Οι πρώτες 200 γραμμές.
مي دوني خيلي وقت پيش؛اين ُچي مي خوندن؟
عشق؟
در ادبيات ِ"هينان" اين کلمه رو" غم" مي خوندن
اوه؛رئيس شما خيلي اطلاعات دارين
عشق ممکنه ذاتا موجب ِدرد و غم بشه
ولي اگه بتونيم اين محصول ِشماره يک رو با موفقيت توليد کنيم
کمتر زني مجبور ميشه بار ِاين غم ُبه دوش بکشه
اول از همه؛بايد کسي ُپيدا کنيم که بتونيم رفتارش ُبا اين نمونه تحت نظر بگيريم
يه زني ُپيدا مي کنم که به نمونه ي شماره ي يک بخوره
رباتي که براي عشق ورزي طراحي شده
روز ِسرديه؛نه؟
بفرماييد
ممنون
گرمه
ريکو" خيلي بانمکي"
.....نه
ايشيزاکي" از اين ها دوست داري؟" خودم درستش کردم
شيريني ِکرم دار؟ به نظر خوشمزه ميرسه
......راستش "ايشيزاکي"؛من
اگه بخواي باهات بيرون ميام هان؟
به يکي نياز داري که باهاش درد ُدل کني؛درست نميگم؟ خجالت نکش
درباره ي کاره؟ يا درباره ي عشق؟
.....نه موضوع اين نيست؛من
اوه ببخشيد؛بايد برگردم رئيس داره زنگ ميزنه
"ايشيزاکي "
نظرت درمورد ِمن چيه؟
هان؟ اوه
تو هميشه بهم روحيه ميدي همکار ِکوچولو و سخت کوشمي
بعدا مي بينمت
تموم شد
رد شدي؟ اوهوم
ولي بهش نگفتي که دوستش داري؛گفتي؟
قبل از اين که بتونم بگم؛همه چي تموم شد
نبايد اينطوري تموم ميشد
بين همکارها؛اون هميشه باهات خيلي مهربون ئه
حتما يه احساسي بهت داره نه ؛بي خيال
ببخشيد که با مشکلاتم ؛ناراحتت کردم
اين چه حرفيه؟پس دوستي به چه دردي مي خوره؟
الو؟
سرد شده
ببخشيد؛يه اتفاقي افتاده
دوست پسر ِجديدته؟
ريکو"؛ببخشيد که وسط صحبت هامون دارم ميرم"
برات درستش مي کنم واسه غذا ممنون
متشکرم؛دوباره تشريف بياريد
احمق؛اين قيافه ي افسرده چيه به خودت گرفتي
هيچ وقت نمي توني با مردي مثل ِاون باشي
!"فوجيکو"
اين درمان ِمنه؛اين ُبخور و همه چي ُفراموش کن
قلب ِشکسته؛ها؟
! هي صبر کن! چي کار مي کني؟
اي؟ اين آشغال نيست؟
آشغال؟ ! اين مهربوني ِ"ايشيزاکي" ُ رو تو خودش داره
واسه همينه که هميشه مرد ها ردت مي کنن؛درست نميگم؟
رک ُپوست کنده بهت بگم؛توي رابطه زيادي گيري
دليلي نداره يه نفر اينقدر واست عزيز باشه
مگه اين که مردي پيدا بشه که از اين اخلاقت خوشش بياد
ميرم چند نخ سيگار بگيرم باشه
خودم هم دوست دارم عوض بشم
مي خواي زندگيت ُتغيير بدي؟
هان؟
زندگيم ُتغيير بدم؟
من"ناميکيري" ام
ميشه لطفا بشينيد؟
ام؛البته
لبخند بزن
من بدون هيچ هزينه اي؛شما رو به يه مرد ِايده آل معرفي مي کنم
اوه؛شما هم يکي از همون افراد ِآژانس اين علاقه اي ندارم
ما با اون شرکت ها فرق مي کنيم
ما با استفاده از سيستم ِپيشرفته اي که در حال حاضر بر جهان حاکم ئه موفقيت اين طرح رو تضمين مي کنيم
نه ممنون من ديگه ميرم
واسه تغيير دادن ِزندگيت؛بايد با شجاعت قدم اول ُبرداري
تو آرزوت اينه که يه دوست پسر ِايده آل داشته باشي
اشتباه مي کنم؟
دوست پسر ِايده آل؟
.....دوست پسر ِايده آل ِشما
يک-خيلي حسود باشه دو-يکم حسود باشه
سه-حسود نباشه چهار-اصلا حسود نباشه
هوش دوست پسر ِشما يک-باهوش باشه ؛دو-احمق باشه ؛سه -معمولي باشه ؛چهار-اصلا هيچي نفهمه
علاقه ي دوست پسرتون به سکس؟ يک-خيلي علاقه مند باشه؛ دو-يکم علاقه مند باشه
سه-اصلا به سکس علاقه اي نداشته باشه چهار-از سکس متنفر باشه
(دو هان؟(يکم علاقه مند باشه
......لبخند ِدوست پسر ِايده آل ِشما
يک-با نشاط باشه؛دو-باحال باشه سه-زياد لبخند نزنه؛چهار- عبوس باشه
......قابليت اعتماد و اتکا به دوست پسرتون يک-خيلي قابل اعتماد باشه
دو-قابل اعتماد نباشه؛سه- معمولي باشه؛چهار-خودش نياز به کمک داشته باشه
.......مردانگي دوست پسرتون يک-مردونه باشه
دو-بخشنده باشه سه-معمولي باشه چهار-شبيه دختر ها باشه
.....اخلاق ِ دوست پسرتون
يک-مهربون باشه؛ دو- يکم مهربون باشه سه-معمولي باشه؛چهار-اصلا مهربون نباشه
......قدرت وتوانايي مبارزه ي دوست پسرتون يک-قوي باشه ؛دو-ضعيف باشه؛سه-معمولي باشه؛چهار-ناتوان باشه
.....تيپ و هيکل ِدوست پسرتون يک-عضلاني باشه؛دو-لاغر باشه؛ سه-مثل مدل ها باشه؛چهار-معمولي باشه
اگه هر خواسته ي ديگه اي دارين؛هرچي که هست اونجا بنويسيد
.......وقتي به مشکلي بر مي خورم
کمکم کنه و ازم محافظت کنه
شواليه ي سوار بر اسب ِسپيد من
لطفا ظاهر مورد ِنظر ِخودتون ُانتخاب کنين
خبُ؛فکر کنم يه پسر ِقوي مثل ِاين خوب باشه
از همين لحظه زندگيتون متحول شد
......که اينطور
آساموتو جلسه ي تست ِنمونه هاي بهاري
ايزاوا"زود باش نوشيدني ها رو آماده کن"
بدون ِاون ها؛نمي تونيم جلسه رو شروع کنيم متاسفم
ميکا" بايد زود شروع کنيم"
بايد با بخش فروش و روابط عمومي هم تماس بگيريم
ببخشيد اوه؛چه خوب شده
من فکر مي کنم مردها و شيريني هر دوشون بايد ظاهر ِخوبي داشته باشن کاملا درسته
پسر هاي کسل کننده اصلا خوب نيستند؛نه؟
من که فکر مي کنم شيريني و خانوم ها؛بايد ظاهر ِرويايي داشته باشن
باورم نميشه که اونم بيست و پنج سالش باشه و همسن رئيس باشه
رئيس حتي تو جلسه ها هم شرکت نمي کنه
دوباره پشت تلفن داره با يکي از اون دختر کاباره اي ها حرف ميزنه؟
اين که رئيس شرکت به دنيا بياي هم نعمتيه واسه خودش
نبايد زندگي ِشخصيش ُبا کارش درگير کنه
ايزاوا"؛اين ُببر واسه رئيس"
باشه
ببخشيد گفتم که قضيه اين نيست
اون دختر ُاتفاقي ديدم
...... ببخشيد که مزاحمتون شدم؛ولي
باشه؛فهميدم دفعه ي بعدي با همديگه ميريم. چي؟
اين محصول ِجديد مونه؛ميشه امتحانش کنين و نظرتون ُبهمون بگين؟
هان؟ تو کي هستي؟
من "ايزاوا ريکو" کارمند بخش روابط عمومي هستم
چه بد؛چه بد.هان؟ دارم گوش ميدم.آره
به هر حال؛الان سرم شلوغه هي؛خودت اين ُبخور
...... ولي؛اين ُبايد رئيس بخوره
اگه نه نمي تونيم جلسه رو شروع کنيم ! گفتم که قضيه اين نيست
بخورش هان؟
اشکالي نداره؛بخورش باشه؛ممنون
......همونطور که تا حالا هزار بار گفتم
يه چيزي درست نيست
هدف اين بود که به اين محصول يکم طعم جديد بديم
ولي من طعم هاي معمولي و ساده تر ُترجيح ميدم
و طعم ريواسي که تو خامه اش به کار رفته يکم زياديه
اوه؛امم ببخشيد؛ديگه بايد برم
همونطور که گفتم؛اون دوست دخترم نيست
گفتم که اينطوري نيست ! لعنتي
تو تنها کسي هستي که واسم مهمه
آره.جدي ميگم
"ايزاوا"
اين وقت صبح چه خبر شده؟ بله؟
شما "ايزاوا ريکو" هستين؟
اين بسته واسه شماست هان؟
اين چيه؟
بله؟ بسته اي که از طرف جناب"ناميکيري" از شرکت "بهشت ِکرونوس"بود
هان؟ سالم به دست تون رسيده؟
شما؟ به اين زودي فراموش کردي؟
من مردي ام که زندگيت ُتغيير داد
واسه همکاري تون واقعا متشکرم
داخل جعبه رو نگاه کردين؟
من اين ُسفارش ندادم اين چيه؟
لطفا بازش کنين و يه نگاه بهش بندازين داخلش؛عشق ِابدي شماست
اين چيه؟ جسد؟ انسان؟
اين نمونه ي مانکن ئه؟
اين دوست پسر ِايده آل ِته دوست پسر ِايده آل؟
محصول ِجديد شرکت مون؛شواليه ي شماره ي يک
به زبان ِساده؛ربات ِعاشق؟ ربات؟
اون قراردادي که قبلا امضا کردين ُيادتون مياد؛نه؟
......ولي شما گفتين که من ُبه مرد ِايده آلم معرفي مي کنين
اين مرد ِايده آل ِتوئه يه روبات
روبات؟
اون با درخواست نامه اي که پر کردين؛طراحي و تنظيم شده
پس لطفا از همراهي باهاش؛لذت ببريد
...... صبر کنين.امکان نداره
يه روبات؟
"اول با يه بوسه فعالش کنين"
بوسه؟
امکان نداره
شبيه انسان ئه
...... فکر کنم فعال نشد
! اوه نه؛ديرم شد
ايده ي اصلي ِمحصول ِجديدمون بهسازي
همراه با رويکردي نو به تاسيسات ِتوليد انبوه ه
آساموتو" يک نام تجاري ِبين المللي ميشه" عصر ِاصلاحات رو در پيش داريم
بخش بعدي ِکنفرانس مطبوعاتي؛پرده برداري از محصول جديد مونه و چون يک رويداد بزرگ در اين عرصه است؛از خبرنگار هاي بين المللي دعوت به عمل آورديم
جناب ِ"ايشيزاکي" از واحد ِفروش اطلاعات بيشتري رو در اين مورد به اطلاعمون مي رسونند
همگي حتما درباره ي مجله ي معروف"سرآشپز" شنيدين؛درسته؟
سر دبير اين مجله؛خانوم"سوفي لکلرک"به عنوان ِبهترين قناد شناخته شدند
از زن هاي پر سر و صدا مثل اين؛متنفرم
بياين ادامه بديم
"سردبير مجله،خانوم "سوفي لکلرک
مهمان ويژه ي برنامه ي معرفي محصول جديد مون ميشند
واو "آفرين"ايشيزاکي
! ايشيزاکي" محشر نيست"
آره
اگه اينطوري پيش بره؛يکي اون ُازت مي دزده؛با اين موضوع مشکلي نداري؟
بازم مثل هميشه سر ِکار حواست جمع نيست
ماساشي"نگرانه"
داداش نگران ِمن نيست نگران ِشرکته
رئيس؛لطفا اين نمونه از محصول جديد مون رو تست کنين
هرکاري که فکر مي کني مناسبه رو انجام بده
همه چي ُمي سپرم به تو؛آقاي معاون
خب؛من ديگه ميرم يه دختر منتظرمه
سوشي"؛کنفرانس ِمطبوعاتي موفقيت آميز ميشه؛درسته؟"
البته.به هر حال همه ي کارمند هاي منتخب ِشما عالي هستند
اصلا نمي تونم شکست ُتحمل کنم آره درسته
هيبرو"؛فکر مي کني واقعا طعم ِمحصول ِجديدمون خوبه؟"
البته
اوه؛که اينطور پس هرطور راحتي
اون پسر؛اصلا احساس ِمسئوليت سرش نميشه آقاي رئيس لطفا شما هم طعم محصول ِجديدمون ُبچشيد
No comments yet. Be the first to leave one.