The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 7

Release Info

The Vampire Diaries S07E19 farsi sub
The Vampire Diaries S07E19 720p HDTV X264-DIMENSION
The Vampire Diaries S07E19 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Vampire Diaries S07E19 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Vampire Diaries S07E19 480p HDTV x264-RMTeam
The Vampire Diaries S07E19 480p HDTV x264-mSD
The Vampire Diaries S07E19 HDTV XviD-FUM
The Vampire Diaries S07E19 HDTV x264-LOL
The Vampire Diaries S07E19 HDTV XviD-AFG
Ein Kommentar von Mohadeseh
زیرنویس فارسی قسمت19 فصل7 خاطرات خون آشام

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
Veröffentlicht am: 2016-04-22
Downloads: 40
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

انچه گذشت...

دیمن بی ادبی نشه ها ولی من نمی خوام

اوضاع مثل قبل بشه.

من دوتا دختر کوچولو دارم

که قطعا دوستشون دارم و نامزدی که

که کاری می کنه حس کنم خوش شانسم که زنده ام

تو حتی نمی خواستی خدافظی کنی.

برات یه نامه نوشتم.

راضی نیستم که خودتو انتخاب می کنی.

و راضی نیستم که دیگه هرگز نمی بینمت.

مخفیگاه بانی در یه تیمارستان در اشویله

یه سردابه در زیرزمین اسلحه خانه اس

- در سردابه چیه؟ - چیزی که نباید ازاد بشه

باید بدونم که میشه تاثیرات اون قرصا برعکس بشه؟

تاثیرات خون من

نمی تونه برعکس بشه. می دونی چه چیزی خیلی شرم اوره؟

اینکه اون شخص، یه جادوگر باشه

مثل بانی بنت

چون این یعنی تو به دختری که عاشقشی

عامل مرگشو دادی

فک کردم دارم ازت حفاظت می کنم.

من قراره بمیرم؟

من نمیذارم بمیری بانی بنت

بانی

من....

چه خبره؟

الکس به اسلحه خانه گفت که تو رو بیارن

من بهشون اجازه نمیدم

مرسی

وقتی ماجرا تموم شد ازم تشکر کن عشقم

ترجمه و زیرنویس از: Mohade$eh

حالت خوبه برای سفر؟

چون لحظه ای که تاثیر اون قرصای ضدجادو ازبین برن

الکس دوباره می تونه ردتو بزنه

حالم خوبه

اصلا مریض نیستم

هیچ کدوم از اینا رو نمی فهمم

عشقم

بیا اینجا

و نمی تونم باور کنم این اتفاق داره میفته

اتفاقی نمیفته

این فقط...

یه سری وقایع ناخوشاینده

که منجر به رستگاری نهایی تو میشه.

قسم می خورم

باید در رو باز کنم؟

اون می خواد کمک کنه

و اگه کاملا صادق باشم، می تونیم ازش استفاده کنیم.

عالیه

یه ایده ای دارم

نه. با من حرف نزن

با انزو حرف بزن

اگه ایده ای داری که چجوری جلوی مردنمو بگیری

مطمئنم اون خوشحال میشه که حرفاتو بشنوه

ولی من نمی خوام یه کلمه از دهنت بشنوم

که مستقیم به من بگی. وقتی تصمیم گرفتی

بدون حدافظی بری،

توجه منو به خودت ازدست دادی.

تو رانندگی کن

اون می تونه دنبالمون بیاد

سلام

ببین، هر اتفاق بدی که بیفته

من واقعا نمی تونه امروز هم از سختی های زندگی فرار کنم.

نه، نه فرار از سختیا، نه زخم، نه فرار از راینا

راستی بابت کمکت ممنون.

اختیار از خودم نبود ولی ... خواهش می کنم.

خب به هرحال، من واقعا امیدوار بودم

که با کارولاین حرف بزنم.

اون الان اینجا نیس

فک می کنی بتونم....؟

اره

اره حتما. بیا تو

مرسی

می دونی،عجیبه که ما باهم تو این قضیه باشیم

و هیچ حرفی بینمون زده نشه

خیلی حرفا میتونه زده بشه

فقط نمی خوام هیچ حرفی با من بزنه

فک کردم از مرحله خشم گذشتیم.

گذشتیم.

ما با خوشحالی عصبانی نبودیم

چون با خوشحالی از دیمن و وجود خودخواه و خودشیفته اش

گذشتیم ولی وقتی کسی که تو از ذهنت

پاکش کردی، جسارت کنه با گل در دم پیداش بشه

و اینکه حتی گل های مورد علاقه تو

نیاره....

راستی، حتی گل های مورد علاقه ام نبودن

خشم برمی گرده، خشم جاری میشه

من طغیان کردم.

خب این... جالبه

ما چند ساعتی اینجا در امانیم.

من سال ها اینجا رو مخفی نگه داشتم

تنها، تنگ، مثل یه سلول زندان

می فهم چرا ازش خوشت میاد

می دونی چیه؟

اون می تونه به کاخ قدیمی و کپک زده اش

به دور از اینجا برگرده

این لانه گناه رو نبینم؟ نه

گرم و نرمه

این قدم بزرگیه، زندگی با کسی

باشه. بریم انجامش بدیم

اون شکارچی کوچولو و مزاحم رو کجا قایم کردی؟

سرداب طوفان

دنبالم بیا

- ولم کن! - هی هی

تو زندانی نیستی بانی

من می خوام در امان نگهت دارم

اره؟ راه بامزه ای برای نشون دادنش انتخاب کردی!

کابین تنهایی؟ ارام بخش های ضدجادو؟

اره واسه اینکه از اسلحه خانه مخفی بشی

باشه؟

ببین من نمی دونم چرا اونا تو رو می خوان

ولی تو رو می خوان و طبق تجربه من

وقتی درباره خواسته شون اینقدر خطرناکن

دلیلش اینه که اونو برای دلیل خطرناکی میخوان

فک کردم تو براشون کار می کردی

نه من به خودم وفادارم.

اینجوری قضیه ساده تره.

چیزی که باید بدونی اینه که چرا برای الکس مهم هستی.

حالا در ازای محافظت،

و اتاق خوب و غذا

باید برام تحقیق بکنی، دختر دانشجو

اینا رو بگرد و ببین

چرا اسلحه خانه اینقدر دلش می خواد پیدات کنن.

انزو خودش نمی تونه بخونه؟

وقتی نیستم و باهاشون ملاقات هایی می کنم

اگه هر روز یکی از اینا رو بخوری، در امانی.

از طلسمای مکان یابی قایم میشی

اگه نخورم؟

مطمئنم الکس یه سلول گرم و نرم برات درنظر داره.

چرا اینکارو می کنی؟

شاید ترجیح می دم زنده ببینمت.

شاید فقط کنجکاوم که نقشه اسلحه خانه چیه.

یا شاید فقط دارم نجابتمو نشونت میدم

می تونم بگم که بهش عادت نداری.

باشه

به فرض که این قضیه حفاظت رو قبول کردم، فعلا.

اگه من اینجا بمونم...

من قانون تعیین می کنم.

انتظار کمترشو ندارم.

مشکلش چیه؟

مغزش پر از الهاماته.

هنوز ارتباطی جادویی با

خون اشام هایی داره که از سنگ ققنوس فرار کردن.

یه کم دیوونه اش کرده.

من درست جلوتون هستم.

لازم نیست با سوم شخص درباره ام حرف بزنید.

باشه باشه

شلوار قشنگ

اینجاییم که یه قراری بذاریم.

من به انزو گفتم که هیچ راهی برای کمک به دوستت بلد نیستم

اره، و انزو از اون ادماییه که "نه" قبول نمی کنه.

از طرف دیگه؛ من

کله شقم، خیره سرم، رئیس بازی درمیارم.

معمولا به چیزی که می خوام می رسم

پس بذار ازت بپرسم.

اگه یه کم بهت کمک میشد

اون زندانی های فراری رو جارو کنی چی؟

یه گروه ضربت مثلا؟

دارم گوش میدم

خب من و رفیقم، انزو، خوشحال میشیم

هرکسی بگی رو جاروش کنیم

در ازای یه لطف کوچولو موچولو.

و اون چه لطفیه؟

اساسا...

ما می خوایم تو بمیری.

بنظر من این "لطف" نیست.

انزو، به خانم بگو چرا این یه داد و ستد فوق العاده اس

این اخرین زندگی جاودان توئه

می دونم. حالا کاری که دوس داریم بکنیم

اینه که اون زندگی جادویی رو بگیریم و به بانی منتقلش کنیم.

فکر می کنیم اینطوری بهبود پیدا می کنه.

اگه اشتباه کنید چی؟

بانی فکر می کنه نتیجه میده

اون تو این چیزا خیلی ماهره.

اگه من ارتباطم رو با جاودان ازدست بدم می میرم.

اره، ولی اگه ازدست ندی، من اون جاودان رو می کشم.

و تو به هرحال می میری ببین خداقل اینجوری

یه کار خوبی کردی.

- این واقعا بهترین پیشنهادته؟ - باشه

اونو ول کن. اون پلیس بده اس. من پلیس خوبه ام.

پیشنهاد من اینه.

باشه

تو هر روز هشت تا زندگیتو

دنبال خون اشام ها بودی.

هر روز

بعد یه مشت مرتد اومدن

و سنگ ققنوس رو ترکوندن و حالا یه مشت

از زندانی هاش دوباره پخش و پلا شدن.

پس برای باقی عمرت، مجبوری

تا ته دنیا اون خون اشام ها رو دنبال کنی

تااینکه خیلی پیر و ضعیف بشی . می دونی چیه؟

احتمالا قبل اینکه ماموریتی رو که بهت تحمیل شده

رو تموم کنی،می میری

یااینکه می تونی بذاری ما طی چند روز اینده ماموریت کثیتفتو انجام بدیم

و تو بتونی با سکوت در ذهنت بمیری.

با ارامش و لبخندی روی صورتت.

ثابتش کن.

چیو؟

ثابت کن می تونی افراد توی لیستمو بکشی.

از سرم پاکشون کن.

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left