Οι πρώτες 181 γραμμές.
آخ که مردم
آقا
وای کردم
بیایید
نزدیک بود به کشتنم بدی
چرا اینجوری نگاه میکنی؟
تو فن قدرت سایه را اجرا کردی؟
بله میخوام ازتون درخواست کمک کنم
ببخشید که از خواب بیدارتون کردم
نباید بیدارم میکردی تازه داشت خوابم میبرد
لعنت به تو
لطفا بی ادبی منو ببخشید
خیلی خب
از اونجایی فعلا اسیر تو هستم میبخشمت
بنال
چرا احضارم کردی؟
من به شما نیاز دارم تا زندگی شخصی را نجات بدم
نجات بدی؟
مزد من خیلی گرونه
استاد لطفا خودتون بیایید و یه نگاهی بهش بندازید
بذار رد شم
این سم هزاره اس که اون باهاش آلوده شده
پادزهری هم داره
نگاش کن،بنظر خیلی نگرانشی
ارتباطش باهات چیه؟
ارتباطی نداریم
فامیلش نیستی پس؟
پس چرا اینجوری بهش زل زدی؟
این مزخرفات چیه میگی؟
من چطوری میتونم از یه دختر انسان خوشم بیاد؟
...آره حتما
یکی
از اینکه رازش برملا بشه خجالت میکشه
اگه بازم از این مزخرفات بگی همینجا میکشمت
بیا ببینم
بگذریم سم هزاره از جایی میاد که هیچ پادزهری واسش وجود نداره
صبر کنید خودش بمیره و راحت شه
توی احمق
دعوا را بذارید کنار
موضوع مرگ و زندگیه خواهره
من واقعیت رو گفتم واقعا هیچ پادزهری براش وجود نداره
اگه واقعا هیچ پادزهری نداشته باشه باید از آخرین راه حل استفاده کنیم
چه راه حلی؟
هر خدای روباه گونه ای مرواریدی داره که میتونه زندگی انسانی را باهاش نجات بده
مروارید؟
این فکر خوبی نیس شما از عواقب تنها مرواریدی که در بدنتون هست آگاه نیستید
اینجوری هزار سال مراقبه پوچ میشه میره هوا و شما تبدیل به یه روباه معمولی میشید
حداقلش نمیذاریم بمیره
درست میگم؟
من نمیدونم
پس چرا بهمون نمیگی چیکار کنیم
لعنت به همتون
برید و عکنبوت لیلی را از الهه بگیرید
امان از دست شما
عنکبوت لیلی
پس اول نیاز داریم ما رو بهش معرفی کنی
بابا برو که خیلی رو داری
قبلا هم گفتم
به من ربطی نداره
استاد
اون جریان مال خیلی وقته پیشه
اون دیگه شما را مقصر چیزی نمیدونه
آره جون عمّت
اینو بگیر
از الهه بخواه بهت حبه جادویی را بده
حبه جادویی؟
نمیتونه به عنوان پادزهر عمل کنه
ولی میتونه مرگش را به تعویق بندازه
از خواهر خوب مراقبت کنید من میرم
هنوز بهش نگفته دوسش داره؟
خیلی دو رنگ و دو روئه
تو الهه عنکبوت لیلی هستی؟
خودمم
خدارو شکر
استاد هو یانگ ازم خواست بیام و تو را پیدا کنم
ازم چی میخواد؟
بهم گفت
که اینو واسه تو بیارم تا بهم حبه جادویی رو بدی
برو دیگه نمیخوام ببینمت
الهه
من به اون حبه واسه نجات دادن جون یه انسان نیاز دارم اگه دیر کنم میمیره
حبه من میوه منه و میوه من ثمره من
میدونی چند سال طول میکشه تا بتونم اون میوه را بزام
الهه
استاد گفت قبلا باهات رابطه داشته
خفه شو
من هیچ سرّ و سرِّی با اون ندارم
هر حبه ای که من نگه میدارم برابر با یک زندگیه
اونوقت تو یه کیسه واسه من میاری که همینجوری تقدیمت کنم؟
پس بهم بگو
بجاش چی میخوای؟
از وقتی هو یانگ بهم دروغ و گفت ازم فرار کرد
هیچ خدای روباهی برای تمیز کردن باغم بهم کمک نکرده
اگه تو حبه را میخوای
باید واسم هویانگ را بیاری
این چطوره؟
تو حبه رو میدی به من و دو ماه هم به من وقت میدی بعدش میام باغت را واست تمیز میکنم
تو؟
مطمئنی میتونی 10 سال تنهایی رو تحمل کنی
من همین حالاشم 100 سال تنها یه جا گرفتار بودم 10 سال که چیزی نیس
اگه بهت حبه را بدم و فرار کنی چی؟
الهه
میدونم دارم زبونی پیمان میبندم اما باورم کن وقتی من حرفی میزنم پاش وای میستم
اگه برام وثیقه بذاری
باورت میکنم
من انگشت دستم را به عنوان وثیقه میبرم
نه صب کن
بنظر
کسی هستی که روی حرفش میمونه
باشه
باورت میکنم
اما
من از کسایی که بهم خیانت کنن و دروغ بگن متنفرم
اگه تا دو ماهه دیگه اینجا نبینمت
الهه مطمئن باش که میام سرم بره قولم نمیره
ممنون الهه من دیگه میرم
داداش بای شنگ
هنوز زمان داریم؟
نگران نباش
من روحش را دورن بدنش قفل کردم
حبه را آوردم
اون چی گفت؟
اون گفت
کسی هستم که سر حرفش میمونه
میدونستم ،خانومه خودمه
حالا حبه کجاس؟
استاد
حالا باید چیکار کنیم
بذار تو دهنش
خواهر کوچیک کجا رفت؟
کجاست؟
چرا یهو ناپدید شد؟
نگران نباش
صب کن حبه شکوفه کنه
مطمئنی این کار جواب میده
اگه باورم نداشتید پس چرا احضارم کردید؟
استاد
منظورمون این نبود
نگران نباشید
فقط یادتون نره هر روز بهش آب بدید و ازش خوب مراقبت کنید
شما
شما مطمئنید حال خواهر خوب میشه؟
شکوفه گل لیلی خیلی پر قدرته توش مایه حیات واسه زایش مجدد داره نگران نباش
خواهر کوچولو
تو باید زنده بمونی
گریه رو بس کن
بنظر خواهرتون اونجا جوونه زده
یادتون رنه بهش آب بدید
اگه خشک شد و مرد من را مقصر قضیه ندونید
یکم هم اینجا آب بریز
قشنگ بهش آب بده
اینجا اینجا و اینجا
همه جا آب بدید
خوبه ادامه بدید
خیلی خب
من ازش مراقبت میکنم
شما ها میتونید برید
باشه
پس منم میرم سر مغازه
باشه
برادر بای شانگ
منم باهات میام
باشه
وسایل را برگردونید خب؟
تو کی هستی؟
تو واقعا کی هستی؟
ژنگ
شو ژنگ
شو ژنگ
ژنگ
شو ژنگ
ژنگ
اومدم خواهر ژنگ راببینم
همین الان از اینجا برو
اون الان دلش نمیخواد تو را ببینه
اصلا تو چیکارش هستی؟
اون تویی که باید از اینجا بری
ولم کن
دستت بکش
تو چیکارشی دلم میخوام ببینمش
برو بگو بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.