Her Private Hell

Her Private Hell

Download Farsi/persian Untertitel

Release Info

Her Private Hell 2026 AMZN WEB 30nama SubMatrix Fa
Ein Kommentar von PersianSUB
‫سی‌نما تقدیم می‌کند: ‫تـرجـمـه از: ‫ « پـارسـا سـرپـرسـت SubMatrix »

Tags

webdl
amazon_prime_video_synced
Veröffentlicht am: 2026-08-15
Downloads: 0
Hörgeschädigt: No
FPS: 23.976

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫تـرجـمـه از: ‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »

تو هانتری

‫من اِل‌ام

می‌دونم

‫عاشق... همه‌ی کارهاتم

لازم نیست خودت رو بهم ثابت کنی

اتاقم رو تحویل دادم

حیف شد

‫شرکت هواپیمایی به‌خاطر مِه ‫چمدونم رو گم کرد

‫تا الان همه‌چی افتضاح پیش رفته

طفلکی، عین "دخترک کبریت‌فروش" شدی

‫منظورم همون اثر "هانس کریستیان آندرسن"ـه

‫نمی‌شناسمش، زیاد موسیقی اروپایی گوش نمی‌دم

بیا

‫خیلی ذوق دارم که توی این فیلم ‫ کنارت بازی می‌کنم

‫یا خدا...

اتاق من از این طرفه

‫هی...

‫من می‌تونم روی مبل بخوابم. ‫خیلی راحت به‌نظر میاد

‫می‌تونی پیش من بمونی. ‫فقط دارم آرایشم رو پاک می‌کنم

‫باشه. عالیه

‫نمی‌دونم می‌تونم ‫این‌ها رو پست کنم یا نه

‫حس می‌کنم مردم فکر می‌کنن دیگه ‫نمی‌تونن باهام ارتباط بگیرن

می‌شه کمک کنی این رو باز کنم؟

سلیقه‌ی گرونی داری

بازی کنیم؟

اون بنگل سال‌هاست دیگه مُد نیست

‫الان دیگه مردم عادی دست‌شون می‌اندازن

‫مردم عادی؟ با این طرز فکرت ‫ هیچ‌کس نمی‌تونه باهات ارتباط بگیره

ایش

‫کی دلش می‌خواد زندگیش جوری باشه که ‫ بقیه بتونن باهاش ارتباط بگیرن؟

هانتر که دلش می‌خواد

‫مسئله...

آمار و ارقامه

اوه... نه، نه، نه

‫می‌تونی بذاری آمار و ارقام ‫ عملکردت رو بسنجن،

‫ولی نباید خودت رو با عدد و رقم بسنجی

‫قشنگ بود! از مدیتیشن‌های صوتی ‫ یادش گرفتی؟

‫توی این دنیا...

‫حتی یه نفر هم نیست که...

شبیه تو باشه

‫تو یه ذره‌ی خیلی خاص...

از غبار ستاره‌ای هستی

‫بس کن!

‫نه، خودت بس کن! ‫ این حرف واقعاً معنی داره

با من تکرار کن

‫من یه وجودِ کاملاً منحصربه‌فردم

‫من یه وجودِ...

‫کاملاً منحصربه‌فردم

‫و من از...

‫غبار ستاره‌ای ساخته شده‌ام

‫من از غبار ستاره‌ای ساخته شده‌ام

‫همین که این یادت بره، ‫همون لحظه محو می‌شی

‫ببخشید، ولی... تو کی هستی؟

‫می‌خوام با دامینیک آشنات کنم

‫نامادری‌م

ولی تو خیلی جوونی

‫و هنوز هیچی درباره‌ی "جانی تاندرز" نمی‌دونی

بابام رو می‌گم

‫اون چیزهای زیبا و آدم‌های زیبا رو ‫ دوست داره

‫مرد قدرتمندیه

‫اگه فکر کنی داره باهات بازی می‌کنه...

واقعاً همین‌طوره

‫اگه فکر کنی باهات صادقه...

‫واقعاً همین‌طوره

‫بعضی وقت‌ها می‌خواد تحت‌تأثیرت بذاره

‫بعضی وقت‌ها هم می‌خواد تو تحت‌تأثیرش بذاری

معمولاً دومی

‫از نظر اون، یا اون چیزی که لازمه رو داری، ‫ یا کلاً نداری

‫حتماً ژنتیکیه، ‫چون من هم همین‌طورم

‫آخ!

‫سوزن رو زدی بهم

وای، عزیزم

خیلی متأسفم

‫مگه این...

‫نشونه‌ی خوش‌شانسی نیست؟

‫اتفاقاً، هست

‫سوزن خوردن نشونه‌ی... ‫موفقیته

‫پس سوزن بزن بهم، سلیطه. ‫ترجیحاً...

‫توی چشمم

‫تا حالا... بدشانسی آوردی؟

‫من قربانیِ مِه‌ام

‫نباید نگران مِه باشی،

‫بلکه باید نگران چیزی باشی که ‫ مِه با خودش میاره

‫اگه از من بپرسی، این یه تراژدیه

چیزی که هیچ پدری نباید تحملش کنه

‫یادمه...

‫روزی که به دنیا اومدی

روزی که جهان رو دیدم

‫اِل عزیزم...

‫همیشه جات توی قلبمه

همیشه

‫تصور از دست دادنت هم برام ممکن نیست

‫ولی حتی اگه گمت می‌کردم، تا وقتی پاهام ‫ از کار بیفته، همه‌جای زمین رو دنبالت می‌گشتم

‫و اگه برای پیدا کردنت ‫ مجبور می‌شدم آدم بکشم،

‫می‌کشتم و تا پیدات نمی‌کردم، ‫ دست از کشتن برنمی‌داشتم

‫قبل از اینکه از پیدا کردنت دست بکشم، ‫اون‌قدر آدم می‌کشتم که دریاها از خون سرخ بشن

‫و این... دخترهای عزیزم...

‫تراژدیِ "مرد چرمی"ـه...

کی؟

‫مرد چرمی یه پدریه که...

‫دنبال دخترش می‌گرده. ‫دختری که در جهان زیرین گم شده

‫پدری که نفرین شده ‫تا عمرها دنبال دخترش بگرده

‫و در آخر هم یادش می‌ره که اصلاً ‫ دنبال کی می‌گرده

‫اما وقتی مِه برمی‌گرده، یادش میاد

دخترش رو یادش میاد

‫مرد چرمی همراه مِه از راه می‌رسه

‫و دنبال دخترش می‌گرده

‫صورتش...

‫یه خلأ تاریک و بی‌انتهاست

قدرتش غلبه‌ناپذیره

‫دستکش‌های چرمی‌ای دستشه که ‫ پُر از الماس‌های بُرنده‌ست

‫و توی چهره‌ی هر دختری که ببینتش،

‫دنبال دخترش می‌گرده

‫چون وقتی نگاهش می‌کنی، ‫اون دخترش رو توی تو می‌بینه،

‫و برای رسیدن به دخترش، ‫تو و هرکی کنارت باشه رو نابود می‌کنه

‫و تنها راه کشتنش...

‫قطع کردن دست‌هاشه

‫برای همینه که می‌گن...

‫مواظب دخترهاتون باشید، ‫وگرنه اون خودش بهشون رسیدگی می‌کنه

‫بابات... مجذوب‌کننده‌ست

‫فقط کارش با پوله

‫و می‌تونی جانی صداش کنی

باشه

‫اصلاً انتظار نداشتم جانی این‌جوری باشه

‫خیلی کنجکاو و حمایتگره

‫یه منطق عجیب‌غریب واسه خودش داره

‫فکر می‌کنه با گاییدن دخترای هم‌سن من، ‫یه‌جورایی به من نزدیک‌تر می‌شه

ولی مگه با دامینیک... ازدواج نکرد؟

‫بابا، چرا داری منو تنها می‌ذاری؟

‫می‌خوام تو و دامینیک دوباره با هم دوست بشین

چه خیال شیرینی

‫اِل، فیلم ساختن مثل رفتن به جنگه

‫شما دوتا رو به هم نزدیک‌تر می‌کنه

‫من این‌جام چون می‌خواستم کنار تو برم جنگ

‫اگه می‌دونستم قراره بری، ‫هیچ‌وقت قبول نمی‌کردم

‫اگه بمونم، فقط جلوی ‫آشتی کردن شما دوتا رو می‌گیرم

‫وقتی شما دوتا با هم خوب بشین، ‫ما هم دوباره یه خانواده می‌شیم

دامینیک یکی از ماست

‫شبیه ماست، ‫ولی یکی از ما نیست

‫این فرق داره

‫اون دیوونه‌وار دوستت داره

‫شاید حتی بیشتر از من ‫تو رو دوست داشته باشه

‫ این فیلم قراره مثل کابوس باشه

‫قول بده وقتی نیستم دختر خوبی باشی و ‫ باهاش خوب تا کنی، خب؟

هوم

داره چی کار می‌کنه؟

‫کمکم کن!

‫کمک!

‫کمک!

‫بابایی!

فقط منو بکش

نمی‌تونم

‫متأسفم، ولی...

می‌خواین یه چیز ترسناک بشنوین؟

‫دیشب حسابی رفتم توی فاز ‫تحقیق درباره‌ی مرد چرمی

‫و هرچی جانی گفت، حقیقت داره

‫و...

‫یه موجوداتی هستن...

‫که بهشون می‌گن "شاه‌نشان"

‫دو تا زن‌ان، همیشه دوتایی میان

‫می‌تونن پیر باشن یا جوون

زشت باشن یا زیبا

‫و بعضی وقت‌ها...

‫حتی می‌تونن تبدیل به ‫روباه‌های تغییرشکل‌دهنده بشن

با چندتا دُم

یعنی روباه جادویی؟

آره

‫و اونا راهنماهای مرد چرمی‌ان

‫نه خوب‌ان، نه بد

‫خنثی‌ان

از نظر اخلاقی مبهم‌ان

این قضیه واقعیه

‫این مرد چرمی انگار از ازل وجود داشته

‫تو بعضی فرهنگ‌ها بهش "پادشاه چرم" می‌گن،

‫ولی بیشتر مردم...

‫بهش می‌گن...

‫"شیطان"

وای... نه، دیگه شیطان نه

‫و همین زن‌های روباهیِ جادویی‌ان که...

‫کمکش می‌کنن تا نابودکننده‌ش رو پیدا کنه

اونا هستن که به‌وجودش میارن

‫و اونا هستن که...

‫کارش رو تموم می‌کنن!

‫فقط می‌خوام بدونین

‫چیزی که دیدیم یه قتل معمولی نبود

قتل معمولی هم مگه داریم؟

‫حس می‌کنم شما دوتا باید یه کم ‫ بیشتر از این شوکه می‌شدین

‫آسیب روحی شکل‌های مختلفی داره

‫من امروز حتی نتونستم تظاهر کنم ‫ اِل رو می‌کشم

‫واقعاً فکر می‌کنم ما مرد چرمی رو دیدیم

اِل

‫ناراحتم که فردا توی روز مهمت کنارت نیستم

‫ولی خوشحالم که می‌تونیم کدورت‌ها رو کنار بذاریم. ‫با عشق از این تبر استفاده کن. بابا

من مرد چرمی رو دیدم

‫دیدم دخترم رو با خودش برد

آیا روح بود؟

‫یا هیولا؟ یا خدا؟

نمی‌دونم

‫ولی چیزی که می‌دونم اینه که مِه برگشته

Her Private Hell subtitles in other languages

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left