Οι πρώτες 200 γραμμές.
بعد از چند روز سیلاب که از شمال اومده
آب برکه داره سریع پایین میره
ای لعنتی
یه روز دو فوت بالاست
و فرداش دو فوت میاد پایینتر
اصلاً نمیشه خودت رو باهاش وفق بدی
و وقتی آب عقبنشینی میکنه
سر و کلهی دردسرهای جدید پیدا میشه
اون سیلها با خودشون
یه گله تمساح نر گنده آوردن اینجا
و همهشون دارن قلمرو تعیین میکنن
فقط میخوام نرهای گنده رو شکار کنم
مادهها رو آزاد میکنیم
از توی قایق؟ آره، از توی قایق
حالا که تمساحها راه افتادن
و کف قایقها به زمین گیر میکنه
با این آب کم، شکار کردن امروز خیلی سخت میشه
اوه! اوه
شکارچیها از دههها تجربهشون مایه میذارن
تا کار رو تموم کنن
فقط میخوام نرهای گنده رو بزنم
و مادهها رو ول کنم برن
هر چه بادا باد... اوه
آتیش گرفتیم! آتیش گرفتیم! چی؟
یا با همین آب کم
صبر کن، قایق آتیش گرفته؟
محکم بچسب
وقتی روز توی برکه شروع میشه
تروی لندری، سلطان مرداب و پسرش جیکوب
میرن سراغ پاتوق همیشگی و پربرکتشون
سعی میکنن قبل از اینکه سطح آب پایین بیاد، سهمیهشون رو پر کنن
و دسترسی به این جای خوب رو قطع کنه
وقتی آب فروکش میکنه، اوضاع خیلی سخت میشه
چون خیلی از جاها
که روز قبل توشون شکار میکردی
یا دیگه بهشون دسترسی نداری، یا وسایلت رو داغون میکنی
که بخوای به اون قلابها برسی
واسه همین، دوست داریم بریم اونجا و تا میتونیم
کل سهمیهمون رو تموم کنیم
اونم با بیشترین سرعت ممکن
برای اینکه مطمئن بشن هر کی با تمام توانش مایه میذاره
جیکوب، تروی رو به یه شرطبندی پدر و پسری دعوت میکنه
محض شفافسازی، هر کی بزرگترین تمساح رو بگیره برندهی امروزه
نه بیشترین، بلکه بزرگترین
خب، ما هم بیشترین رو میگیریم و هم بزرگترین رو
مگه نه، پیوی؟ درسته
مگه نه، پیوی؟ درسته
افتخار مال کسیه که بزرگترین تمساح رو بگیره
و طبق رسم همیشگی لندریها
بازنده باید تاوان پس بده
من و جیکوب داریم یه جا با هم شکار میکنیم
و معلومه که جیکوب میخواد یه شرطبندی کوچیک راه بندازه
تا ببینیم کی میتونه بزرگترین تمساح رو بگیره
ولی بین این همه چیز، اگه ببره
ازم میخواد توی فروشگاه دافی صندوقدار وایستم
توی همون فروشگاه
دیشب یوتیوب نگاه کردی؟
که یاد بگیری چطوری با صندوق کار کنی؟
نه، یوتیوب نگاه نکردم
که چطوری با صندوق کار کنم
شاید پیوی بتونه صندوقدار بشه، هوم؟
نه، نه
من عادت دارم به مدلهای قدیمی که
شرطمون این نبود، قرارمون این نیست
این قضیه ربطی به من و ویلی نداره
این بین شما دوتاست
هر کی بزرگترین تمساح رو بگیره، برنده است
و اگه اون ببازه، باید توی فروشگاه دافی
یک ساعت پشت صندوق کار کنه
بدون حقوق، و باید لباس فرم دافی رو هم بپوشه
واسه همین خیلی خیلی امیدوارم و به درگاه خدا دعا میکنم
که بزرگترین تمساح رو من بگیرم
چون واقعاً فکر میکنم دیدنی میشه
اگه ما بزرگترین رو بگیریم، باید کامیون من رو بشوری
کار با اون صندوق رو یاد بگیر
فقط همین رو بهت میگم
خب، باید بریم سر کار
وقت بازی نداریم
موفق باشید همگی
ویلی، باید این شرط رو ببریم
عالی میشه اگه همین امروز یه یازده فوتیِ دیگه از اینجا بگیریم
آره، عالی میشه
انگار یه خبری هست اینجا
ای وای
اوه، اوه، اوه، اونجا چی داری ویلی؟
اوه
لازمه بیام اونجا کمک؟
اوه! ویلی، مواظبش باش
اوه
انگشتهای پات، ویلی، مواظب انگشتهای پات باش
زود باش ویلی، بذار بهش تیر بزنم
هشت و نیم، نه فوتیه
این تمساح نه فوتی شروع خوبی برای شکارچیهاست
اما جیکوب میدونه که باید تمساحهای خیلی بزرگتری شکار کنه
اگه میخواد کامیون تروی رو نشوره
اینجا محدودهی پارک ملیه
که کلی تمساح گنده داره
تمساحهای ۱۳ فوتی اون دور و برها شنا میکنن
واسه همین میدونم چیزی که تو قایق دارم
جلوی بابام برندهم نمیکنه
شنیدم آقا تروی همین الان شلیک کرد
ای وای
این خوب نیست. اصلاً خوب نیست
درست مثل وضعیت این موتور
انگار امروز صبح قهوه نخورده
نیم مایل پایینتر توی برکه
تا اینجا تروی و پیکل
فقط دوتا تمساح کوچیک توی قایق دارن
و سلطان مرداب قرار نیست نفر دوم بشه
آه
محکم بچسب، پیوی
باید عجله کنیم
نمیخوام صندوقدار بشم
آقا تروی به کسی که هست خیلی خیلی افتخار میکنه
و همینطور به تصویری که از خودش ساخته. محکم بچسب
واسه همین قراره تا آخرش محکم و استوار بمونه
تا همون روزی که بمیره
اون فارغ از هر اتفاقی، میخواد برنده بشه
همونجا، همونجا، همونجا
اوه آره، اون... اوه، ایول
اوه، یه درختلرزون گیر آوردیم پیوی
اوه، آره
اوه-هو-هو
یه درختلرزون گیر آوردیم پیوی
بیارش اینطرف، پیوی
اوه، چیز خوبیه
عجب تمساحیه
تمساح گندهایه
بیارش اینطرف پیوی، بیارش اینجا
پناه بر خدا
زود باش! بیارش تو قایق، پیوی
اوه، خیلی گنده است
وای! دستمریزاد
بیارش اینطرف
این تمساح نه فوتی یه قدم رو به جلوئه
اما تروی میدونه شکست دادن جیکوب کار سختیه
هر چی نباشه، اونم یه لندریه
ما تو خانوادهی لندری، فقط میریم دنبالش
و به دستش میآریم
و فکر کنم همینه که لندریها رو
از بقیه متمایز میکنه
همهمون حاضریم سختتر از هر کس دیگهای کار کنیم
خیلی خب، اون بالا حالت خوبه؟ آره
یالا پی، بجنب، بجنب
نمیخوام صندوقدار باشم
تو روحیهات نمیخوره، نه؟
نمیخوام خودم رو سکهی یه پول کنم
ولی خودم شرط بستم
و تو اون پسری رو ساختی که این شرط رو بست
همزمان توی بایو پردو
بروس میچل، شکارچی کهنهکار و دستیارش آنا ریبک
دارن برای یه مأموریت ویژه میرن
تا به هممحلیهاشون کمک کنن
کجا بود؟
همینجا
باید اون تمساح رو بگیریم
تا بچهها بتونن بیان شنا
دیروز... چطورید همگی؟
یه گروه از محلیها به شکارچیها علامت دادن و نگهشون داشتن
با یه نگرانی جدی. حالتون چطوره؟
فکر کنم یه تمساح گنده نزدیک کمپ داریم
همونجا که چادر زدیم. خب؟
و بچهها دارن سعی میکنن با حیوونها شنا کنن و این حرفها
و فقط خواستم ببینم شما میتونید بیاید یه نگاهی بندازید
شاید بتونید از اونجا بیرونش کنید
گنده است؟ تمساح بزرگیه؟
آره، بدک نیست. فکر کنم ده، شاید هم دوازده فوتی باشه
میتونیم بیایم اونجا
چندتا قلاب اون دور و برها میذارم
و کلکش رو میکنیم
نظرت چیه؟ ممنون میشم
آره، شر اون تمساح رو
از سرتون کم میکنیم، تضمین میکنم
خیلی خب، ما تمام تلاشمون رو میکنیم
یالا بریم که رفتیم
الان حس میکنم مسئولیت داریم
که به همسایهها کمک کنیم
منظورم اینه که اون نگران سگهاش و
بچههاشه، و
نمیخوای کسی این پایین خورده بشه
با شش دهه سابقهی شکار تمساح
بروس اصلاً تعجب نمیکنه
که با پایین اومدن آب، تمساحهای گنده بیان اینطرفها
وقتی آب میاد بالا
تمساحها برمیگردن توی مرداب
وقتی آب کمه، میان توی رودخونه
واسه همینه که این تمساحهای گنده
میرن سراغ خیلی از این کمپها
چون آب کمه، دلیلش همینه
فکر کنم اونجاست
سمت چپ؟ آره سمت چپ
اوه پسر، حرکت طناب رو میبینی؟
پناه بر خدا
ممکنه همون گندهه باشه. اوه، امیدوارم
گرفتمش
حتماً یه تمساح به قلاب افتاده
تفنگ رو بردار، تفنگ رو بردار. دستمه
آمادهای؟ اوه. بکشش بالا، بکشش بالا
مواظب باش
یالا آنا، بیارش بالا
No comments yet. Be the first to leave one.