Blood Shine

Blood Shine

Λήψη Farsi/persian Υπότιτλων

Πληροφορίες έκδοσης

Blood Shine 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-persian
Ένα Σχόλιο από shine021
درخشش خون

Ετικέτες

webdl
Δημοσιεύτηκε στις: 2026-08-24
Λήψεις: 1
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi/persian

Οι πρώτες 200 γραμμές.

زيرنويس از مهدي shine021

گم شده بودی.

می‌دونم.

منم اینو حس کردم.

همه‌مون توی تاریکی گم شدیم، کِز کرده توی تاریکیِ خودمون.

جست‌وجو کردی.

از سرزمینِ ویران رد شدی و ترسیدی.

اما تنها نیستی، چون تو از برگزیده‌هایی.

و ما اینجا همیشه کنارتیم، همیشه با تو.

بدن‌مون یه قفسه.

اما چطور می‌خوای راهت رو پیدا کنی وقتی چشم‌هات

بسته‌ان و به نور نزدیک نیستن؟

به نورانی‌ها نگاه کن.

به امر الهی نگاه کن.

بیدار شو.

بیدار شو.

اوم!

اوم!

اوه.

اوه.

بریم.

بریم.

بیا، بی. آفرین دختر خوب.

بیا، بی. آفرین، همینه.

آفرین، همینه.

هی!

زود باش!

یه شکاف دیگه پیدا شده.

خب، همون لعنتی بود.

امسال تعداد بچه‌های مرده‌به‌دنیااومده از زنده‌ها بیشتره.

ببین، کیث.

شرایطت رو می‌دونم، ولی باید اخراجت کنم، رفیق.

گاو مرده پول‌ساز نیست.

ولی یه دوستی دارم.

یه مزرعه بیرونِ لیتل فالز داره، می‌گفت

شاید قبل از بد شدن هوا کمک لازم داشته باشه.

با خلافکارهای سابق هم مشکلی نداره.

لعنت بهش!

گندش بزنن!

الو؟

ببخشید مزاحم می‌شم، ولی ماشینم همین پایین

تپه خراب شده.

تلفنی هست که بتونم استفاده کنم؟

سلام.

ممنون که در رو باز کردید.

مطمئن نبودم... اوه، ببخشید.

ببخشید خانم، من...

ماشینم همین پایینِ جاده خراب شده.

باید یه تماس بگیرم، گوشی همراهم رو دارم،

ولی باتریش تموم شده.

اگه گوشی همراه دارید، می‌تونم...

اگه فقط تا دم در بیاریش...

لازم نیست بیام تو.

می‌فهمم.

اینجا وسط ناکجاآباده.

یه مرد عجیب‌وغریب دم درت پیداش می‌شه.

آدم باید مواظب باشه.

من که بودم، مواظب می‌بودم.

منو ببین.

ـ اِم، جرثقیل لازم داری؟

درسته؟

ـ بله، درسته.

بله، خانم.

ـ اِم، باشه.

اِم، می‌تونم برات تماس بگیرم.

ـ این کار... آره، عالی می‌شه.

ممنون.

خانم...

ـ اوه، من...

کلارا هستم.

ـ کیث.

می‌رم توی ماشین، همون کامیون، منتظر می‌مونم تا بیان.

لطف داری، کلارا.

ـ اوه، صبر کن... یه لحظه.

من... بیا تو.

ـ اوه، نه. لازم نیست.

ـ نه، خواهش می‌کنم.

فقط یه‌کم غافلگیرم کردی.

خواهش می‌کنم، بیا تو.

ـ وای، چه خونه بزرگی.

ـ اِم، می‌رم اون تماس رو بگیرم.

اگه اشکالی نداره منتظر بمونی.

ـ از جام تکون نمی‌خورم.

ـ هی، هنوز بیداری؟

اوه، خوبه.

ـ خبری شد؟

ـ تا یه ساعت دیگه می‌رسن.

ـ تو فرشته‌ای.

ـ اِم، چای دارم، اگه یه فنجون می‌خوای.

ـ حتماً.

ممنون.

ـ بفرما.

ـ ممنون.

ـ چای آفتابیه.

می‌ذارمش زیر نور آفتاب دم بکشه.

یه کم طول می‌کشه، ولی مزه‌ش خالص‌تر می‌شه، می‌دونی؟

ـ حالا دیگه می‌دونم.

خیلی خوشمزه‌ست.

پس، اِم، اینجا با کسی زندگی می‌کنی؟

ـ اِم، نه.

فقط خودم.

واو.

اینجا تنهایی، هان؟

حتماً یه‌کم، نمی‌دونم...

احساس تنهایی می‌کنی؟

تنهایی؟

منظورم اینه که اینجا تنهایی، داری توی تاریکی رانندگی می‌کنی

توی تاریکی.

کسی خونه منتظرته؟

نه.

یه مدتیه که تنها زندگی می‌کنم.

آره، فکر کنم توی این مورد وجه مشترک داریم، هان؟

تنها بودن.

خب، احساس تنهایی با تنها بودن فرق داره.

من هیچ‌وقت احساس تنهایی نمی‌کنم.

و امشب هم تنها نیستم—

همین رو فکر کردم.

چون تو اینجایی.

خب، به سلامتیِ این حرف.

خوبه.

اینجا رو خیلی خوب جور کردی.

داشتم فکر می‌کردم برای خودم هم یه جایی مثل این بگیرم

هر وقت بتونم. - هوم.

چی جلوت رو گرفته؟

خب، نمی‌دونم.

الان یه جورایی بین کارهام گیر کردم، دنبال کارم.

برای یه کشاورز سخته که مزرعه‌ش رو

با این اوضاع اقتصادی بچرخونه، سخته که کارگرهاش رو نگه داره،

مخصوصاً کارگری که سابقهٔ—

سابقه‌دار؟

بله، خانم.

ولی الان اینجایی.

کاری که کردی نمی‌تونه خیلی وحشتناک بوده باشه.

اشکالی نداره.

من قضاوتت نمی‌کنم.

گذشته می‌تونه خیلی بی‌رحم باشه.

می‌تونه وادارت کنه بیشتر توی تاریکی فرو بری.

ولی مجبور نیستی این‌طور بشه.

گذشته فقط وقتی آزارت می‌ده که بذاری تاریکی بهت غلبه کنه.

پس نذار این اتفاق بیفته.

من— دقیقاً.

هِه، دقیقاً.

واو، تو— کاملاً درست می‌گی.

من— اصلاً تقصیر من نبود. همسر سابقم، اون فقط—

تصور متفاوتی از چیزی که بودم داشت، با چیزی که واقعاً هستم.

می‌فهمی؟

یه چیزهایی بهم نسبت داد.

اون— اون دیوونه بود.

هر جور چرندی از خودش درآورد.

می‌گفت من— می‌گفت مشکل عصبی دارم، می‌گفت من

روش دست بلند کردم، که کاملاً چرنده.

حتی نمی‌دونست من کی‌ام.

متأسفم.

ببخشید، فقط...

- شاید فقط نمی‌تونسته تو رو ببینه.

نه.

اصلاً نمی‌تونست.

ولی تو می‌تونی، مگه نه؟

تو واقعاً فرق داری.

گرم و صمیمی‌ای.

آدم گرم و صمیمی‌ای هستی.

می‌دونی، به این چیزا عادت ندارم.

فکر نکنم تا حالا کسی مثل تو دیده باشم.

وقتشه.

لطفاً.

از پسش برمیای.

وقتشه منو ببری.

منو ببر.

آره.

خدایا، بذار...

آزادم کن!

آره، آره، آره!

منو ببر!

نه!

بس کن، بس کن، بس کن!

هدرش دادی!

همه‌ش رو هدر دادی!

تو...

این جدیده؟

جدیده؟

نه.

نه، این جدید نیست، ولی ممنون.

این فیلم کوتاه شروع همه‌چیزه.

خب...

فکر کنم کامل متوجه نشدم.

این مال قبل از مجموعهٔ 'کریون'ه؟

این پیش‌درآمد 'کریون'ه؟ - نه، نه، اصلاً ربطی به...

من عاشق مجموعهٔ 'کریون'م.

مثلاً 'کریون ۳' موردعلاقه‌مه.

می‌دونم همه می‌گن وقتی داستان رو بردی فضا،

دیگه زیاده‌روی کردی،

ولی واقعاً عالی از پسش براومدی.

و... اینم واقعاً خوب بود.

خیلی هنری بود.

جدی؟

بر اساس خوابی بود که دیده بودم.

این فیلم خاصه، خالصه.

حس می‌کنم همیشه داشتم

سعی می‌کردم برگردم به اون حس، به اون خلوص، می‌فهمی؟

- آره، شرط می‌بندم 'کریون ۴' بهترین قسمت تا امروز می‌شه.

Blood Shine subtitles in other languages

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left