Specials

Πληροφορίες έκδοσης

结爱千岁大人的初恋Moonshine and Valentine EP05
Ένα Σχόλιο από EastSeaSub
برای حمایت از ما و دریافت زیرنویس سایر سریال ها به کانال ما ملحق شید @EastSeaSub

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2018-07-04
Λήψεις: 21
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

روزی روزگاری در کهکشانی دور سیاره ای وجود داشت

طبیعت و آب و هواش تقریبا شبیه زمین خودمون بود

البته موجودات عجیب و غریبی در اون سیاره زندگی میکردند

بعد از صدها سال تکثیر و تکامل

این موجودات عجیب تمدنی جدید تشکیل دادند

یک روز دانشمندهاشون پیش بینی کردند که سیاره ی آنها به زودی نابود خواهد شد

به عنوان پناهنده،اونها سوار سفینه ی فضایی شدن و به سیاره های مختلف مهاجرت کردند

یک گروه از اونها به زمین اومدن

و اسم خودشونو " قبیله ی روباه" گذاشتن

اهل زمین وقتی "قبیله ی روباه" رو دیدن وحشت کردن

بر اساس نوشته های قدیمی سفینه ی بزرگی بر فراز دریای غرب ظاهر شد

موجودات درون سفینه تاج های طلایی به سر داشتند و بدنشون از موهای سفید رنگی پوشیده شده بود

اونها حتی بدون بال هم میتونستن پرواز کنن

این اولین برخورد زمینی ها با قبلیه ی روباه بود

برای سازگاری بهتر،قبلیه ی روباه ها تکامل پیدا کردند و

ظاهر و شیوه ی زندگیشون شبیه انسان های اهل زمین شد

مبارزه و کشمکش میان نژاد انسان و قبیله ی روباه ها هیچوقت پایان نیافت

طی دوران سلسله ی تانگ محققی بنام دای فو زندگی میکرد

که به داستان های عاشقانه میان انسان ها و قبیله ی روباه ها علاقه ی بسیاری داشت

از نظر دای فو این عشق خطا و گناه بزرگی محسوب میشد

بعد از درگذشت وی،پسرش مجموعه ای از داستان های دست نویس پدرش تهیه کرد

این مجموعه تحت عنوان " داستان های عجیب و غریب" به چاپ رسید

این کتاب مورد استقبال خوانندگان زیادی قرار گرفت

با تلاش و کوشش راویان قصه،این داستان میان انبوهی از انسان ها پخش شد

انسان ها دیگه در مورد قبیله ی روباه ها کنجکاو نبودند بلکه ازشون وحشت داشتند

و قبیله ی روباه ها مورد کم لطفی انسان ها قرار گرفتند

و برای آنها هیچ چاره ای جز پنهان کردن هویت خود و همرنگ جماعت شدن،باقی نمانده بود

ترجمه شده توسط تیم دریای شرق

این سریال،تخیلی است

آ شــی

ارباب جوان

ســـرورم

این رسم مردم ماست

وقتی این مروارید افسون رو داشته باشی

همه میفهمن که من و تو تا ابد در کنار همیم

ارباب چینگ مو

چرا از آشی خواستین تا اون مروارید افسون رو به اون دختر بده؟

...اون دختر باید

بخاطر آشی باید تا 25 سالگی در سلامت کامل زندگی کنه

اینطوری میتونیم تا روز یانگ از ماه یانگ در سال یانگ صبر کنیم

زنده موندن برای یک انسان در میان قبیله ی ما دشواره

اگه گیاه معطر رو همین حالا بکاریم

میتونیم از آسیب ناگهانیش جلوگیری کنیم

...اما ارباب چینگ مو

مشتاق دیدار

*کاهن راست

مشتاق دیدار کاهن چپ

کاهن راست

ارباب چینگ مو مشتاق دیدارته

کاهن چپ

لطفاً از طرف من بهش بگو

وقت ندارم ببینمش

آشـــی

...پدرت واقعاً

قرن هاست که باهاش ارتباطی ندارم

احتیاجی نیست همدیگه رو ملاقات کنیم

شما دوتا مقابل هم ایستادین این اصلا برای قبیله ی روباه ها خوب نیست

بهتره بری

سرم شلوغه

باشه،پیامتو بهش میرسونم

به امید دیدار

ژو سونگ

مروارید افسونتو به کسی دادی؟

هنوز مرواریدم تو گردنمه

چرا میپرسی؟

چون برام مهمی

برات آرزوی خوشبختی میکنم

امروز چه هوای خوبی داره

داری دنبال"آییـــنه" میگردی؟

حتی اگه پیداش کنی هم فایده ای نداره

اون هیچوقت قدردانت نیست

از من به تو نصیحت که بیخیالش شو

وقتتو واسه طعنه زدن به من تلف نکن

فقط میخوام تو خوشحال باشی

اما فکر نمیکنم استفاده از اینهمه طلسم جواب بده

میدونی چرا؟

حتماً میدونی چرا

من بدجوری...نگران...تو ام

میبینمت

این بوی عطر توئه؟ خیلی خوشبوئه

من که عطر نزدم

پاشو بریم،جلسه الان شروع میشه

باشه الان میام

خیله خب

ده دقیقه استراحت کنید

برای ده دقیقه تمرین تعطیله

باشه؟

هی ژو نو ....ژو نو

باشه

ببخشید

فقط کارکنان اجازه دارن تمرین امروز رو تماشا کنن

چطوره یه روز دیگه تشریف بیارید؟

باشه فهمیدم

داری نادیده ام میگیری؟

میشه باهم صحبت کنیم؟

چند روز دیگه وقتی با پی پی داریم شام میخوریم باهم صحبت میکنیم

...بیخیال

ما باهم دوستیم

و همینطور همکلاسی

خب چه ایرادی داره باهم وقت بگذرونیم

ما حرفی نمیزنیم و کاری نمیکنیم که پی پی ناراحت شه

پس چرا داری نادیده ام میگیری؟

درسته

تا حالا هیچ کار نامناسبی انجام ندادیم

و هیچ حرف نابجایی به هم نزدیم

اما میترسم یه روزی حرف اشتباهی بزنم

یه لحظه گوشاتون با من باشه

فروش این نسخه اصلا خوب نبود

برای نسخه ی بعدی باید سخت تر تلاش کنیم

پی پی

تحقیقاتت در مورد هلان چطور پیش میره؟

فهمیدم که"هــِلان" یه نام خانوادگی خیلی قدیمیه که

در گذشته توسط اقلیت های شمالی مورد استفاده قرار میگرفته

بعدها نام خانوادگی"هلان" کوتاه تر و به" هــِه" تبدیل شد

نمیدونم چرا هنوزم داره ازین نام خانوادگی قدیمی استفاده میکنه

مگه هلان جینگ تینگ خیلی مایه دار نیست؟

عجیبه که هیچ ردی ازش تو وبسایت های بزرگ نیست

طوری که انگار همچین آدمی وجود نداره

میخوای بگی از دوران باستان اومده؟

پیداش کردم

هــِلان جین مینگ

این هلان جینگ تینگـــه

جینگ تینگ نیست،جین مینگــــه

یه شاعر از سلسله ی تانگ

گوش کنید

مدرک امپراتوری خودش رو در 16امین سال پادشاهی کای یوان از سلسله ی تانگ گرفت

همچنین مسئول دادستانی و پیامرسان بوده

برو سر اصل مطلب

این هلان جین مینگ با یه روباه زیبا ازدواج کرد

با یه روباه ازدواج کرد؟

خانواده ی شوهرش مجبورش میکنن تا آیینه ی گل طلایی رو بدزده

و مرگش خیلی ناگهانی بوده

از کجا همچین چیزایی رو پیدا کردی؟

از "تاریخچه ی گمشده"،البته هیچ مدرک مستدلی نیست

چرا دارین در مورد افسانه ی روباه ها میخونین؟

تاریخچه ی گمشده مثل فیلمای تخیلیه

نکنه قصد دارین این رمان های تخیلی رو بخونین؟

اینو ببین

نام خانوادگی خواهر ملکه وو، هـــلان بوده

شایعاتی میگه که مردم زیادی قدرت روباه رو داشتن

با این قدرت حتی میتونن ذهن و جسمت رو کنترل کنن

چی چی

خیلی در این مورد کنجکاوم

چطور با هلان جینگ تینگ آشنا شدی؟

میشناسیش؟

آدم خوبـــیه؟

خیلی خوب نمیشناسمش

فقط فکر میکنم یه کم عجیبــبه

گوان پی پی

چرا حرفای به درد بخور نمیزنی؟

خیـــله خب

خیلی باهاش بداخلاقی میکنی

هیچکدوممون از هلان چیزی نمیدونیم

اما پی پی تونسته

فقط خدا عالمه چه کار کرده

بدجوری صمیمی به نظر می رسیدن

ویراستار

بیاین بیخیال داستان هلان و چیان هوا بشیم

و داستان یه پاپاراتزی خوشگل که برحسب اتفاق با یه میلیونر مرموز اشنا شده بنویسیم

ازین داستان خوشتون اومد؟ - این حرفا رو نزن -

من خیلی نمیشناسمش

باشه

من جلسه دارم

به تحقیقاتت ادامه بده

نتیجه رو واسم بفرست

چشم،میرم خونه تا برای مصاحبه آماده شم

باشه

ادکلن زدی؟

اسمشو بگو

من که هیچی نزدم

آدم صادقی به نظر میای

اما چپ و راست در حال دروغ گفتنی

بهم بگو

اون پسر خوشتیپ و لاغری که تو مراسم

هوامو داشت

اسمش چیه؟

نمیدونم

فقط در این حد میدونم که جراح زیباییـــه

تو کدوم بیمارستان کار میکنه؟

نمیدونم

تو که هیچی نمیدونی

خودم پیداش میکنم

بعداً میبینمتون

ژو یو

بویی به مشامت نخورد؟

فکر میکنم یه بوی خوبی از سمت پی پی میاد

داشتی یه داستان در مورد

ملکه وو میگفتی،برام بگو

هـــــــلان نام خانوادگی خواهر ملکه وو بود

شایعاتی میگه که مردم زیادی قدرت روباه رو داشتن

با این قدرت حتی میتونن ذهن و جسمت رو کنترل کنن

ممنون

امروز چی میل دارید؟

طبق معمول

چشم

کــوان یونگ

چه بلایی سر مروارید افسون اومده؟

نکنه از کار افتاده؟

قدیما هروقت که هویان ازش استفاده میکرد میدرخشید

چرا وقتی خانم گوان ازش استفاده کرد،ندرخشید؟

More Farsi Persian subtitles for Moonshine and Valentine

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left