Die ersten 194 Zeilen.
::::@AirenTeam::::
مهمون امروز هنوز نرسیده
سلام بانوی کوچک
وقتی ذهنت خیلی درگیره یدونه از این آبنبات لیمویی ها بخور
...سلام
ببخشید تو دید اول خوب نبودم
قسمت 37م، سونگجونگ) (ها چه احساسی دارنINFP تو هیچوقت نمیفهمی
!تاک شوی جهانی
!مکنه سرحال از اینفینیت هست
پسر آبنبات لیمویی
!سونگ جونگ امروز پیش ماست
هوراااااا
تو خونش از اول آیدلی بوده
!خوشحالم از اینکه میبینمتون
هوراا سانمیه
هوراا سونگ جونگه
اون اول تن و بدنم به لرزه افتاد
...آره میدونم
سرده نه؟
نه منظورم این نبود سرده
عه یعنی در بیارم کتمو براش؟
فکر کنم تو باید بیشتر سردت باشه- آره من زیر این یه تاپ تن نما تنمه-
ببخشید
خیلی هم سوراخ داره
یه کار از یه برند طراحیه
...اینی که رو گونهته
استیکره؟ یا نقاشی؟
!یه گل گذاشتم اینجا
وای گل واقعیه؟- آره واقعیه-
گل خشک شدهست
اینو گذاشتم اینجا که واسه مصاحبه خوشگل شم
خوشت میاد؟
به نظرت یکم زیادیه؟
خیلی
...چون رو استیج نیست
...لباسات
!وای آبنبات لیمویی ارزشمندممم
من میرم اصلا
نه نروو
!...نذار برم پس
بگیر بشین- میشه؟-
اول شما
!هرچی نباشه 2 سال باتجربهتر از منن
!بالاخره باید مودب باشم دیگه
تو همش یه سال ازم کوچکتری نه؟
دقیقا من تو 1993 به دنیا اومدم
اوه تقریبا همسنیم
میشه دوست شیم؟
ما باید خودمونی حرف بزنیم- اوه آره میدونم-
راستش قبل از اینکه بیام یه چند تا قسمت و دیدم
خیلی باحال بود که همه خودمونی حرف میزدن اینجا
اصولا مهمونامون یکم معذب میشن بخوان خودمونی حرف بزنن
اوه جدی؟
اینطوری نیست بگم پررو ام
!آره بابا میدونم
فقط واسه اینه که احساس راحتی میکنم
عه پس خوشت میاد خودمونی حرف بزنیم؟
البته سانمیا
سانمیا؟
میشه سانمیا صدات کنم؟
آره بابا سانمیا صدام کن
...سانمیا
...یکم خجالت میکشم
نمیدونم باور میکنی یا نه
ولی به دور از شوخی من واقعا عاشق اینفینیت شدم
وقتی اون اول اجرای دبیوت رو دیدم
جدی؟
دوباره برگرد برگرد، برگرد
!وای میشناسه
عاشق آهنگش شدم
یادته برنامههای سرگرمیای که اینفینیت توش بودن؟
من همشو دیدم
جدی؟- اونی که تو ام نت پخش شد-
"تو اوپای منی"
"بازی کنجد"
آره اونارم دیدم
...وای باورم نمیشه سانمی دیدتشون
خیلی باور نکردنیه
...ببین راستش الان
خیلی پخته تر و مردونه تر شدی
آره راست میگی تو از زمان دیبو منو دیدی
میدونین چهره آقایون هرچی سنشون بالاتر میره
بیشتر شکل میگیره و
پخته میشه
وای من نباید اینارو بگم ...باید سانمی بگه
صورت پخته؟
پخته؟
من هیچ کاری رو صورتم انجام ندادم
خیلی جذابه
خیلی هم خوشگل
به نیمرخم نگاه کن
فیض ببر
خب چی فکر میکنی؟
واقعا مثل بازیگراست
وای خیلیا بهم گفتن
ولی اون قضیه آبنبات لیمویی
...اون میم واقعا خستهم کرد
میبینید که اینبار سانمی) (واقعا انرژیش ته کشیده
ولی دیگه الان باهاش کنار اومدم
سانمی، خوبی؟
فکر کنم قهوه لازمی
من به ندرت انرژیم ته میکشه
آره میفهمم
...ولی
دارم از دست میرم
سانمی قوی باش
...منظورم اینه که
الان واقعا انرژیم رفته
نه من کلا انرژیم کمه
راستش خیلی انرژی ندارم
و خیلی هم دل نازکم
حساس عین یه شیشه
احیانا
میخوای جاهامون رو عوض کنیم؟
امتحانش کنیم؟
نه بابا شوخی میکنم
!خب بیا شروع کنیم
گروهتون خیلی آهنگای زیادی داره
اینبار میخوایم با توجه به آهنگا بشناسیمت
اوه خوشم میاد
خب آهنگ اول- آهنگ اول-
آهنگی که باهاش عاشق اینفینیت شدم
!دوستش دارم
دوباره برگرد
برگرد، برگرد
دوباره برگرد
خیلی این آهنگو دوست داشتم
تو تابستون دیبو کردین نه؟- آره دقیقا-
!وای جدی خبر داره
اینطوری هم نیست بگم رفته خونده
دبیو کردین"Сome back again"در واقع با آهنگ
چقدر از اون زمان گذشته؟
چهارده سال
وقتی به اون موقعها فکر میکنی
ممکنه یه لحظههایی باشه دلت بخواد دوباره تجربه شون کنی، نه؟
لحظاتی که دوست داشته باشم دوباره تجربه کنم؟
...احتمالا میگم
وقتی تو برنامهای شرکت کردم که اسمش "تا دیبو کردم" بود
یهو بنا به دلایلی رو زمین دراز کشیدم
فقط بخاطر این بود میخواستم گروهمون رو پروموت کنم
چون از همون اول نمیتونستیم خیلی بترکونیم
دیگه فکر کن چقدر بدبخت بیچاره بودم که حاضر شدم همچین کاری کنم
اونم جلوی نگاه گورا
!راحت بخندین بابا
نمیخواد ساکت بمونید
یه عکس العمل هیجانی نشون بدین
که باحال تر شه
راستش یه چیزی آماده کردم
واقعا؟ تو یه چیزی آماده کردی؟
من چند تا میم از گذشتت پیدا کردم
اوه، واقعا؟
!این اولین میمه
این چیه؟- این آبنبات لیموییه-
"دقیقا مثل اون برنامه"
کاری که با یوجونگ کردم
اصلا چجوری بازیگری رو شروع کردی؟
در واقع، یه داستان پشت اینه
من فکر میکردم این یه برنامهی سرگرمیه
منیجر اون موقع بهمون خبر نداده بود چون هم روکی بودیم و هم سرمون خیلی شلوغ بود
تا وقتی که اونجا رسیدم نتونستم فیلمنامه رو بخونم
پس نمی تونستم دیالوگامو حفظ کنم
هنوزم نگاه تحقیرآمیز استفا رو یادمه
پس این اولین باری بود که با یوجونگ آشنا شدی؟
بله اون اولین ملاقات ما بود
اون موقع اون کلاس ششم بود
چقد بچه بودهه
از اون موقع تاحالا دیدیش؟
بعد اون وقتی آهنگم رو پروموت میکردم تو یه نمایشگاه دیدمش
و ما دوباره همو ملاقات کردیم
اون چیزی نگفت؟
...اون گفت
اون متوجه نشده که من دارم عجیب بازی میکنم
وقتی اون شروع به وایرال شدن شده و مردم بهش خندیدن، اون موقع تازه فهمیده
اوه، آره اون عجیب بوده
پس من متاسف بودم که براش مشکل درست کردم
خب بعد
اگه بازیگرای یه فیلم بودین
نقش چه کارکتری رو دوست داشتین بازی کنین
من میخوام
فیلم یه جوون تایوانی رو بازی کنم
تو یونیفرم مدرسه
چرا داری میخندی؟
به ژانرش میگن فیلم جوانانه
نه فیلم جوون تایوانی
چون من قبلا فیلمهای تایواتی دوست داشتم
پس میتونی اینجا ضبط کنی
داری بهم میگی اینحا انجامش بدم؟
نباید اینو میگفتم
بذار بهت یه موقعیت بدم
موقعیت یک، سونگ جونگ کراششو با) (یه پسر دیگه دست تو دست میبینه
چه احساسی داری؟
لطفا زوم کنید
رو چشمام لطفا
من با صدای درونیم صحبت میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.