Hortensia SAGA

Hortensia SAGA (オルタンシア・サーガ)

Λήψη Farsi Persian Υπότιτλων

Specials

Πληροφορίες έκδοσης

Hortensia Saga 09 by d gray-man [@animkingdomsub]
Ένα Σχόλιο από animkingdom
tlg:@animkingdomsub | تیم ترجمه انیم کینگدام dgray-man:مترجم | instagram: animkingdom | سواستفاده از زیرنویسهای انیم کینگدام حرام است. هر کس زیرنویس ما رو بدزده و دستکاری کنه مرتکب عمل حرام شده. از بارگزاری مجدد زیرنویس ما در کانالها و سایتها خودداری کنید

Ετικέτες

other
Δημοσιεύτηκε στις: 2021-03-04
Λήψεις: 7
Για Άτομα με Προβλήματα Ακοής: No

Προεπισκόπηση υποτίτλων Farsi Persian

Οι πρώτες 164 γραμμές.

دربار سلطنتی و نظام کلیسا زد و خورد کردن؟

جوخه ی 4‏،‏ و حتی نیروهای الیویر‏،‏

گفته شده که برای نجات یه جادوگر اسلحه دست گرفتن

جادوگر؟

پرنسس ماریل

ها؟

آدلهاید ارتششو بسیج کرده این با عقل جور در نمیاد

روگیس سان ‏.‏‏.‏‏.‏

زمانش رسیده

تو تاریخ امپراتوری هورتنسیا برای ما زمان بسیار مهمیه

‏"‏10نوامبر 771‏،‏ دوره ی جدید مقدس‏"‏

طبق حرف پرنسس ماریل سرزندگی ـشو در سراسر پادشاهی گسترش میده‏،‏

اعضای جناح ضد کلیسا‏،‏

یکی پس از دیگری‏،‏ شورشها رو دارن افزایش میدن

با توجه به این وضعیت‏،‏

قصر ما به دژ جدیدی برای پرنسس ماریل

کسایی از ما که پرنسس رو به رسمیت میشناسن تبدیل میشه

ما از شما آقایون میخوایم

این کلمات رو برای هواداران ضد کلیسامون در سراسر پادشاهی پخش کنین

در الیویر جمع بشین‏!‏

اطاعت‏!‏

خیله خب‏،‏ ما باید یه نفرو برای پرنسس به آلبرت بفرستیم

آره اما قبل از اینکار ‏.‏‏.‏‏.‏

هممم؟ چیه؟

برای اینکه توی این جنگ پیروز بشیم‏،‏

این به قدرتی بیشتر از قدرت عالم نیاز داره

باید فوری اون دختر رو بررسی کنم

ماریل له هورتنسیا

برو تو دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

باورم نمیشه همه باز دوباره دارن میرن

اما اینبار ‏.‏‏.‏‏.‏

دفلوت‏،‏ موضوع چیه؟

اوه‏،‏ میدونی نونوریا‏،‏ سرت شلوغه؟

هممم؟ چی شده؟ پکر بنظر میای

وااااای‏!‏ اصلا میدونی چقدر نگران همتون بودم‏!‏؟

اوه‏،‏ متأسفم

وقتی همتون زندونی بودین‏،‏

وقتی همتون سالم برگشتین خیلی خوشحال شدم

اما حالا باز یه نبرد بزرگ دیگه دارین میرین

تازه اینم معلوم شده که ماریوس واقعا یه دختره‏،‏

و یه پرنسسم هس‏!‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏

میدونم منظورت چیه‏!‏ دور و برش کلی معذبم‏!‏

‏-‏‏-‏بخاطر اینه که تو هنوز تصمیم نگرفتی

‏-‏‏-‏چی؟ ‏-‏‏-‏‏-‏‏-‏بخاطر اینه که تو هنوز تصمیم نگرفتی

‏-‏‏-‏بخاطر اینه که تو هنوز تصمیم نگرفتی

پیرمرد ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

پرنسس ماریل‏،‏

ما باید اینجا تو آلبریت صبرکنیم تا پیغام آدلهاید ساما برسه

پرنسس‏،‏ چیزی اذیتت میکنه؟

از پیدا کردن خودت خوشحال نیستی؟

ن‏-‏نه‏،‏ اینطور نیست

فقط ‏.‏‏.‏‏.‏ من فقط نمیتونم به ‏"‏پرنسس‏"‏ نامیده شدن عادت کنم

اما سرورم‏،‏ تو پرنسسی

از خیلی وقت پیش‏،‏ مردم به همین اسم صدات میزدن

نه‏،‏ درمورد این حرف نمیزنم‏!‏

ها؟

این مردم نیستن بلکه تویی که با ‏"‏پرنسس‏"‏ خطاب کردن داری مانع من میشی‏!‏

اوه‏،‏ من‏،‏ چیز ‏.‏‏.‏‏.‏

آه‏،‏ اینجوری نمیشه‏!‏ ادامه دادنش فقط اذیتم میکنه‏!‏

آلفرید‏،‏ مثل قبل منو ‏"‏ماریوس‏"‏ صدا کن‏!‏

ها؟ نه‏،‏ این زیادی دیگه به یه پرنسس توهین میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

نخیر یالا‏!‏ تازه اینقدر مؤدبانه حرف نزن‏!‏ فهمیدی؟

نه‏،‏ نمیتونم اینجوری باشم

دارم میگم لازم نیس نگران این موضوع باشی‏!‏

یالا دفلوت‏،‏ دیگه تسلیم شو‏!‏

خیله خب‏،‏ باشه‏!‏

میگم‏،‏ پرنسس ماریل امیدوارم امروز خوب باشی ‏.‏‏.‏‏.‏

انگار دفلوت خیلی معذبه مورو

آره‏،‏ اون اینو نمیدونست‏،‏

اما تمام مدت با پرنسس با خشونت رفتار میکرد

پس حالا‏،‏ پرنسس ماریل‏،‏

پرنسس شما میخواین

این کافرِ هتاک که با شما بدرفتاری کرده

رو مجازاتش کنین؟

بله‏،‏ دقیقا‏.‏ میخوام تنبیهت کنم

چی‏!‏؟ میخوای با من چیکار کنی؟

دفلوت دانوا‏،‏ بدینوسیله‏،‏

بعنوان تنبیهت برای تمام بی احترامیای تا الانت‏،‏

به آلفرید برای خدمت و محافظت از من بعنوان شوالیه ملحق میشی

ها ‏.‏‏.‏‏.‏؟

هح‏!‏ خب‏،‏ همینه دیگه‏!‏ بعنوان یه شوالیه سرمایه گزاری شده بودی

این یعنی که تو اجازه نداری از من فرار کنی

از این به بعد‏،‏ مثل قبل‏،‏ هنوز دوست عزیزمی

پرنسس ماریل ‏.‏‏.‏‏.‏

بدینوسیله دستورتو میپذیرم

من‏،‏ دفلوت دانوا‏،‏ تعهد میدم که به هر قیمتی شما رو امن نگه دارم‏!‏

مورو‏!‏

میدونی دفلوت‏،‏ راهی که پادشاهیِ الانه‏،‏

سرمایه گزاری تو زیاد اهمیت نداره

تو باید توی نبردی که برات نهایت ارزش رو داره بجنگی

معلومه که میجنگم‏!‏ مهم نیس که با کلیسای ارتدکس روبرو میشیم‏،‏

‏-‏‏-‏اجازه نمیدم کسی به پرنسس صدمه بزنه ‏-‏‏-‏ببخشید‏!‏

آره‏،‏ اینو میگن روحیه

‏-‏‏-‏خب‏،‏ کِی راه میفتیم؟ ‏-‏‏-‏میگم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏‏-‏منتظریم از الیویر پیام برسه ‏-‏‏-‏ببخشید‏!‏

‏-‏‏-‏آره‏!‏ من آماده ی رفتنم‏!‏ ‏-‏‏-‏چیز‏،‏ ببخشید‏!‏

ببخشید‏!‏

منم باهاتون میام‏!‏

نونوریا ‏.‏‏.‏‏.‏

چرا به این فکر افتادی؟

همیشه اینجا میمونم‏،‏ منتظر میشم که همتون به خونه برگردین

تازه همش نگرانم که شاید هرگز برنگردین

نمیتونم اینقدر طولانی تنهایی منتظر بشم که برگردین‏!‏

اما این جنگ به احتمال زیاد از قبلیا سخت تر میشه

نمیتونم تضمین کنم سپاه تدارک در امان میمونه

این برای تو هم خطرناک میشه

نونوریا ‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

کِی اینقدر خوب شدی؟

درس تیراندازی رو یه مدتی بود از موریس ساما یاد میگرفتم

میتونم در کنارتون بجنگم‏!‏

نونوریا داره اصرار میکنه‏.‏ چرا که نه؟

کوو هم از نونوریا محافظت میکنه مورو‏!‏

خیله خب‏،‏ نونوریا

میتونیم از کمکت استفاده کنیم

بله‏!‏ فقط بسپرینشون به من‏!‏

ممنون‏،‏ نونوریا اما ایمنی تو در وهله ی اول قرار میگیره

اومممم‏،‏ ماریوس ‏-‏‏-‏ منظورم ‏.‏‏.‏‏.‏

پرنسس ماریل‏!‏

فقط طبق نقشه عمل کن‏،‏ نونوریا

‏-‏‏-‏میخوام تمام تلاشمو بکنم‏،‏ ماریل‏!‏

‏-‏‏-‏برای من مواظب نونوریا باش ‏-‏‏-‏میخوام تمام تلاشمو بکنم‏،‏ ماریل‏!‏

اطاعت مورو‏!‏

پرنسس ماریل‏!‏

از فرمانده آدلهاید نامه آوردم‏!‏

هی‏،‏ آدلهاید‏!‏

چرا ما رو اینجا آوردی؟

روشن نیس؟ اون میخواست باهام قرار بذاره‏!‏

نه‏،‏ آدلهاید ساما؟

ببخشید که برای اومدن به اینجا مزاحمتون شدم‏،‏ پرنسس ماریل

بیخیال‏،‏ هیچی؟

نباید وقتو برای جمع کردن اربابهای در جناح پرنسس

تلف کنیم و آماده بشیم به جنگ بریم؟

آره

به هرحال‏،‏ قبل از اینکار ‏.‏‏.‏‏.‏

پرنسس ماریل‏،‏ یه نفر هس که میخواد شما رو ملاقات کنه

یه بچه؟

تو کسی هستی که قراره ملاقاتش کنم؟

پرنسس ماریل‏،‏ لطفا بابت ارتکاب این توهین منو ببخشید

ها؟

با پرنسس چیکار کردی‏!‏؟

صبرکن

اون به پرنسس آسیب نرسونده

آدلهاید‏،‏ این زن جَوون کیه؟

لاکروا ‏دونو .‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ یه جادوگره

حدس میزدم اینجا باشی

همه منتظر تو هستن زودباش‏،‏ بیا باهم بریم ‏.‏‏.‏‏.‏

ماریل

چشم‏،‏ مادر

مطمئنی حالش خوبه؟

ازت میخوام بذاری لاکروا دونو اینو حل کنه

باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

پس‏،‏ منظورت چیه که این دختر یه جادوگره؟

فکر میکردم جادوگرا فقط یه بهانه بودن که کلیسای ارتدکس راه انداخته

که از شرّ کسایی که علیهشونن خلاص بشن

آره‏،‏ منم همین فکرو میکردم

تا اینکه لاکروا دونو رو دیدم

ظاهرا‏،‏ اون برای فروش دارو پای پیاده در سراسر پادشاهی سفر میکرده

شایعه شده که اثر این داروها تقریبا جادوییه

و وقتی اون توجه کلیسای ارتدکس رو جلب کرد

توی الیویر پناه گرفت

پس یه جادوگر کسیه داروهای قدرتمند میسازه؟

نه شفادهنده بودن یه لباس مبدل برای مخفی کردن هویت واقعیم بود

ما جادوگرا ‏.‏‏.‏‏.‏

Hortensia SAGA subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Hortensia SAGA

Σχόλια

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left