Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(آشپزخانه جینی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سلام- سلام-
ووشیک هستم- مشتاق دیدار-
سلام
سلام
شنیدم این روزا خیلی سرت شلوغه
نه، اونقدر سرم شلوغ نیست
اگه سر تو خیلی شلوغه
لازم نیست این دفعه به جمعمون اضافه شی
الان داری بهم میگی؟
مجبورم کردی بیام اینجا که پرتم کنی بیرون؟
خب، پس بیا اول حرف بزنیم
سلام، بچه ها- این یومیه-
با هم اومدین- هی سوجون-
!اوه
چوی ووشیک، مردی که سرش شلوغه
…امکان نداره
چرا اومدی اگه قرار نیست به جمعمون اضافه شی؟- میخواستم سلام بدم-
بیا، بشین-
داری خیلی سخت تلاش میکنی- بشین، لطفا-
فکرمیکردم توی رستوران قراره همدیگه رو ببینیم
فکر کردم که قراره چیزی متفاوت از آشپزخونهی یون انجام بدیم
مثلا حق رای بدیم، مثل اسپین آف
پس ایدهمون اینه
جایی که قراره بریم
در مکزیک
شهری به اسم باکالاره
باکالار؟- باکالار؟-
باک… چی چی؟- تا حالا شنیدین؟-
قراره بریم یه روستای کوچیک توی اونجا
و یه مغازه باز کنیم
قراره مهمانخانه باز کنیم؟
قراره رستوران بزنیم
فقط رستوران؟
بله
نمیتونیم اقامتگاه رو بچرخونیم- اقامتگاه؟-
…خب، این جوریه که من شروع کردم
آماده کردن امکانت رفاهی و از اینجور چیز ها
پس اون قبلا پادوی مهمانخانه بوده
اینجوری شروع کردم- درسته، تو تازه کاری-
من متفاوت شروع کردم
توی مهمانخانه بوده برای همین با رستوران زدن آشنا نیست
نمیدونه چجوری یک رستوران رو بچرخونه
راست میگه، اما من احساس بدی دارم
ما عادت داشتیم همش با همدیگه بخندیم
“رئیس ما رو فراموش کردی؟”
اون موقع زمان خوبی رو گذروندیم باهمدیگه دوکبوکی آماده میکردیم
اونجا اقامتگاه یون بود ازش رد شو
اون یه تاجر بی انگیزهست
اوه، یادم رفت یه چیزی رو بهتون بگم
میدونین
تو نمیتونی تا ابد رئیس خوبی باشی
!اقای رئیس
!بهترین رئیس- آقای رئیس-
خدای من
چال هاش میدرخشن
منتظر این بودم
حالا، آخرین چیز
چه غذایی قراره بهشون بدیم؟
درسته
چه منویی قراره بفروشیم؟
اینجا اسنک بار جینیه
!اوه! اسنک
!اسنک بار
تو واقعا قراره کیمباپ رول کنی یومی
چی؟
چی خنده داره؟- رئیس اسنک بار-
یه ذره ناراحت به نظر میای
چون گند زدی به فضا
تو رئیسمونی- درسته، تو رئیسمونی-
اون منو ها…این خیلی سخته
درست کردن همش سخته
کیمباپ تن ماهی و کلی چیز دیگه هست
کیمباپ ماهی مرکب- کیمباپ پنیر-
دقیقا آماده کردن جزئیاتش خیلی کار میبره
خیلی سخته صاف و صوف رولش کنی
بریدنش- قسمت بریدنش-
یه چاقوی خیلی تیز لازم داریم
چجوری این همه چیز میدونی؟
من ۵۰ سالمه لازمه یه سری چیزا رو بدونم
از چاقو استفاده میکنی و میبریش، همین
کلی آماده سازی میخواد- درسته-
ممکنه برای ما خیلی سخت باشه
پس به یک عضو دیگه نیاز داریم
بخوام راستش رو بگم
سوجون میدونه اون کیه
من لو دادم وقتی داشتم در مورد یه چیز دیگه حرف میزدم
که یعنی احتمالا ووشیک هم میدونه کیه
اوکی پس یه نفر رو استخدام کردی؟
چرا حدس نمیزنین کیه
کارآموز جدید ما اخیرا سرش شلوغ بوده
بخاطر کنسرتی که همه توی کره ازش شنیدن
برای همین نتونست امروز بیاد اینجا
!اوه
میدونی در مورد کی حرف میزنم؟
همون کنسرتی که توی بوسان بود رو میگی؟
نمیدونستم درمورد این چیز کنجکاوی
داره سر تیتر همه جا میشه معلومه که میدونم
توی اخبار ساعت شش هم دیدم
اونا به وی نزدیکن
چرا ناراحت به نظر میای؟
…نه، من
نه، دوستش دارم
امروز خیلی آبمیوه نفروختیم
آبمیوه؟- فقط دو تا فروختیم-
ولی چهارتا رو من خوردم
چی؟
تو آبمیوهی ما رو خوردی؟
بلی، من کلی آبمیوه خوردم
خیلی تشنهم بود- دمت گرم-
رفاه یعنی فراهم کردن
محیط کاری خوب
اوکی بیاین اینجا رو افتتاحش کنیم
داریم باز میکنیم- باشه-
اوکی، اولیش نودل تند هم زدنی
نودل تند هم زدنی و رامیون اصل
بیاید شروع کنیم
!موفق باشین
اگر چیزی لازم داشتین بهم بگین کارآموز کیم در خدمتتونه
!هی
من یه ظرفشور از سامسونگ دونگ هستم
داری آشغال ها رو میبری بیرون خوبه
الان دارین یک آبمیوهی انسانی رو میبینین
برای پیشرفت یه کار دیگه هم باید بکنیم
گوش میدم
سرعتمون
میگن از تجربه میاد
دیگه هیچ وقت توی زندگیم این همه رامیون درست نمیکنم
سریع تر- باشه-
همه چیز شدنیه تا اینکه مواد اولیه تموم شه
کار تیمیمون هر روز بهتر میشه
دوران ما، از این چیزا نبود
چی؟
قدیما فقط از چاقو برای این استفاده میکردیم
روغن کنجد، نمک و دانه های کنجد
گشنیز با دقت انتخاب شده
توفوی سرخ شده در کیمباپ
من استاد کیمباپ میشم
اوه، نه
این بزرگ نیست
داره خوب پیش میره
همشون عاشق غذای تندن
میدونین نمیشه که همیشه روزای خوب داشته باشیم- صد البته-
توی همه چیز خوبی
ببشتر از ۱۰ هزارتاست- آره بیشتر از ۱۰ هزارتاست-
دارم فکرمیکنم امروز چه اتفاقی ممکنه بیفته
سفارش امروز اومد
یه سفارش گرفتیم
یه سفارش گرفتیم
سفارش جدید
اوکی بزن بریم
شما باید بیاید و سفارش بدین
ببخشید که بهتون نگفتم، تقصیر من شد معذرت میخوام
تهیونگ، مرغ رو همین الان لازم داریم
آمادهست- اوه، باشه-
کسی دستش خالیه؟- نه-
اون صاحب کار جدید ماست
اسم کره ای منه، آشپزخونهی جینی
ما فقط رامیون میفروشیم
کی قراره سود داشته باشه؟
سود از هرچیزی مهم تره
باید کاسه های برنج هم بفروشیم تنها راهی که میتونم سود کنیم
باید بیشتر میخریدیم
بیاید یه میز دیگه هم بذاریم
فکرکردم برای روز آخر نگهش داشتیم
یک اعلامیه از طرف رئیسمون اومده
تا وقتی که فروش امروز بیشتر از ۱۰ هزارتا نشه
این رستوران رو نمیبندین
این غذای خوبه، غذای خوب باشه؟
ببخشید
!هی
قراره براتون یه میز بذاریم باشه؟- بله-
این اون سوجونی که من میشناختم نیست
امشب میبینمتون؟- ممنونم-
برای کاری که میکنیم اسم نداریم؟
اسم شغل؟ یومی قبلا چیکار میکرد؟
مدیر عمومی و سرآشپز- بله برای آشپزخونهی یون-
الان سوجون آشپز میتونه بشه
پس یومی چیکار کنه؟
میتونی مدیر جونگ بشی
تو مدیر اجرایی جونگ هستی- !اوه، آرههه-
...این یه حرکت بزرگیه
یعنی مدیریت سطح متوسط نداریم
چقدر سهم داره؟- به اندازه-
"چقدر سهم داره؟"- سهم؟-
وگرنه سرکار نمیاد
چقدر حق داره؟
اون الان مسئول همه چیزه
...کسی هم محکوم بشه
سوجون الان سرآشپزه
مدیر ارشد و سرآشپز
نقش پایین میاد- خیلی فشاره رومه-
من فقط با دستور عمل آشپزی میکنم
این نقش بهم فشار زیادی میاره
پس ووشیک چی؟
اونوقت دیگه کارآموز نیست؟
پس ووشیک چی؟
اونوقت دیگه کارآموز نیست؟
دستیار مدیر
No comments yet. Be the first to leave one.