Οι πρώτες 200 γραμμές.
ایستگاه بعدی شفردز بوشه.
ایستگاه بعدی وارن استریته.
درها سمت چپ شما باز میشوند.
ایستگاه بعدی اوواله.
ایستگاه.
بیا بیرون از اونجا! پیاده شو! برو بیرون!
چی کار کردی؟
چی کار کردی؟ - کار نکرد... کار نکرده.
اون یه بمب لعنتیه؟
نه! این... این... این نونه.
فقط نونه.
نمیدونم چی شده. فقط یه نونه اون تو.
اگه میخوای کمکت کنم، روی زمین دراز بکش.
این قطار الآن در ایستگاه بعدی تأخیر خواهد داشت.
لعنتی. - روی زمین دراز بکش تا کمکت کنم.
نمیدونم چی شده.
لطفاً شخصی که اهرم اضطراری رو کشیده
خودشو معرفی کنه.
بله، من بودم.
من اهرمو کشیدم. یه انفجار شد.
ایستگاه بعدی اوواله.
الو؟ به من گوش کن.
درها رو باز نکنید.
مردی که این کارو کرده هنوز تو قطاره.
درها رو باز نکنید.
درهای لعنتی رو باز نکنید... نه!
جلوی اونو بگیر...
جلوی اون مردو بگیر! بگیرینش! اون یه بمبگذاره!
جلوی اون مردو بگیرین!
بگیرینش! - لعنتی!
ایستگاه بعدی شفردز بوشه.
لطفاً مراقب شکاف باشید.
این اتوبوس اینجا آخر خطه.
لطفاً... سفر بخیر. - اون بالا چی بود؟
باز کنید درهای لعنتی رو! لطفاً ما رو پیاده کنید!
هی، تو دیگه کی هستی؟
پلیس خبر کن! بگیرینش!
بگیرینش!
ساعت دوازده و نیم،
چیزی همین الان تو قطار منفجر شده...
...در حالی که ترور دوباره به سیستم حمل و نقل لندن ضربه زد.
...خط شمالی متروی لندن. دقیقاً در همون زمان،
مسافران مترو بویی استشمام کردند...
پایتخت هدف قرار گرفته بود در آنچه به نظر میرسید حملهای دیگر...
...دقیقاً دو هفته بعد از اینکه لندن در اثر تروریسم به لرزه دراومد،
خیابانهای پایتخت دوباره به این حال و روز افتادن. وحشت و آشفتگی.
چهار انفجار. سه تا در قطارهای مترو، یکی در اتوبوس.
تیم، لطفاً بشین.
این همون الگوی دقیق دو هفته پیشه.
حالا دیگه مشخصه که این هم یه حمله هماهنگ شدهست.
چه تلفاتی؟
خب، گزارشهایی از دود و آشوب داریم،
انفجارهایی مثل ترقههای در حال انفجار، که زهره همه رو ترسونده،
اما تا حالا هیچ کشته یا زخمی گزارش نشده.
پس اینجا چه خبره؟ یه جور نمایشه؟
فکر نمیکنیم.
در هر مورد، انفجارها، از کولهپشتیهایی ناشی میشد
که توسط مردانی با ظاهر آفریقایی-سومالیایی حمل میشدند.
و شاهدان، گزارش میدن که یه مایع غلیظ حبابدار
با بوی نامطبوعی ازشون نشت میکرده.
همون مواد کارخانه بمب لیدز؟
دقیقاً.
فکر میکنم احتمال قویتر اینه که اینا بمبهای واقعی بودن،
مثل اونایی که دو هفته پیش منفجر شدن،
اما به دلایلی مواد منفجره اصلی منفجر نشدن، فقط چاشنیها.
پس اونا کجان؟
اگه کسایی که این کارو کردن بمبگذاران انتحاری بودن که نمردن،
اونا الان کجان؟
از اهالی لندن خواسته شده
که در برابر آخرین تهدیدات تروریستی مقابله کنن
با ادامه استفاده از سیستم حمل و نقل و کار کردن به صورت عادی.
پلیس و سازمانهای امنیتی تمام تلاششونو کردن،
در این شرایط.
و فکر میکنم فقط باید با آرامش واکنش نشون بدیم.
اونا احساس میکنن که باید محکم وایساد
در برابر تروریستها و بمبگذاران.
و اونا میدونن که تا حالا، افکار عمومی
خیلی از نخست وزیر حمایت کرده.
اما البته، در زمانهای مثل این، ممکنه تغییر کنه.
افکار عمومی ممکنه بیثبات باشه،
مخصوصاً اگه این یه عملیات طولانیمدت از آب دربیاد.
این بار ما شاهد یک حس وحشت هستیم
که دو هفته پیش مشهود نبود.
بله، اما دلیلش اینه که دفعه پیش مردم نمیدونستن چه خبره.
این بار، میدونن.
امروز یه کنفرانس مطبوعاتی دارم،
فرصتی برای اینکه سعی کنم آرامش رو نشون بدم.
اوضاع تحت کنترله.
فکر میکنم باید فرض کنیم کسایی که این کارو کردن دوباره تلاش میکنن؟
امروز صبح با نخست وزیر توافق کردیم که با تأثیر فوری،
سطح تهدید برای بریتانیا از شدید به بحرانی افزایش پیدا کنه.
چون این بمبها منفجر نشدن،
و دلیلش ممکنه به پلیس نکات مهمی رو بگه
درباره سازماندهی یا مهارت بمبگذاران،
یه عالمه سرنخ باقی مونده چون هیچی از بین نرفته.
یه چیزی که فرق داره اما،
اینکه بمبگذاران هنوز زندهن...
الو؟
یشی؟ منم. - چی شده؟
اشتباه شد. مختار حتماً ترکیب رو گند زده.
الان کجایی؟
واندسورث، تو خیابون اصلی.
باید بیای دنبالم.
من با برادرمم، میایم پیدات میکنیم.
چه مرگش شده؟
نمیدونم. - گمشو مختار!
تو بودی که رفتی کمپ آموزشی. ما فقط هرچی گفتی همون کارو کردیم.
احمق لعنتی!
گند زدی تو ترکیب، واسه همین منفجر نشدن!
همهشون عمل نکردن؟
اونطور که تو اخبار میگن.
البته، اونا فقط از چهار تا انفجار حرف میزنن، نه پنج تا.
لعنتی! چقدر تشنمه.
خب، حالا چیکار کنیم؟
میدونیم که چهار تا انفجار داشتیم.
خب، چهار تا تلاش برای انفجار،
ولی هنوز کاملاً معلوم نیست چی شده.
میتونم بهتون بگم که پلیس متروپولیتن و نیروهای امدادی
دارن اوضاع یه صحنه خیلی درهمبرهم رو کنترل میکنن
ولی، کاملاً مشخصه که این یه حادثه خیلی جدیه.
من چند تا پیام دارم که باید اعلام کنم.
اول اینکه سیستم حمل و نقل برای مدتی بسته خواهد بود.
دوم اینکه، بسیار مهمه
که مردم لندن و تمام کسانی که در لندن حضور دارن،
فعلاً همون جایی که هستن بمونن. متشکرم.
آقای بلر! آقای بلر!
ماده داره حباب میزنه، به نظرم کاملاً ناپایداره...
مشکل چیه؟
آره، همین که خواستم اون کیف رو جابجا کنم، ترکیب شروع کرد به داغ شدن.
این یه واکنش حرارتیه.
مواد شیمیایی درگیر دارن در مواجهه بیشتر با هوا واکنش نشون میدن.
خب، این ترکیب شبیه به ترکیب لیدزه،
ولی دقیقاً یکی نیست. برای شروع، رنگش فرق داره.
خب، باید عقبنشینی کنیم و یه برنامه دیگه بریزیم.
این ماده به شدت ناپایداره. ممکنه هر لحظه به شدت واکنش نشون بده.
بسیار خب، محدوده امنیتی رو عقبتر ببرین. همه رو از سکو دور کنین.
داره واکنش میده.
بله، خطرناکه.
ما حتی نمیدونیم چیه.
باشه. پس فقط برش دارین و بذارین تیم بررسی صحنه جرم کارشون رو بکنن.
مشکل همین برداشتنشه.
به شدت ناپایداره.
باشه، من فقط به یه کم وقت بیشتر نیاز دارم تا یه راهکار دیگه پیدا کنم.
چقدر؟ - تا آخر امروز.
نه، نه. اینقدر وقت نداریم. بجنب!
کلیف، باید بریم تو اون واگن.
اون تو سرنخهایی هست که بهمون کمک میکنه این آدما رو شناسایی کنیم
قبل از اینکه کار دیگه ای بکنن.
این ماده خطرناکه.
داری به حرفم گوش نمیدی.
تمام لندن-- تمام این مملکت لعنتی
منتظره که تو کارت رو انجام بدی.
"در جلسهای که دیروز با نخست وزیر داشتم،
"من مسئله به حداکثر رساندن حمایت قانونی از افسران رو مطرح کردم
"که مجبور بودن در مورد افرادی که گمان میرفت بمبگذار انتحاری باشن تصمیم بگیرن.
"این مشخصاً یک روند تصمیمگیری در زمان کوتاه و بحرانیه
"که در اون افسران نمیتونن روشهای مهار
"و مذاکرهای رو ریسک کنن که در حالت عادی به کار گرفته میشه."
و این نامه برای وزارت کشور بود؟
به دبیر دائمی جان گیف، بله.
"تنها گزینهای که یک افسر ممکنه داشته باشه، شلیک مستقیم برای کشتن باشه
"تا از انفجار یک وسیله جلوگیری کنه."
ما باید بهشون هشدار بدیم
در مورد سناریوهای احتمالی عملیات کراتوس.
ببخشید قربان.
ام، باید دوباره برین جلوی دوربینها.
شوخی میکنین؟ - قضیه رانندههای قطاره قربان.
TFL الان زنگ زده میگه اگه فکر کنن پیام شما
شامل اونا هم میشه، اونا خونه میمونن
و کل سیستم مترو از کار میافته.
ولی من که همین الان بودم. شبیه احمقها میشم!
آخه!
این یه افتضاح تمامعیاره.
باشه، سعی نمیکنیم همه رو یکجا جابجا کنیم.
قسمتهای کوچیک رو جدا میکنیم، میذاریمشون تو کیسههای ضد الکتریسیته ساکن،
درشون رو نمیبندیم،
میذاریمشون تو ظروف پلاستیکی که اطرافشون رو آب فرا گرفته.
این کار خیلی طول میکشه.
برام مهم نیست. همینطوری انجامش میدیم.
باشه.
پلیس متروپولیتن امروز تحت فشار بسیار زیادیه
در حالی که افسران پلیس مسلح رو به کار میگیره...
جو امروز بعد از ظهر بیشتر به این موضوع مربوط میشه
که چطور با نگرانیای که این وضعیت ایجاد میکنه، برخورد کنیم.
اینکه چطور بفهمیم این بمبها نوعی بمب تقلبیان،
و چه کسی ممکنه این کارو کرده باشه. بیشتر در مورد...
...بلر اصرار داشت که عراق عامل بمبگذاریهای لندن نبوده.
و اینکه باید هم اینجا و هم در سراسر جهان با اسلام ستیزهجو مقابله کرد.
فکر نمیکنم مشکلی باشه.
به نظرم، باید، خب، کار خیلی سادهای باشه.
میدونی، مثلاً، دو تا آژیر واسه هر واحد.
کار تمومه.
خب، نظرت چیه؟ راضی هستی؟
آره، آره. ممکنه مجبور شیم یه خرده داکتکشی تو گوشهها کنیم.
ولی آره، مشکلی نیست. - اوهوم.
باشه، باید با دفتر چک کنم، ولی تا اونجایی که به من مربوط میشه،
من کاملاً آمادهام که دکمه شروع رو بزنم.
از نظر من که عالیه. - خیلی خب، محشره.
خیلی ممنون.
ممنونم، ممنونم، بچههای محشر، ممنون.
No comments yet. Be the first to leave one.