Die ersten 180 Zeilen.
!هوی! نمیخوای یه تکون به خودت بدی، انزو؟ باید بریم
نیم ساعت پیش برامون گذاشتنش اینجا که پیداش کنیم
چیرو دیمارتزیو با بیوۀ گالانتومو متحد شده
،بعد از اینکه جلوی چشمهامون محموله رو زدن زمین
فقط همین رو کم داشتیم
حالا چیکار کنیم، دون جنا؟
خب؟ با این دلاله صحبت کردی؟
نه، الآن لازمش دارم! وقتی واسه تلفکردن ندارم، متوجهای؟
خیلیخب؟
مطمئن میشم فردا برسه
نظرت در مورد جنارو چیه؟
باشه پس، یه نفر میفرستم اونجا
به نظر من کارش تمومه. خودت هم میدونی
فدری، داره میبازه
جلوی روـش لبخند بزن. این حرفهای مزخرف رو هم از سرت بریز بیرون
گُه توی این وضعیت! خودم رو به آبوْآتیش زدم تا یک دلال جدید پیدا کردم
اسلوونیاییـه، ولی باید عجله کنیم
حل شد؟ - فقط یک چیز مونده که حل بشه -
فردا صبح باید بری «تریسته». باید باهاش ملاقات کنی
این اسلوونیاییـه خیلی ولدِزناست
ازم خواست که جلوجلو دو برابر پول پیش بدم و موقع حرکت هم بقیهش رو بگیره
نه اینکه مثل همیشه موقع تحویل پولش رو بگیره
ولی من چارۀ دیگهای نداشتم
باهاش مذاکره کن و بهش بگو که پول مسئلهای نیست
ولی زودتر لازمش داریم
الآن دورۀ حساسیـه. رؤسای دیگه خیلی نگرانان
میدونم. ولی اگه مواد زودتر برسه، افراد ما خوشحال میشن
هیچکس چیزی متوجه نمیشه و خسارت رو جبران میکنیم
متوجه شدی؟
ولی با جنارو میخوای چیکار کنی؟ - جنارو داره مهرههاش رو از دست میده -
بدون هیچ پولی و هیچ موادی، افرادش اون رو ترک میکنن
ما از اونطرف باید افرادمون رو نزدیک خودمون نگه داریم
میدونها فوراً باید شروعبهکار کنن
و همه باید بدونن که این تازه شروعشه
بههرحال مواد بیوه هم به دستمون میرسه
ما آمادهایم
میخوام فرورفتن تیغ توی گوشتش رو احساس کنم
به این زودی بلند شدی؟ ساعت شش صبحه
کجا بودی؟
یه مشکلی داشتم - چه مشکلی؟ -
چیزی نیست که نتونم حلش کنم
به نظر من که تو اصلاً نمیتونی چیزی رو حل کنی، جنا
خستهام، آتزو
میدونستم نباید میومدم اینجا
ولی اونموقع که در مقابل پدرت ازت محافظت کردم، آدم خوبی بودم، ها؟
اونموقع خوب بودم؟
قبلاً یه چیز دیگه بود
الآن فرق داره
طاقت ندارم که دست پسرم رو بگیرم و از دست تو فرار کنم
!داری دردم میاری - با من شوخی نکن، آتزو -
نمیدونی که چه کارهایی از دست من بر میاد
!بچهها! نجیبزاده داره میاد! بچهها
بچهها! باید راه بیوفتیم! باید واسه امشب آمادهبهکار بشیم
این مواد باید آب بشه
روز بهخیر
شیرو هم داره میاد
چیرو، اسم ایشون کاییکوئه. بهمون کمک کرد تا این میدون رو باز کنیم
مایۀ افتخاره که از نزدیک میبینمت
افتخارش مال منه
اینها همۀ افرادشان که برامون کار میکنن
بچهها! فناناپذیر
بالا رو نگاه کنید، بچهها
وقتش رسیده که سرـمون رو بالا بگیریم
حس میکنید که چقدر این لحظه مهمه؟
باید کنترل قلمروی خودمون رو دوباره به دست بگیریم
و یه قولی به همه بدم
...هر اتفاقی که بیوفته
من کنارتونام
چطور پیش رفت؟
همونطور که دستور دادی، پولش رو جلوتر دادم
ولی؟
اسلوونیاییـه متوجه مشکل شد
،بقیهش رو الآن میخواد، نه موقع حرکت
وگرنه اصلاً محموله راه نمیوفته
صبح بهخیر - صبح بهخیر، دون جنارو -
واقعاً میفهمی چه درخواستی داری از من میکنی؟
میدونم. یه بدبیاری جزئی داشتم
...قرار ما اینجوری نبود. دو میلیونی که از من میخوای
یه میلیون از اونی که به من دادی، بیشتره
ششماهه سه میلیون بهت برمیگردونم
بانکی به سخاوتمندی ما هم میشناسی؟
در این فرصت کوتاه، کار سادهای نیست، دون جنا
ولی من که میدونم یه راهحلی پیدا میکنی، مگه نه؟
منتظر خبرتام
همهچیز مرتبه؟ - جنارو همهچی رو درست میکنه -
یه رابط جدید پیدا کردیم، حالا فقط باید پولش رو بدیم
دنبال سرمایهگذارهای جنارو واسه پول نقدیم
بعد این محموله کی میرسه؟
کوکائین گالانتومو داره تموم میشه، موادفروشها راضی نیستن
مادامی که فکر بد به سرشون نزنه، مشکلی براشون پیش نمیاد
افکار بد مثل زخم چاقو به کلیه میمونه، لوشیا
پس این چاقوها رو کنار بذار، چون راه دیگهای نیست
اتفاقاً یک راه دیگه وجود داره
و همونطور که من میبینمش، آنجلو... بقیه هم میبیننش
جنارو داره شکست میخوره
و اگه فناناپذیر با بیوه متحد شده باشه، مشکل خیلی بزرگـیه
من به جنارو قول دادم
اون هم به ما قول داد
...به ما گفت که رشد میکنیم، که با همدیگه فرمانروایی میکنیم
...درعوض حالا فکروْذکرش فقط چیرو دیمارتزیوئه
و مشکلی که با زنش داره
ما نباید وقتی در جبهۀ اشتباهی قرار داریم به جنگ ملحق بشیم
جرئت داری یک بار دیگه بگو، لوشیا
...اگه نمیتونی ببینی
یه کار میکنم که چشمهات باز بشه
من سرـم خیلی شلوغه
چرا زن اون آشغالی که شوهر من رو کُشت اومده جلوی چشمهام که متحدهاش رو بفروشه؟
واقعاً باید خیلی درمونده شده باشی
همینطوره
میسترال میدونه که اینجائی؟
ولی درک میکنه
همونطور که من درک کردم
جنارو ساواستانو این جنگ رو شکست میخوره
و تو از کجا میدونی که شکست میخوره؟
چون هر بار که بهش حمله کردی، ترس رو توی چشمهاش دیدم
این یک جنگه، لوچیا. حرف برای من کافی نیست
اگه میخوای برنده بشی، باید متحدهات کمکت کنن پول در بیاری
باید کمکت کنن آدم بکشی
جنارو درمونده شده
دستبهدامن هر کسی شده تا پول جور کنه یک محمولۀ دیگه بخره
دستبهدامن کیها؟
رفقای سرمایهگذارـش
کسایی که بهشون پول داده تا سمتش رو بگیرن
میشناسیشون؟
میتونم بشناسم... اگه با هم توافق کنیم
اسم میخوام
و بعد بهش فکر میکنم
...میذارم زنده بمونی
بهعنوان حسننیت در نظرش بگیر
سلام، بچهها
میتونید بشمرید دیگه، مگه نه؟
بچهها - شبت بهخیر -
چیرو؟ - رفت سمت «وسوویوس». بهم گفت که میاد -
خودشه - هرچند هنوز تعداد افرادی که میان کمه -
آره، ولی مواد مرغوبه و به لطف جنارو، قیمتها پایینه
تا چند وقت دیگه واسهمون صف میبندن - از صافوْساده خبر داری؟ -
آره. گفت که میدون «سنیتا» فردا راه میوفته
به نظر من که چیز خوبی به خونه آوردیم
اشتباه کردم که اون حرف رو زدم
فقط مسئله اینه که نگرانام
هیچ دلیلی نداره نگران باشی، لوشیا
ما از قبل پول پیشپرداخت واسه محمولۀ جدید رو دادیم، حالا فقط باید باقیموندۀ حساب رو بدیم
حتی برای اون پول باقیمونده هم جنارو خودش رو خوب آماده کرده
...دوباره سرمایهگذارها
ولی مگه قرار نبود اونها رو تحت فشار نذاریم؟
چه گُهی میتونن بخورن؟
وام با بهرۀ ششماههست
انگار که دارن اوراق قرضۀ دولتی میخرن
جنارو این رو میگه؟ - ...هوم -
خب، کی از محلۀ ما این اوراق رو خریده؟
دون پائولو، همونی که توی کارخونۀ کاغذه
و از سکوندیلیانو؟
بقیه
حالا میذاری غذام رو کوفت کنم؟
خیلیخب... یهخرده آرومتر شدم
خیلیخب، ساعت ۴:۳۰ عصر؟ خوبه
ممنون
خودشه
شما کی هستید؟ - بگیر بشین -
دون پائولو توئی؟
در اونصورت ما حکم رستگاری جنابعالی رو داریم
پونصدهزار تا از طرف چیرو دیمارتزیو
...پونصدهزار تا دیگه هم میدیم. ولی به یک شرط
نباید اون پولی که جنارو ساواستانو میخواسته رو بهش بدی
شما از کجا خبر دارید؟ - ما از همهچی خبر داریم -
اون بیرون جنگ راه افتاده
ما داریم برنده میشیم و جنارو داره میبازه
حالا دوست داری توی کدوم جبهه باشی؟
صبح بهخیر، آقای ساواستانو
متأسفانه کاوالیِره اینجا نیست
ولی خبر داشت که قراره من بیام
...راستش یه چیزی براتون گذاشت
،ولی چیزی که کاوالیِره قرار بود به ما بده ...باید توی یک کیسۀ بزرگ جاش میداد
صدهزار یوروئه، شاید چند یورویی هم کمتر
هیچ مشکلی نیست
سلام من رو به کاوالیِره برسون
همین الآن رفت
این هم بقیۀ پولت
اوی! نگران نباش. انتخاب درستی کردی - و حالا؟ -
وقتی جنارو میاد سروقت من؟
No comments yet. Be the first to leave one.