Οι πρώτες 200 γραμμές.
« هوس تاریک »
.رافائل
.ممنونم
.داداش
اوضاع چطوره؟
.ببین واست چی آوردم
فکر کنم دیگه حالت از چای بابونه بهم می خوره، مگه نه؟
چطور اجازه دادن بیای داخل؟
،خیلی تصادفی .محافظ ها دوستم بودن
اوضاع چطوره؟
خودت چطوری؟
...احساس می کنم شخصیت اولِ رویایی هستم که
.از هیچ چیزی سر در نمیاره
.این حسو دارم استفان
.باشه
.هی، صبر کن، آروم باش
.بهم گوش بده
چی می خوای؟
.می خوام نجاتت بدم
.استفان سولارس رو که می شناسی
.براندون
.دیدم که چطور نگاهش می کردی
با کی حرف زدی؟
.براندون - !نمی دونم -
.نمی دونم
.هیچ وقت باهاش رو در رو نشدم
.فقط تلفنی باهاش حرف زدم
با کی حرف زدی؟
.خودش بود
استفان؟
.آره
وقتی دستگیرم کردین از روی .صداش شناختمش
.حکم بازداشت در خانه بهش دادن
.یا بهتره بگم، بازداشت در بیمارستان
.وقتی مرخص شد، دستگیرش می کنن
.پس شک های برادرشوهرت درست از آب در اومد
...خب،این خیلی چیزها رو نشون میده
.اینکه چرا لئوناردو میل نداشت در مورد برندا صحبت کنه
...یا
.اینکه چرا خواسته نبش قبرش کنن
،علاوه بر قتل برندا
دارن برای جرم دستکاری کردن و مخفی کردن .پرونده ها هم روش تحقیق می کنن
.و همینطور برای یه قتل دیگه
.قتل یه مامور پلیس تو مورلوس
نمی دونن که لئوناردو این کارها رو به تنهایی ...انجام داده یا دستیارش، ادیث بایستروس هم
.بهش کمک کرده
.پلیس تمام سوراخ سنبه های خونه رو گشت
،همه چیز رو مصادره کردن ،کامپیوترها، گوشی موبایل ها
...تبلت ها، مموری کارت ها
.همین کارها رو توی دفتر لئوناردو هم کردن
،در عرض چند ساعت
...شوهرم از مورداحترام ترین
...و تحسین شده ترین قاضی ها تو مکزیک
.به یک مجرم معمولی تبدیل شد
شاید منم باید غیرمنصفانه رفتار کنم .و بپذیرم که شوهرم یک مجرم ـه
آلما تو اینطور احساس می کنی؟
قلبت بهت چی میگه؟
قلبم؟
.قلبم خیلی احمقه
...بهم گفت
شوهرم داره با دستیارش بهم خیانت میکنه ...در حالی که داشتن
.سورپرایز جشن سالگردمون رو برام تدارک می دیدن
...بهم گفت که برندا قابل اعتمادترین دوستمه
.در حالی که داست با شوهرم سکس می کرد
همیشه فکر می کردم که لئوناردو .آزارش به مورچه هم نمیرسه
.اما الان مشخص شده که یه زن رو به قتل رسونده
.دوست دارم بکُشمشون
کی ها؟
.لئوناردو و برندا
.دوست دارم بکُشمشون
الان دقیقا دنبال چی هستی؟
.اثرات مسمویت سدیمی
آره. دکتر لئال تو درسِ لادشناسی مسمومیت .بهمون توضیح داد
.وایسا، پیداش کردم
افزایش ناگهانی سدیمِ خون می تواند .باعث تشنج شود
.شت
چی شد؟
.یکی با عمد بابامو فرستاده تو کما
.رابطه ی بین ما بیشتر از یک رابطه ی خونی ـه
.ما با صداقت و وفاداری بهم مُتَصِلیم
.با اسرارِمون
.با وایسادن پشت سر هم همدیگه
.همیشه برای هم جونمون رو هم می دادیم
،و، هر چی هم که بشه .من ازت محافظت میکنم
.همیشه
چطور می تونم کمکتون کنم؟
به چی نیاز دارین؟
.سرگرد گارسیا
.حکمِ تفتیش دفتر رئیست رو دارم
.خیلی خب
.بفرمایین
می دونی چطور ازش استفاده می کنن؟
!یه بار امتحان کن - !نه -
!نه
.بیشتر ما زن ها، در معرض احساساتِ بنیادی هستیم
...خشم
...حسادت
.طمع
...و اغلب زن ها برای رسیدن به مرد مورد علاقه شون
.دست به جرم و جنایت می زنن
.به خاطر شریک عشقیشون
...درصد زیادی از زنانی که حبس میشن
...به خاطر مرتکب شدن به جرم هایی مثلِ آدم ربایی
،کلاهبرداری
،اخاذی
.و یا حتی جنایت هستش
...و همه ی این ها به خاطرِ
.محافظت کردن از مردشون اتفاق می افته
.پروفسور
.آلما
.باید باهات حرف بزنم
،دیشب نمی دونم خواب می دیدم یا چی .اما یه چیز خیلی مهم یادم اومد
.می دونم شبی که استفان من رو دزدید به کجا برد
.کارخونه ی نساجی بود
اولش به خاطر بوی بدی که می اومد فکر کردم .توی کشتارگاه هستیم
چه بویی؟
چه جور بویی بود؟
.خیلی حال بهم زن بود
.بوی گوشت فاسد
.بوی مرگ می داد آلما
...پلیس، کامپیوترها
.پرونده ها، همه چی رو مصادره کرد
.هیچی اینجا پیدا نمی کنین
.نیومدم که دفتر رو بگردم
.اومدم که ازت درخواست کمک کنم، ادیث
می خوام از تمام کارهایی که آقای قاضی سولارس ...از بعد از مرگ برندا کاستیو
.انجام داده باخبر بشم
پاتریشیا، من سعی کردم که ...برای تحقیقات غیررسمیت کمکت کنم اما
.اما فکر میکنم این خارج از صلاحیت قانونیت باشه
:خیلی خب، اینطور میگم که
...الان، من تنها پلیس کشور هستم که
.باور داره قاضی سولارس بی گناهه
.باهام حرف بزن ادیث
یا میخوای تا حکم بازداشت رسمیت صبر کنی؟
.عذر میخوام
.سوسا
دی وی دی چی شد؟
تونستی اطلاعات رو دوباره پیدا کنی؟
اِسمتون؟
.لئوناردو سولارس
محل تولد؟ - .مکزیکو سیتی -
می دونین امروز چند شنبه ست؟
مطمئن نیستم ... چهارشنبه؟
یادتونه که دیروز چه اتفاقی افتاد؟ دیشب؟
.خیلی خب
.بذارین مردمک چشمتون رو چک کنم
.باشه
یکم گشاد شدن، اما حتما به خاطر .واکنش به داروهاست
.چیز مهمی نیست
می دونی برای گشتن یک محل به حکم قضایی نیاز هست؟
به چی؟
بیخیال. تو از کجا باید بفهمی این چیزها رو؟
.رئیس خیلی متاسفم
...اما این خانم اومدش و
...کارت پلیسیش رو نشون داد و
،آره، پلیس مورلوس هست
.اما صلاحیت کافی برای گشتن این محل رو نداره
چطور انتظار داشتین بدونم؟
چرا اول بهم زنگ نزدی؟
.به ذهنم نرسید - .به ذهنت نرسید -
چی رو گشتن؟
...خب، رفت طبقه بالا و دور کامپیوترت و
...اون ماسماسک ها بود و
.آها، یه سی دی دستش بود
بعدا درموردش حرف می زنیم خب؟
.نگران نباش
نمیدونم این گوشی به چه دردشون می خوره .وقتی جواب نمیدن
چرا اضطراری ـه؟
به فیلم ها مربوطه؟
...باور کنی یا نه، این فیلم
.خیلی چیزها رو نشون میده
!با این که اون چیزی که فکرش رو می کردم نبود
مگه فکر میکردی چی باشه؟
...فیلمی که یه مجرم رو
.درست تو محل جرم نشون میده
...رفیق
می خوام لیست تماس های دریافتی .یک گوشی رو برام پیدا کنی
...گوشی برندا کاستیو
.تو همون روزی که مُرد
.خیلی خب، صبر کن
تو دستور دادی برندا رو نبش قبر کنن؟
،آقای سولارس
می شنوی؟
حکم نبش قبر کردن برندا رو، تو صادر کردی؟
.آره
.من کردم
...اون نبش قبر، ربطی به غیب شدنِ
سرگرد سزار وایخو داره؟
.آره، فکر می کنم
.واضح بگو آره یا نه
.آره
.مربوطه
منظورت از بازداشت چیه؟
.امکان نداره. این کار غیر قانونی ـه
.بابام خودش قاضی ـه
.میدونم زوئه
.اما برو با اونا صحبت کن
.درضمن، اونا حکم دارن
.دکتر
می خوام درخواست کنم دوباره از پدرم .آزمایش خون بگیرین
No comments yet. Be the first to leave one.