
نه، یعنی اولین باره اینو میشنوم بورژا
عکس من توی مراسم عشاء ربانی رو توی خونه پدر و مادرم که دیدی
!آره، این یه بنر زده بودن به دیوار اما تو اونموقع بچه بودی
گفتم که توی کلیسا کار میکردم
ما همهمون یهسری کار پارهوقت برای پول انجام دادیم
کارمن، رویای من اینه که یه مراسم توی یه کلیسا داشته باشم
این رویای توئه؟
آره
رویات؟
مرد، اینجا خیلی خفنه
چطور خونه به این بزرگی گرفتی؟
خب، داستانش مفصله اما خوشحالم خوشت اومده
به چه چیزایی علاقه داری؟
عه، نقاشی
هوم واقعا؟
و دیگه چی دوست داری؟
خوندن از خوندن خوشم میاد
خب، خیلی عالیه
تام هالدرن به انگلیسی رو داری؟
عاشق متنهاشم چه نویسندههای دیگهای رو دوست داری؟
میخوای با من یه باشگاه کتاب راه بندازی؟
خیلی خوشگلی - خیلی بهتر شد -
هی، این مادرته؟ - چی؟ -
یهخورده شبیه تو ئه
هی، مشکل چیه؟ نمیخوای منو بکنی؟
ببخشید؟ - چرا اومدی؟ -
تا ... بیشتر بشناسمت "گفتی "بیا خونه من بهصرف قهوه
"از کی تاحالا "بیا خونه من بهصرف قهوه
بهمعنی "بیا خونه من بهصرف قهوه" است؟
معنیش اینه که "چرا یه فیلم نذاریم؟"
"چرا یه چیزی از نتفلیکس نذاریم؟"
باشه، مشکلی نیست
سلام، من یه مترجمم، سلیاک دارم و به فیلمهای بد علاقه دارم
جدی میگی؟ - آره -
... خیلیخب، خب، ام
سلام، من عاشق هنر و نقاشی هستم و به بچهها هنر درس میدم
عالی
پس همدیگه رو شناختیم حالا چی؟
... حالا ما
یکم شکر و شیر غلات عالی میشه
لطفا
خیلی خوبه، خیلی وقت از زمانی که فقط من و تو باهم وقت گذروندیم میگذره
هوم
هی نیرا، این همه مخفیکاری چیه؟ میخوایم بریم جایی؟
هوم
اوه، معلومه میدونم الان چی میشه
میخوای خونه جدیدت رو نشونم بدی؟
آره، چون راه انداختن یه کسب و کار باعث میشه بتونم یه آپارتمان توی گرن ویا بگیرم
اما درک نمیکنم چرا طوری راه میریم که انگار قراره از اتوبوس جا بمونیم
اگه میدونستم میخوایم پیاده روی کنیم لباس ورزشی میپوشیدم
!بیا اینجا - چی؟ -
چه خبره؟ دنبال کی میگردی؟
قرار دارم - ببخشید؟ -
با یکی توی اون برنامه قرار گذاشتن با دخترها، قرار دارم
خودشه
اومدم اینجا که بهعنوان یه غریبه باشم و برای خودم یه گوشه بشینم
فقط محض احتیاط اگه یه دیوونه روانی باشه چی؟
نگران اون نباش خودم میکشمت
لطفا نزدیک بشین و جوری رفتار کن انگار منو نمیشناسی
میخوام اثر اولیه خوبی بزارم
اثر خوب اثر خوب
!سلام
نیرا - چطوری؟ -
اوه، اوه، ببخشید
اوه پسر - ... اوه، عه -
از دیدنت خوشحالم
منتظر بودم بیای سفارش بدم - اوه، جدا؟ -
آره - اوه ممنون -
هی، ماچا میخوای؟ گفتی از چیزای ژاپنی خوشت میاد، درسته؟
عاشقشم - اوه، ببخشید -
دوتا ماچا و یکم موچیز - اوه، خیلی خوبه -
... خب
عه، کارت چیه؟
من یه کارمند دولتی هستم - !اوه -
یعنی، راستش خیلی چیز جالبی نیست - نه، اما خیلی باثباته -
و وقتی بحث اجاره کردن میشه کارمندهای دولتی اولویت دارن
آره - مستاجری یا خودت خونه داری؟ -
مستاجر چطور مگه؟
خب، منم همینطور ... وقتی برای آینده برنامهریزی میکنی
خرید خونه بهنظر تصمیم هوشمندانهای میاد
آره - ... اما آخه مالیات برارزش افزوده، مالیات املاک -
No comments yet. Be the first to leave one.