Οι πρώτες 200 γραμμές.
فکر نمیکردم هیچوقت برگردی
حالا هم "مرگ سیاه" اومده
که دقیقاً نشانهی اینه که خدا خوشحال نیست
ما "کینگزبریج" و این بیماری وحشتناک رو ترک میکنیم - اینجا به ما نیاز دارن -
اگر هم "مرگ سیاه" هم جونمون رو بگیره، به خدا مربوطه
برادر ... ما با خودمون آوردیمش
تو پرایر جدیدی - عالیجناب، من پرایر ام؟ -
وقتی این جریانات تموم بشه، تو مالِ منی
فکر میکنید وقتی برسیم اونجا کسی زنده باشه؟
... برادر جوزف گفت وقتی اونجا رو ترک کردن
فقط چند نفر مرده بودن
فکر میکنی دارم پولکی میشم؟
نه. این پولِ صومعه است و گادوین هم دزدیدش
ولی از کجا بدونیم پول اصلاً اونجاست؟
خب، گادوین اونجاست ... هر جایی هم که گادوین بره
فردا همین موقع باید برسیم
آشپز خوبی هستی ها مرتین
آدم وقتی تنها زندگی کنه یاد میگیره
چرا میخندی؟
یه دفعه تو واقعیت دیدمش
چی رو؟
درمانگاهم رو
درمانگاهِ تو؟ ... من باید طراحیش کنم
و بسازمش دوست دارم به درمانگاهِ مــا فکر میکردی
برادر ماتیاس کجاست؟
خیلی طول کشید، نه؟
ممنون که اومدی
چرا ازم خواستی بیام؟
ما بهت نیاز داشتیم و جز معدود کسایی هستی که بهشون اعتماد دارم
... الان هم که تنهاییم و شبه و
... توی جنگلیم
بهم اعتماد داری؟
سر به سرم نذار مرتین
سر به سرت نمیذارم، دارم وسوسهات میکنم
یه پرایر راحت وسوسه نمیشه
تو یه پرایر عادی نیستی
منم یه وسوسهی معمولی نیستم
بس کن. الان برمیگردن - ... واسه همین -
باید رک و سریع بگم
من میرم
همه چی روبراهه؟
آره. چیزی نبود
شببخیر
شببخیر
اعلیحضرت
!اعلیحضرت
منو ببخشید
چیه؟ چی شده؟
خبر خیلی بدی دارم
برو بیرون
!برو بیرون
چیه؟
بگو
... شاهزاده جوآن
... در مسیر "کاستیل" و در فرانسه
دچار "مرگ سیاه" شدند
ایشون فوت کردن
!نه! نه
!نه
بالاخره رسیدیم
یکی این تو ـه
این دود مدفوعمونه
برای دور کردن بیماری
این نجاتم داد
بقیه گوش نکردن
این چیزیه که طبیبهای کافرت نمیدونن
قبرِ کیه که بیرونه؟
قبر برادر ساول ـه اولین نفری بود که مُرد
شما هم اگه به من ملحق نشید به زودی میرید کنارِ اون
خواهش میکنم، بیاید
پول صومعه کجاست گادوین؟
خوردمش
فکر کنم بهتر باشه پیشِ خودمون بمونه
باهاش چیکار میکنیم؟
متاسفانه باید با خودمون برش گردونیم
ولی اول باید این آدمها رو مطابق آیین مسیحیت تدفین کنیم
حتماً
دارید چیکار میکنید؟
نه. این زمینِ مقدسه
!نه نه نه
!نه! بدش به من
!بس کن! ولش کن
!ولش کن
!ولش کن
!گازم گرفت! گازم گرفت
متاسفم متاسفم
بیا خواهر
یه دقیقه تنهامون بذار
سم
متاسفم که نبودم کمک کنم
هیچکس کاری نمیتونست بکنه
این سختترین بخشش بود
موقع مرگش سراغِ تو رو گرفت
بهش چی گفتی؟
... گفتم رفتی مادر کاریس رو بیاری
و زود برمیگردی
گفت ... گفت سعی میکنه صبر کنه
خیلی متاسفم
متاسفم
چرا کسی توی این زمینها زراعت نمیکنه؟
دهقانهای زیادی مُردن
خب اگه چیزی نکاره تا زمستون از گرسنگی میمیریم
چه جور لُردی میذار زمینش اینجوری بایر بمونه؟
ربطی به لُرد نداره به پرایرِ "کینگزبریج" مربوط میشه
این زمینها متعلقِ به صومعه است
مالِ تو ان
از کجام باید کارگر پیدا کنم؟
یه انگیزه بهشون بده
این کار لُردهای اطراف رو عصبانی میکنه
جداً از کار خلافِ معمول دفاع میکنی؟
ولی الان دوران غیرعادیایه، نه؟
... اگه مردم میخوان از زمستون جون سالم به در ببرن
یه تغییراتی باید به وجود بیاد
سلام دوستان
به عنوانِ کفیلِ پرایر، من اجازه ندارم که مراسم عشا ربانی رو انجام بدم
ولی میتونم از صمیم قلبم باهاتون صحبت کنم
... به نام پدر، پسر
و روحالقدس - آمین -
چرا خداوند ما رو سزاوار مجازات دونسته؟
به خاطرِ گناههامون؟ ... پس چرا
جون بچهها رو میگیره؟
نیت خدا همیشه پنهانه
تازه داره خودش رو نشون میده
این پایان دنیایِ قدیمه
و امید که شروع دنیای جدیدی باشه
... و بنابراین
... به عنوانِ پرایرِ "کینگزبریج" و با موافقتِ برادر توماس
... تصمیم گرفتم
برای افرادی که روی زمینهای جدیدمون کار میکنن، دستمزدی منصفانه پیشنهاد بدم
مادر کاریس - گویندا -
چی شد اومدی اینجا؟
... من و وولفریک
میخوایم عروسی کنیم
!تبریک میگم
عالیه
و میخوایم که تو ما رو عقد کنی اگه اجازه میدن
خوشحال میشم
بعد همونطور که قول دادی بهمون زمین برای کشاورزی میدی؟
خب اینها زمینهای صومعه است گویندا
تو برای لُرد رالف کار میکنی ... میدونی که
ترک کردن زمین بدون اجازهاش بر خلافِ قانونه
تو گفتی این شروعِ یه دنیای تازه است
معنیش این نیست که قانونهای قدیمی رعایت نمیشه؟
چرا
چرا معنیش همینه - ... وولفریک، آیا -
گویندا رو به عنوان همسر قانونیِ خودت میپذیری
تا از امروز به بعد بهش متعهد باشی و عشق بورزی؟
بله - ... گویندا، آیا تو -
وولفریک رو به عنوان همسر قانونیِ خودت میپذیری ... تا از امروز به بعد بهش متعهد باشی
و عشق بورزی؟ - بله -
مامان کجا داریم میریم؟ - ساکت شو. بعداً بهت میگم -
تو رو خدا بگو میخوام بدونم
... داریم "ویگلی" رو ترک میکنیم
تا توی زمینهای پرایر کاریس کار کنیم
کی داره میاد؟
بله خواهر؟
مادر کاریس از "کینگزبریج" هستم دنبالم فرستاده بودن
ارل رولند
ارباب
تویی
اومدم تا اسباب آرامشتون رو فراهم کنم
!تو ... یه جادوگری
از من دورش کنید
اینها رو پخش کنید
همه توی قلعه "شایرینگ" باید ماسک بزنن
به حرفش گوش نکنید
سرتون رو بیارید پایین
به حرفش گوش نکنید - آروم بخوابید، سرورم -
به حرفش گوش نکنید
به حرفش گوش نکنید
ماتیاس؟
بیا. بخور
سمه؟
سم؟ سم بدن حقته
ولی نه من مادری کردنم از پسری کردنِ تو بهتره
بخور
!اینجایی کجا بودی؟
تمام شب پیشش بودم هیچ خبری هم از تو نبود
توی قلعهی "شایرنگ" منو خواسته بودن حالش چطوره؟
دنیا هنوز کارشو باهاش تموم نکرده
چی شد رفتی "شایرینگ"؟
ارل رولند امروز صبحِ زود از طاعون مرد
چرا قیافهات گرفته است؟
اون پدرت رو کشت و عنوانش رو گرفت
و حالا راهت باز شده
امروز روزِ شادیه
اینها چه ربطی به تو داره؟
نگران این نباش
... فقط اینو بدون که باید ارل میشدی
... و الان فرصتش هست که عنوانت رو پس بگیری
و چیزهای بیشتری هم بدست بیاری
چی؟ به همین سادگی؟
اُه، نه
باید یه بازی رو شروع کنی
هر وقت خواستی یاد بگیری من در خدمتت ام
منظورت چیه "چیزهای بیشتر"؟
لیدی فیلیپا؟
زوج دوستداشتنیای میشید
دیگه صورتم رو از تو مخفی نمیکنم
حداقل شجاعت اینکارو دارم
No comments yet. Be the first to leave one.