Belphegor, or Phantom of the Louvre

Belphegor, or Phantom of the Louvre (Belphégor)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Σεζόν 1

Πληροφορίες έκδοσης

Episode 3
Ένα Σχόλιο από warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Belphégor ou le fantôme du Louvre (1965) زیرنویس فارسی سریال

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-01-08
Λήψεις: 13
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

آیا تو لوور شبحی هست؟ این سوالیه که کل پاریس رو درگیر کرده

سه نفر این شبح رو دیدن

گوتریِ نگهبان؛ و اون دانشجوی جوون، آندره بلگارد

و مناردیه، کمیسر پلیسی که مسئول پرونده‌ست

هر بار، این چهره‌ی مرموز غیبش زده

به شکلی که هیچ توضیحی براش نیست

مناردیه کلافه شده چون تحقیقاتش به هیچ‌جا نمی‌رسه

این وسط، دخترش کولت هم از طرف شبح تهدید می‌شه

یه پیرزن خیلی عجیب به اسم لیدی هادوین، نقش واسطه رو بازی می‌کنه

بین شبح و کمیسر، و سعی می‌کنه

راضیش کنه که بیخیال تحقیقات بشه و پرونده رو ببنده

کولت بیشتر از اینکه نگران خطری باشه که تهدیدش می‌کنه

فکر و ذکرش پیش رابطه‌ی بین آندره و لورنس بورله‌ست

یه زن جوون و مرموز

کسی که آندره رو به طبقه اشراف پاریس معرفی می‌کنه

به‌خصوص به دوست میلیونرش، ویلیامز

کولت که عاشق آندره‌ست، حسابی شکاک و ناراحته

انگار این معما اصلاً حل‌شدنی نیست

تا اینکه برحسب اتفاق، گوتری به یه کشف تکون‌دهنده می‌رسه

اون شب، گوتری همراه آندره به لوور برمی‌گرده

اونا با هم یه راه مخفی پیدا می‌کنن

که به زیرزمین‌های قدیمی می‌رسه، جایی که شاهد یه صحنه‌ی عجیب می‌شن

یه صحنه‌ی باورنکردنی. ویلیامز، و کنارش

شبح، که بی‌حرکت روی یه میز دراز کشیده

اون با خونِ ویلیامز جون دوباره می‌گیره و دستور می‌گیره

که دنبال گنجی بگرده که یه جایی تو موزه قایم شده

یعنی این گنج مرموز همون فلز کیمیاگری افسانه‌ایِ پاراسلسوسه؟

این فرضیه‌ایه که آندره مطرح می‌کنه

آخر اون شب دلهره‌آور، گوتری به خونه برمی‌گرده

اما آندره تو زیرزمین می‌مونه تا سر از این راز دربیاره

روزها می‌گذره و هیچ خبری از آندره نمی‌شه

گوتری که دیگه حسابی ناامید شده منتظر یه نشونه‌ست. اون ترسیده که بدترین اتفاق افتاده باشه، اما واقعیت یه چیز دیگه‌ست

دو روزه برگشتی و به من نگفتی؟

داشتم از نگرانی دیوونه می‌شدم که بلایی سرت اومده یا نه

الان دیگه همه‌چیز رو می‌دونم

خب که چی؟

نمی‌تونم چیزی بگم

هیچی نمی‌تونم بگم

معنیش چیه؟ چه دلیلی داره؟

آروم باش. بلگارد حرفی نزده

پس چرا خبر بازجویی شدنش رو پخش کردی؟

فقط یه نقشه‌ی کوچیک از طرف من بود

این قضیه دو تا حالت داره: بلگارد هیچی نگفته

پس بلفگور می‌تونه با خیال راحت بخوابه. یا اینکه بلگارد حرف زده

و اون‌وقت بلفگور مجبور می‌شه دست به کار بشه

الان اونا با آندره تماس می‌گیرن

تا بفهمن چی می‌دونه. بفرما، دیدی؟

حالا نقشه‌ی ما چیه؟

تماشا می‌کنیم. جلوی خونه‌ی بلگارد منتظر می‌مونیم

نوبت تعویض شیفتته. دیگه وقتش بود

خبری شده؟ همه‌چی آرومه

کمیسر کجاست؟ پلاک ۲۹، طبقه سوم

بفرمایید. ممنون

یه ماشین داره میاد

داره سرعتش رو کم می‌کنه

قایم شو

داره برمی‌گرده

داره نگه می‌داره

کسی رو می‌بینی؟ نه

عالی بود

آره، طبق معمول. خبری نیست

امشب برمی‌گردی؟

آره، ولی دیگه اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم. ساندویچ بی ساندویچ

آخه وقتی شکمم پر باشه خوابم می‌گیره

داره برمی‌گرده

من می‌رم پایین

خب، شروع شد

در رو باز کن

باز کن وگرنه با لگد می‌شکونمش

تو؟ خودمم

کجاست؟

رفته. رفته؟ چطوری رفته؟

تو بهش کمک کردی؟ معلومه که آره

ولی چطوری؟ از در پشتی

آدمات به فکرشون نرسید جلوی یه بیوه‌ی جوونِ عزادار رو بگیرن

با اینکه اونقدرها هم ظرافت زنونه نداشت

کدوم جهنمی این کار رو کردی؟

پس خودت چی؟ من چی؟

از آندره به عنوان طعمه استفاده کردی؟

بازجویی بدون وقفه؛ بلگارد چی گفته؟

من دارم وظیفه‌م رو انجام می‌دم. وظیفه‌ت؟

درسته، وظیفه‌م

کاری که کردی اصلاً باورکردنی نیست

باید استعفا بدم. اصلاً می‌فهمی چه کار کردی؟

تو فقط به فکر کارتی. پس پیشنهاد می‌دی چیکار کنم؟

شاید به فکر دخترت؟ خب اون چی؟

اوه، نقشه‌ت واقعاً زیرکانه بود. واقعاً که

چطوری از بلفگور استفاده کردی تا بیفته دنبال آندره

الان دیگه خطری دخترت رو تهدید نمی‌کنه، ولی در عوض آندره داره با جونش بازی می‌کنه

ولی چرا که نه؟ اون که جزو خانواده‌ت نیست

کولت

چیه؟

بابا، من دوسش دارم

پس ازش خوشت میاد. نه، گوش کن: من عاشقشم

این خیلی فرق داره. من هر کاری براش می‌کنم

حتی به قیمتِ روبروی پدرم ایستادن

بله. حتماً

بالاخره یه روز باید این اتفاق می‌افتاد

دیوونه شدی؟ نه

همین یه لحظه پیش بودی. یه لحظه پیش، الان دیگه خیلی وقت پیش محسوب می‌شه

ارزش گفتن نداره. باشه، پس عاشقشی

پس نباید بری دنبالش؟

نه. اینطوری امنیتش به خطر می‌افته

فکر می‌کنی بدون محافظای من امنیتش بیشتره؟

من محافظای تو رو می‌شناسم

و لابد الان فکر می‌کنی دیگه تحت نظر نیستی

و لابد فکر می‌کنی منم فقط می‌شینم و دست رو دست می‌ذارم

چیزی رو فراموش نکردی؟

اون یه مشکل دیگه‌ست

نه، مشکل اصلی همینه. اون عاشق اونه

فعلاً. اون زن هم عاشق آندره‌ست

این خودش یه دلیل اضافه‌ست برای جنگیدن

تو می‌جنگی

پس چیکار کنم؟ تا آخر عمرم بشینم و به ماه زل بزنم؟

طفلکی. تو هیچ شانسی جلوی لورنس نداری

ولی بازم تلاشم رو می‌کنم

قهرمان زندگی من همون دختر مدرسه‌ایِ عاشق توی کتاب فرانسواز ساگانه

دوشیزه مناردیه؟ شما کی هستین؟

اسم من چندان مهم نیست. اگه اسم من رو می‌دونی، برای من مهمه

از طرف آندره بلگارد اومدم. آندره؟ می‌دونی کجاست؟

پلاک ۱۰ خیابون سول. ولی لیدی هادوین می‌خواد شما رو ببینه

اگه تمایل داشته باشین

اون داخل منتظر شماست

کجاست؟ اونجا

نگو که ترسیدی

آوردنش، میلیدی. کار راحتی نبود

حسابی گند زدی دختر جون. منظورتون چیه؟

آندره بلگارد ناپدید شده. ناپدید شده؟

دیگه توی خیابون سول نیست. شما اونجا بودین؟

همین الان. شما اون رو گرفتین

قسم می‌خورم که نه. یه لحظه صبر کن

اول باید یه چیزی بهت بگم و اونوقت می‌فهمی چرا

می‌خواستم حضوری باهات صحبت کنم

اگه اون پسر جوون رو پیدا کردی، این رو از طرف من بهش بگو

فقط یه جا هست که اون توش امنیت داره: برگرده به خونه‌ی من

خونه‌ی شما؟ من منتظرش می‌مونم

صمیمانه امیدوارم بتونی راضیش کنی. وگرنه، کارش تمومه

فکر می‌کنی قانعش کردی؟ صداقت همیشه جواب می‌ده

صداقت؟

میلیدی؟ بله؟

ببخشید، ولی من یه توضیح می‌خوام. چی شده ویلیامز عزیزم؟

ما داریم هر کاری می‌کنیم تا دستمون به این یارو برسه

اون‌وقت شما می‌خوای ازش محافظت کنی؟

بله. ولی اون می‌تونه نابودمون کنه

چطوری؟ اون ما رو توی زیرزمین دیده

اون از قضیه‌ی فلز خبر داره

اونجا رو پر از آب کردی؟

چه فایده‌ای داره وقتی یه شاهد هست که می‌تونه حرف بزنه؟

اگه قرار بود حرف بزنه، تا حالا زده بود

ما که نمی‌دونیم. لو رفتیم. اونوقت شما وجدانت بیدار شده

خب که چی؟

باید یه کاری کرد

اون می‌تونه برامون پاپوش درست کنه و لومون بده

تا وقتی اوضاع رو کنترل نکنیم، نمی‌تونیم خیالمون راحت باشه

می‌دونم چطوری می‌خوای کنترلش کنی. و اصلاً از این خوشم نمیاد

مگه راه دیگه‌ای هم هست؟

فعلاً نمی‌خوام کاری انجام بدی

حساس شدی؟ احساساتی شدم

آندره بلگارد برات جذابه؟ اون؟ نه

پس چی؟ پس؟

نمی‌خوام کاری انجام بشه که به کمیسر آسیب بزنه

کمیسر؟ بله

هضمش سخته. ولی همینه که هست. پس چون مناردیه شبیه یکی از خاطراتِ کپک‌زده‌ی شماست

باید با جونمون بازی کنیم؟

بازی با جون؟ چقدر بزرگش می‌کنی

حواستون باشه میلیدی، دیگه وقتِ خیالبافی تموم شده

تا حالا عادت‌های عجیب شما رو تحمل کردیم. اونا فقط آزاردهنده بودن

اما اگه خطرناک بشن، رفتار منم عوض می‌شه

هیچ‌کدوم از ما حاضر نیست سرِ هوسِ یه پیرزن قمار کنه

مراقب حرف زدنت باش. شاید حرفت درست باشه، ولی خوشم نمیاد

من اینجا نیومدم که ابراز احساسات کنم

یه بار دیگه ازت خواهش می‌کنم

نظرت رو عوض کن

اگه نکنم چی؟ شاید مجبور بشم شما رو هم تحت کنترل بگیرم

می‌خوای من رو بترسونی؟ بهش فکر کن

باید از پسرم بترسم؟ پسرتون... اگه شما اینطوری می‌گین

منظورت چیه؟ پسری که هیچ‌وقت نخواستین گردن بگیرین

شانس آوردین. من می‌تونم بدون اینکه لو برین، ازتون محافظت کنم

واسه همینه که نامه‌ها رو سوزوندم

از این به بعد، کاملاً تنها می‌شم

نه، تنها نیستی بوریس. چرا؟

اگه باهات نباشم، روبروت می‌ایستم

بهتر و بهتر شد. بیا با واقعیت روبرو بشیم

این ماجرا جوری پیش رفته که اصلاً خوشم نمیاد. تمومش می‌کنیم

نه، هیچ‌وقت. من کل عمرم رو با کسالت گذروندم. حالا که

انگیزه‌ای برای زندگی پیدا کردم و دارم این کار رو به سرانجام می‌رسونم

باید جا بزنم؟

دیگه خیلی پیچیده شده. حالم رو بد می‌کنه

چه اهمیتی داره؟ من فقط به موفقیت نهایی فکر می‌کنم

نه موانعی که برای رسیدن بهش باید از سر راه برداشت

داری یه بازیِ مرگبار می‌کنی

آره، و تو اولین کسی هستی که این رو می‌فهمه

بلفگور هیچ‌وقت اجازه نمی‌ده بهم دست بزنی

باور نکن

احترام زیادی برای من قائلن

این یه اشتباه بزرگه میلیدی. البته که همه به لیدی هادوین احترام می‌ذارن

ولی احترامی که، خودتون هم می‌فهمین، اونقدرها هم زیاد نیست برای

لیدی فونوگراف

شما خبر دادین؟ بله، به محض اینکه دیدمش

شما صاحب‌کار هستین؟ مدیرم

Belphegor, or Phantom of the Louvre subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Belphegor, or Phantom of the Louvre

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left