Οι πρώτες 200 γραμμές.
... گذشت شکارچيان سايه آنچه در
اون بعد هم مثه اين بعد ـه؟
.در اصل, اون يه جدول زماني متناوب هستش
.فقط خفه شو وو منو ببوس
,ايزابل لايتوود, به دستور کليو
.به اتهام خيانت سنگين تحت بازداشتي
اگه مجرم باشه از نشان هاش محروم ميشه و به يه جا تبعيد ميشه
- تو و جيس خوبين؟ - نه.
اتصال پربتاي ما خيلي ضعيفه.
مليورن بهمون دروغ گفت؟
.اون گفت که اون پورتال مارو ميبره پيش پدر من
جيس, از کجا اينو ميشناسي؟
.اون بابامه
بابا؟
.پسرم
.اوه, جيس
.نميتونم باورش کنم
پسر, زخمي شدي که. چطوري پيدام کردي؟
.تو مُردي. ولنتاين تورو کشت
.ولنتايــن ايــ...ولنتاين اينجاست
.نه, جيس. اين منم
.ميچل ويلند ام. من پدر جيس هستم
,ببين, ميدونم جيس بهت چي گفت
.ولي من ده سال اينجا بودم
.ولنتاين رفت و منو جا گزاشت
جاسلين فيرچايلد چي شد؟
اونو با خودش برد. شما؟
.کلاري هستم. دخترش
يه سيلي به اسم مليورن بهمون گفت که ولنتاين با اون اينجا بودن
!جيس, نه
.سم يه "رَوِنِر" هستش. همش بهم ميگفت که حالش خوبه
,بايد پدرتو پيدا کنيم
.پدر من نيست
...ولنتاين
دستگيره اش. کجاست؟
.جيب عقب. جيب عقب
.بگيرش
مشکل چيه؟
.نشون ضعيفه
.سم "رَوِنِر" حتما داره پخش ميشه
.بايد براش کمک پيدا کنيم .ما...ما پورتال رو بستيم
.ولنتاين يه پورتال دائمي داره
.بزنين بريم
.هي, جيس, باهام بمون. جيس
اولين جنگمون با شيطان رو يادت مياد؟
تو راه برگشت به کانون بوديم, .توي کينشاسا
.تو فقط هشت سالت بود, اما خيلي شجاع بودي
يادت مياد چي گفتي؟
"آماده ام که بميرم"
,و بعدش من گفتم
بعضي موقع همونقدر واسه زنده موندن" "شجاعه که واسه مردن هست
يادته؟
.اره
..درسته
.اين توئي
.بريم ديگه
محمـدحسينـ و سرويـنـ با افـتـخـار تـقــــديم مـيکــنـند KinG_StrangER , (ســرويــنــ) SarviN.A
تموم چيزي که تو ذهنمه .اينه که بايد بيارمت بيرون
خيلي خب, آشناهامون توي آيدريس کي هستن؟
.تنها کسايي که اهميت ميدن مامان و بابا هستن
ولي اونا هم به خودشون ترديد دارن
ليديا چي پس؟
- ليديا؟ - .آره
چرا هنوزم داري اون بحث رو ادامه ميدي؟
اون تعقيبم ميکنه
.تو گفتي چاره اي نداره
.نداره
.همه سر آخر يه چاره دارن, الک
.من يکي واسه خودم پيدا کردم
فقط بزار بدون از دست دادن شرافت نفس ام , اينو پشت سر بزاريم
,ببين, ميدونم که نميخواي باور کني
,ولي ليديا گفت که اگه يه راه حل پيش روش بزاريم
.اونوقت بهمون کمک ميکنه
شايد بتونم يه کاري کنم که محاکمه رو به تاخير بندازه
چرا؟
,که بتونم اينجا بشينم ,وو کامپيوتر بازي کنم
تا وقتي يه چيز ديگه پيدا کنن که باهاش منو متهم کنن؟
.منم فقط يکي از قرباني هاي کليو هستم
.اونا جام رو ميخوان
.پس بزار واسه پيدا کردنش يکم وقت جور کنم
...هي, جيس و کلاري
از يه دَر که خدا ميدونه به کجا ميره ناپديد شد
.خودت گفتي واسه هميشه از دست رفتن
.و همينطور جام
اگه اشتباه گفته باشم چي؟
من نميتونم جيس رو پيدا کنم, چون ,اتصال ـمونو تضعيف کردم
,ولي اين به اين معنا نيست که نتونه پيدا بشه
.يا نتونه پيدامون کنه
.ما وقت بيشتري ميخوايم
حالا داري روي کاه چنگ ميندازي؟
.ايزي, گوش کن
.من داداش بزرگت ام
.خواهشاً بزار همين يه بار رو کمکت کنم
.من نميتونم اينو بخورم
- تو توي موقعيتي نيستي که انتقاد کني - ...نه, من
.من نميتونم اينو بخورم. کلا نميتونم چيزي بخورم
من نميتونم برم رستوران, و غذا سفارش بدم و,
.و بشينم يه جا وو بهش خيره بشم
تو بايد ياد بگيري که چجوري با .چيزي که رو به رو ـته جور بشي
روي بشقاب, دوروبر گوشت, چي ميبين؟
خون. بايد چيکار کنم حالا, ليس بزنمش؟
.خيلي مودبانه ست
.ميبيني؟ تمومه
و اين حرکت بايد کمکم کنه که نورمال بنظر بيام؟
- .آره, احتمالا شيشه شراب بهتر باشه - .شايد
!ما کمک نياز داريم
کلاري چي شد؟
,فکر ميکرديم که ولنتاين رو پيدا کرديم ولي اون رفته بود
ميچل ويلند؟
ولنتاين مادرمو با خودش برد, اما .ما پدر جيس رو پيدا کرديمببين
چي؟ فکر ميکردم ولنتاين پدر .جيس رو کشته
.سعي خودشو کرد
.سلام, لوسين
.امکان نداره
.فکر ميکردم ديگه نميبينمت
.هيچ وقت فکر نميکردم بتون کسي رو دوباره ببينم
- چي شد؟ - شيطان نيشش زد
.نميتونه با سم مقابله کنه
,نشون هاش خيلي ضعيفن و اون به خون نياز داره
.ولي نميتونيم به کانون برگرديم
.سايمون
.سايمون, بايد يه جور خوني توي .هتل دمورت باشه
- ميتوني به رافائل زنگ بزني؟ - ميتوني يکم آب بياري؟
- .الان ميارم - زنگ زدن جواب نميده
.بايد اينو بنفسه انجام بديم
,ماشين من تو گاراژ هستش. تو بِرون
من زير يه پتو قايم ميشم که ...به نور آفتاب برنخورم و
- .يه پارکينگ زيرزميني توي هتل هست - .باشه
.ضعيف تر شده. بايد عجله کنيد
.جيس, منو ببين. سريع برميگردم
.خواهشاً. خواهشاً فقط دووم بيار
- .لطفا - کلاري؟
- .سايمون, بيا بريم - .بريم
- .اينم از اين - .فکر ميکردم به رحمت خدا رفتي
...يه سري شايعاتي بودن که
.همه فکر ميکردن حقيقته
.اون سعي کرد که منو بکشه .ولي من از حملات جون سالم بدر بردم
از اون به بعد زنداني شدم
.هيچوقت فکر نميکرم که بتونم دوباره ببينمش
چطور از کاري که باهات کرد جون سالم بدر بردي؟
.جاسلين منو کشيد کنار
تو اونجا بودي. اون بهش صدمه زد؟
.نه. هيچوقت نميزنه. هردومون خوب اينو ميدونيم
هيچوقت از عشق جاسلين صرف نظر نميکنه, حتي .اگر هم بخواد
.جاش امنه
.بيدار شد
.جيس, کمک تو راهه
.بعدا باهم حرف ميزنيم. الان با پسرت باش
.هي, جيس
.خيلي متاسفم
متاسفي؟ چرا؟
...چيزي که ديدي
...کاري که فکر ميکردي ولنتاين باهام کرده
.اين به زندگيت شکل داد
که اونطور که قرار بود پيش نرفت
اينکه ميخوام بکشمش اشتباست؟
.خيلي ها تلاش کردن
.قسم ميخورم که موفق ميشم
چرا نميتونيم چيزايي که لازمه رو برداريم وو از اينجا بريم؟
اگه ميخواستيم خون بز رو .برداريم , مشکلي نبود
اما خون انسان, اين .برضد پيمان هاست
.تعجب کردم از اينکه انقدر ميدوني
چرا همش اينکارو باهام ميکني؟
اگه همونقدر که ميبايست روي حس هاي تقويت ,شده ات, کار ميکردي
.سورپرايز نميشدي
...کلاري
ديگه بايد سرزده وارد شدن رو بزاري کنار
.ببخشيد, رافائل
- .خون نيازمونه - .شنيدم ماجرا رو
.خون آدم
جالبه که چطوري اين قانوناي درباره ي نابودگرا
همچين موقع هايي که بهمون .نياز داريد, ناک دان ميشه
.نه خير
.خيلي خب, گوش کنن. بيا
.من ديشبو توي برنيس بودم
اون يه سري چيزاي از چنتا پل و تونل خوناشاما شنيد .که چيزاي بي اساسي درباره کميل شنيد
گفتي کميل يهو غيبش زد, درسته؟
آره, آره, آره. اونا .به اينش اهميت ندادن
اونا گفتن که اون داشته از يه سري آدما محافظت ميکرد
ظاهراً ازشون تغذيه ميکرد, ولي .هيچوقت تا آخر خونشونو نميخورد
چي ميگفتن بهش؟ .اه, سربـ...سربزير و مطيع
.صداتو بيار پايين
.بهش ميگن مطيع کردن. چيزاي وحشتناک
.حتي اگه کميل ازشون خسته بشه
.خيلي خب, پس, اونا رفتن
,ولي دور و بر آدما پلکيدن فقط واسه اينکه وقت مهموني يکم تغذيه کنه
.برخلاف پيمانه
.کميل مزه چيزاي واقعي رو شکيد
.از تجربه ام ميگم
.حتماً يه نقشه اي در حال اجرا داشته
.معذرت ميخوام
اگه ميخواي بري به کليو دري وري بگي که کميل داشته بدن آدما رو از خون خالي ميکرده، اشکالي نداره
.من ميديريت جديدم
.آره
،حتما ميتوني اونا رو با اين حرفت متقاعد کني
ولي تو دقيقا تو قضيه ي من فقط يه تماشاچي ـه بي گناه نبودي
ما موافقت کرديم که در اين مورد حرف نزنيم
مگه حرف زديم؟ خنده داره، من اصلا يادم نمياد
هي، تو تا به حال به کليو گفتي کميل با من چيکار کرد؟
.نميتوني بگي. من گرفتار ميشم
No comments yet. Be the first to leave one.