The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 5

Release Info

The Handmaids Tale S05E04 WEB XviD-RMX
Ein Kommentar von Hitman007

Tags

web
xvid
webrip
x264
brip
720p
720
x265
1080
hevc
2ch
web-dl
hd
Veröffentlicht am: 2022-09-28
Downloads: 56
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت...

‫- اون چه رنگی بود؟ ‫- آره.

‫- بنفش چه معنی‌ای داره؟ ‫- نمی‌دونم.

‫ولی صورتی نبود.

‫دیگه دختر کوچولو نیست.

‫اون رنگ بنفش...

‫که هانا پوشیده بود. ‫معنی چیه؟

‫معنیش اینه که آماده‌ست.

‫مدرسه‌ی جدید.

‫آموزش می‌بینن تا همسران آینده بشن.

‫همسر؟

‫چطور می‌تونم از اینجا ‫از دختر کوچولوم محافظت کنم؟

‫می‌خوام اینجا بمونم.

‫باید بفهمی که اینجا واسه زن‌ها امن نیست.

‫مخصوصاً زن‌هایی که شوهر ندارن.

‫گمون نکنم تا مدت طولانی توی این وضع بمونم.

‫اونقدری که فکرش رو می‌کنیم سرسخت نیست.

‫ترسیده.

‫یکی... کمک کنه!

‫نه! خدایا! جنین!

‫خدای عزیز،

‫لطفاً اون رو درس عبرت من نکن!

‫می‌تونم شرایط رو تغییر بدم! ‫این کار رو می‌کنم.

‫بهت قول میدم.

‫ما می‌خوایم توی تورنتو باشی.

‫تا به بهترین وجه نماینده‌ی ‫جمهوری مقدس‌مون باشی.

‫دیگه هیچوقت به دخترم دست نزن.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫چند سالشه؟

‫ببخشید؟

‫حدوداً 14 ماهشه؟

‫اون خیلی گوگولی‌ـه

‫لطف داری.

‫اسمش نیکولـه، درسته؟

‫می‌دونم کی هستی.

‫می‌خوای بریم خونه، عزیزم؟

‫- جون آزبورن؟ ‫- یالا.

‫پس این نیکول کوچولوئـه

‫آخی!

‫وقت رفتنـه. بریم خونه؟

‫من همیشه یه دختر می‌خواستم.

‫هر دو بچه‌ای که به دنیا آوردم پسر بودن.

‫می‌ریم خونه.

‫حاضری بریم خونه؟

‫خیلی خوش‌شانسی که توی گیلیاد بودی.

‫حالا این فرشته‌ی زیبای باارزش...

‫سالم رو داری.

‫ببین! به دخترم دست نزن.

‫- ولی اون فرزندِ خداست! ‫- برو عقب!

‫تنِ لشت رو ازش دور کن!

‫تو لیاقت اون رو نداری، هرزه!

‫جنده!

‫چی به من گفتی!؟

‫هان؟

‫کون لقت!

‫ناباروری عوارض جسمی و روانی...

‫سنگینی داره، مخصوصاً توی این برهه.

‫واکنش‌های شدید مثل این زن، غیرمعمول نیست.

‫حق داشتی گارد بگیری.

‫ممنونم.

‫فقط داشتی از نیکول محافظت می‌کردی.

‫بنابراین...

‫یه‌کم از محافظت فراتر رفتم.

‫چقدر فراتر؟

‫فراتر دیگه.

‫قضیه...

‫به دعوا کشید.

‫اون حالش خوب بود؟

‫نموندم که بفهمم.

‫ما می‌دونستیم

‫که بازگشت سرینا بی‌نهایت چالش‌برانگیز میشه

‫- برای جون... ‫- برگشتنش

‫که مردم دارن دعاش می‌کنن.

‫درسته؟ انگار مثلاً قدیسی چیزیـه.

‫شرمنده، ببخشید. متأسفم.

‫فقط...

‫از کجا بدونیم که...

‫که تو... که اون...

‫بازم...

‫کارتون به بزن بزن نمی‌کشه؟

‫آره

‫آره، سوال خوبیـه

‫این...

‫به‌نظر میاد واقعاً سخت باشه

‫آره

‫آره

‫دولت کانادا منو تحت نظر داره؟

‫مثل دادگاه جنایی بین المللی؟

‫اونا نیازی به

‫نظارت 24 ساعته نمی‌بینن.

‫پس یه چُسه حریم خصوصی داریم

‫خیالم راحت شد

‫آره

‫گمونم همینطور باشه

‫سرینا

‫برای آخرین بار...

‫شدیداً توصیه می‌کنم پیشنهاد ‫پناهندگی کانادا رو قبول کنی.

‫تا در امان بمونی

‫به‌عنوان یه شهروند آمریکایی

‫من یه شهروند آمریکایی نیستم

‫تابعیت من به خداست

‫پس خانم واترفورد، شما رسماً از

‫سرپرستی و مسئولیت ‫دولت آمریکا آزاد شدید.

‫به خاطر نداشتن جایگاه سیاسی، ‫فقط حق دارید...

‫در املاک متعلق به گیلیاد ‫تردد و اقامت داشته باشید.

‫روز به‌خیر، خانم واترفورد

‫من «ازرا شاو» هستم

‫روز به‌خیر آقای شاو

‫خوشحالم از نزدیک می‌بینمتون

‫از اینجا به بعد آقای شاو منو همراهی می‌کنه

‫گیلیاد تمام هماهنگی‌ها رو انجام داده

‫خیلی‌خب پس...

‫ببخشید

‫موفق باشی

‫توی...

‫اقدامات آینده‌ات.

‫به شانس نیازی ندارم

‫خدا رو پشتم دارم

‫پس...

‫باشد که خداوند راهنمای قدم‌هات باشه.

‫ولی لطفاً

‫با احتیاط قدم بردار

‫توی گیلیاد نیستی

‫اینجا یه کشور آزاده، خانم واترفورد.

‫خانم واترفورد الان در امانـه

‫و توی راه مرکز هستیم.

‫تأیید شد آقای شاو. خدا خیرت بده.

‫اینم خونه‌ی جدیدت.

‫به‌نظر امیدوار کننده میاد

‫بریم؟

‫بله

‫اقامتگاه‌ها طبقه‌ی بالا هستن

‫اوه!

‫ببینید بالاخره کی پیداش شد

‫عذر می‌خوام. من...

‫درگیر واپرسی‌های داخلی بودم.

‫واپرسی‌های داخلی درمورد بچه‌ی من؟

‫سلام

‫حالش چطوره؟

‫من فقط دیدمش. ‫باهاش حرف نزدم.

‫به نظر حالش خوب می‌اومد.

‫خیلی سالم و تندرست

‫تندرست؟

‫اون همه بهش نزدیک بودی و هیچ کاری نکردی

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫داریم اطلاعاتی که جمع‌آوری ‫کردیم با دقت بررسی می‌کنیم.

‫فقط همین رو می‌تونم بگم.

‫خب، این فقط یه جوابِ کس‌شعره.

‫اومدم تا اطلاعیه‌ی رسمی

‫وزارت امور خارجه رو بهتون بدم.

‫خانم واترفورد دیگه تحت نظارت ما نیست.

‫از امروز، دیگه اون تحت حفاظت ‫دادگاه جنایی بین‌المللی نیست.

‫تو گذاشتی این اتفاق بیفته

‫کجاست؟

‫اینجا

‫گیلیاد قبل از جنگ ‫یه مِلک توی تورنتو داشت.

‫کانادا تصمیم گرفت به منظور بهبود روابط،

‫این مِلک رو آزاد کنه.

‫اصولاً اونجا قلمرو گیلیاد محسوب میشه

‫پس دارن یه سفارت‌خونه‌ی کوفتی باز می‌کنن؟

‫یه مرکز فرهنگی

‫سرینا توی اقامتگاهش می‌مونه ‫تا سبک زندگی گیلیاد رو به نمایش بذاره،

‫و مدافع ارزش‌هاشون باشه.

‫تصاویر سرینا توی مراسم ختم

‫برای گیلیاد خیلی موفقیت‌آمیز بودن.

‫اونا می‌خوان دنیا سرینا رو ببینه.

‫معجزه‌ی بارداری

‫بله

‫گورت رو از خونه من گم کن

‫گورت رو از خونه من گم کن!

‫اون اینجا هیچ جایگاهی نداره

‫هیچ مقامی نداره

‫پاسپورتی نداره

‫هیچ پول و اموالی به اسمش نیست

‫حتی نمی‌تونه رانندگی کنه

‫دسترسیش محدود شده

‫درموردش بهت هشدار دادم

‫گوشِت بدهکار نبود

‫خدایا، تو چقدر مایه‌ی سرشکستگی هستی.

‫پس گمونم انتظاراتت واقع‌گرایانه نیست

‫شب خوبی داشته باشید

‫من همراهیت می‌کنم

‫من... من به کل شهر زنگ می‌زنم

‫جای اون مِلک رو پیدا می‌کنیم

‫یه بابایی رو می‌شناسم که ‫توی مجلس عوام کار می‌کنه.

‫اون کمکمون می‌کنه

‫اون همیشه به چیزی که می‌خواد می‌رسه

‫نه، نه، نه. این دفعه نه.

‫قرار نیست اینجا رو هم بکنه گیلیادِ کیری!

‫نه. تا فردا صبح،

‫تا... من... کل شهر رو وارد ‫این ماجرای تخمی می‌کنیم.

‫ببین جون

‫ها؟

‫جون، نگران نباش

‫خب؟ جلوش رو می‌گیریم

‫نگران نیستم

‫لعنتی

‫لعنتی!

‫لعنتی

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left