Οι πρώτες 200 γραμμές.
الو؟
کیه؟
حرف بزن
الو؟
کیه؟
حرف بزن
الو؟
کیه؟
خانم؟
خانم
خواب نمیدیدم
واقعیت داشت
میفهمم
چیز دیگهای نشنیدید؟
صدای نفسی؟ جای پایی؟
فقط صدای نفسنفس زدن میاومد
یه جور صدای نفس
ولی حرفی نمیزد
مرد بود یا زن؟
بیشتر شبیه مرد بود
گوشام درست نمیشنون
گوش چپم خوبه ولی راستی
نه، راستش
گوش راستم خوبه
یا شاید هم چپیه
قبلاً هم چنین موردهایی داشتیم
با توجه به سنش
و مرگ شوهرش
دیگه اعصاب و روان درستی نداره
توهماتش ممکنه از تنهایی باشه
قبلاً هم اینطوری بود؟
نه
به جز این تماسهای مزاحم
همهچی خوبه
ببریدش پیش خودتون
ما هم همین رو ترجیح میدیم
ولی خودش نمیخواد
پیش ما بهش خوش نمیگذره
پرونده رو نمیبندم
امضا که کردید ببریدش
به هرحال که آسیبی ندیده
جدی میگی؟
فکر کردی من دیوونهام؟
ببریدش خونهاش
کی گفت شما دیوونهای؟
من همچین حرفی زدم؟
مامان
یه فکری براش میکنیم
لازم نیست داد بزنی
همینجا تمومش کنیم
صبر کنید
مامان
دفعه بعد
نیارینش اینجا
مستقیم برید خونه
چرا؟
بچهها رو نباید آورد خانه سالمندان
برای روحیه اونا خوب نیست
مگه چه عیبی داره؟
آدمای پیر که نمردهان
منم پیرم
من که همچین حرفی نزدم
به خودتون نگیرید
با مامانبزرگ خداحافظی کن
خداحافظ مامانبزرگ
دیگه برید خونه
داریم میریم
برید دیگه
مراقب باش
بازم زنگ بزن
من به پلیس خبر دادم
این مزاحمته
میندازمت زندان
مواظب باش. داغه؟
کوفتهقلقلیهای دفعه قبل رو خوردی؟
امروز دوباره دارم درست میکنم
چی داری میپزی؟
چرا اینقدر آب ریختی؟
مامان خسته نشدی؟
که هر روز میآی اینجا؟
یعنی چی هر روز؟
منظورت چیه؟
تو پسر منی
تو این سن و سال هنوز نتونستی یه زندگی درست و حسابی داشته باشی
فقط دارم برات ناهار درست میکنم
چکِت نمیکنم که
زندگی نرمال دیگه چیه؟
مگه من چمه؟
ازدواج کردن و بچهدار شدن، مثل داداشم
به این میگی نرمال؟
خودت میدونی چی میگم
ولش کن
وقتی میخوای بیای قبلش خبر بده
اینجا خونه منه
خونه تو خونه منه
هرچی داری مال منه
بدون من هیچی نیستی
سعی نکن منصرفم کنی
هر چقدر دلم بخواد میآم
مامانبزرگ داره کوفته درست میکنه
مامانبزرگ، داریم میریم باغوحش
به من کاری نداشته باشید
وقتی برگشتید گرمشون کنید
ناهار برنمیگردیم
بذاریدشون تو یخچال برای فردا
کوچولو دوست داره
مامان
دیگه نرو دنبالش مدرسه
برات خستهکنندهست. خودمون یه فکری میکنیم
چرا؟ به خاطر ترافیک؟
یا اون همه ولگرد و خلافکار؟
انقدر این حرف رو تکرار نکنید
برای اون خوب نیست
احتیاط شرط عقله
اینطوری میگن دیگه
توی اتوبوس
چطوری میخواید ازشون دوری کنید؟
ما فقط نگران اون نیستیم
نگران شما هم هستیم
نگران من نباشید
مامان
لازم نیست انقدر تند تند بیای
خیلی خستهکننده است
خودمان یه فکری میکنیم
مراقب خودت باش
از زندگی لذت ببر
حالا حالاها وقت دارم
سرتون خیلی شلوغه. اگه من نیام کی میخواد کارها رو بکنه؟
فقط براتون غذا درست میکنم
یالله، برید دیگه
باشه، رفتیم
برید
الو؟
الو
الو
حرف بزن
کیه؟
دارم بهت هشدار میدم
میدونم کی هستی
دست از سر من بردار
من هیچ ربطی به این قضایا ندارم
من فقط طبق قرارداد عمل میکنم
و
دیگه به مامانم زنگ نزن
اگه یه بار دیگه این کار رو بکنی، من
دنبال کی میگردی؟
زنِ جون
باهاش نمیسازم
نمیذاره نوهام رو ببینم
انگار من بلد نیستم بچه بزرگ کنم
اگه بلد نبودم
پس چطوری شوهرش رو بزرگ کردم؟
در مورد "بینگ" هم
دیگه نمیتونم باهاش بجنگم
بذار هرجور دلش میخواد زندگی کنه
این روزا
چه دنیای عجیبی شده
جرئت میکنه منو کنار بذاره
میدونی
اگه من نرم سراغش
اون که عمراً سراغ من بیاد
خبر دارید؟
روز روشن دزدی شده
تو روز روشن
اصلاً امنیت نیست
نمیشد جلوش رو گرفت
خانم دنگ
باید خیلی مراقب باشید
با این تماسهای مکرر
اونا متوجه میشن
توی خونه تنها هستید، پس احتیاط کنید
حالا دیگه کار میکنه
یه امتحانیش میکنم
شمارهتون چنده؟
بفرما
نگاه کنید
تمام تماسهای ورودی
اینجا نشون داده میشن
حتی میتونید ضبطشون کنید
باشه
تموم شد
ممنون
خواهش میکنم
من دیگه میرم
باشه
خداحافظ
جون، تلفن رو وصل کردن
تعمیرکاره خوب بود، حتی امتحانش هم کرد
حالا دیگه میتونیم ببینیم
چه شمارههایی زنگ میزنن
حالم خیلی خوبه
نگران من نباش
خیالت راحت باشه
پس تا فردا
به پیشواز خورشید تابان
در مسیری نو گام برمیداریم
ما فرزندان چین هستیم
و عصری نو برایش میسازیم
پیش به سوی جلو، در میان باد و باران
با اتحاد اندیشه و قدرتهایمان
No comments yet. Be the first to leave one.