Die ersten 200 Zeilen.
.به آب نگاه کن
این چیه؟ - .حوله -
چه نوع حولهای؟ - .حولهی شگفتانگیز -
حولهی شگفتانگیز چجوری به پسر شگفتانگیز میرسه؟ فوقالعاده تمیز، درسته؟
.پسر شگفتانگیز
این پسر شگفتانگیز .خیلی، خیلی تمیزه
.خیلی خیسه
این کیه؟
."جرمایاه"
."این "جرمایاهِ
.جرمایاه علیه موبی دیک
،جرمایاه" یه غورباقه بزرگ بود"
.یکی از دوستای خوبم بود
.هیچوقت یه کلمه از حرفایی که زدم رو متوجه نشد
اما کمکش کردم شرابش رو بخوره
آواز شادی تو دنیا سر داد
همهی دخترا و پسرا الان باید
از ماهیها در دریای عمیق آبی لذت ببرند
خوشحالی تو و من
.بله. دکتر "کوپر" صحبت میکنه - این چیه؟ -
.مرد شگفتانگیز
!این شگفتانگیز نیست
درسته، پسر شگفتانگیز از این ...وان بیرون نمیاد
.تا زمانی که حسابی تمیز بشه
.و مامان شگفتانگیز خیلی خوشحال میشه
.نمیتونم تا اونجا پیش برم
تهیه و تنظیم زیرنویس علیرضا
.همون قسمت پایین در انتها
.بیا
انتها سمت راست .یه جایی هست
.هارولد - .سم -
.خدای من
.بذار میارمش - .نه، خودم میارم -
.بذاریمش اینجا
.میتونی با این ماشین به قبرستان بیای
.اوه، خدای من
تو اینجا میمونی؟
چی؟ نه، جنازه "الکس" اینجا تو .خونهی تابستانی میمونه
.من و سارا و بچهها میریم خونهی "ریچموند" میمونیم
.خوب، خیلی رو فرم به نظر میای - .توام همینطور -
گوش کن
.میخوام که تو کنار "کلویی" بشینی
من باید اون بالا باشم و حواسم .به قوم و خویش الکس باشه
.متوجهام
کلویی" کیه؟"
."دوست دختر "الکسِ
.حواسم بهش هست
.کلویی، این مایکله
.اینم کلویی
میخوای کنار ما بشینی؟
میخوام همین جایی تنهایی یه مدت بشینم، باشه؟
...بعضی اوقات
...برامون سخته تا باور کنیم
.که خدای بزرگ برنامههایی داره
.این یکی از اون زمانهاست
.من "الکس مارشال" رو شخصا نمیشناختم
...اما بعد از صحبت با عزیزانش
.احساس کردم میشناسمش
یک دانشآموز فیزیک فوقالعاده ...در دانشگاه میشیگان
...کسی که پشتش رو به علم برگردوند
...و رفت که مزهی زندگی
.در مشاغل مختلف رو امتحان کنه
..."وقتی مردی مثل "الکس
انتخاب میکنه که ترکمون کنه، این .دنیا یه چیزیش میشه
.من نعشکش هستم
.این "الکس" نیست
.این فقط یه کالبد خالی از بدن اونه
.الان "الکس" تبدیل به روح شده
اما چرا ما با این تنها موندیم؟
.این منو عصبانی میکنه
.و نمیدونم که با عصبانیتم چی کار کنم
...مگه رضایت یه مرد خوب بودن
...در میان همهی مردان
اونقدری نبود که مارو تحمل کنه؟
امید "الکس" کجا رفت؟
...شاید این یک، نتیجهی کوچیکی از
.چیزیه که امروز از اینجا یاد میگیریم
...تا سعی کنیم
...امیدمون رو دوباره به دست بیاریم
.چیزی که "الکس" ازش دوری میکرد
من "الکس" رو میشناختم
.و دوستش داشتم
امروز اینجا همه آدمایی رو میبینم .که "الکس" رو دوست داشتند
همهی ما نتونستیم این چند سال آخر .زیاد همدیگر رو ببینیم
...اما نه زمان و نه فاصله
نمیتونه رابطهای که ما احساس .میکنیم رو بشکنه
.الکس از ابتدا همهی مارو دور هم جمع میکرد
.حالا دوباره مارو کنار هم جمع کرده
...نمیدونم
.چرا این اتفاق افتاد
...اما میدونم که
...همیشه یه چیزی دربارهی الکس وجود داشت
.که زیادی برای این دنیا خوب بود
...فقط امیدوارم
...الان هر جا که هست
...تدفین
.در "یادبود پارک وستلگیت" خواهد بود
بلافاصله بعد از مراسم هم، یک پذیرایی
.در خانهی هارولد و سارا کوپر خواهد بود
...و حالا
"کارن بولز" دوست قدیمی دانشگاهی "الکس"
.یکی از آهنگهای موردعلاقهی "الکس" رو مینوازه
.نیکولاس، این ریچارده
.از ملاقات باهات خوشبختم
.یکم قبل "مگ" رو دیدم ...درست قبل از
میتونم برم اونجا؟
.سم وبر، این ریچارده
.واقها از برنامهی تلوزیونیت لذت میبرم .من و پسرام همیشه نگاش میکنیم
.ممنون. اونجا میبینمتون
این چیه؟
.این چیزه قویایه
.احساس افتضاحی دارم
.آخرین دفعهای که با "الکس" صحبت کردم دعوامون شد
.سرش داد زدم
.احتمالا به خاطر همینه که خودش رو کشت
بحثتون سر چی بود؟
.من بهش گفتم که داره زندگیش رو هدر میده
حالت خوبه؟
.آره
فقط یکم ناامید شدم، دلم میخواست .سوار اون یکی ماشین بشم
.همیشه میخواستم سوار یه لیموزین بشم
.من نصفی از کارمو رو لیموزین انجام دادم
تو رانندهای؟
.نه، روزنامهنگارم
.برای مجله "مردم" مینویسم
باورزم نمیشه که تو هنوز راجب .اون مسئله ناراحتی
.با زمان درست نمیشه. فقط بیخیالش شو
بیخیال میشم اگه تو بشی. امروز همهی ما باید .یادمون بیاد که یه زمانی دوست بودیم
تو یه بازیگری؟
.هیچیشون شبیه اون چیزی که توصیف میکردی نبود .به هیچ وجه
حتی یه دونه از این آدما اوجوری که .فکر میکردم نبودند
باورم نمیشه که اینا همون آدمایی هستن .که تمام این سالها راجبشون صحبت میکردی
خوشحال میشم که بدونم منو پیش .اونا چجوری توصیف کردی
سنت فوقالعادهای دارن. تو روزی، تو مهمونی .میندازنت که نمیتونی بیای
اونا چند وقت با همدیگه بودند؟
.چهار ماه
.باورم نمیشه
.مراسم ختمه پسرهست و اون نعشهست
.من و "کارن" امشب رو میمونیم .فردا به سمت "دیترویت پرواز میکنیم
تو میمونی؟
.باید امشب به دالاس پرواز کنم
.باید با یه دختر 14 ساله کور چرخاننده عصا مصاحبه کنم
این داستانا رو از کجا گیر میاری؟
.فقط تحقیق روزنامهنگاری خوب
زندگیت چطوره؟ - .عالیه -
مال تو؟ - .زیاد خوب نیست -
.داریم واقعیت رو میگیم
.دربارهی طلاقم شنیدی
.آره، خیلی متاسفم
شما "جیتی لنسر" هستید؟
.نه، نه، اون کاراکتریه که نقشش رو بازی میکنم
.من "سم وبر" هستم
میتونم امضات رو داشته باشم حالا هر کسی که هستی؟
فکر نمیکنی الان زمانیه که باید به "الکس" فکر کنیم؟
.بهت پول میدم
.باشه. مبارزه رو بردی
.هیچوقت تو مراسم ختم من اینقدر آدم نمیاد
.بیخیال، من میام و با خودم یه دختر هم میارم
میدونم که این برات سخته .اما همه چی زیباست
.مراسم ختم فوقالعادهای اینجا داریم
.شاید مراسم خودم رو هم اینجا بگیرم
ما به کسایی که خودشون رو تو .حموممون بکشن یه برتری ویژه میدیم
.حرف وحشتناکی زدم
.نمیدونم چرا این حرفو زدم
.به خاطر همینه که دیگه سیگار نمیکشم .مواد مخدر احمقم میکنه
دربارهی من صحبت میکنی؟
.اینم آدمی که اینکارو با من کرد
وقتی که نعشهام نمیدوم .چجوری خودمو با بقیه هَندل کنم
.مجبور نیستی خودتو با ما هَندل کنی
با من ازدواج میکنی؟
جفتتون؟
اون چرت و پرتایی که راجب .تو نوشتن از طرف من نبود
نمیدونستم که اونا دارن راجب تو داستان .مینویسن، یا نمیدونم که تو چرا حرفمو باور نمیکنی
!بذار بیخیالش بشیم - .بگو که حرفمو باور داری -
.حرفتو باور دارم .همیشه باورت داشتم
.بهخدا قسم، میدونستم که اون حرفا چرت و پرته .به خاطره همینه که میخوام بیام بیرون
آره؟ میخوای چی کار کنی؟
.میخوام یه کلاب باز کنم
!بیخیال
.مثل کلاب سکسی، اما بهتر .چون دوران سکسی دیگه مرده
پول داری؟
.تقریبا، تقریبا
.خوب، اگه خواستی بهم بگو
منظورت چیه؟
.ممکنه به این کار علاقهمند باشم
واقعا؟
تو و الکس اینجا میموندید؟
.ما طبقهی پایین یه اتاق داشتیم
.خوب، ما ساختیمش
.من ساختم
.من جنازشو پیدا کردم
.خدای من، باید خیلی بد بوده باشه
.بود. گند کاری حسابی بود
الان قراره چی کار کنی؟
.ما تمیزش کردیم
میخوای اینجا بمونی؟
.آره، تا زمانی که "سارا" از خونه بیرونم کنه
.مطمئنم که هیچوقت اینکارو نمیکنه
.درسته. اگه اشکالی نداره ."به خاطر همین زنگ زدم، "جیم
اینجوری، من میتونم این هفته و هفته بعد ...برات یه مقاله جور کنم
No comments yet. Be the first to leave one.