The Juggler

The Juggler

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

The Juggler 1953
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian The Juggler زیرنویس فارسی فیلم

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-01-08
Λήψεις: 15
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

شالوم. به اردوگاه دیوید پادشاه خوش اومدین

من روزنبرگ هستم، مدیر اردوگاه

اگه شکایتی دارین یا کاری از دست ما برمی‌آد

لطفاً پیش من بیاین. ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم

حالا، لطفاً دنبال من بیاین

خب، جای زیادی نیست، ولی مال خودمونه

تنها عذرمون هم اینه که جنگمون همین سه ماه پیش تموم شده

خوشحال باش که تا اینجا رسیدی

حالا بفرمایید، لطفاً

نه بابا، من از اینجا خوشم نمی‌آد

بیا دیگه سوزی

بهم قول داده بودی دیگه خبری از اردوگاه نباشه

لطفاً حرکت کنین

اما این یکی فرق داره. ما تو اسرائیلیم. بیا دیگه

برام مهم نیست بابا! من یه اردوگاه دیگه نمی‌خوام

تازه قول هم داده بودی

چقدر حق با توئه عزیزم

باور کن سوزی، اگه دنیا دست ما بود

دیگه هیچ‌وقت توی اردوگاه زندگی نمی‌کردیم

اما خودت که بزرگترها رو می‌شناسی

همیشه قول‌هایی می‌دن که نمی‌تونن سرشون وایستن

اولاً که این بچه منه، پس لطفاً دخالت نکن

دوماً که من مسئول این اردوگاه نیستم

اون‌ها هم همیشه می‌گن که مسئولیتی ندارن

پدر بودن رو هم به من یاد نده

سوزی

خواهش می‌کنم هانس. بدون جروبحث هم به اندازه کافی هوا گرم هست

من فقط داشتم به این بانوی جوان و دوست‌داشتنی

حقایق زندگی رو نشون می‌دادم. آفرین

حالا بذار پدرش بقیه کار رو انجام بده

سلام. تو ازدواج کردی، هوم؟

نه، تمومش کن. این راهِ حرف زدن با یه خانوم جوان نیست

بیا درست و حسابی خودمون رو معرفی کنیم

اوه. خب

اسمت خولیو پپرکورنه؟

بله. و، اه، تو هم یه آدمک کوچولویی؟

اوهوم

و اسم تو هم هانسه. درسته

و تو هم یه آدمکِ گنده‌ای

شاید اونو دیده باشی، هوم؟ اوه، لطفاً یه نگاه بنداز

پسرم رو، اهل ورشوئه. دیدیش؟ نه؟

اوه، لطفاً یه نگاه بنداز

پسرم رو دیدی؟ نه؟

ببخشید

بله؟ اوه

شما اهل آلمانی؟

بله

اون‌ها مال شما هستن؟

بله

چند وقته اینجایین؟

سه ماه

هیچ‌وقت توی اردوگاه اجباری بودی؟

دالی

دالی، من هانسم

ببین. منو نمی‌شناسی؟

متأسفم، فکر کنم اشتباه گرفتین

دالی، من هانسم. من شوهرتم، دالی

کتی

ماریا، من پدرتم

لطفاً

اگه یکم بیشتر بهم بگی، شاید بتونم کمکت کنم

داری بهم دروغ می‌گی

بهم نگاه کن. ببین. می‌تونم کمکت کنم؟

دالی، عزیزم. من اونو نمی‌شناسم

بهم نگاه کن

برو عقب، وگرنه

هانس داری چیکار می‌کنی؟

چیزی نیست جناب افسر. مشکلی نیست

من مراقبشم

این اسرائیلِ شما پر از پلیسه

بیا بریم هانس، بیا

ویلی، دالی منو نمی‌شناسه

خانواده‌ت مُردن، قبلاً هم بهت گفته بودم

تو گواهی رو دیدی

بله، البته

نمی‌دونم چی شد. من

معذرت می‌خوام

متأسفم که باعث آزار شما و بچه‌هاتون شدم

بسیار خب، دارم می‌رم

شما خیلی خوش‌شانسین

موی همسر من بلوند بود

لطفاً هانس، بشین

نام؟

هانس مولر. هوم؟

باید بلندتر حرف بزنی

اسمم هانس مولره

یکم آروم‌تر، لطفاً. محل تولد؟

آلمان

مونیخ. شهر زیباییه

شغل قبل از جنگ؟

باورت نمی‌شه

هر چیزی رو باور می‌کنم

من یه تردست بودم

چی؟

یه تردست

تردست به همون اندازه به دردمون می‌خوره که یه سوراخ توی سرمون

به‌جز پرت کردنِ چیزها توی هوا

و گرفتن‌شون، دیگه چه کاری بلدی؟

جنابِ عزیز، این‌که بگی من فقط چیزها رو

توی هوا پرت می‌کنم و می‌گیرم، مثل این می‌مونه که بگی

شکسپیر فقط کلمات رو کنار هم می‌چیده

مایلید آلبوم خاطراتم رو ببینید؟

نه، مهم نیست

موقعی که دنبال کار می‌گردی نشونش بده

اگه اصلاً کاری برای تردست‌ها وجود داشته باشه

من بازنشسته‌ام

توی این ۱۰ سال، به‌جز غذایِ بد، هیچ‌چیز دیگه‌ای رو بالا نینداختم

خب، دیگه چه کاری از دستت برمی‌آد؟

می‌تونم ظرف بشورم، آسایشگاه رو جارو کنم، توالت‌ها رو تمیز کنم

همچنین می‌تونم وقتی با مشت و لگد و کمربند کتک می‌خورم، لبخند بزنم

و حتی وقتی با شلنگ‌های لاستیکیِ بلند می‌زننم

می‌تونم موش آزمایشگاهیِ داروهای جدید و سم‌های قدیمی باشم

این‌ها همه چیزهاییه که یاد گرفتیم

موقعی که مهمونِ نازی‌ها بودیم، مگه نه خولیو؟

توی این زمینه‌ها کارِ خالی ندارین، هوم؟

اینم شماره‌ اردوگاه اجباریمه. یکی از بهترین‌هاست

ثابت می‌کنه که من خیلی لایقم

بسیار خب آقای مولر. دیگه همه چی تموم شده

این آخرین باریه که این‌طوری بازجویی می‌شی

شاید این خجالت‌آورترینش باشه

اما چطور ممکنه آخرین بار باشه؟

چون حالا دیگه توی خونه‌ای

خونه؟

خونه، دوستِ عزیزِ من، جاییه که آدم از دستش می‌ده

آسایشگاه شماره ۹، بفرمایید

حالت خوبه؟

مثل ساعت! دِنگ

آخرین فراخوان برای نجارها، بناها

برق‌کارها، لوله‌کش‌ها و وقت‌نگهدارها

لطفاً به ساختمان اداری مراجعه کنید

اون‌ها به نجار احتیاج دارن، هانس

زود برمی‌گردم

سلام

سلام سوزی

اینجا چیکار می‌کنی؟

تنهام. پدرم رفته دنبال کار

اون لوله‌کشه

آره، لوله‌کشی خیلی به درد می‌خوره سوزی

هی، خنگول؟ بله؟

دیدی؟ اسمشو بلده

حالا دیگه تمومش کن

چرا این خانوم رو به داخل دعوت نمی‌کنی؟

می‌خوای بیای تو؟

ممنون

بسیار خب. هوم

سوزی. من و تو می‌خوایم یه مهمونی بگیریم، خب؟

اوخ، چه خوب! خولیو هم هست؟

ما اونو نمی‌خوایم

چرا، می‌خوایم

اوه، بسیار خب

اما من که لباس تنم نیست

این‌طوری که نمی‌شه. بیا براش لباس بپوشونیم؟

اوهوم. باشه

فقط یه دقیقه طول می‌کشه تا لباساشو تنش کنیم

البته، لباس‌های مهمونیِ من هنوز نرسیده

اما به حسابِ خولیو می‌رسیم

بسیار خب

خب، الان داره خیلی شبیه به

ای بابا، این‌که خودِ تویی

هی کوچولو، به من نگاه کن

تو یه تردستِ بزرگی

آه

اوه، نه، اون حتماً باید فوق‌العاده باشه

آره، این همون چیزیه که بهش می‌گفتن

هانسِ شگفت‌انگیز. حالا دیگه ساکت باش، خولیو

هوم؟

بله. هه

من روی صحنه بودم و یه ارکسترِ

نفره، والسِ "خونِ وین" رو اجرا می‌کرد ۵۰

یعنی کارش افتضاح بود؟

باورم نمی‌شه. برام تردستی می‌کنی؟

نه

خواهش می‌کنم؟ نه

منظورم اینه که سوزی... من دیگه این کار رو نمی‌کنم

دیگه اصلاً و ابداً

اه

یه عکس می‌خوای، هوم؟

بله، لطفاً؟

اوه، بسیار خب. از این یکی خوشت می‌آد؟

اوهوم

"برای سوزی

بهترین دوستم."

ممنون آقای هانسِ شگفت‌انگیز

چیزی نیست عزیزم

ما قبلاً هفته‌ای ۵۰۰ تا از این‌ها رو به بقیه می‌دادیم

اوه، ساکت باش

دخترها و پسرها همه‌جا دنبال ما می‌اومدن

مخصوصاً دخترها. بهت گفتم دهنت رو ببند

اون‌هایی که سن‌شون بیشتر بود

خولیو! بله

ما توی بهترین هتل‌ها زندگی می‌کردیم

و غذاهایی می‌خوردیم که در شأنِ پادشاه‌ها بود

همه ما رو دوست داشتن، همه. اون‌ها همگی

دیگه کافیه

عزیزم

بهتره دیگه بری

من خسته‌ام

می‌دونی

همیشه هم خوب نیست که آدم چیزها رو به یاد بیاره

شالوم

The Juggler subtitles in other languages

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left