Οι πρώτες 166 γραμμές.
امشب، شب کریسمس، هوا دو جوره...
بد و بدتر.
یه طوفان سهمگین داره امشب میاد سمت اوهایو.
هرچی شب جلوتر بره، وضعیت جادهها خیلی خطرناکتر میشه.
ولی بهترین توصیه اینه که فقط خونه بمونید.
تکرار میکنم، خونه بمونید.
از مامان خبری نشد هنوز؟
خودشه.
جالبه این بار کجا گیر کرده.
سلام، مامان؟
لیزا، من تو پمپ بنزین میدویل هستم.
دارم واسه ماشین زنجیر چرخ میندازم.
مامان، من گرسنمه.
باشه، جویی.
من هنوز چند تا کار دیگه دارم که باید انجام بدم.
خب، تقریباً تا یه ساعت دیگه خونهام، باشه؟
باشه.
میتونی یه ذره تنها بمونی تا ما برسیم خونه؟
اصلا نگران هیچی نباش. فقط مواظب خودت و جویی باش،
و وقتی رسیدی خونه شام حاضره.
خانم، زنجیر چرخهاتون رو انداختیم.
زنجیر چرخها. باشه. عزیزم، من باید برم.
باید برم واسه جویی یه چیزی بخرم بخوره، باشه؟
عالیه. خداحافظ.
دوباره اینا رو نذاشتی سر جاشون، مری.
یه هدیه عالی برات گرفتم.
نپرس چیه. غافلگیرکننده است.
شرط میبندم یه مخلوطکن جدیده.
خب، پس چیه؟
بهت نمیگم.
ناقلایی.
سورتمه است.
سورتمه؟
فکر کردم، برای تنوع هم که شده، شاید یه چیز سرگرمکننده بخوای.
اوه، فکر میکنم سورتمه یه هدیه فوقالعاده است.
دوستت دارم.
تو ناقلایی.
باشه. آروم باش و تلویزیون ببین
تا مامان و جویی برسن خونه، باشه؟
باشه. باشه.
لازم نیست خونه رو دوباره تزئین کنی یا از این کارا،
قبل از اینکه ما همه برگردیم.
گرمته؟ آره.
باشه. باشه، خداحافظ.
خداحافظ. مراقب باش.
و مهمترین خبر اینجا امشب در سینسیناتی، هواست.
و حالا گیل با آخرین خبرها.
از ساعت ۱۰ شب، طوفان عظیم کانادایی
همچنان به سمت جنوب پیشروی میکنه.
شرایط کولاک حالا از بسیاری از مناطق غرب میانه گزارش میشه.
انتظار میره بادهای شدید و بارش سنگین برف به ما برسه
اینجا در منطقه سینسیناتی طی ساعت آینده.
حالا، خبرهای محلی بیشتر...
سلام.
نظرت چیه یه پیتزای کریسمس سریع تو کاپونز بخوریم قبل از اینکه برسونمت خونه؟
جک، فکر نکنم بتونم سه تا پیتزا بخورم.
کی حرف از سه تا زد؟
خب، من دو پیشنهاد دیگه هم دارم.
اوه، دوباره شروع شد.
دلیلهی این فروشگاه ارزونفروش.
آخ!
مری، مری.
لیزا، تو اینجا چیکار میکنی؟
ببخشید، سعی کردم زنگ بزنم، ولی تلفنها قطع شدن.
مری، باید همین الان بیای خونه.
تو تلویزیون گفتن قراره
یه کولاک بزرگ تو یه ساعت دیگه به سینسیناتی بزنه.
خیلی اوضاع خرابه.
مامان و جویی رسیدن خونه؟ نه. هنوز نه.
جیپ من دو دیفرانسیله. هر دوتاتون رو میرسونم خونه.
یکی باید به بارنی بگه مغازه رو ببنده.
این مثل این میمونه که یکی به کینگکنگ بگه از جنگل بره بیرون.
به هر حال، اینم شانس بزرگت.
نه.
به محض اینکه اون رفت، برمیگردم دنبالت، باشه؟
لیزا، بیا پایین زیر پیشخوان.
نمیخوام تو رو اینجا ببینه.
سلام، خوشگله.
داشتم نگاهت میکردم، خب، با خرسهای عروسکی.
فکر میکنی اینجا یه بازار خیریه راه انداختی؟
کالا معیوب بود. وجه برگشت داده نشد.
مشتری در عوض یه کیسه بوکس گرفت و کاملا راضی بود.
یه چیز رو میتونم در موردت بگم، چشمعسلی،
خودت که هیچ عیب و ایرادی نداری،
ولی وقتی میگم «عروسکهای خرس رو بفروش»،
منظورم اینه که عروسکهای خرس رو بفروش. واضح بود؟
من فروشنده نیستم، آقای بارنی.
من خدمات مشتری هستم، و داشتم کارم رو انجام میدادم.
بیا اینجا.
انجام دادن کارت یعنی خوشحال کردن من،
که، در مورد تو، کار سختی نیست. میدونی چی میگم؟
نه، نمیدونم!
میدونی، برای یه دختر خوشقیافه، تو واقعاً خیلی خنگی.
نمیدونی بهتره با رئیس خوب باشی؟
تا یه پسر انباردار خوشتیپ که دستش توی صندوقه؟
با مری اینجوری حرف نزن!
این دیگه چیه؟
اون خواهر منه و کاملا حق باهاشه.
آقای بارنی، بهتون پیشنهاد میکنم افکار کثیفتون رو پیش خودتون نگه دارید
و از این تهمتهای بیجا دست بردارید
به یه آدم خوب مثل جک فنتون!
آره واقعا؟ خب، با این رفتارت،
خیلی زود از اینجا پرت میشی بیرون، میدونی که؟
با این رفتارت، همین الانم میتونم از اینجا برم بیرون!
بیرون کولاکه،
شب کریسمسم هست، و من میخوام خواهر کوچیکمو ببرم خونه.
مری! میدونم، میدونم.
بچه نیستی که. تو ۱۱ سالته.
و اگه ذرهای وجدان داشتی، که میدونم نداری،
به همه مشتریات توصیه میکردی
تا فرصت هست از اینجا برن!
بیا، لیزا. بریم جک رو پیدا کنیم.
چی، چی؟ دوست داری بزرگترین درآمد یک روزه سالمو خراب کنی؟
چی، دیوونه شدی؟
همینه... آره.
درست مثل بارنی.
فنتون! به اون بزرگترین!
گرفتش! از بالای سر.
دو.
بیا بریم جک. چی شد؟
من فقط به کینگکنگ گفتم با اون جنگلش چیکار کنه.
باشه. دمت گرم، رفیق.
مواظب باش. فکر نکنم اعلیحضرت زیاد خوشحال باشه.
خرس، خرس، خرس.
اِ، ببخشید، همگی.
همین الان از تلویزیون شنیدم که قراره یه کولاک شدید
هر لحظه به سینسیناتی برسه.
شب کریسمسم هست، و همهتون باید تا وقتی که میتونید برید خونه.
اینو بده به من! اینو بده به من، ای هیولای ریزه میزه!
جای نگرانی نیست، رفقا. اون فقط یه هشدار الکی بود.
لطفا. اِ، بابا بیخیال. فقط یه کم برفه.
یعنی چی انتظار دارید؟ کریسمسم هست!
خانم پایپر، بابت بردن جایزه تبریک میگم
اولین جایزه سالانه بهترین خواهر سال رو.
اوه، مری، یک «استاد کوهستان»!
اونا بهترینن، و تو هم همینطور.
اونو بذار سر جاش، ای فسقلی موذی!
اون مال دزدیه!
قیمتش دقیقا نصف حقوقیه که به من بدهکاری، آقای بارنی.
خب، میتونی واسه نصف دیگهاش ازم شکایت کنی.
بیا، لیزا.
و شما دو تا، هر دوتون،
شما هم میتونید ازم شکایت کنید!
دقیقا همین کارو میکنیم. کریسمس مبارک. کریسمس مبارک.
دنبال من بیا.
بالاخره آزاد!
نمیرسه.
لیزا، واقعا از سورتمه خوشت اومده؟
منظورم اینه که توی مغازه فقط نقش بازی نمیکردی که، میکردی؟
نه. این قراره بهترین کریسمس تو تاریخ جهان باشه.
همینجا توی سینسیناتی!
به سینسیناتی باشکوه خوش آمدید،
ملکه پیستهای اسکی کوهستانی اوهایو!
وووآ!
جک!
جک!
یه هیولا توی کیک عروسی بارنابی هست!
اصلا خوشش نمیاد.
خب، اصلا هم لیاقت کیک عروسی رو نداره.
ببخشید.
ببخشید، متاسفم.
اوه، ببخشید، خیلی متاسفم. متاسفم.
اوه!
ببخشید.
بیا، بذار کمکت کنم بلند شی.
ممنون میشم. مرسی.
No comments yet. Be the first to leave one.