Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: آيـــ(مهمانسرای رمانتیک مخفی)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
دو تا سوال ازت میپرسم
بپرس
…سؤتفاهم رو توضیح بده
یا با بد خلقی تمومش کن
…جوابت مشخص میکنه
که میمیری یا زنده میمونی
کیم شی یول
پسر صیغهی ارباب کیم هونگ ایک
این تو نیستی
اسم واقعیت چیه؟
،شی یول اگه لی سول ئه
چرا تو خونه ازش بازجویی بکنن به جای قصر؟
اگه نگهبان پیداش شد، خبرم کن
"برای به دست آوردن چیز بزرگ باید ریسک کرد"
که نگهبان رو با لی سول گول بزنه؟
اگه پیداش کنیم، دونه برف رو هم پیدا میکنیم
نگهبان همیشه پیش دونه برفه
دنبالش نگرد
دنبال کسی که هستی نگرد
درست گفتم
کانگسان نگهبانه
اون این همه مدت مراقب دونه برف بود
لی سول، وارث عزل شده
این اسمیه که میخواستی بشنوی؟
حیف
من اون نیستم
کیم شی یول
اسم من اینه
تو واقعا پسر ارباب کیم هونگ ایکای؟
اسمت توی شجره نامه نیست
یه تهدید واقعیت رو عوض نمیکنه
،اگه نگهبان رو بیاری پیش من
بدهیت رو پاک میکنم
جایی میری؟
باید بهت گزارش بدم؟
…نه، ولی
…راستش- چی؟-
چیزی میخوای بگی؟
ببخشید، اورابونی، این تنها راهه
اگه ضروری نیست، وایسا …الان
ضروریه
یه چیزی رو فورا باید بگم بهت
…خب
…راستش من
یه یادگاری از مامانم رو گم کردم
یادگاری؟- یه انگشتر یشمی-
خیلی کوچیکه، و میدرخشه
کجا گمش کردی؟- چی؟-
…چیزه
توی حوضچه
،آخرین چیزیه که مامانم برام گذاشت
منم موقع تمیز کردن انداختمش توی حوضچه
دقیقا چجوری و چی رو تمیز میکردی که افتاده تو حوضچه؟
چند روز گذشته سرم شلوغ بود
یه پیام ضروری درباره یه موضوع مشکوک
…محل سکونت استاد جانگ
پر از سربازهای دفتر مرکزیه
سربازها؟
یه ارباب جوون ناشناسی رو دزدیدن
،اکه اینو به استاد جانگ بدم
،سان اورابونی میمیره
مگه نه؟
دان او
خوبی؟ چیزیت نشده؟
گریه نکن
گفتم گریه نکن
دقیقا چجوری و چی رو تمیز میکردی که افتاده توی حوضچه؟
…من الان باغ گل ها رو
از دست میدم
اگه الان بری میگیرنت
منظورت چیه؟
…یعنی
…اول موقعیت رو بررسی کن، قبل این که
اصلا میدونی دارم کجا میرم؟
…بالاخره میفهمیم
که شجاعتت چقدر دووم میاره
منطقه رو بگردید
اون احمق میاد
بله ارباب، بیاید- بله ارباب، بیاید-
عقب وایسا
با دیدت نشونه بگیر من کمان رو میکشم
تا حالا تیر زدی؟
نه، همهی کارا یه اولین باری داره
اگه خطا بره همچی تمومه گند نزن تو شانسمون
گزینهی دیگهای داری؟
تیرت به هدف نمیرسه اصلا چه برسه بخوره بهش
حالا
اون اینجاس
اونجا، بگیرینش
ایست
تعجب کردم که چرا دفتر مرکزی خالی بود
نگو همه اینجان
…مقامات نظامی
از دفتر مرکزی توی خونهی استاد جانگ ان
،اگه اونجا بری
مردی رو که دنبالش بودی پیدا میکنی
ارباب شین، چرا اومدین اینجا؟
این کیه؟
داشتیم ازش بازجویی میکردیم چون مشکوک بودیم که شاید دونه برف باشه
منظورت چیه؟
چطوری جرات میکنی از وارث سلطنتی توی خونت بازجویی کنی؟
وارث سلطنتی؟
دونه برف عزل و تبعید شده
این حقیقت که اون جزو خانواده سلطنتیه از بین نمیره
…من فقط
…داشتم دستورات اعلیحضرت رو اجرا میکردم
دقیقا همون کاریه که الان دارم میکنم
وزارت دادگستری ازش بازجویی میکنه
ارباب شین- دربار سلطنتی عصبانی میشن-
…چطوری روت میشه تصمیم بگیری که چیکار کنی
وقتی که پای خانواده سلطنتی توی این موضوع مهم در میونه
نمیتونه زیاد دور رفته باشه
!کامل منطقه رو بگردید
!بله قربان- !بله قربان-
اون طرف
بیاید
چیشده سوالی نمیپرسی؟
چیزیت نشده، پس خوبه همچی
الان، فقط این مهمه
نمیترسی؟
نمیدونی من کی ام
چرا میشناستمت
تو نگهبانی
من میترسم
…وحشت زده بودم
وقتی که تو رو توی کجاوه دیدم و آسیب دیده بودی
با خودم گفتم دیگه نمیبینمت
،پس لطفا
صدمه نبین
ایگو- عهه-
ایگو
اینجایی که بانو دان او رو ببینی؟
توی اتاقشه؟
هنوز برنگشته
نگفت که کجا رفته؟
…وقتی که از مزرعه برگشتم
اینجا نبود
چیکار میکنه که هنوز برنگشته؟
دستت خوبه؟
باید خیلی درد بکنه
نه خوبه
به خاطر کشیدگی ماهیچهام بود اینجوری شد
بذار یه نگاهی بکنم
…اگه زخمت بد تر شد
لازم نیست نگاه کنی
خوبه
بذار یه نگاهی بکنم
ای بابا
چیکار داری میکنی؟
…قطره چکون موردعلاقه ام رو
انداختی تو آب؟
آره، که هر چه قدر دلش بخواد بازی بکنه
ماهی باید توی آب باشه
چیز خاصی نیست
گفتی بهم یه چیزی که میدرخشه رو پیدا کنم
چی شده؟
خوشت نمیاد؟
چرا
عاشقشم
خیلی دوستش دارم
خب پس
وایسا ببینم
واقعا برای حلقه رفتی توی حوضچه؟
پا گذاشتم توش یه ذره خیس شدن همین
ولی حلقه رو نتونستم پیدا کنم
…دفعه بعد، حلقه رو پیدا میکنم
وای نه
...این
همین کافیه
گفتی یادگاری از مامانته
وقتی برگردیم مطمئن باش پیداش میکنم
آیگو، اشکالی نداره بابا
،اگه نمیتونی پیداش کنی
...خب احتمالا اینجا نیست
اینجا نیست؟
...خب، منظورم اینه
من فقط نمیخوام به دردسری بیفتی
میدونی که منظورم چیه، مگه نه؟
ارباب کیم اینجان
وای خدا، چه خبره؟
،ما باید هویت کیم شی یول رو تایید میکردیم
برای همین اوردیمش اینجا
حالت خوبه؟
،آره
سرورم
قضیه چیه؟
حال نخبه کیم خوبه؟
نگران نباش
همه چیز مرتبه
به شونم تکیه بده
ما الان نمیتونم از اینجا خارج شیم
پس یکم استراحت کن
من نیازی به استراحت ندارم
این تویی که صدمه دیدی
...دوست داری
یکم رو من تکیه کنی؟
بیا دیگه- ولش کن-
میگم خوبم، ولی چون اصرار داری
این باید درد داشته باشه، بذار ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.