Die ersten 170 Zeilen.
."اوه.آه،هي،"ريچ ...فقط اومدم اينجا تا،آه
،اوه،صبركن،لازم نيست بهت دروغ بگم .تو كه ديگه اينجا زندگي نميكني
.دارم غذاهاشونُ ميخورم تو چي كار ميكني؟
.راس"تو يه قرار با خواهرمه"
.دو ساعت و نيم پيش پردهها رو كشيدن
.وا،نميدوستم ميتونيم با آبجيت قرار بذاريم
.جويي"،ما ميدونيم تو غذامونُ ميدزدي"
.نميخوام
اوه،هنوز پردهها رو كشيدن؟
آره.ميدوني كي بايد پردههاشُ بكشه؟ .اون زوج منحرف دوتا در كناريشون
دارن حركت رقص"سوينگ"رو ميرن؟- .اوه،اصلاً نپرس-
آخ
.باورم نميشه"راس"با خواهر"ريچل"قرار گذاشته
،وقتي"چندلر"خواهر منو ماچ كرد .تا10سال از دستش عصباني بودم
.اون كه مال5سال پيش بود- .آره،5سال ديگهت مونده-
..."جويي"- ميخوايي بكنيش 6سال؟-
"وقتي چندلر نميتونه گريه كنه"
Tranlated By: .:: greatR ::. 20.Februrary.2014
اوه،"راس".هي.سلام،چطوري؟ .اينجايي
.سلام
ميشه يه فنجون قهوه بدي؟
خب قرار بزرگ ديشبت چطور بود؟
.آه،خوب بود.آره،خوش گذشت
آره،خوش گذشت؟- .آره-
.عاليه
خب،آه..خوب با هم جور شدين؟
.فكر كنم- خب،آه...اتفاقيم افتاد؟-
.چون شايعات ميگن پردهها رو كشيدين
.نه،نه،چيزي نشد
پرده ها رو كشيدم تا .اسلايدهاي فسيل مورد علاقمُ نشونش بدم
.اوه،اسلايدها
.پس واقعاً چيزي نشده
ممكن بود يه چيزي بشه،خيله خب؟ .واقعاً از اسلايدهام خوشش اومد
.مم- .و كاملاً از حركاتش معلوم بود ازم خوشش مياد-
حركت"لطفاً يه عكس ديگه از بندپاهاتُ بهم نشون نده"بود؟
...به هر حال
،اگه ازم خوشش نيومده چرا ازم خواسته باز قرار بذاريم؟
خواسته باز قرار بذارين؟- .آره،آها-
.فردا شب- .همم-
."روز"ولنتاين .رومانتيكترين روز سال
كي ميدونه ممكنه چي بشه؟
شايد ايندفعه واسه نشون دادن ...اسلايدهام پردهها رو نكشم،اگه بدوني چي ميگم
.باشه،باشه،باشه،گرفتم،فهميدم
...نميتونم .نميتونم قضيه تو و خواهرمُ تحمل كنم
فقط نميتونم.خيلي عجيبه،خيله خب؟
،تصور اينكه با هم هستين .مخمُ منفجر ميكنه
.منفجرم ميكنه،و نميتونم- .باشه،باشه،باشه.نه..آره.مشكلي نيست-
.مشكلي نيست
.هي،حالا كه واست خيلي عجيبه .ديگه باهاش قرار نميذارم
.ممنون.من...آره- .يعني،بعد از فردا شب-
.نه،نه،نه.لطفاً،"راس".نميتونم .مغرمُ منفجر ميكنه
.باشه،باشه،باشه
.خب.امشب بهش ميگم ديگه نميتونم ببينمش
.راس"،ممنون"
ميخوايي همين الان بهش زنگ بزنم؟- .اوه،نه.نه،نه،نه-
...يعني،بيخيال،خل بازي .يعني،ديوونگي ميشه
خب،خودت چي كار ميكني؟ اوضاع خودت چطوره؟
.خب..اوه
.شايد اين نيمسال يه كلاس ديگه درس دادم- .آره،الان بزن.الان بهش زنگ بزن-
.اين قسمت مورد علاقمه- .آره،منم-
اوه،ميدوني چي از اين غم انگيزتره؟ ."بمبي"
.سه روز واسه فيلمش گريه كردم .نه،صبر كن،دو روز
،چون روز سوم مادرم خودشُ كُشت .پس داشتم به خاطر اون گريه ميكردم
،خب،ببين،الان اين گريه داره .ولي"بمبي"يه كارتونه
وقتي مادر"بمبي"مُرد گريه نكردي؟
آره،وقتي طرف دست از كشيدن .آهوئه كشيد خيلي ناراحت كننده بود
.چندلر"گريه كردن مشكلي نداره" .لازم نيست هميشه قويي باشي
.من قويي نيستم
.آره،راست ميگي
.نميدونم چه فكري ميكردم
فكر كنم واقعاً هيچوقت گريه نكردم،ميدوني؟ .از اون مردهاي گريه كن نيستم
.ول كن،مرد،حتماً يه چيزي هست كه تو گلوت گير كنه
...مثل،ام
اگه يه توله سگ سه پا ببيني چي؟
.ناراحت ميشم،حتماً،ولي گريه نميكنم
،خب،اگه توله سگه بگه .كمكم كن،چندلر"
".بقيه توله سگها منو مسخره ميكنن
.گريه؟من يه توله سگ سخنگو پيدا كردم .مايه دار شدم
.اوه.گرفتم.ميدونم چيه .عكس دوران بچگيت
.حتماً روت جواب ميده
خيله خب،اون تو چه خبره؟- .اوه،روز والدينه،كلاس اول-
."منم و سرايدار،"مارتين
ننه بابات كجان؟- .نميخواستن بيان-
".اوه،"چندلر- .آخي بيچاره-
خب اون داستان اشكتُ در نمياره؟
.نه.ببين،من گريه نميكنم موضوع مهمي نيست،خب؟
.نه.خب نيست.اصلاً خب نيست
.تو از درون مُردي
.ببخشيد- بله؟-
شما"فيبي بوفي"هستي؟- .آره-
ميشه يه امضا بدي؟ .من بزرگرترين طرفدارتم
اوه،تو بزرگترين طرفدارمي؟ .هميشه ميخواستم ببينمت.سلام
.حتماً،آره- .واو-
.واو،خيلي ممنون
.فقط ميخوام بگم فكر ميكنم واقعاً با استعدادي
.الان چون بزرگترين طرفدارمي داري اينو ميگي
.جويي"،گوش كن،خوب به اون يارو بِرِس" .از طرفدارهاس
باي
خب منو تو"روزهاي زندگيمون"ديدي،ها؟
ميخوايي يه خورده دكتر"دريك رموري"واست بيام؟
.اصلاً نميدونم چي داري ميگي
.ولي الان از"فيبي بوفي"امضا گرفتم
.اوه.طرفدار "فيبي"هستي- .اوه،آره.من همه فيلمهاشُ ديدم-
فيلم ها؟- .اون"فيبي بوفي"بود،ستاره فيلم سوپر-
.نه،فكر نكنم- .نه،نه،هست-
...توي"سكس داستان اسباب بازي2"بود
.ارباب اون ناحيه
.و من ازش امضا گرفتم
.بچههاي فروشگاه كتاب مصور باورشون نميشه
."گانتر"
.هي،ديگه اون يارو رو اينجا راه نده .الان گفت"فيبي"ستاره فيلم سوپره
،خب،من بودم بهش نميگفتم ستاره .ولي واقعاً كارش خوبه
.بايد فيلم"به آلتش رسيدگي كن"ـشُ ببيني
.سلام- .سلام-
.باورت نميشه چي شد
.راس"منو پيچوند و حتي بهم نگفت دليلش چيه"
اوه،خب.ميدوني چيه،عزيزم؟
بهترين كار اينه كه بيخيال يه پسر .بشي و با يكي ديگه قرار بذاري
اوه.اوه،يه پسر معركه محل كارم .هست اسمش"باب"ـه عاشقش ميشي
.يه مرد درحال پيشرفت تو قسمت كاركنهاي انسانيه
ممنون كه ميخوايي خوشحالم كني،ولي من .همينجوري با يكي از محل كارت قرار نميذارم
."همنيجوري تصادفي نه،"باب
احتمالاً واسه اينه كه .به اندازه كافي بالغ نشدم يا هوشم كمه
.شايد از مدل لباس پوشيدنم خوشش نيومده
.نه،اون كه نيست .واقعاً بايد قضيه هوش باشه
.من خيلي احمقم
.من فقط يه دختر خيلي خوشگلِ،احمقم
.نه،عزيزم
.خب
خب.ميخوايي بدوني واسه چي"راس"قرارو كنسل كرد؟
.چون من ازش خواستم
تو ازش خواستي؟- .اوهم-
چرا؟- ...چون تو خواهرمي-
.من و"راس"با هم يه قضيه بزرگ داشتيم
نميفهمم،ميخوايي با"راس"بري بيرون؟- .نه-
،تو اونو نميخوايي ولي اينم نيمخوايي كه من داشته باشمش؟
...ميدوني،"باب"از قسمت كاركنهاي انساني- .آه-
.باورم نميشه اين كارو باهام كردي .كاري كردي به باهوش بودنم شك كنم
.كاري كردي به خوشتيپ بودنم شك كنم
.همچين موضوع مهميم نيست .فقط با"راس"قرار نميذاري
.يه ميليون پسر ديگه اون بيرون هست- .تو حق نداري بهم بگي چي كار كنم-
.بهت نميگم چي كار كني .دارم ميگم چي كار نكني
چرا هميشه اينقدر بهم حسودي ميكني؟ .قضيه حسودي كردن به تو نيست-
،قضيه اينه كه تو يه بچه لوسي .چيزي كه نميتوني داشته باشي ميخوايي
نميتونم داشته باشم؟
،ببخشيد .تنها چيزي كه نميتونم داشته باشم لبنياته
.خيله خب،خيله خب .الان شانست براي قرار با"باب"رو خراب كردي
كي؟- !تو قسمت كاركن هاي انساني-
من بهش حسودي ميكنم؟
،يعني،فكر كرده كيه پرنسس"كارولاين"؟
به پرنسس"كارولاين"حسوديت ميشه؟- من واسه خودم قلعه دارم؟-
هي."فيبي"اينجا نيست،هست؟
.نه- اوه،عاليه،فيلمُ گرفتين؟-
..آه
.آره.آره
.ولي،آه،فكر نكنم از اونايي باشه كه خوشتون بياد
باز از اون فيلمها كه آدم كل شب بايد دستش به دستمال كاغذي باشه كه نگرفتي،گرفتي؟
.يه جورايي
بچهها،چه خبره؟
.فيبي"يه ستاره سوپره"
چي؟- آره-
چي داري ميگي؟- كجا؟-
فيبي بوفي در" ".بوفي پوشش خون آشام
.اوه،خداي من- اون"فيبي"ـه.اينو از كجا آوردين؟-
اونجا تو قسمت بزرگسال ."فروشگاه فيلم خيابون"بليكر
،و من ديدم"جويي"ميخواست بره داخل ...پس جلوتر از اون رفتم
.تا سوپرايزش كنم
.و بعد...ها،ها.بعد تظاهر كردم نميدونم اونجا بوده
...واو.يعني،نميتونم .نميتونم باورش كنم
ميدوني؟ .فكر ميكني يكي رو ميشناسي
No comments yet. Be the first to leave one.