Die ersten 43 Zeilen.
قسمتی که هم اکنون مشاهده خواهید کرد .برداشت جدید من از دنیای مورتا ل کامبت میباشد
فکر میکنم این قسمت ترکیبی زیبا از واقعیت پردازی و عرفان و سلوک میباشد
.امیدوارم که ازش لذت ببرید
لرد "ریدن" امروز حالت چطوره؟
ماه قبل 3
....وای
....سلام
حالتون خوبه؟
اهل کجایی؟
"خدا لعنتت کنه "بلو چطوری اینجا اومدی؟
صبر کن ببینم! اون دیگه چه خریه؟
!خودم پیداش کردم! مال خودمه
بلو! همین الان برو داخل
نه،نه....خواهش میکنم نه
دست کثیفت رو از من بردار
تو که نمیخوای من دوباره اینو بهت تزریق کنم! مگه نه؟
!لعنت
!هی فکر میکنی کجا داری میری؟
!نه نه، اذیتش نکنید
!ولم کنید
!ولم کنید
!نه
"آسایشگاه روانی "ولی ویو .هدایت گر شما به سلامت روحی
روز اول
روز دوم
...سیگنال دوربین مختل شد
6032 بیمار شماره
40 روز
او مزاحم بیمارهای ما میشه
87 روز ...."تجویز بیش از حد داروی "کتامین
.ظاهرا تنها ماده ی آرامبخش موثر است
امروز 1 آپریل 2011 است
و این جلسه دوازدهم با آقای "جان دو" میباشد
،سن نامشخص
بستگان و فامیل نامشخص
بیمار در تاریخ سوم ژانویه 2011 در آسایشگاه ظاهر شد
از توهمات شخصیتی زیادی رنج میبرد
،پس از گذشت 3 ماه از دوره درمان .....بیمار همچنان معتقد است که او لرد ریدن
،خدای رعد و محافظ زمین است
،او دارای قدرت غیر عادی و خشونتهای رفتاری شدیدی میباشد
،که باعث شده که بطور مدام تحت مراقبت و بازداشت باشه
،از آنجایی که سلامتی روان او هدف اصلی ما بوده است
باید گفت که هیچ پیشرفتی در جهت بهسازی او نداشته ایم
No comments yet. Be the first to leave one.