Die ersten 195 Zeilen.
27 به 00 زاویا جواب بده
27 به 00 زاویا جواب بده
27 به 00 زاویا؟
27 به 00 زاویا جواب بده
27 به 00 زاویا
زاویا به گوشم
عزیزم، ساعت 7 صبحه ما به قایق نیاز داریم
ببخشید توی راه هستم
بیدار شو
وقت بلند شدنه
هانیا بلند شو
لباست روی تخته
هانیا، صبحانه
داره لباس میپوشه
بفرما ممنون
اون بدون تو دوست نداره بیدار شه ببخشید توی قایق خوابم برد
سلام پدربزرگ سلام هانیا
بشین صبحانه بخور
اینم کمی شیر
وقتی غذات تموم شد پدربزرگ میبرتت پیش دبستانی
اما من میخوام با مامان برم
باشه ما با قایق سریعتر میرسیم
میتونی بیای دادستانی؟
میام
امروز میریم خونه؟ آره
اما اگه نتونستم به موقع بیام پدربزرگ میاد دنبالت باشه
خداحافظ
ببخشید که منتظرتون گذاشتم
خبر خوبی نیست ما پرونده شوهرتون رو بستیم
پسرم موقع کار روی یه پرونده قاچاق انسان به قتل رسید
برای شما، و 6 ماه بعد پرونده رو میبندید؟
هیچ مدرک جرمی توی قایق وجود نداشت
مزخرفه
مرگ یه پلیس چیزیه که ازش ساده نمی گذریم بهم اعتماد کنید
یعنی چی؟ شوهرم خودکشی کرده؟
این موضع رسمی ماست برو درت بذار
من حست رو درکت میکنم واقعا؟
چطور؟
38 به 00 تغییر به 11
38 به 00 تغییر به 11
قهوه؟ سرده همونطور که دوست داری
نه ممنون
چطور پیش رفت؟
پس بد بوده
گزارش شده جسد یه مرد توی مرکز شهر پیدا شده
بی خانمان، بدون مدرک شناسایی
خیلی خب ما میگیریمش
لعنت، زاویا، بذار پلیسهای محلی کاری کنن
کاراگاه ترپا و زاویا ما توی راه هستیم
سلام
چی داریم؟
وضعیت اینه
اون تلف شده، یخ زده و مرده، 2 روز اینجا بوده
بوی دوست داشتنیه میخوای اینجا بمونی و فرم ها رو براشون پرکنی؟
کی پیداش کرد؟ مرد روی نیمکت
اینم فرم ها
کارآگاه کاترینا زاویا
چی جمع میکنی؟
قوطی، اینجا ، اونجا توی زباله ها
دستاتو نشونم بده
خون چیه؟ سیگار داری؟
...ترپا، یه سیگار بهم بده و یه
من هیچ کاری نکردم بذار برم
من هیچ کاری نکردم، قسم می خورم من میبرمش
دست ها. بالا
من کاری نکردم پس لعنتی چرا فرار کردی؟
خون مال چیه؟ گفتم بهت من توی سطل آشغالها میگردم
اون رو بهمون نشون بده
اونجا توی زباله دان
اون رو ببر و مدارک رو جمع کن من نگاه میکنم
مطمئنی؟ انجامش بده
باشه
ادم یخ زده
زاویا خواست بریم اونجا
سلام سلام
بعد از یه تقیب و گریز کوتاه اما شدید و یه بی خانمان سریع
ما سطل آشغال رو گشتیم
کیسه حاوی بند ناف و یه جفت بود
زایمان تقریبا برای دیروز بوده
و چیزهای روی جفت؟ آزمایشگاه میگه که علوفه است
زاویا، نظری داری؟
فکر کنم بچه زنده باشه وگرنه توی کیسه بود
اگه توی جنگل به دنیا آمده و جفت توی شهر باشه
پس مادر رو با غواصی پیدا میکنیم
شهر لعنتی، من از اینجا متنفرم
کاراگاه میخوام توی دفترم ببینمت
افراد بذارید یادآوری کنم
همه امشب توی فیلارمونیک هستیم، با لباس فرم لعنتی
بله قربان
بفرما
نیاز به استراحت داری مشکلی نیست
توی دادگستری بودم و این حکم رو قبول ندارم
گوش کن
ووتک خودکشی کرده
اینو قبول کن پرونده بسته شده
این یعنی دیگه با قایق پلیس ساعت ها توی دریاچه بیرون نمیری
بیشتر از این نه. فهمیدی؟
هیچ کس ازت انتظار نداره الان کار کنی
برو خونه، با بچه ات وقت بگذرون، کمی استراحت کن
نشستن توی خونه کمکی نمی کنه
من می خواهم کار کنم، حلش میکنم
خب پرونده زباله رو بردار مادر و بچه رو پیدا کن
به خدمات اجتماعی اطلاع بده یه کار واقعی انجام بده
توی فیلارمونیک میبینمت
بله قربان
خب؟ لعنت، چی فکر میکنی؟
باید روی پرونده زباله کار کنم
لعنتی
من نمیخوام دنبال نوزاد بگردم
خیلی خب
باید به آزمایشگاه برای نتیجه فشار بیاریم من باید هانیا رو بردارم
قول دادم امروز ببرمش خونه
میتونی فرم ها رو برام پر کنی با خوشحالی
ممنون همکار خواهش میکنم
ترپا این لونه است برسی کردن این رو برای تو گذاشتن
ایوان
اینجا، پسر
میخوایم بریم خونه؟
آره میخوایم
کفش و ژاکتت رو بپوش و برو کمی با ایوان بازی کن
...ما تموم کردیم
کاغذ کرپ، باشه
بقایای زایمان توی مرکز شهر پیدا کردیم
خب یعنی چی؟ نگاه کن
این با جفت بود علف و نمک
علوفه
برای تغذیه گوزن ها موقع شکار استفاده میشه. توی شهر بود؟
...گوش کن
پسرم مغزش رو نترکونده
من به عنوان یه پلیس سابق این رو می گم صبر کن من نمیتونم هانیا رو ببینم
هانیا
هانیا
هانیا نمیتونی اینجا بیای
می خواستم قایق بابا رو تمیز کنم
ببین چه اردک خوشگلی
اونجا اونی که شکمش سفیده
آره، می بینم خیلی خوب شنا می کنه
مثل یه قایق کوچک
زاویا، بله؟ پلیس های محلی درحال گشتن لانه های شکار هستن
اما چندتا ماهیگیر جسد یه زن رو توی رودخونه گزارش دادن
برات جالبه؟ آره
توی بندر میبینمت
پس من پیش پدربزرگ میمونم
اونجا اونجاست
باید خودش باشه درسته؟
سمت چپ میتونی اونجا بری
میرم خبر بدم
هی ترپا هستم از مرکز شهر
جزیره سبز، نشانگر شماره 6 ما یه جسد تازه داریم
روبروی کارخانه کک سازی قدیمی دریافت شد
تعجب میکنم چطور آمده اینجا برعکس جهت آب
بادام زمینی؟ نه ممنون
اون باردار بوده
علوفه شکار، مثل جفت لطفا اینجا رو ثبت کن
ممنون
به نیروی انسانی بیشتری نیاز داریم برای پیدا کردن جفت؟
ما دنبال یه نوزاد تازه متولد شده هستیم
احتمالا مرده
هی اینجا
اینجا بریم
خودشه
هی ترپا هستم ما کسی رو لازم داریم که مدارک رو ثبت کنه
توی کارخانه کک سازی قدیمی
دریافت شد منتظریم
ترپا
روانپزشک، ماگدا کوسینسکا
دختر دادستان منطقه استرزلکی
اوه لعنتی
به رئیس زنگ بزن اون الان برنمیداره
از کجا میدونی دختر منه؟
ما یه ژاکت با مدرک شناسایی پیدا کردیم
این معنی نداره جنازه رو دیدی؟
آره
کجا
جزیره سبز، روبروی کارخانه کک سازی قدیمی
غیر ممکنه
مایکل مایکل
چه خبره؟
مایکل
...یه پرونده ساده
تبدیل به قتل دختر دادستان منطقه شده
و ناپدید شدن نوه تازه متود شده اش
لعنتی
استرزلکی یه پرونده پرمخاطبه برای ما باعث دردسره
گوش کن
برو خونه، من این کار رو انجام میدم
نه
بهم گفتی این پرونده رو حل کنم منم حلش میکنم
با عرض پوزش بابت قطع صحبتتون اما شوهر مقتول اینجاست
اون می خواد گم شدن اون رو گزارش کنه
همین
خب چی؟
باشه
برو ازش سوال کن فقط در مورد جسد بهش نگو
من اینجا میمونم
No comments yet. Be the first to leave one.