Οι πρώτες 200 γραμμές.
صبح بخیر، آقای هارپر. صبح بخیر، جف
سلام رالف. صبح بخیر، آقا
الو؟ امنیت.
دیک. چارلی
منتظرت بودم
حالت چطوره؟ بشین
واسه خودت یه چیزی بریز. ممنون، چارلی
این کار داغونه، خودت میدونی؟
آره، داغونه!
قبلاً هیجانانگیزترین کار دنیا بود
حالا دیگه حسابی داغونه
سال سختی بود. داغونه
فکر کنم واقعاً داغونه. حسابی داغونه!
باشه، حسابی
حس فوقالعادهای بود که عضوی از اون تیمی باشی که بند کفش رو بست
که اون گام بزرگ رو برای بشریت برداشت
از ساختن یه موشک لعنتی همچین حسی بهت دست نمیده
حالا این چرت و پرتها چیه؟ برنامهام برای سازماندهی مجدد دپارتمانم
یک گام کوچک
یک گام بزرگ برای بشریت
من که اینو نمیگم ولی برنامه بدی نیست
میدونی کی اون قدم رو ممکن کرد؟ ما بودیم
من و تو
و باب کین، فرانک چپمن
ما نیل و اون یارو رو فرستادیم روی ماه لعنتی
و بعد سرمون کلاه گذاشتن
داغونه
حسابی!
نظرت چیه رک و پوستکنده حرف بزنیم؟
درسته، چارلی
من بیشتر به فکر کاهش هزینهها بودم تا تعدیل نیرو
بوقلمون، بوقلمون، بوقلمون
من داشتم جدی حرف میزدم
دیک
همیشه فکر میکردم تو از اون آدمایی هستی که لازم نیست بهشون خالی ببندم
خوشحالم اینو میشنوم
میتونم باهات رک باشم؟ حتماً
یعنی، واقعاً رک؟ چارلی، هرچیزی میتونی بهم بگی
تو اخراجی
امروز باید پنجاه نفر رو اخراج کرده باشم
ولی این اولین باری بود که اینطوری انجامش دادم
اولین باری بود که دقیقاً همینجوری گفتم: "تو اخراجی."
کار نیکو کردن از پر کردن است
نه
نباید این کار رو میکردم
فقط از این همه چرت و پرت خسته شدم
یه لحظه صبر کن
جدی میگی؟ مگه من رفیقمو دست میندازم؟
شوخی نکن، چارلی. واقعاً داری منو اخراج میکنی؟
لازم نیست بهت بگم که سال چقدر افتضاحی داشتیم
من کارم بد نبوده
کارتو فوقالعاده انجام دادی. و نذار هیچکس بهت چیز دیگهای بگه
پس چرا من؟
بخش من بهتر از همه عمل کرده
سابقه کار
فکر کنم به خاطر همین بود
مطمئنم به خاطر همین بود. سابقه کار. آره
منظورت اینه که وقتی بهرهوری رو مقایسه میکنی...
دیک!
میشه خواهش کنم الان وارد این بحثهای چرت و پرت نشیم؟
راستش، من یه کم گیجم
و دستام به خون آلودهاس
کلی خون
آقای هارپر؟
باید بعداً باهاتون تماس بگیرم
فقط میخوام بگم خیلی متأسفم که دارید ما رو ترک میکنید
خب، ممنون
آقای بلانچارد در مورد ماشین بهتون گفتن؟
کدوم ماشین؟ ماشین شرکتی که استفاده میکردید
میتونید تا دو هفته ازش استفاده کنید
چقدر با ملاحظه، نه؟
اما لطفاً الان کارتهای اعتباری شرکت رو باید به ما بدید
خدانگهدار، آقای هارپر
جین!
هی، این چیه؟
این ناراحتکنندهاس
جین
جین!
هی، جین! هی عزیزم، زود اومدی خونه
باید باهات حرف بزنم. باید باهات حرف بزنم، آقای هارپر
قسط دوم استخر سررسید شده
بیلی!
بیلی، میشه رفیقتو از توی سیمان دربیاری!
من اخراج شدم. ها؟
من اخراج شدم
اوه، عزیزم
چی گفتی؟
گفت خستهاس
هی، آقای هارپر، امروز اخراج شدی. آره
متولد چه ماهی هستی؟ ها؟
امم... اون بهمنیه
بدبخت بیچاره. میدونستم
چه ضدحالی
مریخ در اتصال مستقیم با زحل قرار داره
دوران سختی برای ما بهمنیهاست
اون صورتحساب استخر رو که بهت دادم، همون قسط دوم؟
تا چهارشنبه هفته دیگه بهت مهلت میدم
هوم
آخ. اسپیرانزا
شام آمادهاس
ممنون. - گراسیاس
اوم. باورم نمیشه چارلی اخراجت کرده.
چارلی اخراجم کرد. موش کثیف!
بعد از این همه سال که به خاطرش خودم رو به آب و آتیش زدم.
یعنی قراره فقیر بشیم، مثل خانواده والتونز؟
نه، بیلی، اینطور نیست.
با استخر چیکار کنیم؟
اول تمومش میکنیم.
گرمشم نمیکنیم.
تا وقتی که یه شغل دیگه پیدا کنی.
چطوری تو استخر شنا کنیم اگه آبش سرد باشه؟
بیلی درست میگه. همسایهها چی میگن؟
اگه تو یه شب سرد از استخرمون بخار بلند نشه؟
من دارم اینجا یه کم صرفهجویی میکنم.
بیلی، کلاسهای اسکیمون رو بیخیال میشیم. خدایا!
دیگه شراب فرانسوی تو خونه نداریم، قربان. اوه، خدایا!
و عضویتم رو تو کلوپ کتاب ماه لغو میکنم.
پس ست درامم چی میشه؟
خانواده، همه چی درست میشه.
اصلاً جای نگرانی نیست.
اون چیزا رو ببر بالا. تویی که تو کامیونی، مراقب اون گل و گیاهها باش!
اون چیزا هم میره. یواشتر اونجا.
مواظب ریشههای اون باش.
هی، اون گیاهها هم بعدش میره بالا، باشه؟
بس کن! سلام، خانم هارپر.
اون میره بعدش.
به خدا، دارید چیکار میکنید؟
اخطار ما به دستتون رسید، خانم هارپر؟
بله. من براتون چک فرستادم. هی بالا پایین میپرید! این کار خوبی نیست.
هی، مواظب اون گل و گیاهها باش! مواظب اون وسایل باش!
ببرش اون بالا. یه چک دیگه بهتون میدم.
دو تا چک از قبل برگشت خورده، خانم هارپر.
مادرت نُه ماه تو رو تو شکمش نگه داشت، ولی ما فقط دو ماه تحملت میکنیم.
اون باغچه رو خالی کن.
فقط به خاطر اینکه بانک اشتباه کرده، دلیل نمیشه بیاید درخت منو از ریشه در بیارید!
ببخشید. مال شما نیست. مال ماست.
ما این چیزا رو کاشتیم، حالا خودمون درش میاریم.
مواظب باش.
اگه نمیخوای ورشکست بشی، حساب نسیه باز نکن.
داری از تاکتیکهای گشتاپو استفاده میکنی.
این غیرممکنه. من یهودیام.
هی، مواظب اون گل و گیاهها اونجا باشین. یالا، مراقب اون ریشهها باشین.
درسته. همه این بوتهها رو دربیارین، همه این درختا رو.
همه چیز اون بالا، هر علف هرز گندی تو این کل باغ.
بیا اینجا. میشه این نایبُری رو یا هرچی که اسمشه رو برداری؟
این چیزی نیست که ما سفارش دادیم و یه ماه پیش بهتون گفتم.
باورت میشه؟ بهشون گفتم اون چیزی که ما میخوایم رو بکارین یا همهشو پس ببرین.
چه کلاهبرداری! درسته. چمن رو جمع کن.
منم از این چمن خوشم نمیاد. چمن مصنوعی بیشتر از این جون داره.
تو دیگه هیچ وقت تو این محله کار پیدا نمیکنی!
هی، مامان، تو عالی بودی. جدی میگی، عزیزم؟
اوم.
چی میخوای؟ من گیاهها رو تو خونه میخوام.
اگه یه قدم بیای تو این خونه، زنگ میزنم پلیس.
من هنوز اون گیاهها رو میخوام.
خیلی وخیمه، نه؟
وقتی بابا میاد خونه چی بهش بگیم؟
خب...
قراره به من بگی اوضاع چقدر بده؟
یا قراره صبر کنی تا سقف بریزه سرمون؟
واقعاً اونقدر که به نظر میاد بد نیست.
هیچی به بدی این نیست که الان میبینم.
ما نه درآمد داریم و نه دارایی.
منظورت چیه که ما دارایی نداریم؟
غیر از خورشید صبح و ماه شب.
ما این خونه رو داریم.
هفتاد و هفت هزار دلار بابت این خونه بدهکاریم، دیک.
اگه الان بمیری، چطور قسطاشو بدم؟
از بیمه.
ما بیمه نداریم. تو ازش پول قرض گرفتی.
درسته، درسته، درسته. یادم رفته بود.
این مسخره است. من که امشب نمیمیرم.
نمیدونم. شب هنوز جوونه.
آرامش بخشه که بدونم وقتی اوضاع سخت میشه...
تو با یه یخشکن پشت سرم وایسادی.
تو این چند سال یه زندگی مخفی داشتی.
مثلاً، "اوراق قرضه شهرداری بدون تضمین" چیه؟
نمیدونم. روی چند تا چیز برای خودمون قمار کردم و باختم. متاسفم.
تو قمار کردی. تو باختی. پس من چی؟
من قمار کردم و باختم، در حالی که حتی فرصت بازی هم پیدا نکردم.
حتی تماشا هم نکردم.
علاقه تو به اقتصاد فقط محدود به بخش خرج کردنش بود.
من همیشه تو رو یه مدیر اجرایی مسئولیتپذیر تو صنعت هوافضا میدونستم.
کی فکرشو میکرد که تو «مریم تیفوئید» دنیای مالی باشی؟
اگه با تو مشورت میکردم کارمو از دست نمیدادم.
اگه فکر میکنی میتونی بهتر انجام بدی، خودت دست بگیر.
بدتر از این انجام دادنش سختتره.
بفرما، اختیار با شماست. همه چی مال توئه.
دقیقا فکر خودمم بود.
و اولین کار من به عنوان مدیر امور مالی خانواده...
اینه که بهت پول توجیبی بدم. پول توجیبی چی؟
کدوم دیوونهای هزار دلار خرج ناهارش میکنه وقتی بیکاره و بدهکاره؟
از اون مدل آدمایی که میدونن اگه مثل یه بازنده به نظر بیای، نمیتونی کار پیدا کنی.
اگه من داینرز کلاب بودم، شکمت رو برنز میکردم و میذاشتم تو تالار مشاهیر.
نکته شماره دو.
کار تو اینه که وارد برنامه کوپن غذا بشی و دنبال کار تو زمینه خودت بگردی.
ببخشید، چرا یه شغل "واقعی" پیدا نکنم؟ مثلاً کمکگارسون یا گارسون؟
اگه زیادی مغرور نیستیم که دنبال کمکهای دولتی بریم...
نمیتونیم از پسش بربیایم. نمیتونیم از پسش بربیایم؟
با حقوق بیکاری بیشتر از اون کارها درآمد داری.
No comments yet. Be the first to leave one.