Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
تو سوژه شماره یک منی
مستربیت، خواهیم دید
دامر
منسون
قاتل استخوان
نه
بونر
خوشمان آمد
خیلی خوشمان آمد
آره، میدونم، میدونم
خدای من، این بیرون خیلی سرده
بو، خیلی دلم برات تنگ شده
نمیدونم بدون تو یه هفته دووم بیارم یا نه
حالا بهنظر میاد من اولین نفریام که رسیده اینجا
خیلیخب عزیزم میدونم میتونی
عوضی، خیلی بانمکی
... ببین، میدونی بهخاطر میلکشیکه که
من اصلا اومدم اینجا
خیلیخب، دوستت دارم خداحافظ
سلام دخترها
خیلیخب، این طرفی
میخواید پهنای باند منو ببینید؟
سلام کارل
بهت یه دارویی دادم که نه میتونی حرف بزنی و نه میتونی تکون بخوری
اما، اگه این رو بچرخونم، میتونی حرف بزنی
چه خبره؟
اما واقعا الان نمیخوام صدات رو بشنوم
... اگرچه خیلی برام مهمه که
برای اینکار بههوش باشی
خیلیخب، هنوز حواست پیش منه؟
اینو ببین
میدونم ممکنه بد بهنظر بیاد ... اما خبر خوب اینه که
خیلی زود قراره بمیری قول میدم
پس اصلا نگرانش نباش
فقط یه دقیقه صبرکن
کارل؟
این استخوان توئه
و من بونر هستم
به مرگت خوش اومدی
سلام؟
کسی خونه نیست؟
!نظافت منزل
کسی اینجا نیست
ما اول رسیدیم؟
آره، ماشین کارل بیرونه خودش کجاست؟
چرا اون کیر مصنوعی رو با خودت آوردی؟
بهش میگن دیلدو
... تازه، میدونی با این
چقدر قراره بهمون خوش بگذره
آره میدونم و منو قاطی این ماجراها نکن
ببرش کنار، گندش بزنن
زدم تو چشمت؟ - الان داری شوخی میکنی؟ -
زدم تو چشمت؟
کیرمو ترکوندی
خیلی بچهای
خیلی خشنه - نه -
این کیتیـه؟
داداش، زودباش کیرمو ساک بزن
!بیخیال داداش، دارم شوخی میکنم
برام مهم نیست ... من برای یه جوک مسخره
کیرتو ساک نمیزنم
داداش، بیخیال دیگه باحاله، قول میدم
!الان میرسن
ریدم دهنت
ساک بزن، ساک بزن
!آره
خدای من
!خدای من، من نباید اینو میدیدم
!کارتو بلدیها
آره، کِو، قبلا این کارو کردی؟
خفه شو
... هی کِو
شاید بد نباشه بری به دوستدخترت یه سر بزنی
فکر کنم تصور کنه تو گی هستی
چی، چرا؟
مایک، تحتتاثیر قرار گرفتم - واقعا؟ -
آره، واقعا پیشرفت داشتی
نظرت چیه بریم بالا و این فرضیهای که داری رو امتحان کنیم؟
یادت باشه، اینجا محل کاره
ما باید کار کنیم
یادت باشه باید کار کنیم
آره، میدونم فقط باورش نکردم
همیشه کارش تو تخت عالی بوده بینظیر
خب، یادته قبل از کوین، من تاحالا به ارگاسم نرسیده بودم؟
خب دیشب هفت بار ارضا شدم و دوتاش از نوعی واژنی بود
اون ... اون خیلی منو حشری میکنه
کل کصم خیس میشه
آره مامان، دقیقا منظورم همینه - چی؟ -
خب، اما وقتی بهش فکر میکنم
با عقل جور در میاد که گی باشه
خب، یادته وقتی بهم گفت انگشتش کنم؟
خب، عملا کل مُشتم رو کردم تو
!من گی نیستم
من گی نیستم خانم رید
مامان، من باید برم
پس قضیه چی بود؟
پول؟
آره، الان رسیدم
میبینمت
خودشه؟
آره، به همه محلهای اسکی نزدیکه و با اینحال، کسی اینجا نمیاد
اما برفی نیست
خب، گاهی اوقات برف میاد
میدونی، نمیتونیم کل این آخرهفته کار کنیم
ممکنه همو بُکُشیم
در داره
خیلی خفنه
آره، آره، همهچیزی داره
بههرحال، وقتی بریم داخل به همه معرفیت میکنم
... میدونی، اصلا به کسی نگفتم که
دارم یه مسئول آیتی جدید میارم ... اما شرکت مال منه
پس یه هفته میتونن باهام کیف کنن، میدونی؟
نه، متوجه نمیشم
آخرهفته عالیای میشه
من هیچوقت بهت خیانت نمیکنم
... آره اما چون فکر میکنی
ساک زدن خیانت محسوب نمیشه
میشه، چرا، فکر میکنم ساک زدن خیانته
اما من براش ساک نمیزدم
خیلیخب، پس چه اصطلاحی براش باید استفاده کنیم؟
کیرلیسی، کف دستی، چی؟
کاملا اشتباه برداشت کردی
دو، آره، خودشه
سینهات افتاده بیرون
بعد از این آخرهفته میخوام استعفا بدم
نه برندا، نمیتونی
... بهترین بخش این کار اینه که
میتونم با بهترین دوستم کار کنم
جسیکا، تنها دلیلی که ... ما اینجاییم اینه که
تو التماسم کردی که این آخرهفته بمونم
اما دیگه کارم تمومه دوهفته پیش میخواستم استعفا بدم
اونم از داگ
اون کیه؟
سلام داگ
برندا، جسیکا به خلوتگاه ما خوش اومدید
ببخشید، صبرکن فکر کنم موبایلمه
این اون نابغه آیتی جدیده؟
سلام؟
جس، برندا، ایشون ردـه و آره، مسئول جدید آیتیـه
سلام رد
کسی جواب نداد
به تیم خوش اومدی
اسم سینههات چیه؟
از دیدنت خوشحالم
میزاری دست بزنم به ممههات؟
خب، گمون کنم هیچوقت متوجه نشیم
درونت چه حسی داری؟
این درست نیست
برندا مسئول فروشمونه
... نه، منظورم اینه اگه میتونستی
... میکردی توی
رد لقبته؟
نه، لقبم بیلـه
رد یعنی چی؟
کمونیست تقریبا مطمئنم
داگ، ماشین کارل اینجاست اما خودش پیداش نیست
!خب، مطمئنم نمُرده
زودباش - اون جنـه -
نائب رئیس شرکت
همیشه طرفش رو بگیر وگرنه با من بحث میکنه
و وسایل رو از صندوقعقب بیار
داگ
هی، اگه جن سعی کنه ... که اوضاع رو کنترل کنه
... و رئیس بازی در بیاره
من شدیدا باهاش مشکل پیدا میکنم
خب اون نائب رئیس شرکته
آره، اما سعی میکنه اعتبار هرکاری ... که میکنم رو
... به اسم خودش ثبت کنه و
من خیلی خیلی سخت تلاش کردم تا این برنامه رو جور کنم
... فکر نمیکنم اون - زودباشید بچهها -
این آخرهفته رو برنامهریزی نکردم که دیر شروع کنیم
باید طبق برنامه پیش بریم
خدای من
آروم باش
شرکت مال منه میدونم چه کارهایی میکنی
من خیانت نمیکنم
هیچوقت خیانت نمیکنم
من عاشقتم
... اما اون عکسها که
وارن بتی توی اتاقخوابت بود چی؟
اون؟
اون بازیگر موردعلاقهمه
خب، توی فیلم موردعلاقهمه
بانی و کلاید؟
نه، ایشتار
آره، اونا کیتی و کِو هستن
از قبل از اینکه شروع به همکاری با ما کنن، باهم رابطه داشتن
و برای همین میتونن باهم رابطه داشته باشن
پس اگه هر چیزی بین من و تو ... قراره اتفاق بیفته
باید بهعنوان یه راز نگهش داریم
باشه
اگه باهام شوخی کنی، میکُشمت
آره
... همیشه وقتی اینجور کارها رو میکنی
خودت رو توی دردسر میندازی
چی؟ اون توی دردسره
تو اصلا نمیشناسیش
میدونم
اما یهطور عجیبی بانمکه
No comments yet. Be the first to leave one.