All the Kind Strangers

All the Kind Strangers

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

All the Kind Strangers 1974 DVDRip x264-HANDJOB
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian All the Kind Strangers (1974) زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

dvd
Δημοσιεύτηκε στις: 2025-11-25
Λήψεις: 15
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

مثل اینکه بارت حسابی سنگینه.

می‌خوای برسونمت؟

راه زیادی ندارم.

تا کجا میری؟

یه جاده خاکی اونجاست.

حدود یه مایل فکر کنم.

یه مایل؟

اون خیلی راهه.

بیا، من می‌رسونمت.

باشه.

بیا، کمکت می‌کنم.

وای، این چقدر سنگینه!

چی توشه؟

آه، فقط آرد، نمک و از اینجور چیزا.

بریم.

بفرمایید.

اشکالی نداره.

این خواروبارها رو از کجا گرفتی؟

اینجا، وسط ناکجاآباد؟

پنزبرو.

پنزبورو؟

اون همون شهریه که یکم پیش ازش رد شدم؟

بله آقا

حدود پنج مایل میشه

یعنی تو تمام اون راهو اون وسایل رو حمل کردی؟

زیاد دور نیست

چند سالته؟

هفت سالمه

من وقتی هفت سالم بود، حتی اجازه نداشتم از خیابون رد بشم

شما مهربونین

اسمت چیه؟

جیمز ویلر

همه جیمی صدام می‌زنن

من یه برادر دارم اسمش جیمزه

ما جیمز رو جیمز صدا می‌زنیم

مادرم قبلاً منو جیمز صدا می‌کرد

خوبه

توی انجیل هست، می‌دونین... جیمز

هیچ‌کس اون رو جیمی صدا نمی‌زنه

اونا به تو چی میگن؟

گیلبرت، گیلبرت جنر

گیلبرت

اوهو، این چیه؟

این یه دوربینه.

حالا مواظب باش.

انگشتتو رو لنز نذار.

همه اینا دوربینن؟

آره.

باهاشون چیکار می‌کنی؟

عکس می‌گیرم.

کارم اینه.

عکس می‌گیرم و بعدش می‌نویسم.

داستان‌هایی در موردشون.

من همونیم که بهش می‌گن فوتوژورنالیست.

هی، ایناهاش.

همون بالا سمت راست.

خیلی ممنون، آقای ویلر.

کاش واقعاً می‌تونستی بیای و از من عکس بگیری.

و از خانواده‌م یه زمانی.

یه دقیقه صبر کن.

باشه، بخند

آفرین

این چیه؟

فقط بهش نگاه کن

خونه‌ت چقدر جلوتر تو این جاده‌س؟

اوه، بیشتر از یه مایل نیست

خب، فکر می‌کنی همسایه‌ای میاد دنبالت؟

یا یه همچین چیزی؟

هیچ همسایه‌ای نداریم

هی، چه خبره؟

فقط بهش نگاه کن

من می‌برمت خونه

فکر کردم گفتی یه مایل بود، گیلبرت

گفتم همین حدودا

هی، به این نگاه کن

این منم، درست جلوی چشات!

صبر کن پیتر اینو ببینه

گیلبرت، هوا خیلی زود تاریک میشه

تعجب می‌کنم که پدر و مادرت گذاشتن...

...این همه راه رو تنها بیای

مواظب باش!

بیشتر از دو مایل راه اومدیم، گیلبرت.

دیگه حتی جاده‌ای هم نیست.

من میان‌بر می‌زنم.

فکر نکنم دیگه بتونم زیاد رانندگی کنم.

مادرتون حسابی نگرانتون میشه.

مامان نداریم.

متاسفم.

دیگه واقعاً راه زیادی نمونده.

پیتر، اون برادر بزرگترمه.

اون یه راه برگشت بهتر بلده.

ولی خب، طولانی‌تره.

ایشالا که بارون نگیره

اگه بگیره، حتی نمی‌تونم سقف رو بالا ببرم

همین.

فقط مستقیم برو

آره.

این همونیه که فکر می‌کنم؟

اون جویباره.

گیلبرت، هیچ‌کس از وسط رودخونه جاده رد نمی‌کنه.

شاید اول جاده اینجا بوده

فقط چند اینچ عمق داره

مطمئنی اینچ هست، نه فوت؟

فقط بعد از بارون زیاد میشه

همه رودخونه‌ها همینطورن

آها

یالا، بریم

بیشتر به چپ

حالا میتونی صاف کنی

درست پشت اون درختا

قبل از بارون میرسیم

ببین چطور میره

واقعاً ماشین خوبیه، آقای ویلر

قبل از این یه مایل آخر بود

یالا، بیا تو

خب، رسیدیم، گیلبرت

گوش کن، یه لطفی در حقم بکن

از برادرت بخواه بیاد اینجا

و راه دیگه رو واسه برگشت بهم نشون بده

آه، نمیتونی فقط واسه یه کم بیای تو؟

شاید از اینا بیشتر بخوری؟

خب...

خانواده‌م حتماً خوشحال میشن. خودم هم دوست دارم

واقعاً دوست دارم. اما متاسفانه نمیتونم

باید راه بیفتم

پیتر احتمالاً بیرون داره گاوا رو میاره تو

تا بعد شام دلش نمیخواد بهت نشون بده

یالا

یالا

یالا

اینا خانواده‌مون هستن

این آقای ویلر هستن

این برادرم جیمز هست، آقای ویلر

در موردش بهت گفته بودم

اون ۱۱ سالشه

سلام، جیمز

سلام

ریتا ۱۲ سالشه

سلام، ریتا

جان ۱۵ سالشه

جان

اون مارتاست

اون نمیتونه حرف بزنه

از آشناییت خوشبختم، مارتا

از آشنایی با همه‌تون خوشبختم

اینا همه‌مون نیستیم

بِیبی؟

اینم بِیبی هست

مامان وقتی اون به دنیا اومد مرد

واسه همین اسم دیگه ای نداره

بِیبی

گیلبرت، برو پیتر رو بیار

آه، اون دید ما داریم میایم

گفتم برو بیارش

نه، اشکال نداره، جان

دیدم که اومد تو

ایشون آقای ویلر هستن، پیتر

جان، میخوای به دام‌ها رسیدگی کنی؟

یالا

خودت میدونی چیکار کنی

از آشناییت خوشبختم، پیتر

گوش کن، داشتم فکر میکردم اگه بشه...

راه خروج رو از اینجا بهم نشون بدی؟

مارتا، به بینی بِیبی رسیدگی کن

میدونی که داره سرما میخوره

حساب کرده بودیم واسه شام به ما ملحق بشی، آقای ویلر

خب، دوست دارم

واقعاً دوست دارم، اما متاسفانه نمیتونم

ممنون میشیم بمونی و گیلبرت رو هم برسونی خونه و اینا

خب، از دعوتتون ممنونم

اما اگه فقط راه خروج رو از اینجا بهم نشون بدید

همین قدر هم کافیه

خب اگه واقعاً باید بری...

باشه، بهت نشون میدم

خداحافظ، بچه‌ها

خوب باشید

از آشناییتون خوشبختم

خداحافظ، گیلبرت

ممنون بابت مسیر، آقای ویلر

خواهش میکنم

سر انبار برو راست

سر مزرعه ذرت بپیچ چپ و جاده رو میبینی

شنیه، پس بارون اصلاً اذیتت نمیکنه

باشه، حالا، سر انبار میرم راست

سر مزرعه ذرت چپ

حالا وقتی به جاده رسیدم، کدوم طرف برم؟

باورم نمیشه، ۶۰۰۰ مایل رفته، حتی آب‌بندی هم نشده

تلفن دارید؟

نه، آقا

به نظر میاد حالا باید با ما شام بخوری

و شب رو هم اینجا بمونی

خب، خوبه، همینطوری نگهش دار

باشه، بخند

نگهش دار

خب، اینم از این

همه‌ش ثبت شد، همینجا

فقط چشمتو بهش بدوز

قشنگ نیست؟

این منم

آه، ببین تو رو

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left