Die ersten 200 Zeilen.
!فرمانده کانگ
بذارید برم
منو باز کنید
بذارید برم
فرمانده ناظر
ارتش دشمن داره میاد
فورا باید. عقب نشینی کنیم
خط نبرد قبلاً سقوط کرده
!فرمانده ناظر
باشه، بله
قسمن هشتم
فرمانده کانگ
ارتش میانی
خوش اومدید
فرمانده سرنیزه
چکار کردین؟
چرا بدون اجازه من حمله انجام دادید؟
این برای چیه؟
یلو پِنو
فرمانده دشمن رو زنده نگرفتم؟
با تشکر از این، یه شبه واگن هاشون که باهاش مبارزه کردین
نابود کردم
یه پیروزی فوق العاده غیر قابل مقایسه با هیونگهواجینه
!فورا دهنتو ببند
برای بیرون انداختن دشمنمان نمی جنگیم
میجنگیم تا نابودشون کنیم
ما، خیتان ها، هیچوقت توی محو کردن
دشمنمان در میدان شکست نخوردیم
ولی همه کاری که شما کردید این بود که
اونایی که در میدان جمع شدن رو فراری بدید
اگه برای یه روز بیشتر بهشون حمله کرده بودیم
میتونستیم تکه تکه شون کنیم
ولی شما فقط متفرقشون کردین
دشمنمون میره به قلعه
و دیگه بیرون نمیاد
مثل هیونگهواجین
قلعه ای که تو گرفتنش شکست خوردی
هرچند کانگ جو رو گرفتم
همونطور که امپراتور میخواستن
کانگ جوی خائن الان در دستان ماست
این معنی رو میرسونی که امپراتور
باید جنگ رو متوقف کنن و دستور عقب نشینی بدند؟
چیزی که امپراتور میخواد کانگ جو نیس
تسخیر تمام گوریو ست
اینو نفهمیدید؟
تعقیب رو فورا شروع کنید
قبل از اینکه دشمن به قلعه برسد
تک تکشون رو بکشید
اونا پشت سر ما هستن
قلعه تونگجو
!آتش
دروازه هارو ببندید
...اوه، یا- آه-
چرا اینقد طول کشید تا برگردید؟
قلعه تونگجو درست نزدیک گوشه ست
و با این حال، کجا سرگردان شدی؟
معذرت میخوام، مشغول فرار کردن بودیم
و فکر دیدن اطراف رو نکردیم
چه نوع ارتشی
اینطوری عقب نشینی میکنه؟
نمیدونی عقب نشینی مهمتر از پیشرویه؟
نمیدونی چقدر خطرناکه
فرار کردن با سواره نظام های در پشت سرت؟
شما خیلی رقت انگیز!
دروازه ها رو باز کنید
بله قربان- بله قربان-
معاون ژنرال، دروازه ها باید بسته نگه داشته بشن
نمیدونیم ارتش بزرگ خیتان کی حمله میکنه
باید حداقل هرچه بیشتر از نیروهای پراکنده مون رو نجات بدیم
آرایش جنگی رو حفظ کنید
ولی دروازه هارو نبندید- بله-
!بلند شید، سربازا
چطور اینجوری شد؟
فقط چطوری؟
سربازای دشمن به زودی به ما میرسن
من و سربازانام جلوی خیتان ها رو
از تعقیب بیشتر میگیریم
لطفا برسید سربازایی که به سمت جنوب فرار کردن
و بهشون دستور بدید
و سربازای اطراف رو به گواکجو بفرستید
بقیه رو به قلعه سوگیونگ ببرید
و برای یه جنگ دیگه آماده شون کنید
چوی سا ووی، فرمانده ناظر
خیلی خب، بله
و
و لطفا یه پیام به اعلیحضرت پادشاه در گاگیونگ
...چطور من
این خبرو به اعلیحضرت گزارش برم؟
راه دیگه ای نداریم، داریم؟
باید حقیقت رو به گوش اعلیحضرت برسونیم
که ارتش گوریو شکست خورده
یه راهی پیدا کن- چیه؟-
راه رو باز کن- یه پیامه-
باید یه خبر دیگه از پیروزی اورده باشه
بریم
...ممکنه خبره
عقب نشینی سربازان خیتان باشه
یالا- نباید از دستش بدیم-
مطمئنم خبر خوبیه- واووو-
بله، چی میتونه باشه؟
مطمئنی؟
بله، اعلیحضرت
سربازان گوریو شکست خوردن
فورا همه واگن ها به فنا رفتن
و بیش از ۳۰ هزار سرباز توسط دشمن
کشته شدن
نمیتونه درست باشه
به من گفتن، شانس پیروزی داریم
پس چرا یدفه این اتفاق افتاد؟
فرمانده میدان کانگ جو توسط دشمن اسیر شد
و خط نبرد فرو ریخت
...چی؟ فرمانده میدان
بله اعلیحضرت
با ترسی که غلبه کرد، سربازا فرار کردن
برای همین بدون نبردی شکست خوردن
...پس
الان موقعیت چطوریه؟
با جزئیات بهم بگو
سربازان پراکنده
در مکان های مختلف توسط خیتان ها تعقیب شدن
عده ای به قلعه تونگجو فرار کردن
بقیه کورکورانه به سمت جنوب فرار کردن
ژنرال کیم هون رد تعقیب کننده های دشمنو در وانهوانگریونگ
از بین میبره
و ارتش فرمانده ناظر در حال رسیدگی به سربازان شکست خورده ست
خیلی خب، فهمیدم
میتونی بری- بله اعلیحضرت-
اعلیحضرت، متاسفم که این موضوع رو بهتون میگم
ولی مردم دم دروازه جمع شدن
باهاشون چکار کنیم؟
چرا اینقد طول کشید؟
باید یه چیزی بشنوم، یا دارم وقتمو تلف میکنم
کسی میاد بیرون دروازه؟
خیلی وقته گذشته
چرا اینقد آرومه؟
منم تعجب میکنم
اعلیحضرت امروز هیچ جا دیده نشدن
صبرم تموم شده دیگه- منم همینطور-
فرمانده کانگ از اولش استراتژی بدی داشت
برای مبارزه با یه نبرد قدرتمند
مقابل ارتش خیتان در زمین های پهناور
بی ملاحظگی بود
ودرصورتی که محافظت از قلعه از داخل
باید صبر میکرد تا دشمن عقب نشینی کنه
چوی هَنگ، دانشمند
من یه چیز دیگه فکر میکنم اعلیحضرت
با ایستادگی در قلعه از داخل، نمیتشه جنگ رو تمام کرد
تنها راه تمام کردن جنگ
پیشروی کردن بیرون قلعه ست
و کشتن همه ی سربازان دشمن
قضاوت فرمانده کانگ درست بود
اوف
باید منتظر زمان مناسب میموند تا دروازه قلعه رو باز کنه
و به جلو پیشروی میکرد
درصورتی که دفاع از قلعه از حملات دشمن از داخل
باید منتظر می موند تا اینکه دشمن خسته بشه
اگر منتظر این اتفاق میموند
زمین های گوریو خارج از قلعه به فنا میرفتن
...سربازانی که شکست خوردن فرار کنند
باید زندانی خیتان ها شده باشن
و زمین ها حتما خاکستر شدن
کافیه
برای این بحثا خیلی دیره
حالا باید چکار کرد؟
ارتش اصلی گوریو شکست خورده
فرمانده کانگ، سردسته ارتش
توسط دشمن اسیر شده
چطوری ما این شرایط
سخت و شوار رو حل کنیم؟
امیدتونو از دست ندید
شاید ارتش گوریو شکست خورده باشه
ولی نابود نشده
از اونجایی که فرمانده ناظر سربازان پاکنده شده رو مدیریت میکنه
به زودی آرایش خط جنگی رو ایجاد میکنه
ژنرال های میدان نبرد
مطمئناً فرصتی برای برگردوندن جداول ایجاد میکنن
واقعا اینطور فکر میکنی؟
واقعا اتفاق میفته؟
بله اعلیحضرت
دشمن هنوز نمیتونه نابود کنه
حتی یکی از قلعه های مارو
با وجود مستقر شدن در عمق اردوگاه دشمن
اونا حتی یک سر پل رو امن نکردن
با گذشت زمان، دشمن ما
در ضرر بیشتر است
سخنان شما
یکم منو آروم کردن
یه نامه به فرمانده ناظر بفرستید
ازش بخواهید که خط مقدم رو دوباره سازماندهی کند و در مقابل دشمن بایستد
و بپرسید چه چیزی نیاز دارد
،بذارید بدونه وه دربار گاگیونگهرچه لازم دارم رو میفرسته مهم نیس چی باشه
بله اعلیحضرت- بله اعلیحضرت-
پس
به مردم بیرون قصر چی باید بگم؟
من خبر پیروزی رسوندم
پس حس میکنم خبر شکست رو هن خودم باید بدم
فکر میکنم وظیفمه
اونوقت، مردم گاگیونگ به لرزه میفتن
باید ایندفه سکوت کنید
منظورتون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.