Die ersten 189 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
امروز هفتتا مسافر بزنین
چشم رئیس
اینجاست؟- بله داخل منتظرتونه-
سلام
سلام آقای آن، بالاخره اومدی
ببخشید که منتظرتون گذاشتم
نه بابا، خیلی وقت نیست منتظرم یه چای خوشمزه خوردم
منظره اینجا خیلی قشنگه
و قراردادمون؟- آها آره-
به محض اینکه شورای شهر ،بازسازی رو تائید کنه
میتونیم کارو شروع کنیم
تقریبا چهار هفته طول میکشه تا بتونیم دوباره افتتاحش کنیم
خوبه
دارم حقوق مدیریتی رو بهت میسپارم چون بهت اعتماد دارم آقای آن
از کی تا حالا بهم اعتماد دارین؟
قیمت بالایی پیشنهاد دادیم، مگه نه؟
الان تنها کاری که مونده اینه که کلی پول دربیاریم
...خیلی- پیشپرداخت رو واریز کردم-
باشه
واریز شد
آقای آن این دفعه رو بد اشتباهی کردی
من؟
باید بعد از اینکه برگه رو مهر میزدم پول رو واریز میکردی
اگه پول رو واریز میکردی و منم میزدم زیرش چی؟
اینجوری کلی پول از دستت میرفتا
درسته
اینم از قرارداد
...چطوره یه روز همدیگه رو ببینیم تا
وایسا ببینم، چم شده؟
من قرارداد رو کامل خوندم
و اگه توی قرارداد ...بهخاطر دلایل شخصی طرف مقابل
،قصوری پیش بیاد
من بیشترین سود رو میبرم
هی
...آقای آن، تو
،اگه تو رو از سر راهم بزنم کنار
من بزرگترین طلبکار هتل میشم
...تو
بد اشتباهی کردی
بهخاطر همینم این بلا داره سرت میاد
مگه ما دوست نیستیم؟ هستیم، مگه نه؟
دوست"؟"
حتی در حد منم نیستی
،حالا که اونجا واسه منه
خوب ادارهش میکنم
آتشسوزی آپارتمان) (مردی 40 ساله در آتش گرفتار شد
...دیروز توی مسیر کوه یانگمون
یه جسد پیدا شده
جسد آقای کانگ
کانگ پیل سونگ
اول کوتایا و حالا هم این
فکر کنم دارن سعی میکنن یه چیزیو لاپوشونی کنن
فکر کنم برعکسشه
برعکس"؟"
کانگ پیل سونگ یه بیخانمان بود که توی ایستگاه مترو زندگی میکرد
یه نفر بردتش تا کوه یانگمون و خودکشیش رو صحنهسازی کرده
لاپوشونی نیست، بلکه به نمایش گذاشتنه
طرف از نمایش خوشش میاد
...کسی که از نمایش خوشش میاد
...پس
احتمالا همین الانم درباره ما میدونن
حتی ممکنه ما رو زیر نظر داشته باشن
ممکنه حتی از چیزی که فکر میکنیم هم نزدیکتر باشن
::::::::: آيـــ(راننده تاکسی: فصل دوم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت هفتم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
بیا بیا- چیشده باز؟-
بیا و خودتو ببین
نمیشه خودت بگی؟
سرم شلوغهها مثلا
سوار شو- چی؟-
زود باش سوار شو دیگه
وای پشمام
کمربندتو ببند
نمیشه فقط بگین چه خبره؟ خیلی سرم شلوغه
تا وقتی کمربندتو نبستی، نمیتونم بگم
به نفعتونه یه چیز خوب باشه
بستی؟- آره-
...خب
چطوره؟
در حالت معمولی یه کمربند ایمنیه
...ولی در مواقع اضطراری، تبدیل میشه به
یه جور تله که آدم بدا رو گیر میندازه
عمرا نمیشه از شرش خلاص شی
به محض اینکه این دکمه رو بزنم صندلی جلو هم میره عقب که نتونه جم بخوره
چطوره؟ خفنه، نه؟
حرف نداره
نظرت چیه گو اون؟
تا وقتی اون روی سگم نیومده بالا منو بیارین بیرون
عه یهویی جیشم گرفت- چی؟-
...آخه میدونی، فقط میخواستم نظرتو
گفتم منو بیار بیرون
اگه آزادت کنم، منو میزنی؟
پنج، چهار، یک، صفر
!وایسا منم بیام !واسه همین هی میگفتم گو اون نه
آقای پارک، با این عجله کجا میری؟
باید یه چیزی بهت بگم آقای پارک
آقای آن چه زود برگشتی
دوباره میخوام برم
دوگی هیونگ، امروز هفتتا مسافر زدم
اونا دارن چیکار میکنن؟
با زبون خوش میگم، در رو باز کن
داری دروغ میگی! فکر کردی خرم؟
بعدشم همش کار جی اون بود
!هیونگنیم نباید اینجوری بگی! قلبم شکست
چی میگی؟ کار تو بود دیگه
من فقط هر کاری تو گفتی کردم- چه خبر شده؟-
ایده تو بود- !شما دخالت نکنین-
!گو اون
کلی تجربه دارم
میزنم در رو میشکنم- !نکن-
!میزنی ماشینو داغون میکنیا- !خودت یه چیزیت میشهها-
!این کارا بهت نمیاد بابا- دارم میام سراغتون-
نکن- !در رو باز کنین-
نه- ...دارم بازش میکنم-
!میزنم شل و پلتون میکنم
!میزنی ماشینو به فنا میدیا- بیاین بیرون-
!نکن سر جدت- بس کن توروخدا-
!نکن دیگه
...آخه چرا- !ماشین نازنین رو به چخ میدی-
!پس در رو باز کنین
!نخیر- عه داره باز میشه-
حقتونو میذارم کف دستتون
!برین کنار، فقط میخوام خواهرمو ببرم
همه اینا انتخاب خودشونه
ما کسی رو حبس نکردیم
خواهش میکنم
توروخدا بذارین خواهرم بره
!فقط بذارین خواهرمو ببرم
ببرش
تو کی هستی اصلا؟
...اون
تنها کسیه که از خانوادهم مونده
!خواهرمه
خانواده"؟"
خودتو خانوادهش میدونی اما تا دائما تعقیبش میکنی
و بهخاطر دینش تحقیرش میکنی
کمکم کنین، خواهرم اون توئه
!اونا نمیذارن بره
نباید اینجوری کنین ازتون شکایت شده
همینجوری واینستین نگاه کنین
از ملک خصوصیم بیرونش کنین
همراه ما بیاین- نه، نمیتونم-
!نه! خواهرم اون جائه
!نه
!لی جین سون! بیا بیرون! بیا باهم بریم
ولم کن
ببرش تو ماشین
تا وقتی خواهرم آزاد نشه، از اینجا نمیرم
!اونی
!لی جین سون
!من نمیرم
!اونی! زود بیا بیرون
!این کارشکنی حساب میشهها
بس نمیکنی؟
بیا بریم دیگه
سرویس تاکسی لوکس) (داستان بیعدالتیتون رو برامون بگین
...بهم میگین
چه اتفاقی براتون افتاده؟
نمیدونم باید چیکار کنم
...لطفا
لطفا به خواهرم کمک کنین
بذار ببینم
اگه قبول نشده باشم چی؟
این حرفو نزن
تو خیلی باهوشی
بیا ببینیم
ولی بازم... اگه قبول نشده باشم چی؟
...اگه قبول نشده باشی؟ خب
...اونی! نه
!قبول شدی
!گفتم قبول شدی
!ایول
آفرین بهت، حرف نداری
توی دانشگاه فقط درس نخون
کلی دوست خوبم پیدا کن
نه، میخوام فقط درس بخونم
چی؟
نگران شهریه نباش
یه دوستپسر خوشتیپم پیدا کن- نخیر، نمیخواد-
نخیر، نمیخواد"؟" !شرط میبندم دو روز نشده مخ یکیو میزنی
از کجا فهمیدی؟
خسته نباشی، خیلی بهت افتخار میکنم
آفرین
...خواهرم
...برام علاوهبر خواهر بزرگتر
مادر و پدر هم بود
آمادهاین؟- بله-
...یک، دو
No comments yet. Be the first to leave one.