Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: آيــــ(آژیر: بازمانده جزیره)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
نااون
تیم آتشنشانا دارن میان بالا
دریافت شد
راهی که ازش داریم برمیگردیم پایگاهو میبینی؟
فردا از این راه میریم
فقط امیدوارم کسی پرچممونو نگیره
از الان به بعد حتی بهترم میشیم
بیاین بریم داخل
دخترا بذارین من انجامش بدم
کارت خیلی خوبه
دستاش خیلی قویه- مرسی-
مرسی- خواهش میکنم، بیاین بریم داخل-
باید جورابامو دربیارم
آره، جوراباتو دربیار
قراره تا ساعت هشت بخوابیم راحت
تا اون موقع شروعش نمیکنیم
اونا گفتن پرچمشونو تو چادر مخفی میکنن
پس پرسیدم که چرا تو پایگاه بدلکارا مخفیش نکردن
و اونا گفتن که همینجوری
داشتم فکر میکردم "آها، پس درو اینطوری باز میکنن"
ولی بعد شروع کردن به حرف زدن
ساعت هشت فردا توی چهار راه درخت بزرگ"
"با تیم ورزشکارا فلان کارو میکنیم
ارزش صبر کردنو داشت
چه ساعتی شروعش میکنن؟
ممکنه تا شروع کنیم بیان
باید بیاین
باید بهمون تو دفاع کردن کمک کنین
ما فقط یه در داریم
ما فردا پایگاهمونو ول میکنیم و میایم پیش شما
هرچهارتامون میایم
بین دوتا تیم قوی، تیم سربازا معمولا افراد بیشتری رو
برای حمله به پایگاهای دیگه میفرستاد
پس میتونستیم پرچمشونو بگیریم
اگه میخواستیم میتونستیم بهشون خیانت کنیم
ولی همهمون میدونستیم
اگه انقدر حقیرانه باشه، بردمون ارزشی نداره
بهتره بهشون کمک کنیم از کابین محافظت کنن
در چطور باز میشه؟
میدونی کی شروع میکنن؟
نصفه شب نیست
هشت صبح قراره باشه
از کجا میدونی؟- ...داشتن میرفتن تو-
عالیه
باید یه ماچش کنم- دقیقا-
...میتونیم
اون تخصصش اطلاعات انسانیه
اطلاعات؟ اون عالیه
بیشتر نااون بود که واسهمون گشتزنی میکرد
هردفعه که رفتم بیرون با اطلاعات برگشتم
من سه تا چیز دیدم داخل که توی پتوی فویلی پیچیده شده بودن
یه چیز تیز بالای کمد بود
داخلو نگاه کردم
ما رفتیم بیمارستان
نااون نشست پشت میز
و اسمای نوشتهشده توی جدول رو دید
من رفتم واسه گشت زدن
و اطلاعات آوردم
اون واقعا بهترین بود توی اطلاعات جمع کردن
هشت؟ اون ساعت مبادلهست
هشت صبح توی چهارراه
اون دوتا به هم میرسن و بهمون حمله میکنن
ما تنها هدفیم- میان سراغ ما-
شک ندارم
راجع به پرچمم حرف زدن
یکیشون پرسید "تیم ورزشکارا پرچمو گذاشتن تو خونهی درختی؟"
"...و اون یکی جواب داد "نه، اونا
با توجه به صحبتاشون
حتما توی چادر مخفیش کردن- توی پیاگاه خودشون-
ممکنه نقشهشو خوب ندونن
درسته
پس این کاریه که میکنیم
لطفا همین که آژیر زده شد بیاین اینجا
این تنها راهمونه، و همینطور عاقلانهترین راه
!بیاین ببریم- !بیاین ببریم-
!بریم
مراقب باشین، تو راه برگشت لیز نخورین
فردا خیلی باحال میشه
خوشحالم دیگه بارون نمیاد- میدونم-
شب بخیر دخترا
بیاین وقتی همهشون مضطربن یکم بخوابیم
البته، جایزهها به همین درد میخورن
بیاین فقط روی دفاع تمرکز کنیم
بعد از تموم کردن این میریم؟- آره-
خوبه
داره میره تو- خوبه-
خوبه
میدونین این کارو برای بیرون رفتن ماهم سخت میکنه، درسته؟
مشکلی نیست
فقط باید خوب دفاع کنیم
خوبه، کاملا محکمه- خوبه-
بیست و سه و پنجاه و پنج دقیقهست
هیونسون و اونمی میتونن اینجا وایسن
من و نااون اینجا قایم میشیم فکر کنم از این طرف بیان
بیاین جلوشونو بگیریم تا از پله نرن بالا
باید خم شن تا بیان بالا پس میتونیم پرچماشونو برداریم
بذار از پله استفاده کنن
با کپسول آتشنشانی سمتشون اسپری میکنم
اگه هرچهارتا آتشنشان بیان سراغمون
پایگاهشون بیدفاع میشه- آره-
وقتی داری بهشون اسپری میکنی ما بریم سراغ پایگاهشون؟
امتحانش کنیم؟
ممکنه جواب بده- آره-
مثل باد بدو
مطمئنا میتونم بدوم
من همیشه تو مسابقات امدادی ارتش شرکت میکردم
شش سال دوندهی مسافتهای متوسط و بلند بودم
چون تعدادمون زیاد نبود
میدونستیم باید سریع باشیم
من و نااون داوطلب شدیم
اونمی، فردا وقتی از کپسول آتشنشانی استفاده میکنی
جیغ بزن
یه علامت درنظر میگیریمش
و باید سر و صدا کنین تا بدون اینکه متوجهمون شن از اینجا بریم
فهمیدم
بیاین فقط بفهمیم فردا چندتا آتشنشان میان اینجا
لحظهای که اونمی بهشون اسپری میکنه
شانس ما برای برداشتن پرچمشونه
ساعت چند بیدار میشیم؟
هفت؟- هفت؟-
یه ساعت قبل از شروع؟- آره-
واقعا امیدوارم هشت شروع کنن
نمیتونم بخوابم
نمبتونم بخوابم
منم
نمیتونم... ساعت چنده؟
ساعت شیش و بیست دقیقهست
استرس دارم
همینه
پسر
باید زودتر کفشای رزممو بپوشم
انگار روی خط شروع وایسادم
دقیقا همچین احساسی داره
خیلی وقته اینطوری استرس نداشتم
احتمالا تیم محافظا هم بیدارن، نه؟- آره-
خیلی مضطربم
فکر میکنی میتونم به اندازهی کافی سریع بدوم؟
باید گرم کنم
ساعت چنده؟
الان؟
بیست دقیقه مونده
چرا انقدر ساکته؟
چرا؟- آرامش قبل طوفانه-
درسته
حالا هرلحظه ممکنه
سوریون
یه جایی پشت درختا منتظر باشیم
و وقتی آژیرو شنیدیم بریم بیرون؟
هرچقدر بیشتر بدون دیده شدن به سربازا نزدیک شیم بهتره
ساعت چنده؟
ده دقیقه مونده
یکم مونده به هفت و پنجاه دقیقه
امیدوارم جفت تیما بیان
پنج دقیقه مونده
باید آماده شیم
خیلی استرس دارم
یک دقیقه
هنوز زمانی مشخص نکردیم، ایدهای دارین؟
همهشون انتظار دارن صبح زود باشه
چهار یا پنج بعد از ظهر چطوره؟- چهار یا پنج؟-
کل روز مضطربشون کنیم؟
اگه قراره مضطربشون کنیم، شب باشه
فردا شب یا امشب؟
منظورم بعد از غروب آفتاب
ما تو شب بهتر عمل میکنیم
پس فکر کردیم کل روز منتظر نگهشون داریم
و دقیقهی آخر یه حرکتی بزنیم
بیاین زجرشون بدیم- کل روز هیچکاری نمیکنیم-
حتی بیشتر مضطرب میشن- دقیقا-
حتی نمیتونن غذا بخورن
مهمتر از همه اینکه باید تو تاریکی انجامش بدیم
بیاین هشت بذاریمش محض احتیاط
شاید سعی کردن گولمون بزنن که ساعت هشته
اگه پیداشون نشه، همینه- مطمئنا-
یا شاید از روزشون لذت ببرن
و شب بیان- هشت شب-
تا مضطربمون کنن و نگهمون دارن اینجا
سلام
ما اولیایم؟
نمیتونم بگم- آها-
مطمئنم اولیناییم، اونا برای بیرون اومدن ترسیدهن
این چیزیه که میخواستن
ترسوندن و نگه داشتنمون تو پایگاه
و داره جواب میده
چند کالری مونده؟
پنجاه- پنجاه-
چندتا گوجه واسهمون مونده- میتونیم دو تا دیگه گوجه بخریم-
باید کالریامونو مبادله کنیم
ممکنه منتظر باشن اونموقع شروع کنن
ممکنه اینطوری باشه؟- ممکنه آژیر اونموقع زده شه-
باید هرکاری برای نجات پیدا کردن اینجا بکنی
فکر میکنی میبیننمون
اگه زیر اینا قایم شیم؟- عمرا-
ممکنه تیم ورزشکارا الان
با دوربین چشمی مارو نگاه کنن- ممکنه-
نباید سعی کنیم ماهم نگاهشون کنیم؟
اونا بعد از هشت صبح میرن برای مبادلهی کالری
ممکنه بتونیم ببینیمشون
ببینیم
No comments yet. Be the first to leave one.